بخش ۶ - در آفرینش انسان و مبدأ و معاد او فرماید
هوش مصنوعی: این متن ادبی و عرفانی دربارهٔ خلق و جایگاه انسان در جهان است. شاعر به بیان عوالم وجود و خلقت انسان و حکمتهای نهفته در آن میپردازد. انسان به عنوان مخلوقی عیانی و با ارزش توصیف میشود که از رحمت خداوند نشأت گرفته و در فرآیند شکلگیریاش تحت نظر و تربیت الهی قرار گرفته است.
شاعر مراحل مختلف شکلگیری انسان را از نطفه تا بلوغ و کمال بررسی کرده و به پیوند میان انسان و عوالم افلاکی اشاره میکند. او بر ارتباط عمیق انسان با عالم هستی تأکید میکند و اینکه همۀ موجودات و عناصر به نوعی مخالف و خادم انسان هستند.
در پایان، شاعر از انسان میخواهد تا خود را بشناسد و با استفاده از خرد و دل، به درک عمیقتری از وجود خود و جایگاهش در کائنات برسد. بدین ترتیب، خودشناسی و آگاهی از فرآیند الهی و عوالم معنوی به عنوان راههای رسیدن به کمال و حقیقت مطرح میشود.
ترا در علم معنی راه دادندبدستت پنجهٔ الله دادند
هوش مصنوعی: تو را در فهم و علم به راهی وارد کردند و به تو توانایی و قدرتی عطا کردند.
ترا از شیر رحمت پروریدندبراه چرخ قدرت آوریدند
هوش مصنوعی: تو را با رحمت و مهربانی بزرگ کردهاند و به سوی قدرت و توانمندی راهنمايي کردهاند.
ز عرشت ساختند خود سایبانهامر او را ساختند از در زبانها
هوش مصنوعی: از آسمان برای او سایههایی فراهم کردند و او را به وسیله زبانها و گفتارها ساختند.
ز بهر فرش اقدامت ورقهامیان آب ماهی کرد پیدا
هوش مصنوعی: به خاطر قدمهای زیبا و ارزشمند تو، صفحاتی در دل آب نمایان شد که همچون ماهی دیده میشوند.
ز سیصد شصت و شش انهار مقصودمیان چار عنصر کرده موجود
هوش مصنوعی: از سیصد و شصت و شش نهر، مقصود اصلی در میان چهار عنصر ایجاد شده است.
خدا انسان بقدرت آفریده استدرو بسیار حکمت آفریده است
هوش مصنوعی: خدا انسان را با قدرت و تواناییهای فراوانی خلق کرده و در وجود او نکات و رازهای حکمت بسیاری نهفته است.
باوّل نطفهاش را در رحم کردچهل روزش نگاهی کرد خود فرد
هوش مصنوعی: در ابتدا، نطفهاش را در رحم قرار داد و برای چهل روز به آن نگاه کرد تا خود او شکل بگیرد.
بگرم و سرد دادش خود قمر قوتکه تا گردید او برمثل یاقوت
هوش مصنوعی: قمر به او نیرویی داد تا از عهده سختیها و سردیها برآید و به زیبایی و درخشش یاقوت برسد.
چهل روز دگر کردش عطاردنظرها خود بسی در عین وارد
هوش مصنوعی: عطارد بعد از چهل روز دوباره به او نگاه کرد و توجهش را به او جلب نمود.
چهل روز دگر زهره رفیقشباو میخواند خود علم طریقش
هوش مصنوعی: برای چهل روز دیگر، زهره که رفیق اوست، او را به مسیر خود دعوت میکند.
چهل روز دگر خود آفتابشبنور خود گرفته در نقابش
هوش مصنوعی: چهل روز دیگر، نور خورشید دوباره در زیر نقابی که دارد، خود را نشان خواهد داد.
ز بعد این بیاید روح انسانکه هستم من بتو خود جان ایمان
هوش مصنوعی: بعد از این، روح انسان خواهد آمد که من هستم و به خودم ایمان دارم.
ز بعد این نظر مرّیخ داردچهل روز دگر او بیخ دارد
هوش مصنوعی: پس از این نگاه، سیاره مریخ چهل روز دیگر در حال حرکت و تغییر مسیر خواهد بود.
