بخش ۳۵ - جواب دادن منصور شبلی را
هوش مصنوعی: این متن به بیان مفاهیم عمیقی در مورد وحدت وجود، توحید و عشق الهی میپردازد. شاعر با اشاره به شخصیتهای مذهبی مانند شبلی و دیگران، تمایز بین حقیقت و ظواهر را مورد تاکید قرار میدهد. او خود را به عنوان یک واصل به حقیقت معرفی میکند که به درک عمیقتری از وجود و خدا رسیده است. طعنه به تقلید و تاکید بر شناخت مستقیم حقیقت، از جمله مضامین اصلی این اثر است. شاعر از عشق به خدا و پیوند با او سخن میگوید و بیان میکند که هرکسی که به این عشق برسد، میتواند به درک واقعی و روشنی از وجود و خود برسد. در نهایت، او به باقیماندن عشق و حقیقت اشاره میکند که فراتر از صورتهای ظاهری است.
جوابی داد او را آن زمان دوستکه من مغزم همه شبلی توئی پوست
هوش مصنوعی: دوست زمانی به او پاسخ داد که من تمام شب را درگیر فکر تو بودم و تو تنها ظاهری بودی که مشاهده میکردم.
منم مغز و تو اینجا پوست هستیکه از بهر خود اینجا بت پرستی
هوش مصنوعی: من هستم مغز این ماجرا و تو فقط پوستی هستی که به خاطر خودت در اینجا پرستش میکنی.
کجا دانی تو این راز مرا هانکه از تقلید داری نص قرآن
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که چه رازی در دل من نهفته است، وقتی که تنها بر اساس تقلید از کلام خداوند سخن میگویی.
تو در تقلید و من در سر توحیدکجاگنجد یقین توحید و تقلید
هوش مصنوعی: تو در پیروی و تقلید هستی، اما من در راه یکتاپرستی و شناخت خدا. در این دو مسیر، چگونه میتواند یقین به یکتاپرستی با تقلید همجنس باشد؟
اگر ره بردهٔ شبلی درین سرکجا دانی تو باطن راز ظاهر
هوش مصنوعی: اگر کسی از شبلی (عالم و عارف معروف) راه را پیدا کرده باشد، تو چگونه میتوانی باطن رازهایی که در ظاهر وجود دارد را بشناسی؟
من از اسرار جوهر مرتضی رازبگفتستم اناالحق با همه باز
هوش مصنوعی: من از رازهای عمیق و معنوی وجود مرتضی (علی) سخن گفتم، که حقیقت را به طور کامل با همه بیان کردم.
من از سرحقیقت شاه دینمنه چون تو در گمان عین الیقینم
هوش مصنوعی: من از حقیقت دین آگاه و مطمئن هستم، نه مانند تو که تنها به ظن و پندار خود اکتفا کردهای.
تو شبلی این زمان بر صورت خودبماندستی و بینی نیک یا بد
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر این است که تو در حال حاضر به گونهای در حال زندگی هستی که بر چهرهات تأثیری از آنچه که به خوبی یا بدی انجام دادهای، باقی مانده است. به نوعی، رفتارها و اعمال تو بر نوع زندگیات تأثیرگذار است و حالا باید به این کارها و تصمیمات فکر کنی.
کجا بینی یکی چون دردومستیمنم با حق تو با خود بت پرستی
هوش مصنوعی: کجای دنیا را میتوانی پیدا کنی که کسی مانند من، در عذابی شبیه به مستی باشد؟ من با خودم در حال پرستش توام.
من از حیدر یقین گفتم عیانماناالحق هست در شرح و بیانم
هوش مصنوعی: من با قاطعیت از حیدر سخن میگویم و میگویم که در توضیح و تفسیر، من حقیقت را نمایان میکنم.
دگر از مصطفی بشنیدهام منکه صاحب درد و صاحب دیدهام من
هوش مصنوعی: من از پیامبر شنیدهام که من نیز دردی دارم و چیزی را میبینم که دیگران نمیبینند.
ز احمد دیدهام سر معانیبدان اسرار سرّ من رآنی
هوش مصنوعی: من از احمد (پیامبر اسلام) معنای حقیقی را دیدهام و به رازهایی پی بردهام که نشاندهندهی سرّ وجود من است.
حقیقت لو کشف برخوان زحیدرکز آن بگشایدت شبلی یقین در
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت واقعیات پی ببری، همانند زحیدر (امام علی) که درک عمیقی از مسائل دارد، در آن صورت شبلی (عالم برجسته) نیز به یقین و علم دست مییابی.
من از احمد یقین این راز گفتماناالحق از رآنی بازگفتم
هوش مصنوعی: من از احمد مطمئن شدم که این حقیقت را بیان کنم و وقتی او را دیدم، دوباره آن را تکرار کردم.
دگر از حیدر کرار این رازبگفتم لو کشف در این یقین باز
هوش مصنوعی: من به رازهایی که از حیدر کرار میدانستم، دیگر اشاره کردم و اکنون در این یقین و آگاهی دوباره روشن شدهام.
من از این هر دو واصل گشتم از ذاتنه مانند تو من سرگشتهام مات
هوش مصنوعی: من از هر دو دنیای مادی و معنوی عبور کردهام و به حقیقتی رسیدهام. اما این را بگویم که مانند تو که در این مسیر استوار هستی، من همچنان سرگشته و حیرانم.
حقیقت دم ز احمد میزنم منچو حیدر هر دم آخر نی زنم من
هوش مصنوعی: من هر لحظه از حقیقت پیامآور احمد سخن میگویم، همچون حیدر که به معنای حقیقی و محکم جلو میآید و هرگز از گفتن آن بازنمیمانم.
از این معنی که من دارم در اینجاحقیقت پایدارم من در اینجا
هوش مصنوعی: من در اینجا به حقیقتی که دارم پایبندم و از این معنا که دارم به خوبی آگاه هستم.
تو این معنی کجا دانی نکوئیکه در میدان فتاده همچو گوئی
هوش مصنوعی: تو از خوبی و نیکی چه میدانی، وقتی که در میدان جنگ حسابی افتادهای و اوضاع برایت دشوار است.
کسی داند که همچون من شود یاربرآید عاشقانه بر سر دار
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسید که مثل من بتواند به عشق با شور و شوق به استقبال مرگ برود؟
کسی داند که چون من کشته گرددمیان خاک و خون آغشته گردد
هوش مصنوعی: کسی میداند که چگونه کسی مانند من در میانهی خاک و خون کشته میشود و در این سرنوشت شوم غرق میگردد.
