بخش ۷۰ - در عریانی و بی روئی آدم علیه السّلام گوید و ملامت کردن حضرت جبرئیل علیه السلام مر او را در خوردن گندم فرماید
هوش مصنوعی: در این متن، جبریل به آدم میگوید که باید به عواقب نافرمانیاش از خداوند بیندیشد. او تأکید میکند که آدم به دستور شیطان گوش داده و به همین دلیل به درماندگی و رسوایی دچار شده است. جبریل یادآوری میکند که آدم باید از فرمان خدا پیروی میکرد و به عواقب نافرمانیاش آگاه باشد. او به آدم میگوید که اکنون در میان اندوه و عذاب است و هیچ درمانی برای دردش وجود ندارد، زیرا خود باعث این وضع شده است. آدم، به خاطر نادیده گرفتن فرمان خدا و گوش دادن به وعدههای شیطان، در حال حاضر در شرایطی خوار و بییاور قرار دارد. تمام موجودات در آسمان و زمین به خاطر اندوه او ناراحتند و از وضعیت او متأثر هستند.
بحالی جبرئیل آمد ز داوربگفت آدم نمود خویش بنگر
هوش مصنوعی: به حالت جبرئیل، فرشته وحی، پیام از خداوند رسید و به آدم گفت که به خود نگاه کن و خود را بشناس.
ببین تا بر سرت اکنون چه آمدندیدی کین بلایت از که آمد
هوش مصنوعی: ببین چه بلایی بر سرت آمده که متوجه نشدی این مصیبت از کجا به سراغت آمده است.
نگفتم مر ترا گندم مخور توهمی فرمان دیو انجام مبر تو
هوش مصنوعی: به تو گفتم که گندم نخور، تو هم کار خلاف را انجام نده.
بگفتم مر تو را فرمان نبردیبه قول دیو مر گندم بخوردی
هوش مصنوعی: گفتم که به حرف من گوش ندهی، همچون دیوانهای عمل کردی و به جای درست کار کردن، به کار نادرست مشغول شدی.
ز فعل زشت شیطان در بلائیچنین استاده رسوا مبتلائی
هوش مصنوعی: از کارهای زشت شیطان، چنین مصیبت و رسوایی به وجود آمده است.
نبردی هیچ فرمان خداوندفتادی این چنین مجروح در بند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به جنگ و نبردی است که با فرمان الهی آغاز شده و نتیجهاش به حالتی زخمی و گرفتار ختم شده است. این قافیه نشان میدهد که حتی در شرایط سخت و دشوار، اراده و خواست خداوند در پسزمینه قرار دارد.
کسی هرگز کند آنچه تو کردیکه مر فرمان زخود راه ببردی
هوش مصنوعی: هیچ کس هرگز نخواهد توانست آن چیزی را که تو انجام دادی، انجام دهد؛ زیرا تو به دست خود راه را پیدا کردی و پیش رفتی.
ز نافرمانی اکنون دور ماندیبماتم در میان سور ماندی
هوش مصنوعی: به خاطر نافرمانی، اکنون از ما دور شدهای و در حالی که همه در شادی و جشن هستند، تو در غم و اندوه به سر میبری.
زنافرمانی اکنون خوار گشتیتو و حوّا چنین غمخوار گشتی
هوش مصنوعی: اکنون که به نافرمانی پرداختهای، زشت و بیارزش شدهای و حوا نیز به خاطر تو در اندوه و نگرانی به سر میبرد.
کنون این درد را درمان نباشدکه کار حق چنین آسان نباشد
هوش مصنوعی: اکنون برای این درد چارهای نیست، زیرا کار حق به این سادگی نمیتواند باشد.
چو خود کردی و خود خوردی سرانجامبشد ننگ و بشد یکبارگی نام
هوش مصنوعی: وقتی که خودخواهی و خودخواهی خود را به اوج رساندی، در پایان باعث شد که ننگ و رسوایی بر تو سایه افکند و یکباره باعث از دست رفتن شهرتت شد.