پس از مریخ آمد مشتریاشنظرها بود با او بس قوّیاش
هوش مصنوعی: پس از سیاره مریخ، سیاره مشتری به نظر میرسید و نگاهها به آن بسیار قوی و محکم بود.
نظر کردش زحل آنگه بزادشاز آن عالم به این عالم نهادش
هوش مصنوعی: زحل به او نگاه کرد و سپس او را به دنیا آورد و او را از آن جهان به این جهان آورد.
ز بعد این نگر تا چار سالشنظر دارد قمر در عمر و مالش
هوش مصنوعی: پس از این، تا چهار سال آینده به او نگاه کن؛ قمر در عمر و ثروتش را مشاهده میکند.
ز بعد چارتا پانزده نظر شدعطارد را از این معنی خبر شد
هوش مصنوعی: پس از گذشت چهارده تا پانزده سال، عطارد متوجه این معنا شد.
مراو را پرورش دارد عطاردباو صد بازی آرد همچو شاهد
هوش مصنوعی: عطارد او را پرورش میدهد و به او هزاران نعمت و فرصت میدهد، مانند یک شاهد که زیباییها را نشان میدهد.
ز پانزده تا به سی و پنج سالشکند زهره نظر در عین حالش
هوش مصنوعی: در سنین پانزده تا سی و پنج سالگی، زیبایی و جذابیت او در اوج است و توجه همه را به خود جلب میکند.
ازین چون بگذرد تا پنج و چل سالنظر دارد باو خورشید در حال
هوش مصنوعی: پس از گذشت سی و پنج سال، انسان میتواند به مانند خورشید نگاهی عمیق و روشن به زندگی و تجربیات خود داشته باشد.
وزین چون بگذرد خوشحال گرددبه پنجاه و به پنجش سال گردد
هوش مصنوعی: وقتی از این مرحله عبور کند، خوشحال میشود و به پنجاه سال یا بیشتر میرسد.
نظر دروی کند مریخ چون نورکه تا گردد هم او دانا و مستور
هوش مصنوعی: نگاه درویش به سیاره مریخ مانند نوری است که میتواند جهش بزرگی ایجاد کند و باعث شود که آنچه در ابتدا مشخص و آشکار است به دانش و پنهانی تبدیل شود.
ازین تاریخ هم تا شصت و پنج سالبود او مشتری را در نظر فال
هوش مصنوعی: از آن تاریخ تا شصت و پنج سال بعد، او در نظر فال به مشتری نگاه میکرد.
بدور دیگرش دارد ز حل فکرکه این معنی بود در حکمتش بکر
هوش مصنوعی: او به دور دیگری از اندیشه میپردازد و میکوشد تا بفهمد که این معنا در حکمتش تازه و بیسابقه است.
ترادر پرورش این جاه دادندز اسرارت دل آگاه دادند
هوش مصنوعی: در پرورش تو به تو مقام و قدرت دادند و از رازها و اسرار دل و احساساتت آگاهی یافتند.
هر آن چیزی که در کلّ جهان استبعرش و فرش و کرسیاش نهان است
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، از آسمانها و زمین گرفته تا همه چیزهایی که در آنها نهفته است، در خفا و در عمق عالم قرار دارد.
همه همراه تو کرده است ای نورز بهر آنکه باشی پاک و مستور
هوش مصنوعی: همه چیز به خاطر تو آماده شده است ای نور، تا تو پاک و پنهان باشی.
اگر تو خویش را نشناختستیبنامت نام کل انعام بستی
هوش مصنوعی: اگر تو خودت را نشناختهای، نامت بر روی تمام مخلوقات نهاد شده است.
ز تو بر جاست نام عز و شاهیز تو بهتر شده هر شیی که خواهی
هوش مصنوعی: نام و مقام تو همواره باقی است و هر چیزی که بخواهی، به واسطه تو بهتری پیدا کرده است.
هر آنکس کو نشد انسان کاملمراو را کی بود زاد ورواحل
هوش مصنوعی: هرکس که نتوانست به درجه انسان کامل برسد، آیا او به دنیا آمده و زندگیاش چه فایدهای دارد؟
ترا حق درکمال خود چهها گفتز انوار تجلیّات عطا گفت
هوش مصنوعی: حق در کمال خود درباره تو چیزهای زیادی گفت و در نورهای تجلیات نعمتها و عطاهایی را بیان کرد.