کسی داند که همچون من شود حقبگوید در اناالحق راز مطلق
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که مانند من حقیقت را بگوید و در مورد راز بینهایت در مقام "من حقم" سخن بگوید؟
کسی داند که دست از جان بشویدیقین حق یابد و کل حق بگوید
هوش مصنوعی: کسی میداند که اگر تمام وجودش را برای حق فدا کند، به حقیقت مطلق دست مییابد و تمام حقیقت را بیان میکند.
کسی داند که اندر آفرینشیکی گوید یکی بیند ز بینش
هوش مصنوعی: فردی وجود دارد که در خلقت، یکی میگوید و یکی میبیند از دیدگاه خودش.
چو من واصل شود این راز گویداناالحق با همه کس بازگوید
هوش مصنوعی: زمانی که من به حقیقت این راز دست پیدا کنم، به همه میگویم که من حقیقت را یافتهام و این مطلب را با همه درمیان میگذارم.
چو من واصل شود جان برفشاندبجان اندر ره جانان نماند
هوش مصنوعی: وقتی که جان من به وصال محبوب برسد، مانند برف ذوب میشود و دیگر چیزی از جان در عاشق باقی نمیماند.
چو من واصل شود اندر عیان اواناالحق گوید و راز نهان او
هوش مصنوعی: وقتی من به حقیقت او در جهان راستین دست یابم، به شناخت او میپردازم و از رازهای پنهانش آگاه میشوم.
چو من واصل شود شبلی درین راهنه بیند هیچ چیزی جز رخ شاه
هوش مصنوعی: زمانی که شبلی در این مسیر به مقام واصل میشود، هیچ چیز غیر از زیبایی و چهرهی معشوق را نمیبیند.
چو من واصل شود در جزو و کل اوکشد چون من بکلی عین ذل او
هوش مصنوعی: زمانی که من به دسته و کل او بپیوندم، او مرا به طوری به خود میکشد که تمام وجودم، به شدت دچار خضوع و فروتنی نسبت به او میشود.
هر آنکس کو شود واصل چو من بازبیابد در درون انجام و آغاز
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند من به حقیقت برسد، در درون خود شروع و پایان را دوباره خواهد یافت.
منم انجام با آغاز دیدیدر اینجا روی جانان باز دیدی
هوش مصنوعی: من در اینجا به پایان و آغاز کارهای خود اشاره میکنم و در دیدار با محبوب، دوباره آنچه را که دوست داری، میبینی.
منم اینجا بدیده اصل فطرترسیده در مکان قرب و عزت
هوش مصنوعی: من در اینجا به حقیقت و ذات خویش دست یافتهام و در جایی قرار دارم که نزدیکی و بزرگی را تجربه میکنم.
منم اینجا یکی دیده درونمهمه ذرات از خود رهنمونم
هوش مصنوعی: من اینجا هستم و درونم یک نگاه عمیق دارم که همه قسمتهای وجودم به سمت خودم هدایت میشوند.
منم اینجا تمامت عین اشیابنور من شده هر چیز پیدا
هوش مصنوعی: من در اینجا هستم و همه چیز به واسطه نور من، نمایان و مشخص شده است.
منم اینجا حقیقت نور خورشیدکه خواهم بود تابان تا بجاوید
هوش مصنوعی: من در اینجا حقیقت و روشنی خورشید هستم که همیشه درخشان و تابان خواهم ماند.
منم اینجا حقیقت چون قمر گمشده خورشید را در عین قلزم
هوش مصنوعی: من در اینجا حقیقتی هستم که مانند ماه در زیر دریا، خورشید را پنهان کردهام.
منم اینجا سما و مر ستارهبنورم جمله ذره در نظاره
هوش مصنوعی: من در اینجا هستم و نورم مانند ستاره میدرخشد و همه ذرات به من نگاه میکنند.
منم اینجا فلک گردان نمودههمه کوکب در او حیران نموده
هوش مصنوعی: من اینجا هستم و فلک را به گردش درآوردهام؛ بهطوری که تمام ستارهها در حیرت و شگفتی به من نگاه میکنند.
منم اینجا نموده آتش یارمیان عاشقانم سرکش یار
هوش مصنوعی: من در اینجا آتش عشق را برپا کردهام و در میان عاشقان، عشق سرکش و شوقی را به نمایش میگذارم.
منم اینجا نمود آباد کردهجهان از روح خود آباد کرده
هوش مصنوعی: من اینجا هستم و دنیا را با روح خود سر و سامان دادهام و آباد کردهام.
منم اینجا حقیقت آب روشننموده صنعها در هفت گلشن
هوش مصنوعی: من در اینجا حقیقت آب را به نمایش گذاشتهام و در هفت گلشن، آفرینشها را نمایان کردهام.
منم اینجا نموده خاک را رازابا او راز دایم گفته سرباز
هوش مصنوعی: من در اینجا به خاک توجه کردهام و رازی را که از او بهطور مداوم گفته میشود، درک کردهام.
منم اینجا نموده کوه معنیمرکب کرده در انبوه معنی
هوش مصنوعی: من در اینجا کوهی از معنا ایجاد کردهام، که در میان انبوهی از معانی دیگر قرار دارد.
منم اینجا حقیقت در و دریانموده هر نفس صد شور و غوغا
هوش مصنوعی: من در اینجا حقیقت را به تصویر کشیدهام و هر لحظه از آن صدای شگفتی و هیاهو به گوش میرسد.
منم اینجا حقیقت جوهر عشقتمامت سالکان را رهبر عشق
هوش مصنوعی: من در اینجا به دنبال حقیقت عشق هستم و به عنوان راهنمایی برای تمام سالکان و جویندگان عشق به شمار میروم.
منم اینجا یکی جوهر پدیدارهمه از من بکل شد ناپدیدار
هوش مصنوعی: من در اینجا یک حقیقتی هستم که همه چیز از من ناشی میشود و به واسطه من در نهایت محو و نامرئی شده است.
منم اینجا همان جوهر که بودمبه هر کسوت که هستم رخ نمودم
هوش مصنوعی: من همین جوهری هستم که همیشه بودم و به هر شکلی که ظاهر شوم، حقیقت و ذات من تغییر نمیکند.
حقیقت آنچه من دارم از اسرارکجا دانی تو ای شبلی نگهدار
هوش مصنوعی: من آنچه را که دارم، از رازهای عمیق است و تو ای شبلی، هیچ چیزی از آن را نمیدانی.
تو ای شبلی حقیقت رازداریستاده این زمان در پایداری
هوش مصنوعی: ای شبلی، تو هماکنون در حالِ حفظ راز حقیقت هستی و در این راستا استقامت میکنی.
