بخش ۳۲ - در صفت دل و اسرار توحید و حقایق فرماید
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری، به بررسی رازهای عشق و جدایی و ارتباط انسان با خدا میپردازد. شاعر به دل خودش میگوید که عشق و وصل او با جان و جانان، نامشخص و پنهان است، اما او خود از این راز آگاهی دارد. شاعر به دلش یادآوری میکند که باید از زهد خشک و دنیای مادی دوری کند و به عشق حقیقی بپردازد. همچنین این شعر بر این نکته تأکید دارد که هر لحظه باید به یاد خدا بود و به جستجوی حقیقت و معنا پرداخته شود. در نهایت، شاعر به بیداری و آگاهی در زندگی اشاره میکند و میگوید که واقعیات عمیقتری در پشت خواب و بیداری وجود دارد و انسان باید به آن توجه کند.
حقیقت ایدل اکنون چند گوئیهمی گوئی تو تا پیوند جوئی
هوش مصنوعی: حقیقت مطلوب را چه اندازه میخواهی بیان کنی؟ هرچه بیشتر میگویی، بیشتر به دنبال ارتباط و پیوند آن هستی.
ترا پیوند با جانست و جانانتوئی پیدا ولی در عشق پنهان
هوش مصنوعی: تو با روح و جان پیوندی، و خودت را پیدا میکنی، اما در عشق، این ارتباط و راز به طور پنهانی وجود دارد.
تو پیدائی و ناپیدای جانیکه میدانم تو راز خویش دانی
هوش مصنوعی: تو آشکار و پنهان هستی، و من میدانم که تو از راز خود آگاهی.
نمیداند کسی احوالت ای دلتو میدانی دراینجا راز مشکل
هوش مصنوعی: کسی از وضعیت تو خبر ندارد، اما تو خودت میدانی که در اینجا چه راز سختی نهفته است.
تو میدانی که اندر عشق و هجرانچه بار غم کشیدستی ز جانان
هوش مصنوعی: تو میدانی که در عشق و جدایی چه درد و رنجی از محبوب به دوش کشیدم.
مرا ای دل ابا تو جمله کار استمرا با تو سخنها بیشمار است
هوش مصنوعی: ای دل، همه امور من به تو وابسته است و با تو گفتگوهای فراوانی دارم.
مرا باتست اینجا گفت و گویمکه سرگردان تو مانند گویم
هوش مصنوعی: من اینجا به تماشا نشستهام و درباره تو صحبت میکنم، همانطور که تو هم در دنیای خودت گم شدهای.
مرا عمریست ای دل تاتوانیکه تا من چند گفتم از معانی
هوش مصنوعی: سالهاست که دل من در جستجوی فهم و معانی است، اما من هنوز نتوانستهام به اندازهای که باید، در این باره صحبت کنم.
ریاضت چند من از تو کشیدماگرچه با تو درگفت و شنیدم
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را به خاطر تو تحمل کردم، هرچند که در صحبت و گفتگو با تو بودم.
بسی گفتم ترا ای دل ز جانانکه هم بنموده است اسرار پنهان
هوش مصنوعی: من بارها به تو، ای دل، گفتهام که محبوب، رازهای پنهان را به ما نشان داده است.
ز جوهر جوهرت دادم در اینجاترادر دانهها دادم در اینجا
هوش مصنوعی: من از اصل و ذات خودت چیزی را به تو هدیه کردهام و در این مکان، دانههایی از آن را برای تو گذاشتهام.
دلا باتست هر راز نهانیتو میگوئی دلا و هم تو خوانی
هوش مصنوعی: ای دل، تو رازهای پنهان را میگویی و خود را نیز میخوانی.
تو بینائی درون چشم ماندهکنون درجسم خود بی اسم مانده
هوش مصنوعی: تو از نعمت بینایی برخورداری، اما این بینایی درون چشمانت محبوس مانده و در واقعیت خود، بیهویت و نام است.
منزه از دو عالم در وصالیدرین حضرت تجلی جمالی
هوش مصنوعی: در این مقام، وجودم از هر دو جهان پاک و دور است و در ارتباط با این جمال الهی، روشنایی و زیبایی خاصی را احساس میکنم.
درین عالم دو عالم از تو پیداستهمه شور و فغانها از تو برخاست
هوش مصنوعی: در این دنیا، دو دنیای مختلف از تو نمایان است و تمام آشفتگیها و نالهها از وجود تو نشأت میگیرد.