ز قرآن سنگدل را نیست تبدیلولی سنگش پس از طیر ابابیل
هوش مصنوعی: دل سنگی کسی به کلام خدا تغییر نمیکند، اما وقتی پرندگان ابابیل آمدند، سنگ آن دل نیز دگرگون شد.
عدوی حق که بت از سنگ داردعجب نبود که بروی سنگ بارد
هوش مصنوعی: دشمن حق که معبودش از سنگ ساخته شده است، تعجبی ندارد اگر بر روی سنگ باران میزند.
تو اندر اینجهان از بهر اوئینه درچوگان دنیا همچو گوئی
هوش مصنوعی: در این دنیا تو به خاطر او وجود داری، نه اینکه به دنبال بازیهای دنیایی باشی.
تو اندر این جهان آزاد و فردیبکن کاری تو گر امروز مردی
هوش مصنوعی: در این دنیا تو آزاد و مستقل هستی، پس اگر امروز میخواهی مردی، باید کاری انجام دهی.
چو مردان راه مردان رو در این راهاگر هستی ز سرّ کار آگاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مسیر زندگی همچون مردان واقعی پیش بروی، باید با آگاهی و فهم از حقیقت کارهایت را انجام دهی.
ز سرّ کار آنکس آگهی یافتکه او باسالک ره همرهی یافت
هوش مصنوعی: کسی که به حقیقت و راز کار آگاه شد، همان کسی است که در مسیر زندگی، همراهی با سالک و رهروان را تجربه کرده است.
برو تا سالکت این ره نمایدمیان چاه کفرت مه نماید
هوش مصنوعی: برخی از چالشها و مشکلات در زندگی ممکن است شما را به سمت مسیرهای نادرست سوق دهند. اما با توجه به راهی که انتخاب میکنید، هدایت و نشانههایی وجود دارد که میتواند شما را به روشنایی و حقیقت برساند.
ز سالک جمله ایمان میتوان یافتدرون باغ ریحان میتوان یافت
هوش مصنوعی: از راهنماهای معنوی میتوان به حقیقت ایمان دست یافت، و در مکانهای دلپذیر مانند باغهای خوشبو، این حقیقت را مشاهده کرد.
ز ریحان بوی سنبلهای شاهی استترا آن بوی از فیض الهی است
هوش مصنوعی: بوی گلهای خوشبو و زیبا به خاطر فیض الهی به مشامت رسیده است.
مدار ملک عالم بر تو ختم استولی بر مرد نادان رحم حتم است
هوش مصنوعی: عرش و سلطنت عالم به تو ختم میشود، اما بر انسان نادان، رحم و محبت حتمی است.
بدان ای مرد دانا اصل خود راز بعد اصل میدان وصل خود را
هوش مصنوعی: ای مرد دانا، باید آگاه باشی که ریشه و اصل وجودت را از دوری و جدایی خود بشناسی و پیوندت را با اصل خود درک کنی.
بهر چه در زمین وآسمانستبتو همره مثال کاروانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زمین و آسمان وجود دارد، برای تو همچون همراهی با یک کاروان است.
بتو گویم یکایک گوش گیرشز جام بادهٔ من نوش گیرش
هوش مصنوعی: به تو میگویم که هر کدام از آنها را با دقت بشنو و از شراب من بچش.
بدان کافلاک نه باشد بحکمتکه آن عالم کبیر آمد بقدرت
هوش مصنوعی: بدان که کافلاک (جهان) به خاطر حکمت نیست، بلکه به سبب قدرت آن عالم بزرگ پدید آمده است.
وجود تو صحیفه است همچو ایشانبظاهر او صغیر است پیش نادان
هوش مصنوعی: وجود تو مانند یک کتاب است که ظاهراً کوچک به نظر میرسد، اما در واقع در برابر کسانی که نمیدانند، اهمیت و عمق زیادی دارد.