ملایک درتو حیرانند جملهز اندوه تو گریانند جمله
هوش مصنوعی: فرشتگان به خاطر اندوه تو شگفتزده و نگراناند و همگی از حال تو گریه میکنند.
تمام حوریان از بهرت آدمدر اینجا خون دل افشان دم دم
هوش مصنوعی: تمام حوریان به خاطر زیبایی تو در اینجا به اندازۀ هر لحظه، اشک و آه میریزند.
زمین و آسمانها در خروشستز بهرت جمله چون دیگی بجوشست
هوش مصنوعی: زمین و آسمان در حال تلاطم و جنب و جوش هستند، مانند دیگی که به دلیل پر بودن از آب در حال جوشیدن است.
ترا از ره ببرد و دادگندمفکندت ناگهان اینجایگه گم
هوش مصنوعی: تو را از مسیرت منحرف کرد و ناگهان در این مکان به حالت گم و گشته درآورد.
ترا از ره ببرد آن زشت مکّارکند شیطان بعالم این چنین کار
هوش مصنوعی: تو را به راهی منحرف میکند، آن خبیث و مکار، شیطان که در این دنیا چنین کارهایی را انجام میدهد.
ترا بد خصم آدم نفس و شیطانترا افکنده از ره او بدینسان
هوش مصنوعی: تو دشمنان بدی داری؛ نفس و شیطان، که تو را از راه درست منحرف کردهاند و به این حال و روز تو انداختهاند.
ترا بُد دشمن و شد دوست اینجاوطن کرده درون پوست اینجا
هوش مصنوعی: تو که زمانی دشمن من بودی، اکنون به دوستی تبدیل شدهای و در دل و جانم، همچون وطن، جا گرفتهای.
ترا او دشمن است و خوار کردستچنین اینجایگه افگار کردست
هوش مصنوعی: او تو را دشمن خود میداند و به این صورت به تو بیاحترامی کرده و در این مکان تو را دچار ناراحتی و ذهن مشغولی کرده است.
ترا از ره ببرد و قول او گوشبکردی و شُدَت حق کل فراموش
هوش مصنوعی: تو به خواسته و وعدهای که به تو داده شده بود، گوش دادی و از مسیر خود منحرف شدی، در نتیجه همهچیز را فراموش کردی.
بقول او خودت بر باد دادیتو قول حق زجان دادی ندادی
هوش مصنوعی: تو به قول خودت اهمیت ندادای و آنچه را که باید به خدا بدهی، نادیده گرفتی.
ز قول اوگنهکاری در این دمز من بشنو درست اکنون تو آدم
هوش مصنوعی: از قول کسی قابل اعتماد در این لحظه با دقت بشنو که تو در حال حاضر انسان هستی.
ز قول او گنهکاری گنهکاربقول حق سزاواری سزاوار
هوش مصنوعی: از سخن او، گناهکار حق دارد که گناهکار باشد و بر اساس حقیقت، سزاوار است که به کیفر خود برسد.
ز قول او خود اندر چه فکندیکه تاحیران و زار و مستمندی
هوش مصنوعی: از سخن او چه بر سر خود آوردهای که اکنون حیرتزده و ناچار و بیچارهام.
ز قول او چنین رسوائی آدمچنین حیران دل و شیدائی آدم
هوش مصنوعی: از گفتههای او، این فاجعه رخ داد که آدم را دچار حیرت و شیدایی کرد.
ستاده آدم اندر نزد جبریلسیه رخ مانده او از سرّ تاویل
هوش مصنوعی: آدم در برابر جبریل ایستاده و جبریل با چهرهای سیاه و غمگین مانده است، او از راز تفسیر و تأویل حیران و متعجب است.
شده از دست کار و گشته افگارفرومانده ضعیف و خوار وبی یار
هوش مصنوعی: از کار و تلاش خسته شده و ناامید است، در حالی که ضعیف و بیپناهنی، احساس حقارت و ناتوانی میکند.