بسی شور از تو در روی جهان استکسی سر تو جز تو کس ندانست
هوش مصنوعی: شور و هیجانی که برای تو در دنیا وجود دارد، بسیار زیاد است و هیچ کس جز خود تو از این حال و هوای تو خبر ندارد.
تو دانائی و جز تو کس نشایدوگردانی کجا رازت گشاید
هوش مصنوعی: تو تنها فرد آگاهی و کسی دیگر به این اندازه دانا نیست، بنابراین تو میتوانی هر رازی را که میخواهی آشکار کنی.
ز حل مشکل صدق و صفائیتو بخشیدی جهانی را صفائی
هوش مصنوعی: به خاطر تلاش و صداقت تو، جهانیان از آرامش و پاکی بهرهمند شدند.
نه در کون و مکان آیی پدیدارکه بیشک خواهی اینجا گاه دیدار
هوش مصنوعی: تو در فضا و مکان ظاهر نمیشوی، اما قطعا اینجا جایی برای دیدار تو هست.
ترازآنحضرت اینجاگه خبر هستازین ذات تو اینجا باز پیوست
هوش مصنوعی: در اینجا خبری از آن مقام والا موجود است و اینجا نیز ارتباط به تو ادامه دارد.
تو بیشک حضرتی و خانهٔ یارز دیداری توئی دیوانهٔ یار
هوش مصنوعی: تو به یقین موجودی بزرگ و محترم هستی و به خاطر دیدار تو، به عشق و دیوانگی نسبت به معشوقهات دچار شدهای.
از آن دیوانهٔ و بازماندهکه مستی دمبدم در راز مانده
هوش مصنوعی: در مورد فردی صحبت میکند که به شدت دچار جنون و پریشانی است و به طور مداوم تحت تأثیر حالتی از مستی و سرخوشی قرار دارد، به طوری که رازهای زندگیاش برایش پنهان ماندهاند.
ازین دیوانگی دربند ماندیدرآخر رخت در دریا فشاندی
هوش مصنوعی: به خاطر دیوانگیات در آخر کار، خود را در دریا رها کردی و از همه چیز فاصله گرفتی.
دلا اینجا سخن بسیار و ده دورگهی مستی ز عشق و گاه مخمور
هوش مصنوعی: ای دل، در اینجا گفتگوهای زیادی هست و همه جا پر از لحظات مستی ناشی از عشق و گاه هیجانهای شاداب.
زمانی مست عشقی در خراباتزمانی مست شوقی در مناجات
هوش مصنوعی: در زمانی غرق در عشق بودم و در روزهایی دیگر شوری را در دعا و راز و نیاز تجربه کردم.
زمانی گنج اندر پیش داریزمانی عقل پیش اندیش داری
هوش مصنوعی: در دورانهایی از زندگی، گاه ثروت و مال و دارایی در دست توست و در زمانهایی دیگر، دانش و قدرت تفکر و بصیرت تو برتر است.
زمانی بر در خمّار مستیزمانی سوی دیری بت پرستی
هوش مصنوعی: گاهی در خانهی میفروشی در حال نوشیدن هستم و گاهی دیگر به معبدی میروم که در آن بتها را پرستش میکنم.
زمانی بر گذشته از دو عالمزمانی شادی و دیگر تو در غم
هوش مصنوعی: یک زمانی بود که هر دو دنیا را فراموش کرده و تنها در شادی غوطهور بودی، اما اکنون در اندوه و غم به سر میبری.
دمی در گفتن اسرار واصلدمی دیگر بماندستی تو غافل
هوش مصنوعی: لحظهای در بیان رازها تأمل کن و لحظهای دیگر به خود بیا، که تو در غفلت هستی.
دمی درکون ودیگر در مکانیدمی در صورت و گه در نهانی
هوش مصنوعی: لحظهای در جهان مادی و لحظهای در فضایی دیگر، گاهی در ظاهر و گاهی در باطن.
دمی در کافری زنّار بندیدمی خود را بپای دار بندی
هوش مصنوعی: لحظهای به کافری نگاه کن و از اصالت او عبرت بگیر، و لحظهای دیگر خود را به پای حقیقت و ایمان بسپار.
دمی واصل دمی عاشق درین راهفزونی آخر از این هفت خرگاه
هوش مصنوعی: لحظهای به وصال میرسی و لحظهای عاشق میشوی. در این راه دقت کن که در نهایت همه چیز به این هفت مکان محدود ختم میشود.