بگویم تا بدانیش یکایکمعاد و مبدأت بشناسی اندک
هوش مصنوعی: باید به تو بگویم که اگر بخواهی معاد و خاستگاه خودت را بشناسی، باید به این موضوعات به دقت توجه کنی.
به اول موی باشد خود دوم پوستسیم عرق و چهارم گوشت با اوست
هوش مصنوعی: در ابتدا مو وجود دارد، سپس پوست است که نازک و نرم است. بعد از آن، عرقی از او ترشح میشود و در نهایت، گوشت نیز با این عناصر همراه است.
عصب پنجم به ششم هست فضلهبهفتم مغز و هشتم هست عضله
هوش مصنوعی: عصب پنجم و ششم به هم مرتبط هستند، مانند فضلهای که به هفتم مربوط میشود. همچنین مغز به هشتم تعلق دارد و عضله به آن اشاره دارد.
چو اندر نُه رسی میدان تو ناخنبرو با نُه فلک تو خود صفا کن
هوش مصنوعی: وقتی به نُه میرسی، با نُه آسمان هماهنگ شو و با آنها به آراستگی و زیبایی برس.
دگر جمله کواکب هفت میدانبروی آدمیش نغز میخوان
هوش مصنوعی: در دیگر ستارهها و سیارهها، نغمهسرایان و هنرمندان با صدای زیبا به تسبح و تحسین انسان میپردازند.
بتو همراه این هفت همچو سدّ استیکایک گویمت این دم که حدّ است
هوش مصنوعی: به تو میگویم که هر کدام از این هفت نفر مانند سدی هستند و در این لحظه هر یک از آنها را برایت معرفی میکنم.
دلت شمس است و معده چون قمردانزحل شُش باشد و او را ثمر دان
هوش مصنوعی: دل تو مانند خورشید درخشان است، اما معدهات مانند سیارهای سرد و تاریک است که تنها طعم و خوشی به سراغش میآید.
جگر باشد رفیق مشتریاتازو باشد حرارت پس قویات
هوش مصنوعی: دوست تو مانند جگر است که از حرارت و گرمی او توان تو افزایش مییابد.
بود مریخ زهره زُهره کردهعطارد دان سپرز و غیر روده
هوش مصنوعی: مریخ و زهره در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و عطارد را بهعنوان یک پیشکار و برجسته مطرح کردهاند، در حالی که چیزی غیر از آنچه که در باطن وجود دارد، وجود ندارد.
بقول دیگران نوع دگر دانبتو کردم من این گفتار آسان
هوش مصنوعی: با شنیدن نظرات دیگران، من مفهوم متفاوتی را برای تو بیان کردم و این موضوع را به سادگی مطرح کردم.
ز اجسامت شماری گر بگویموجودت را به آب روح شویم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از اجسام تو عددی برشمارم، وجودت را با آب روح پاک میکنم.
هر آن چیزی که در آفاق باشدبه انفس همنشین با طاق باشد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان خارج وجود دارد، با وجود درون انسانها ارتباط و همنشینی دارد.
ز احوال بروجت خود خبر نیستز اشجار وجودت خود ثمر نیست
هوش مصنوعی: تو از وضعیت ستارهها و برجهای آسمانی خود آگاه نیستی و از درختان وجودت هیچ ثمری نمیگیری.
بگویم شمّهٔ از برج افلاککه با تو همرهندی خود باین خاک
هوش مصنوعی: به تو بگویم که قطرهای از عظمت آسمانها را به واسطه تو به این زمین پیوند زدهام.
به آن عالم که کُبری نام دارددوانزده بروجش نام دارد
هوش مصنوعی: به آن جهانی که به نام کبیری شناخته میشود، دوازده بخش یا صورت اصلی وجود دارد.
در اجسامت شمار او بگویمدو عالم را نثار او بگویم
هوش مصنوعی: در وجود تو، همهی زیباییها و ارزشها را فدای تو میکنم و راجع به تو، هر دو جهان را به نیکی یاد میکنم.
دو چشمت با دو گوش و بادوبینیدهان و ناف بادو مقعدینی
هوش مصنوعی: دو چشمت مانند دو گوش و دماغت شبیه به دهان و ناف و مقعدت به نوعی دیگر است.