کجائی در کجائی من که باشماگر از وصل آیی من که باشم
هوش مصنوعی: کجایی و در کجایم که اگر بخواهی بیایی، من چه جایگاهی دارم؟
محمد دان که میگوید محمددرون جان منصورم مؤید
هوش مصنوعی: محمد میگوید که نام او در دل منصور، فهوای الهی و قدرت اوست.
حقیقت من رآنی دان در این رازحقیقت پرده همچون من برانداز
هوش مصنوعی: حقیقت من را در این راز بشناس، همانطور که من پرده را کنار میزنم.
ندانی ور بدانی هم ندانیکه دانای خود و سرنهانی
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که حتی اگر کسی نسبت به دانش و آگاهی خود آگاه باشد، در نهایت نمیتواند به صورت کامل بداند چه چیزهایی را نمیداند. به عبارت دیگر، هر فردی با وجود آگاهی، همیشه یک بخش ناشناخته وجود دارد که فراتر از دانستههای اوست.
توئی من من توام اینجا حقیقتکنم خود را در اینجا با شریعت
هوش مصنوعی: تو و من در اینجا یکی هستیم و من در این مکان حقیقت وجود خود را به نمایش میگذارم و با اصول و قوانین روشن زندگی میکنم.
تو گر مانند من آیی پدیدارز عشق رویم آیی بر سر دار
هوش مصنوعی: اگر تو هم مثل من بیایی و به عشق لبخند بزنی، من آمادهام تا برای تو جانم را فدای عشق کنم.
ترا گرچه من اینجا باز دیدمچه از سر کمالت راز دیدم
هوش مصنوعی: با اینکه تو را دوباره اینجا دیدم، اما تنها به خاطر شکوه و کمال تو رازهای بیشتری از وجودت را درک کردم.
منم اینجا بعشق خویش دیدهنهاده سر ز کفر و کیش دیده
هوش مصنوعی: من در اینجا به عشق خودم نگاه کردهام و از ادیان و باورهای متفاوت گذشتهام.
چو در ذاتم یقین توحید پیداستمرا چندین هزاران شورو غوغاست
هوش مصنوعی: وقتی در وجود من یقین به یکتایی خداوند مشهود است، پس چقدر شور و هیجان در دل و جانم برپاست.
از آنجاکامدم اینجا بدیدمیکی بد در کمال خود رسیدم
هوش مصنوعی: من از جایی که آمدهام، در اینجا کسی را دیدم که به تمام جوانب کمال و پیشرفت خود رسیده است.
یکی دیدم از اینجا تابدانجایکیام در یکی برجمله پیدا
هوش مصنوعی: من کسی را دیدم که از اینجا به آنجا میرود و در یک جمله به وضوح درک میشد.
منم امامنی من عیان استمنم من در منم اینجا بیان است
هوش مصنوعی: من خودم هستم و این موضوع برای کسی پنهان نیست. وجود من به وضوح در اینجا مشهود است.
حقیقت جز که من چیز دگر نیستاز آن مانده از انجامت خبر نیست
هوش مصنوعی: حقیقتی جز خود من وجود ندارد و از سرنوشت تو هیچ خبری نیست.
اگر اینجا بیابی مر خبر تویکی بینی یکی داری نظر تو
هوش مصنوعی: اگر در اینجا خبری از تو پیدا کنم، تنها یک نفر را میبینم که به تو نگاه میکند.
اگر اینجا بیابی اصل جانانچو من بردار یابی وصل جانان
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا به محبوب واقعی دست پیدا کنی، مانند من، به وصال آن محبوب دست خواهی یافت.
اگر اینجا تو اصل کار بینییکی اندر یکی دلدار بینی
هوش مصنوعی: اگر در این مکان به حقیقت کار توجه کنی، میبینی که در میان همه چیز، دلبر و محبوب واقعی وجود دارد.
بجز من نیست دانائی حقیقتکه دانستم که مردم در طبیعت
هوش مصنوعی: هیچ کس جز من نیست که به عمق حقیقت پی برده باشد، زیرا من فهمیدم که انسانها چگونه در طبیعت رفتار میکنند.
ز یک اصلم توهم از اصل مائیبیانی کن چو من گر قرب دانی
هوش مصنوعی: از یک ریشه و اصل هستیم و تو هم از همان ریشهای. اگر میدانی که به من نزدیک هستی، لطفاً صحبت کن.
چو من واصل شوی ورازگوئیاناالحق همچو من کل بازگوئی
هوش مصنوعی: زمانی که به حقیقت و وصال دست یابی، میتوانی مانند من از رازها و حقایق بزرگ بگویی.
من آن اصلم که اصل جمله از ماستمن اویم بشنو ای شیخ از من این راز
هوش مصنوعی: من از نسل و اصل خودم هستم که تمامی آفرینش از من نشأت گرفته است. من همان هستم که این حقیقت را به تو میگویم، ای شیخ، گوش کن و این راز را از من بشنو.
منم در نطق جمله گشته گویامنم در ذات خود در جمله گویا
هوش مصنوعی: من در سخن گفتن بسیار گویا و واضح هستم، اما در واقعیت خود نیز همیشه به همین صورت و روشن هستم.
نشانم هست نی نام و نشانمبود صورت در اینجاگه نشانم
هوش مصنوعی: من نشانی دارم، اما بدون نام و نشان. اینجا فقط صورت من است که به وضوح دیده میشود.
فنا خواهم شدن بیصورت اینجامنم بیشک ترا مر صورت اینجا
هوش مصنوعی: من در اینجا به دنبال نابودی خودم هستم، و بدون شکل و صورت میخواهم خود را از بین ببرم، زیرا یقین دارم که وجود تو در اینجا، تنها به شکل و صورت است.
حقیقت وقت کار آید پدیدارکه بردار است یار آید پدیدار
هوش مصنوعی: زمانی که نیاز واقعی به آن باشد، حقیقت خود را نمایان میکند و در این حال، یاری نیز ظاهر میشود.
همه یار است اینجا نیست جز دوستمنم این جمله میدانی که من اوست
هوش مصنوعی: در اینجا همه با هم هستند و هیچکس جز دوست من نیست، تو هم میدانی که من فقط به او اشاره میکنم.
بجز من نیست چیزی در حقیقتنمودستم ازو راه شریعت
هوش مصنوعی: در حقیقت، من تنها موجودی هستم و هیچ چیز دیگری وجود ندارد که به طور واقعی ظاهر شود. تمامی مسیرها و روشهای زندگی از من نشأت میگیرد.
اگر گفتم اناالحق آشکارهکنم اینجایگه خود پاره پاره
هوش مصنوعی: اگر بگویم که من حقیقت را نمایان میسازم، در اینجا خودم را متلاشی کردهام.