تو خواهی برد با خود جاودانیکه مرغ باغ عشق لامکانی
هوش مصنوعی: اگر تو عشق را در دل خود پرورش دهی، به جاودانگی و بینهایتی دست خواهی یافت، زیرا عشق همچون پرندهای است که در باغی بدون مرز و محدودیت پرواز میکند.
درین چندین عجایبهای اسرارکه تو دیدی کنون در عین پرگار
هوش مصنوعی: در اینجا به عجایب و اسرار زیادی که مشاهده کردی اشاره میشود و اکنون آنها را در دایرهای از دانش و فهم میبینی.
فزون از عقل و بیرون از ضمیر استکه جانانست و جانت دستگیر است
هوش مصنوعی: از عقل و تفکر فراتر است و خارج از دنیای درونی انسان میباشد، زیرا آنچه مورد نظر است، محبوبی است که روح و جانت را در بر میگیرد.
دلا چندانکه میگوئی ز ذاتشکجا یابی تو اسرار صفاتش
هوش مصنوعی: ای دل، هرچقدر هم درباره ذات پروردگار صحبت کنی و او را وصف کنی، باز هم نمیتوانی به رازهای صفات او پی ببری.
در اینجادان که اینجا آشکار استدرون جان و دل پروردگار است
هوش مصنوعی: در اینجا حقیقتی واضح وجود دارد که در عمق جان و دل خداوند نهفته است.
ازل را با ابد پیوند او ساختترا در ذات خود از عشق بنواخت
هوش مصنوعی: خداوند از ابتدا تا انتها را به هم پیوند داد و عشق را در وجود تو جاری ساخت.
در این صحن ز مرد رنگ افلاککه گردانست اندر حقهٔ خاک
هوش مصنوعی: در این مکان، از انسانهایی که به رنگهای آسمانی شبیه هستند، صحبت میشود که در دام خاک و دنیا گرفتار شدهاند.
ازین چندین گل پر نور سوزانکه ایشانند در عالم فروزان
هوش مصنوعی: از این همه گلهای درخشان و زیبا که در جهان درخشندگی دارند و زندگی را روشن میکنند.
کمال صنع خود پرداخت از ذاتبهم پیوست اینجا دید ذرات
هوش مصنوعی: خداوند هنر خود را به کمال رسانده و از وجود خود، همه چیز را شکل داده است. در اینجا، همه اجزاء و ذرات جهان را به هم متصل و مرتبط میبیند.
که داند حد آن بنگر در اینجاتو بستی که گشاید این معما
هوش مصنوعی: کسی نمیداند چه مقداری از این موضوع را میتوان فهمید، پس تو در اینجا قرار داری تا ببینی چه چیزی میتواند این راز را روشن کند.
ره اینجا هر که ره اینجاست گفتمجمال شاه جان پیداست گفتم
هوش مصنوعی: هر که به اینجا رسیده، مسیرش را یافتهاست، همانطور که زیبایی و جذابیت شاه قلبها مشهود است.
جمال شاه اندر تو پدید استهمه کون ومکان در تو پدیداست
هوش مصنوعی: زیبایی پادشاه در وجود تو ظهور کرده و تمام موجودات و مکانها نیز در تو نمایان هستند.
دو عالم در تو ای دل ناپدیدارتو اینجائی و آنجاناپدیدار
هوش مصنوعی: ای دل، تو در دو جهان به طوری پنهانی هستی که هم اینجا حضور داری و هم در جایی نامشخص.
زهی دل این همه گفتار از تستحقیقت روشنی عطار از تست
هوش مصنوعی: ای دل، چه زیباست این همه سخن که تو میگویی! حقیقتی روشن و روشنگر که عطار از تو الهام گرفته است.
مرا اینجا ابا تو سوی دنیاخوش آمد لاجرم در عین مولا
هوش مصنوعی: من در اینجا با وجود تو به دنیا خوشامد میگویم، زیرا در کنار تو احساس آرامش و حضور مولا دارم.
دلا عطار باتست و نه در تستترا اینجا و او و مر ترا جست
هوش مصنوعی: ای دل، تو عطار هستی و نه مادهای بیارزش. تو در این دنیا به دنبال او میگردی، اما حقیقتاً او در وجود توست.