دو سینه را شماره کن به آن دهدوانزده ببین در عینت ایمه
هوش مصنوعی: دو سینه را بشمار و به عدد ده و دوازده نگاه کن، ببین در عینت چه حالتی دارند.
قمر را دان منازل بیست و هشت استبر افلاک بروجش جای گشت است
هوش مصنوعی: ماه به بیست و هشت مرحله تقسیم میشود و در آسمان در مکانهای مختلفی حرکت میکند.
درون جسم آدم هفت عضو استبهر عضوی مرا او را چار جزواست
هوش مصنوعی: در بدن انسان هفت عضو وجود دارد و برای هر یک از این اعضا چهار ویژگی یا خاصیت مشخص وجود دارد.
دگر ارکان عنصر چار میدانتو نامش امّهات کون میخوان
هوش مصنوعی: اگر چهار عنصر اصلی عالم را به عنوان ارکان در نظر بگیریم، نام مادران و اساس وجود را میتوان به آنها اطلاق کرد.
ز سر تا گردنت خود آتشین استز سینه تا بنافت بادبین است
هوش مصنوعی: از سر تا گردن تو آتشین و پرحرارت هستی و از سینه تا کمر، پر از خنکی و نسیم.
ز نافت تا برُکبه آب رحمتاز او پایان نگر خود خاک قدرت
هوش مصنوعی: از نیکوییها و برکات رحمتی که از اوج به زمین میریزد، تا آنجا که میتوانی به عظمت و قدرت او توجه کن.
بقول دیگران این نکته دانیبیا برگو که عمر رفته دانی
هوش مصنوعی: به گفته دیگران، این نکته را به یاد داشته باش که عمرت به سرعت میگذرد و باید از آن بهرهبرداری کنی.
بنوع دیگری گویم تو بینوشکه خون آدمی باد است در جوش
هوش مصنوعی: به شکل دیگری بگویم، تو بنوش که خون انسان در حال جوشیدن است و نتایج آن میتواند عواقب سنگینی داشته باشد.
چو بلغم آب و سودا خاک باشدکه در چشم بدان غمناک باشد
هوش مصنوعی: وقتی بلغم، آب و سودا وجود داشته باشد، مانند ذرات خاکی در چشم میمانند که باعث ناراحتی و غم میشوند.
ز صفرا آتش آمد دروجودمبه آخر سوخت در عشقش چو عودم
هوش مصنوعی: آتش صفرا در وجودم شعلهور شد و در نهایت به خاطر عشقش مثل عود سوختم.
دگر از عالم کبری بگویمحدیث عالم صغری بگویم
هوش مصنوعی: من از دنیای بزرگ و وسیع سخن میگویم، اما در عین حال داستانهایی از دنیای کوچکتر را نیز بیان میکنم.
چهار و صد چهل با چار کوه استبهمراهیّ انسان باشکوه است
هوش مصنوعی: چهارصد چهل با چهار کوه ترکیب شده است که نشان از شکوه و عظمت انسان دارد.
بدین جسم محقر نیز نیکوستکه چنداست استخوان عضو در پوست
هوش مصنوعی: این بدن کوچک و ناچیز هم خوب است، زیرا در آن چند استخوان و عضوی در زیر پوست وجود دارد.
دگر گویند کوه قاف اعلادر آن سیمرغ باشد مرغ زیبا
هوش مصنوعی: دیگران میگویند که در کوه قاف، که بلندترین کوه است، پرندهای زیبا به نام سیمرغ زندگی میکند.
تو میدان روح انسانی است سیمرغبه آخر میشود این جسم بی مرغ
هوش مصنوعی: انسان دارای روحی است که او را از سایر موجودات متمایز میکند. در نهایت، جسم مادی و دنیوی او بدون روح و معنا میماند.
دگر در این جهان هفت است دریادر اجسامت بمثل اوست برپا
هوش مصنوعی: در این دنیا مانند دریا در اجسام شما، جوهر و روحی وجود دارد که به شکل دیگری در وجودتان نمایان است.
بگویم هفت دریا در وجودتبه اول چشم و دیگر شد دو گوشت
هوش مصنوعی: من میگویم که در وجودت به اندازهی هفت دریا عظمت و وسعت وجود دارد، اما هنگامی که به چشمانت نگاه میکنم، همهی آن زیباییها در دو گوشت خلاصه میشود.