چو اصلم این چنین بدخواست کردماز آن در عشق دارم راست کردم
هوش مصنوعی: چون ریشهام به این شکل بد خواهد شد، از آن در عشق به راستی اقدام کردهام.
از آنم دار جای راستانستهر آنکو جان ببازد مرد آنست
هوش مصنوعی: هر کس که جان خود را فدای حقیقت و راستی کند، او واقعاً مرد و انسان بزرگی است.
اگر کردم در اینجا کر خود راستکه دیدم در ازل من کار خود راست
هوش مصنوعی: اگر در اینجا به خودم توجه کردهام، به این دلیل است که در ابتدا کار خودم را مشاهده کردهام.
بکن شبلی چو من این پایداریچرا اینجا تو اندر پایداری
هوش مصنوعی: چرا تو مانند من در اینجا به صبر و استقامت نشستهای؟ میتوانی همچون شبلی (شخصیتی که نمایانگر استقامت است) عمل کنی.
سؤالی کردی و گفتم جوابتگشادم بر تمامت فتح بابت
هوش مصنوعی: تو سؤالی مطرح کردی و من به تو پاسخ دادم که به نوعی کلیدی برای موفقیت تو به شمار میآید.
ترا گر فتح اینجا رخ نمایدچو من هر لحظه این پاسخ نماید
هوش مصنوعی: اگر تو در اینجا پیروز شوی و چهرهات را نشان دهی، مانند من در هر لحظه پاسخ میدهد.
اناالحق گوید اینجا گاه جاناننماید بر تو اینجا راز پنهان
هوش مصنوعی: در اینجا، حقیقت به ما میگوید که جانان (محبوب) در این مکان، رازهای پنهان را بر تو آشکار خواهد کرد.
اناالحق باز گوید تو بدانیکه سیّد گفت آن را من رآنی
هوش مصنوعی: من حقیقت را بیان میکنم و تو میدانی که آن سید این سخن را به من گفت.
دمی او را در اینجا رخ نمودشاز آن دم خود بخود پاسخ نمودش
هوش مصنوعی: لحظهای او را در اینجا دید، و از همان لحظه بهطور طبیعی پاسخ او را داد.
از آن حالت که آن از جان من خاستورا پیدا شد و گفت این سخن راست
هوش مصنوعی: از آن وضعیتی که از دل و جانم برخاست، او نمایان شد و گفت این سخن حقیقت دارد.
نه وقت لی مع الله را عیان بودکه او پیوسته در کون و مکان بود
هوش مصنوعی: زمانی که من با خداوند در حال صحبت هستم، به وضوح نمیتوانم این را بفهمم، زیرا او همیشه در همه جا و در تمام مکانها حضور دارد.
مر او راذات اینجا بود پیدادرون جان او معبود پیدا
هوش مصنوعی: او را در اینجا به وضوح میبینم، در روح او, مع بودن و حقیقت آشکار است.
به اول او به آخر بیشکی دیدز ذات خود همیشه بیشکی دید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان همواره در زندگی خود به آغاز و پایان هر چیزی توجه دارد و از ذات خود آگاه است. در واقع، او همیشه به ریشهها و سرانجامهای خود مینگرد و با درک عمیقتری از وجود خود، به چرایی و چگونگی پدیدهها میاندیشد.
ز ذات خود خوداندر خود نظر کردعلی را هم ز ذات خود خبر کرد
هوش مصنوعی: علی از درون خود به حقیقت وجودش نگریست و از همین درون، او را با ذات خود آشنا ساخت.
علی را لو کشف بد در معانیمحمد گفت دیگر من رآنی
هوش مصنوعی: علی به خوبی در عمق معانی و رموز محمد را درک کرده است و میگوید که دیگر نمیتواند او را به گونهای دیگر ببیند.
از آن مر هر دو صاحب راز بودندکه ایشان بیشکی ممتاز بودند
هوش مصنوعی: از آنجا که هر دوی آنها به رازها آشنا بودند، مشخص است که آنها به نوعی برتر و خاص بودند.
از آن شه باز دیدند اندر اینجاکه ایشان راز دیدند اندر اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، باز هم از آن پادشاه دیدار کردند، چرا که آنها در اینجا به کشف اسرار پرداختهاند.
از ایشان منشدم اینجا خبردارتو نیز اینجا چو ایشان این خبر دار
هوش مصنوعی: من از آنان به اینجا آمدهام، تو هم به مانند آنان از این خبر باخبر باش.
بگو گر میتوانی سر من بازکه تا باشی چو من در عشق ممتاز
هوش مصنوعی: بگو اگر میتوانی، راز دل من را بگویید تا تو هم مانند من در عشق بینظیر و خاص باشی.
اگر شهباز عشقی باز جوئیکه وصلش همچو من گر باز جوئی
هوش مصنوعی: اگر برای جستجوی عشق به سراغ پرندهای بروی، باید بدانی که پیوستن به او همچون حال من، شیرین و دلچسب است.
وصال حال را اینجا بجو توچو دیدی دید از آن اسرار جو تو
هوش مصنوعی: اگر حال وصال را در اینجا خواستی، وقتی آن را دیدی، به دنبال رازهای آن برو.
چو بنمودت رخ اینجاشاه جانانبگوئی راز او در عشق پنهان
هوش مصنوعی: وقتی که صورت زیبای معشوقت را به نمایش میگذاری، میتوانی راز عشق او را در دل پنهان ببینی.
اگر دیدی یکی اینجا طبیعتدراندازی در آخر مر طبیعت
هوش مصنوعی: اگر دیدی کسی در اینجا به طبیعت آسیب میزند و بیاحتیاطی میکند، بدان که در نهایت خود او آسیب خواهد دید و به سرانجامی ناخوشایند خواهد رسید.
طبیعت چیست مان بر روی داراستابا ما یار ما در پای دار است
هوش مصنوعی: طبیعت چه چیزی است که ما روی آن هستیم، در حالی که محبوب ما در پایین درخت قرار دارد.
ابا ما پایداری کرد اینجاابا ما شد حقیقت فرد اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، کسی با استقامت و استقامت خود، به واقعیت و حقیقت فردی تبدیل شده است. این به معنای این است که با تلاش و پایداری، او توانسته به وجود واقعی خود پی ببرد.
در اینجا فرد شد اندر سردارابا ما شد در اینجاگه نمودار
هوش مصنوعی: در این مکان، فرد به مقام و رتبهای رسید و در میان ما تبدیل به یک الگو و نمونه شد.