بیابد چون مر اوراکشته بینیبخون و خاک وی آغشته بینی
هوش مصنوعی: اگر کسی را به گناه ببیند و به سرنوشت او دقت کند، متوجه میشود که چقدر خون و خاک او در هم آمیخته است.
مرا با تو وصال و هم فراقستبسی دیدار شوق و اشتیاقست
هوش مصنوعی: من با تو هم در وصال هستم و هم در جدایی، دیدار با تو برایم پر از شوق و اشتیاق است.
مرا باتو حدیث از شوق افتادسخن هر لحظهٔ با ذوق افتاد
هوش مصنوعی: میخواهم از عشق و شوقی که به تو دارم صحبت کنم، در هر لحظه با اشتیاق رخ میدهد.
رها کن زهد خشک و نام وناموسکه دنیا جملگی ملکی است افسوس
هوش مصنوعی: از زهد و دینداری خشک و بیروح دست بردار و به دنیا و امکانات آن توجه کن، چون تمام این دنیا تنها یک ملک و دارایی است و افسوس که انسانها به آن توجه کافی ندارند.
همه دنیا نیرزد پرّ کاهیبنزد عاقلان دنیاست راهی
هوش مصنوعی: در زندگی، ارزش چیزهای مادی و دنیوی بسیار کم است و فقط عاقلانی که به عمق مسائل آگاهند، میدانند که این دنیای فانی هیچ ارزشی ندارد.
همه دنیا مثال حقّهٔ داندرون حقه در خورشید تابان
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک توپ کوچک است که درون آن یک توپ دیگر وجود دارد و همه چیز به نور خورشید وابسته است. این تصویر نشاندهندهٔ رابطهٔ میان جهان و حقیقتی بزرگتر است که در پس آن نهفته است.
همه دنیا مثال یک چراغستفتاده بر کنارش پر ز زاغ است
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک چراغ است که در کنار آن پر از سیاهی و مشکلات است.
نظر کن سوی دنیا دمبدم تودگر بشتاب در عین عدم تو
هوش مصنوعی: به دنیا نگاه کن و هر لحظه به آن توجه کن، چون در اصل وجودی نداریم.
نظر کن درجهان و جان همی بیندگر یک لحظه هر جانان همی بین
هوش مصنوعی: به جهان نگاه کن و در دلهای مردم تأمل کن، زیرا هر لحظه میتوانی تماشاگر جانهای مختلف و حالات آنها باشی.
چو جانان دمبدم رخ مینمایدز وصل خویش پاسخ مینماید
هوش مصنوعی: هر لحظه معشوق رخ خود را نشان میدهد و از محبت و وصالی که دارد، پاسخ میدهد.
ز ماهی تا بمه در صنع بیچونکه پیدا کرد در تو بیچه و چون
هوش مصنوعی: از ماهی تا به صبح در کار بیچون، آنچه در تو پیدا شد، بین و ببین.
نظر میکن تواندر جمله ذراتکه گویانند در تسبیح و آیات
هوش مصنوعی: در نگاه عمیق به همه ذرات جهان، میتوان نشانههایی از تسبیح و آیات الهی را مشاهده کرد که در حال سخن گفتن هستند.
همه در زمزمه در ذکر اللههمه اینجایگه از راز آگاه
هوش مصنوعی: همه در حال صحبت در مورد خداوند هستند و همه اینجا از اسرار او مطلع هستند.
همه با او در اینجا در مناجاتطلب دارند از دیدار حاجات
هوش مصنوعی: همه در اینجا به عبادت و درخواست از او مشغولند و از او میخواهند که نیازهایشان را برآورده کند.
همی خواهند تا او را به بینندهمه در سر او صاحب یقینند
هوش مصنوعی: همه در دل میخواهند او را ببینند و به یقین در مورد شخصیت او اعتقاد دارند.
همه بی او و با اویند در راهحقیقت مرد معنی زوست آگاه
هوش مصنوعی: همه در جستجوی حقیقت یا در کنار او هستند یا تحت تأثیر او. مردانی که به معنای واقعی آگاه هستند، از وجود او آگاهند.
زمانی گوش کن هان تا بدانیکه پنهان نیست اسرار عیانی
هوش مصنوعی: به زمانی توجه کن که به تو نشان میدهد اسرار و حقایق عمیق زندگی هرگز کاملاً پنهان نیستند.