دگر آب دهن با آب بینیدگر شاش و منی را هفت بینی
هوش مصنوعی: این جمله به تفاوتهای موجود در مایعات بدن اشاره دارد و میگوید که هر کدام از این مایعات ویژگیها و عملکردهای خاص خود را دارند. به طور کلی، این بیان به تنوع و تمایز در مایعات بدن انسان پرداخته و نشاندهنده این است که هر یک از آنها نقش خاصی در بدن ایفا میکنند.
دگردر این جهانست هفت اقلیمبجسمت هفت عضو آمد به تسلیم
هوش مصنوعی: در این جهان، هفت اقلیم وجود دارد که به شکل هفت عضو بدن تو آمده و با تسلیم در خدمت تو هستند.
دگر میدان حواس ظاهری راتو حس مشترک دان باطنی را
هوش مصنوعی: حواس ظاهری خود را فراموش کن و به درک و احساس عمیقتری که در درونت وجود دارد، توجه کن.
اگر داری ز بهر این فلک نهرفلک اعظم شناس و گرد شش قهر
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شناختن عالم و سرنوشت بزرگ هستی، باید به گردش و حرکت ستارهها توجه کنی و از طبیعت آنها درس بگیری.
به قهر خود همه افلاک اعلابگرداند بمثل آسیاها
هوش مصنوعی: او با خشم خود تمام آسمانها را مانند آسیاها به گردش در میآورد.
مر او را در شبانروزی چه سیراستبسیصد شصت و پنج از دهر دیر است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در زندگی روزمره، انسان در طول یک سال، با دنیای بسیاری روبهرو میشود. بهنوعی اشاره به این دارد که هر روز از زندگی پر از تجربیات و اتفاقات مختلف است و تعداد این اتفاقات در طول سال زیاد است.
درین درجات او خود سیر داردبدرجه شصت دقیقه خیر دارد
هوش مصنوعی: در این درجات، خود او در حال حرکت است و در رتبه شصت دقیقه، خوبی و نیکی وجود دارد.
بود هر یک دقیقه ثانیه شصتچو هر ثانیّه باشد ثالثه شصت
هوش مصنوعی: هر دقیقه شامل شصت ثانیه است و هر ثانیه نیز سه قسمت دارد که به آنها “ثالثه” میگویند، که در مجموع هر دقیقه به شصت ثانیه و هر ثانیه به شصت ثالثه تقسیم میشود.
ز ثالث تا بعاشر در حساب استکه بیست و دو هزار و بیست بابست
هوش مصنوعی: شمارهها از سه تا ده در حساب و شمارش وجود دارند، و مجموع آنها به بیست و دو هزار و بیست میرسد.
تو بیست و دوی دیگر کن شمارهکه نقش این دم تست این ستاره
هوش مصنوعی: توی زندگی، تو میتوانی به شکلی متفاوت عمل کنی و خود را در موقعیتهای جدید قرار دهی، زیرا این لحظه و این احساس، خاص و منحصر به فرد است.
هر آنکس کو ز رحمت بهرهمند استمر او را این مراتب خود پسند است
هوش مصنوعی: هر کسی که از رحمت و بخشش برخوردار باشد، این ویژگیها و مراحل را برای خود خوشایند و مطلوب میداند.
همه همراه تو باشند ای جانتو غافل بودهٔ ازحال ایشان
هوش مصنوعی: همه به همراه تو هستند، اما تو از حال و احوال آنها بیخبری.
همه اشیاء ز بهرت خادمانندملایک راهدار تو چو جانند
هوش مصنوعی: تمامی مخلوقات از محبت و نیروی تو خدمتگزارند و فرشتگان هم مانند جان تو هستند که راه را به تو نشان میدهند.
هر آن سالک که پیشم راه داردبعالم او دل آگاه دارد
هوش مصنوعی: هر شخصی که در مسیر من قدم میزند و به من نزدیک میشود، از عمق وجودش به این دنیا و واقعیتهای آن آگاه است.