نمودار است اینجا سرّ مطلقدر اینجا میزند با ما اناالحق
هوش مصنوعی: اینجا حقیقتی عمیق و پنهان آشکار میشود که با ما در ارتباط است و صدا میزند که من هستم، حق مطلق.
ابا ما زد اناالحق آشکارهبخواهد سوخت با ما در نظاره
هوش مصنوعی: اگر من بگویم که حق را نمایان کردهام، او به طور واضح خواهد خواست که با ما سوزانده شود در حال تماشا.
بخواهد سوخت تا کل راز بیندفنا را در بقایم باز بیند
هوش مصنوعی: اینجا بیان شده است که برای کشف حقایق عمیق و اسرار زندگی، گاهی لازم است که انسان دگرگونیهایی را تجربه کند. به این معنا که باید رنج و سختی را تحمل کند تا بتواند زوال و فنا را ببیند و در عوض، قدرت بقا و ادامه حیات را در وجود خود تجربه کند.
فنا خواهد شدن صورت در اینجانخواهد سوخت منصورت در اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، جسم و ظاهر انسان از بین خواهد رفت، اما هدف و معانی واقعی او هرگز نابود نخواهد شد.
در اینجا بازماند جمله منصورحقیقت قرص خور نور علی نور
هوش مصنوعی: در اینجا همهی حقیقتهای عمیق و روشن سرجایشان هستند و مکانی را برای خود مختص کردهاند. نور الهی و حقیقت درهم آمیخته و روشنایی زیادی به وجود آوردهاند.
نخواهم ماند اینجا جاودانههمی خواهم شدن من در میانه
هوش مصنوعی: نمیخواهم در اینجا برای همیشه بمانم، بلکه میخواهم در وسط زندگی قرار بگیرم.
همی خواهم شدن تا من بوم پاکچه باد و آتش و چه آب با خاک
هوش مصنوعی: من میخواهم به نوعی تبدیل شوم که تمام عناصری چون باد، آتش، آب و خاک برای من بیمعنا شوند و تنها پاکی و معنای درونی را در خودم داشته باشم.
فنا گردانم و یابم بقا نیزوجود خویشتن بهر فنا نیز
هوش مصنوعی: من نزدیکی به فنا میرسانم تا به جاودانگی دست یابم، و وجود خود را برای رسیدن به فنا فدای بقا میکنم.
چو من باشم نماند هیچ جز منچنین خواهد بدن اسرار روشن
هوش مصنوعی: اگر من باشم، هیچچیز دیگری باقی نمیماند و بدین ترتیب، اسرار روشن خواهد شد.
چو روشن شد مرا خورشید تاباناز آن روشن همیگویم شتابان
هوش مصنوعی: وقتی خورشید روشن و تابناک بر من تابید، با شتاب از آن روشنی صحبت میکنم.
حقیقت صورت است اندر نموداربرون خواهم شدن ازپنج و از چار
هوش مصنوعی: واقعیت به شکل یک تصویر در بیرون از ما نمود پیدا میکند و من میخواهم از محدودیتهای پنج حس و چهار چوبهای موجود فراتر بروم.
برون خواهم شدن تادر درونمشو هر ذرهٔ را رهنمونم
هوش مصنوعی: میخواهم از خودم بیرون بیایم تا هر ذره از وجودم را بهسوی حقیقت و راهی درست هدایت کنم.
حققت رهنمای جمله باشمیقین صبر و سکون جمله باشم
هوش مصنوعی: من به راستی راهنمای تمام افراد هستم، به یقین صبر و آرامش را در خود دارم.
نمایم هر کسی را راز سربازبگویم راز خود با هر کسی باز
هوش مصنوعی: هر کس را میتوانم به رازهایش آگاه کنم، اما رازهای خود را با هر کسی در میان نمیگذارم.
حقیقت هرچه من گویم همان همکجا خواهی تو آخر جان جان هم
هوش مصنوعی: هر چیزی که من میگویم حقیقت دارد، پس چه نیازی به جستجوی دیگری داری در حالی که هر چه میخواهی، در اینجا و در من وجود دارد؟
چو جان جان مرا نقد است حاصلاز آنم بر سر این راز واصل
هوش مصنوعی: چون جان من برایم باارزش است، به همین خاطر بر روی این راز و مطلب重要 ایستادهام.
از آنم بر سر این دار جانانکه برداریم برخوردار از جانان
هوش مصنوعی: از عشق محبوبم به قدری شاد و خوشحالم که میخواهم تمام شادیها و زیباییها را در کنار او تجربه کنم.
چه به زین یابم ای شاه دو عالمکه دم اینجا زدم از قرب آن دم
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهان، چه چیز برتر از این میتوانم پیدا کنم که در این مکان به یاد تو و در نزدیکیات نفس کشیدم.
دم اینجا گه زدم دمدم ز خود بازنمودم در حقیقت نیک و بد باز
هوش مصنوعی: من در اینجا به خودم آگاهی یافتم و در لحظهای با حقیقت نیک و بد آشنا شدم.
دو عالم در من است اینجا دو عالمفرو پیچم دو عالم را بیکدم
هوش مصنوعی: در وجود من دو دنیا قرار دارد و من میخواهم این دو دنیا را در خود جمع کنم و در یک لحظه به هم متصل کنم.
دو عالم را بیکدم در نمودمدر آخر اولم بینم که بودم
هوش مصنوعی: در یک لحظه، به تجربه دو جهان دست یافتم و در پایان آن، متوجه شدم که در ابتدا چه کسی بودم.
در آخر فرد خواهم شد به آخردو عالم در یکی بینم بظاهر
هوش مصنوعی: در نهایت به جایی خواهم رسید که در عین اینکه به دنیا و آخرت نگاه میکنم، در ظاهر تنها یک چیز را میبینم.
دو عالم در درون خویش دیدمصفات خویش را در پیش دیدم
هوش مصنوعی: در درون خود، دو جهان را مشاهده کردم و ویژگیها و خصوصیات خود را به وضوح دیدم.
صفات خود از آن دیدم حقیقتکه ظاهر بودم اینجا گه طبیعت
هوش مصنوعی: من دیدگاه واقعی خود را زمانی فهمیدم که در اینجا، در دنیای طبیعت، حاضر بودم.
طبیعت ظاهر هر دو جهان بوددرو بیشک حقیقت جانجان بود
هوش مصنوعی: طبیعت، نمایانگر هر دو جهان است و بیتردید، حقیقتی عمیق و بنیادی در آن نهفته است.
چو جان جان زجان آمد پدیداراناالحق زد برآمد بر سر دار
هوش مصنوعی: زمانی که حقیقت به وضوح نمایان شد و وجود واقعی خود را نشان داد، صدای "من حقیقت هستم" از او بلند شد و بر فراز دار قرار گرفت.