همه عالم پر از خورشید بنگرحقیقت سایهٔ جاوید بنگر
هوش مصنوعی: به همه جای دنیا که نگاه کنی، نور و روشنایی وجود دارد؛ اما باید به واقعیت عمیقتری توجه کرد که همیشه و در هر زمانی باقی است.
نظر کن بامدادان سوی خورتودراین معنی که گویم در نگر تو
هوش مصنوعی: در صبح، به آفتاب نگاه کن و به این معنا که من دربارهاش صحبت میکنم، خوب بیندیش.
به بین آن لحظه اندر صنع باریکه نوری میدمد در صیح تاری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد در آن لحظه خاص، نوری در روز همزمان با تاریکی صبح میتابد.
عجب نوریست از آن حضرت ذاتحقیقت تابد آن بر جمله ذرات
هوش مصنوعی: چه نوری است که از آن وجود حقیقی میتابد و بر تمام ذرات جهان روشنایی میبخشد.
منور میکند آن نور عالم فزاید روشنی اینجا دمادم
هوش مصنوعی: آن نور جهانی میتابد و باعث میشود که روشنی اینجا به طور مداوم افزایش یابد.
دمادم روشنی آید پدیداربرآید بعد از آن خورشید انوار
هوش مصنوعی: به تدریج نور و روشنی نمایان میشود و بعد از آن، خورشید با پرتوهایش ظهور میکند.
شود عالم منور از حضورششود روشن جهان از عکس نورش
هوش مصنوعی: وجود او باعث روشنی و روشنگری عالم میشود و جهان به واسطه نور او روشنتر میگردد.
رود تاریکی ظلمت د اینجانماند سایه جز نور مصفا
هوش مصنوعی: در اینجا هیچگونه سایهای از تاریکی و ظلمت باقی نمیماند و تنها نور پاک و روشن حاکم است.
چنان دان اندر آن پاکی تو ای دلکه نور خورشوی زین راز مشکل
هوش مصنوعی: ای دل، به درستی بدان که در این پاکی، رازهایی نهفته است که مانند نور خورشید وضوح دارد و یافتن آنها دشوار است.
برآیی تا جهان جان منورکنی ماندن یکبارگی خور
هوش مصنوعی: با آمدنت، این جهان را روشن و پر از زندگی میکنی؛ مانند خورشید که یکباره طلوع میکند.
جهان جان دمادم روشنائیهمی ده تا یقین عین خدائی
هوش مصنوعی: جهان به طور مداوم نور و روشنی را به ما میبخشد تا ما به وجود خداوند پی ببریم و یقین پیدا کنیم.
ترا پیدا شود در آخر کاربگوئی سر خود اینجا بیکبار
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی کار به سرانجام میرسد، تو میگویی که سرانجام به یاد تو آمدهایم.
بیکباره چو دل بر این نهادیدر معنی در اینجا برگشادی
هوش مصنوعی: زمانی که ناگهان دل را به این معنا توجه کردی، در این مکان به درک و روشنی رسیدی.
تو صبحی ای دل آشفته ماندهچرا در صبح باشی خفته مانده
هوش مصنوعی: ای دل، چرا در این صبح زیبا بیدار نیستی و هنوز در خواب به سر میبری؟
بوقت صبح اینجا بین یکی رازکه اندر تست کل انجام و آغاز
هوش مصنوعی: در صبح زود در اینجا، میان یک راز هست که در وجود تو تمامی آغاز و پایانِ امور نهفته است.
ترا انجام و آغاز است اینجاتراکل دیدهها باز است اینجا
هوش مصنوعی: تو در اینجا هم آغاز و هم پایان هستی، اینجا چشمانت به روی همه چیز باز است.
نظر کن در نگر آغاز و انجام بنوش از دست جانان آنگهی جام
هوش مصنوعی: به دقت به آغاز و پایان کارها نگاه کن و سپس از دست محبوب، جامی بنوش.
دمادم نوش کن از جرعهٔ یارکه تا مستت کند در عین پندار
هوش مصنوعی: هر لحظه از جام معشوق بنوش که او تو را در عین حالتی که به نظر میرسد، مست کند.