تو ای انسان بمعنی کان لطفیهمه اشیا درون تست مخفی
هوش مصنوعی: ای انسان، در وجود تو، تمامی خوبیها و لطفهای عالم به طرز پنهانی نهفته است.
بدان خود را که تا خود از کجائیکه با نور الهی آشنائی
هوش مصنوعی: خودت را بشناس که به کجا تعلق داری و با نور الهی آشنا هستی.
بدان خود را که توذات شریفیچو آب زمزم و کوثر لطیفی
هوش مصنوعی: خودت را بشناس که شخصیت و ذات تو بسیار شریف و با ارزش است، همچون آب زلال و پاک زمرم و کوثر.
بدان خود را که تو با جان رفیقیبه حکمت خود شفیقان را شفیقی
هوش مصنوعی: خودت را بشناس که تو با روح خود رابطهای نزدیک داری و به وسعت فهم و دانشت میتوانی به دیگران کمک کنی.
بدان خود را و آزاد جهان شوچو عیسی برفراز آسمان شو
هوش مصنوعی: خودت را بشناس و از قید و بندها رها شو، مانند عیسی که به آسمان صعود کرد.
بدان خود را و واقف شو ز سرهاکه سر باشد رفیق مرد دانا
هوش مصنوعی: خودت را بشناس و آگاه باش از کسانی که در راس امور هستند، زیرا آنها همواره همراه و همفکر انسانهای دانا هستند.
بدان خود را و با حق آشنا شوتمام اولیا را پیشوا شو
هوش مصنوعی: خود را بشناس و با حقیقت آشنا شو، تا به پیشوایی اولیا دست پیدا کنی.
بدان خود را که تو از بحر اوئیچو قطره غیر بحر او نجوئی
هوش مصنوعی: بدان که تو همچون قطرهای از اقیانوس هستی و تنها از خود او میتِوانی بهرهمند شوی، نه از هیچکس دیگر.
بدان خود را که تا عطّار گردیبگرد نقطه چون پرگار گردی
هوش مصنوعی: خودت را بشناس و رشد کن تا به مانند عطّار (عطار) بشوی. همانطور که پرگار دور یک نقطه میگردد، تو هم باید در مسیر خودت بچرخی و در جستجوی هدف باشی.
بدان خود را که آخر گر ندانیدرون دایره در جهل ما نی
هوش مصنوعی: خودت را بشناس، زیرا اگر نتوانی درون دایره مشخصی را درک کنی، در جهل و نادانی باقی خواهی ماند.
بدان خود را و با درد آشنا شوز کوی عاقبت بیرون چو ما شو
هوش مصنوعی: به شناخت خود بپرداز و با مشکلات و دردهای زندگی آشنا شو، تا از مسیر نادرستی که در آن هستی خارج شوی و به حقیقت و نهایت برسی.
بدان خود را اگر تو یار مائیوگرنه ژاژ با خلقان بخایی
هوش مصنوعی: اگر تو با ما دوستی، خود را بشناس؛ و گرنه، به حرفهای بیاساسی با دیگران مشغول میشوی.
بدان خود را و در خود بین تو او راشکن بر سنگ تقوی این سبورا
هوش مصنوعی: به خودت آگاه باش و در وجود خودت او را ببین؛ تو میتوانی با تقویت تقوای خود، سختیها را پشت سر بگذاری.
بدان خود را که هم تو جسم و جانیبه آخر در معانی لامکانی
هوش مصنوعی: به خود آگاه باش که تو هم جسم و هم جان هستی، و در نهایت به معانی فراتر از مکان پی خواهی برد.
بدان خود را که شمس از خادمین استشده از آسمان شمع زمین است
هوش مصنوعی: بدان که شمس، که از خدمتگزاران است، از آسمان آمده و مانند شمعی در زمین درخشش دارد.
بدان خود را که چرخ و کوکب و ماههمه هستند خادم پیشت ای شاه
هوش مصنوعی: بدان که تمام اجرام آسمانی، از جمله ستارهها و ماه، همگی در خدمت تو هستند، ای پادشاه.
بدان خود را که مقصود الهیبدرویشی توسالک پادشاهی
هوش مصنوعی: بدان که هدف الهی از نیایش و سلوک به درویشی، رسیدن به مقام پادشاهی و بخشش است.