تو اینجا شبلی از جانم تو بشناسمرا بین راز پنهانم تو بشناس
هوش مصنوعی: تو اینجا را بشناس که من به خاطر تو زندگی میکنم و در عمق وجودم رازهایی دارم که تنها تو میتوانی آنها را درک کنی.
از آن پیدا چنین پنهان نمودمکه پنهانست پیدا بود بودم
هوش مصنوعی: من به گونهای عمل کردم که آنچه نمایان است، در پس پرده پنهان مانده است، در حالی که در واقع خودم را در همان حال نشان دادم.
چو پنهانست جان مانند جاناناز آن صورت نشان دارد در اعیان
هوش مصنوعی: وقتی که روح پنهان است، مانند محبوب خود در ظاهر نشانهای از وجود دارد که در واقعیت قابل مشاهده است.
که صورت از صفاتم در مکانستدرو جانم حقیقت لامکانست
هوش مصنوعی: این عبارت بیان میکند که ظاهر من در مکان و دنیا وجود دارد، اما در واقع، هستی واقعی و جوهر وجود من فراتر از زمان و مکان است. به عبارت دیگر، آنچه که من در ظاهر به نظر میرسم، تنها نمود بیرونی من است، در حالی که حقیقت وجودی من به چیزهای فراتر از این جهان مادی وابسته است.
مکان صورتم عین صفاتستولی جان در حضور نور ذاتست
هوش مصنوعی: چهرهام نمایانگر صفات من است، اما روح من در نور حقیقت حضور دارد.
حضور ذات دارد جان نهانییقین صورت حضورش در معانی
هوش مصنوعی: حضور واقعی و حقیقی وجود دارد که در باطن و در عمق وجود انسان نهفته است، و این حقیقت در معانی و مفاهیم نمایان میشود.
کنون هر دو یکی پیدا شدم ذاتاناالحق میزنم در جمله ذرات
هوش مصنوعی: اکنون من و تو به یک حقیقت مشترک دست یافتهایم و به خاطر وجود این حقیقت، به هر کجای عالم نگاه میکنم، نشانهای از آن را میبینم.
کنون هر دو یکی شد اصل اولیقین صورت پدید از وصل اول
هوش مصنوعی: اکنون هر دو به یکدیگر پیوستهاند و اصل اولیهی یقین در پیوند اولش پیدا شده است.
مرا وصلت دراینجا گاه مطلقاز آن جانم زند هر دم اناالحق
هوش مصنوعی: در اینجا، وصلم به تو به گونهای است که هر لحظه جانم را به حقیقت و معنای عمیق وجودم متصل میکند و من پیوسته به حقیقتی بزرگتر از خود میرسم.
مرا وصلست اینجا زانکه اویماز انوار ویست این گفتگویم
هوش مصنوعی: من به خاطر وجود او در اینجا هستم، زیرا نور او به من رسیده و من در حال گفتگو درباره او هستم.
بچشم من نظر کن سوی دلداریکی را بین تو از هر سوی دلدار
هوش مصنوعی: به چشمان من نگاه کن، به سوی محبوبی که در آن لحظه میبینی، زیرا از هر سو زیبایی محبوب هویداست.
همه دیدار صورت هست حیرانچو واصل شد یکی دید است جانان
هوش مصنوعی: همه دیدارها تنها به شکل و ظاهر به نظر میرسند، اما وقتی به معشوق واقعی میرسیم، تنها یک نگاه به او جان را سرشار از حیرت میکند.
یکی دیده است جانان را در اینجایکی پیدا و پنهان را در اینجا
هوش مصنوعی: شخصی در اینجا معشوق خود را دیده است، در حالی که یکی دیگر از او هم به طور آشکار و هم به طور پنهان در این مکان وجود دارد.
چو پیدا و نهان اینجا یکی بودچو صورت یار دیدش اندکی بود
هوش مصنوعی: در اینجا آنچه که آشکار و پنهان است، یکی است. وقتی که صورت یار را میبیند، در دلش کمی از آن را حس میکند.
برخورشید دائم در حقیقتنهادم اسم او را مر طبیعت
هوش مصنوعی: من نام او را بر خورشید جاودان نهادم، زیرا او حقیقت طبیعت است.
طبیعت نامش اینجا گه نهادمدرون او دل آگه نهادم
هوش مصنوعی: در اینجا به طور غیرمستقیم به این موضوع اشاره شده که من به دل خود عمق و آگاهی را وارد کردهام و در دل طبیعت، احساسات و تجربیات عمیق را جای دادهام.
دل خود را بدان گر یار خواهیبجان بنگر اگر دلدار خواهی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال یار هستی، باید دل خود را بررسی کنی و اگر دلدار میخواهی، باید به جان خودت توجه کنی.
ز دل در سوی جان اینجا قدم زندل و جان هر دو در عین عدم زن
هوش مصنوعی: از دل به سوی روح در این مکان گام بردار. دل و روح هر دو را در حالتی از نبودن قرار بده.
عدم را نیستی دان همچو منصوریکی در نیستی هان یاب در دور
هوش مصنوعی: عدم را همچون منصور به عنوان نیستی بشناس. در میان این نیستی، به جستجوی حقیقت بپرداز و آن را در دور دستها بیاب.
مشو از خود اگر صاحب یقینیکه اندر نیستی کلی به بینی
هوش مصنوعی: اگر به یقین رسیدهای، در مورد خودت به دیگران تردید نکن، زیرا ممکن است در واقع به چیزهای بزرگتری دست نیافته باشی.
اگر از نیستی یابی رخ یارهم از وی باز گوئی پاسخ یار
هوش مصنوعی: اگر از نبودن یار خبر یابی، میتوانی از او نیز پاسخ بگیری.
ندانم جز که لا در عشق اینجاکه ازلا شد دلم بینا در اینجا
هوش مصنوعی: نمیدانم جز اینکه در عشق، اینجا نشانهای از ازل وجود دارد که باعث شده دلم در اینجا روشن و بینا شود.
همه در لاست پیدا تا بدانیتولا شو تا عیان الّا بدانی
هوش مصنوعی: همه چیز در دل تو وجود دارد، باید خود را به شناخت و محبت هدایت کنی تا حقیقت برایت روشن شود.
ز یکتائی خود در لا نهان شوبرافکن صورت هر دو جهان شو
هوش مصنوعی: از یکتایی و یگانگی خود در عمق وجودت پنهان شو و قالب و ظاهر دو جهان را از خود دور کن.