تو خورشیدی و مست راه جانیچرا چندین بسر خود را دوانی
هوش مصنوعی: تو مانند خورشیدی و در حال شادمانی، پس چرا آنقدر بیهدف و به این سو و آن سو میروی؟
گهی زردی و گاهی شرح هستیدمی در عین بالا گاه پستی
هوش مصنوعی: گاهی انسان دچار احساس ناراحتی و دلتنگی میشود و گاهی دیگران را به تفکر درباره زندگی و وجود خود وا میدارد. همچنان که در زندگی، اوقاتی بالا و اوقاتی دیگر پایین داریم، این تغییرات طبیعی است و بخشی از تجربه انسانی به شمار میرود.
گهی اینجا ز اول آخر روزبود در شغل و خوش میباش و میسوز
هوش مصنوعی: گاهی اینجا در ابتدای روز، کار و فعالیت وجود دارد، پس خوش باش و از زندگی لذت ببر.
بدانی اول و تا آخر کارشوی آخر در اینجا ناپدیدار
هوش مصنوعی: درک کنی که از ابتدا تا انتهای مسیر، در نهایت آنچه را که هست، نخواهی دید.
چووقت شام میآید پدیدارنمیگردد نموده نانمودار
هوش مصنوعی: وقتی غروب میشود، آنچه که در دسترس است، قابل مشاهده نیست.
همه عالم چو شب آیند بیهوششوند وجام حضرت راکند نوش
هوش مصنوعی: اگر همه جهان مانند شب شوند و بیخبر از حال، شهد زندگی را از دست دهند، تنها خود را مست از جام خاصی مییابند.
همه مست جمال جان فزایندمثال اولین حیران نمایند
هوش مصنوعی: همه تحت تأثیر زیبایی جانافزای او قرار دارند و مانند نخستین افراد حیرتزده و شگفتزده به نظر میرسند.
شوند از خود نماند عقل در تنبرون آیند کلی از ما و از من
هوش مصنوعی: زمانی که خود را فراموش کنیم، عقل و درک ما از بین میرود و به نوعی از وجود خود خارج میشویم و همه چیز به کلی از ما و از من میشود.
عدم باشد در آن دم هرچه بینندکسانی کاندرین صاحب یقینند
هوش مصنوعی: در آن لحظه، کسانی که از یقین برخوردارند، هر چه را ببینند، تنها عدم و نبود است.
یکی خوابست بیداری ایشانولی کی داند این مرد پریشان
هوش مصنوعی: یک نفر در خواب است و بیداری دیگران را نمیبیند، اما کسی نمیداند که این مرد در حالتی آشفته به سر میبرد.
هر آنجا کاشکار او نهانستبه بیداری نشین عین نشانست
هوش مصنوعی: هر جا که صدای دلنشینی از دوست بلند است، در حال بیداری میتوان نشانههای او را به روشنی دید.
همان در خواب باشد در ولایتکه ایشان راست در عین هدایت
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای این است که کسی که در مسیر هدایت قرار دارد، باید به خواب و آرامش خود ادامه دهد و از نگرانیها و اضطرابها دور باشد. او در حقیقت در حالتی از آگاهی و تسلیم در برابر هدایت قرار دارد.
ز بعد آن حیات و زندگانیچو رفتی از صور بیشک بدانی
هوش مصنوعی: پس از آنکه از دنیا و زندگی رفتی، حتماً با حقیقتها و معانی دیگری آشنا خواهی شد.
نه مرگی کوچک است اینجایگه خوابرموزی دیگر است این نکته دریاب
هوش مصنوعی: این مکان نه تنها جایی برای خوابیدن است، بلکه رازهای دیگری در آن نهفته است که باید به آن توجه کرد.
مثال مردهٔ آن دم که خفتینه بیداری نظر کن خویش و رفتی
هوش مصنوعی: مثل یک مردهای هستی وقتی که در خواب هستی، نه بیدار. به خودت نگاه کن و ببین که چگونه رفتهای و کجا هستی.
تو اندر خانهٔ خویشی بماندهعجب با خویش در پیشی بمانده
هوش مصنوعی: تو در خانهٔ خود نشستهای، و جالب اینجاست که خودت از خودت فاصله گرفتهای.
توئی اما وصالت نیست حاصلنمیدانی از آنی مانده غافل
هوش مصنوعی: تو هستی، اما نتوانستهای به وصالت دست پیدا کنی و از آنچه که باقی مانده غافل هستی.
در آن دم وصل آنکس باز بیندکه اندر خواب بیشک راز بیند
هوش مصنوعی: در لحظه وصال، تنها کسی میتواند حقیقت را ببیند که در خواب نیز درک عمیقی از رازها داشته باشد.