دو عالم صورتست اینجا براندازکه تا در لا همه بینی یکی باز
هوش مصنوعی: به دو دنیای اینجا نگاهی بینداز، تا زمانی که در تمامی اینها یک حقیقت واحد را ببینی.
حقیقت لاست ذات ای شیخ بنگرصفات لابهم بنگر سراسر
هوش مصنوعی: ای شیخ، به ذات حقیقی نگاه کن و صفات را جدا از هم بررسی نکن، بلکه همه را به صورت یکپارچه و جامع ببین.
اگر تو لا شوی الّا بیابیقدم در لازنی یکتا بیابی
هوش مصنوعی: اگر تو تنها باشی و چیزی به دست نیاوری، قدم به سوی عشق و محبت بینداز.
چرا در خود بماندستی تو مهجوراز آنی از کمال وصل او دور
هوش مصنوعی: چرا در خود باقی ماندهای و از آن کمال و نزدیکی فاصله گرفتهای؟
تو خود بینی چو از نقش زمانهنیابی هیچ وصل جاودانه
هوش مصنوعی: اگر در زندگی، به تأثیرات گذرای زمان توجه کنی و به آنها وابسته باشی، هرگز به ارتباطات پایدار و واقعی نخواهی رسید.
اگر مرد رهی خودبین تو دلدارکه جز او نیست هان بنگر تو دلدار
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی به خودت مغروری، باید بدانی که محبوبی جز او وجود ندارد. بنابراین دقت کن به محبوب واقعیات.
وصال یارنی بازیست میدانحقیقت وصل جانبازیست میدان
هوش مصنوعی: دوستی با معشوق، تجربهای است که در واقعیت به معنای فداکاری و جانبازی نیاز دارد.
وصال یار اگر خواهی تو ای دوستترا اینجا بباید سوخت آن پوست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال محبوبت برسی، باید در این راه سختیها و رنجها را تحمل کنی و از خودگذشتی نشان دهی.
اگرچه پوست اینجا دوست داریتو بیمغزی بمانده پوست داری
هوش مصنوعی: هرچند که تو به زیبایی و ظاهری که داری عشق میورزی، اما درونت خالی و بیخبر از عمق وجودت است.
دمی زین پوست بیرون آی چون منکه مغز جان جان یابی تو روشن
هوش مصنوعی: لحظهای از این پوستهی ظاهری خارج شو، مانند من که با جدا شدن از آن، به عمق وجود و حقیقت خود نزدیکتر میشوم.
هر آنکو اندرین عالم یقین بازرخ جانان بیابد شد سرافراز
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به یقین برسد و بتواند چهره محبوبش را ببیند، به مقام و منزلت بزرگی میرسد.
سرافرازی زسربازی پدید استترا این سر کل بازی پدیداست
هوش مصنوعی: آبرو و شرف تو از خدمت و دلیری به دست میآید، و در واقع این مقام و ارزش تو به خاطر همان تلاش و فداکاریات به وجود آمده است.
اگر جان وسرت اینجا ببازیچو ما یابی در اینجا سرفرازی
هوش مصنوعی: اگر جان و سر خود را در اینجا فدای عشق کنی، مانند ما در اینجا به سربلندی و افتخار خواهی رسید.
نه جان و تن اگر سیصد هزار استکه اینجا گه نه اندر خورد یار است
هوش مصنوعی: اگرچه جان و تن ممکن است به تعداد زیادی باشند، اما اینجا جایی نیست که یار و محبوب در آن حضور داشته باشد.
اگر از عاشقانی بگذر از خودیکی بین در حقیقت نیک یا بد
هوش مصنوعی: اگر از میان عاشقان بگذری، یکی را ببین که در واقعیت خوب یا بد است.
چه میخواهی چه میجویی همه اوستدرین صورت حقیقت دیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: هر چه که میخواهی یا به دنبالش هستی، همهاش در او نهفته است و در این پیوند، واقعیت در چشمان او مشهود است.
ز خود اینجا حقیقت صورتی ساختز ذات خود عیانی را بپرداخت
هوش مصنوعی: در اینجا، از وجود خود، حقیقتی را شکل داده و از ذات خود، آگاهی و روشنایی را ایجاد کرده است.
دم خود سوی این صورت دمیده استصور پیدا از آن دم ناپدید است
هوش مصنوعی: هوا به خاطر وجود این چهره زنده است و به واسطه این دم، اشکال و موجودات دیگر در آن نابود شدهاند.
اگر آن دم شود از تو پدیداردو عالم بر تو گردد ناپدیدار
هوش مصنوعی: اگر آن لحظه که تو به حقیقت خود میرسید، ظاهر شود، آنگاه تمام دنیای مادی برای تو ناپدید خواهد شد.
از آن وصل و وز آن اعیان نمائیتو جانان گردی و بیجان نمائی
هوش مصنوعی: با دیدن محبوب و زیبایی او، تو زنده و پرشور میشوی و در عین حال، بیحالت و دلسرد به نظر میرسی.
تو بیجان گردی و جانان بماندکه راز خویشتن هم خویش داند
هوش مصنوعی: تو بیروح و بیجان خواهی شد، اما محبوب و معشوق همیشه باقی میماند، چرا که تنها خودت از اسرار وجودت باخبری.
در این اسرار هر کس ره نیابدپیامم جز دل آگه نیاید
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به عمق این رازها دست پیدا کند و تنها قلب آگاه من میتواند پیام من را درک کند.
دلی آگه بباید راز اینجایکی بیند چو من سرباز اینجا
هوش مصنوعی: اگر فردی دلی آگاه داشته باشد، باید راز اینجا را ببیند؛ چون من هم مثل یک سرباز در این مکان حضور دارم.
دل و جانست آگاه حقیقتکه هر دو کردهاند راه حقیقت
هوش مصنوعی: دل و جان به خوبی از حقیقت آگاه هستند و هر دو در مسیر شناخت آن حقیقت قرار گرفتهاند.
در اینجا وصل کل دیدند با یارنه در صورت اگرچه زو پدیدار
هوش مصنوعی: در اینجا همه به زیبایی و نزدیکی به معشوق پی بردند، نه فقط در ظواهر، هرچند که عشق و محبت او به وضوح آشکار است.
یقن یار است و دایم یار باشدز دید خویش برخوردار باشد
هوش مصنوعی: یار همیشه در کنار است و از دیدار خود بهرهمند میشود.
هم اوداند وصال خویش در خویشهم او بگشاید اینجا گه درخویش
هوش مصنوعی: او خود به تنهایی آگاه به وصال و وصل خود است و خود نیز اینجا را برای دیدار و نزدیک شدن به خود میگشاید.
درم بگشاد جانانم نموده استرخ اینجا چون نمودم را نموداست
هوش مصنوعی: عشقم در قلبم را گشوده و با زیباییاش اینجا حضورش را به من نشان داده است.
ز وصل یار اینجا بیقرارمکنون آویخته بر روی دارم
هوش مصنوعی: اکنون که به وصال یار رسیدهام، حالا بیقرار و ناآرام هستم و خودم را بر دار آویخته میبینم.
اناالحق میزنم من جاودانهکه بشناسندم این خلق زمانه
هوش مصنوعی: من به حقیقت مطلق ضربه میزنم تا این مردم زمانه مرا بشناسند.
اناالحق میزنم بر راز جملهنمایم جمله را شهباز جمله
هوش مصنوعی: من حق را روشن میکنم و رازها را آشکار میسازم و از میان تمام سخنان، سخن را با قدرت و شجاعت بیان میکنم.
اناالحق زن شدم کم گشت پیدامنم سروقد هر شور وغوغا
هوش مصنوعی: من حقیقت را به دست آوردهام و حالا همچون سرو بلندی در میان هر شور و هیاهویی نمایان شدهام.
ز خود بنمودهام تا درجهان مننمایم فاش بیشک جان جان من
هوش مصنوعی: من خود را به جهانیان نشان دادهام، تا نمایان شود که جانِ من، حقیقت زندگی من است.
نمودم فاش جانان را به هرکسمرا این شیوه میزیبد دگر بس
هوش مصنوعی: من به طور واضح و آشکار ویژگیهای محبوبم را به همه نشان دادم؛ هر که این رفتار و شیوه را بپسندد، دیگر برای من مهم نیست.
مرا این شیوه زیبد تا بگویمکه در میدان خدمت همچو گویم
هوش مصنوعی: من این سبک را دوست دارم و میخواهم بگویم که در عرصه خدمت، به همین شکل عمل میکنم.
درین میدان زدم گوی حقیقتمنم در عشق دلجوی حقیقت
هوش مصنوعی: در این میدان، من در جستجوی حقیقت هستم و در عشق، به دنبال دل جویدن حقیقت میباشم.
بجز من کس نداند شیوهٔ دوستکه این شیوه حقیقت شیوهٔ اوست
هوش مصنوعی: تنها من هستم که شیوه و روش عشق و دوستی را میشناسم، زیرا این شیوه، تمام حقیقت و ویژگیهای او را در بر دارد.
بجز من کس نگوید سر این رازکه دیدستم یقین انجام وآغاز
هوش مصنوعی: فقط من میدانم که چه رازی در این موضوع وجود دارد، چون خودم از نزدیک آن را تجربه کردهام و به حقیقت آن پی بردهام.
بجز من کس نمیگوید اناالحقکه دیدستم حقیقت راز مطلق
هوش مصنوعی: جز من هیچکس نمیگوید «من حقیقت هستم»، زیرا من حقیقت مطلق را مشاهده کردهام.
بجز من کس نداند دید نقاشنمودم روی او با رند و اوباش
هوش مصنوعی: جز من هیچکس نمیداند که چقدر هنرمندانه چهره او را با نغمههای دلنشین و شورانگیز ترسیم کردهام.
منم نقاش و از نقش زمانهمنم در جمله پیدا و یگانه
هوش مصنوعی: من هنرمند هستم و آثار زمانه را به تصویر میکشم. در میان همه آنچه وجود دارد، من تنها و منحصر به فرد هستم.
یکی دانم که در جمله نمودمنظر کن در زمانه بود بودم
هوش مصنوعی: در تمام زمانها فقط به یک نفر توجه کردم و به او نگاه کردم.
هر آنکو اندر این عالم نیایددم من در جهان این دم نماید
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به ملاقات من نیاید، در واقع این لحظه را در عالم دیگر تجربه میکند.
کجا اینجا بکام دل رسد بازنماید جاودان در نیک و بد باز
هوش مصنوعی: کجا میتوان دل را به آرامش رساند و جایی پیدا کرد که همیشه به خوبی و بدی پرداخته شود؟
اگر در صورت آن اصل دیدییقین در هر دو عالم وصل دیدی
هوش مصنوعی: اگر در چهرهی آن حقیقت نگاهی واقعی کردی، در هر دو جهان ارتباط و پیوستگی را احساس خواهی کرد.
اگر واصل در اینجا گردی از ذاتتو واصل گردی اندر کل ذرات
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت واصل شوی، از ذات خود به تمام ذرات وجود وصل خواهی شد.
ز ذات اروصل یابی در اناالحقشوی و بازگوئی سر مطلق
هوش مصنوعی: از ذات حقیقت، به شناختی از خود میرسی و سپس میتوانی حقیقت مطلق را بیان کنی.
وصال یار اینست ار بدانیبنوعی دیگر است از من رآنی
هوش مصنوعی: در صورتی که بخواهی به حقیقت نزدیک شوی، باید بدانی که پیوستگی با معشوق به راهی دیگر است که من مینگرم.
اگر از مصطفی ره برگشایدترا این هر دو عالم یک نماید
هوش مصنوعی: اگر تو از راه هدایت و نور محمدی دور شوی، تمام نعمتها و زیباییهای این دو جهان برای تو بیارزش خواهد شد.
یکی بینی دوئی برداری از برطلب کن این معانی را ز رهبر
هوش مصنوعی: اگر به یک واحد و یگانگی نگاه کنی و از دوگانگی و تمایزات فاصله بگیری، میتوانی این معانی عمیق را از راهنمایی الهی طلب کنی.
بجز احمد مدان مر رهنما راتوهم رهبر شناس و هم خدا را
هوش مصنوعی: جز احمد کسی را رهنما و راهنمایی ندان، و تنها او را بشناس، چونکه او در دنیا بهترین راهنما است و در حقیقت، راهنمایی جز او وجود ندارد.
بجز احمد مبین گر واصلی تووگرنه در زمانه غافلی تو
هوش مصنوعی: به جز احمد، یعنی پیامبر اسلام، کسی را ملاحظه نکن، زیرا اگر به او تعلق نداری، در غیر این صورت در دنیای معاصر خود غافل و بیخبر هستی.
به جز احمد مبین در هیچ حالیکه تا هر ساعتی یابی کمالی
هوش مصنوعی: به جز احمد، هیچ کسی را در هیچ شرایطی نمیتوان دید که بتواند به چنین کمالی دست یابد.
هر آنکو از محمد وصل دریافتوجود خویشتن از وصل دریافت
هوش مصنوعی: هر کس که از محمد وصل و ارتباط پیدا کند، وجود واقعی خود را از این وصل به دست میآورد.