بخش ۷۲ - نداکردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم علیه السّلام که چون عجز آوردی از عقوبت تو درگذشتم و امّا از بهشت بیرون رو
هوش مصنوعی: این متن به گفتگو میان خدا و آدام اشاره دارد. خداوند به آدام میفرماید که به خاطر عجز و نافرمانیاش از بهشت رانده شده است. آدام باید از اشتباهات خود درس بگیرد و به محدودیتهایش توجه کند. خدا او را به تحمل رنجها و مصیبتها دعوت میکند، اما همزمان به او امید میدهد که با یاد خدا میتواند بر مشکلات فائق آید و از دردها رهایی یابد. در نهایت، خداوند به آدام میگوید که با او باشد و این ارتباط را حفظ کند تا در زندگیاش برکات الهی را احساس کند.
پس آنگه حق تعالی گفت آدمعجب عجز آوریدی اندر این دم
هوش مصنوعی: سپس خداوند به آدم گفت: عجب که در این لحظه این همه ناتوانی از خود نشان دادی.
ز عجزخویشتن مسکین نمودیکنون اسرار ما را در فزودی
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانی خود، حالا دیگر خودت را ضعیف نشان میدهی و رازهای ما را بیشتر آشکار میکنی.
چو میگوئی که بد کردم بدی دانبدی از نفسخود هر دم بدی دان
هوش مصنوعی: زمانی که میگویی من بدعمل کردهام، بدان که بدی ناشی از نفس خودت است. هر لحظه از خودت بدی را درک کن.
بدی کردی و اکنون راز گفتیبعجز خویش با من باز گفتی
هوش مصنوعی: تو بدی کردی و حالا رازهایت را با ناچاری برای من فاش کردی.
بدی کردی بدی آمد به پیشتولی مرهم نهم بر جان ریشت
هوش مصنوعی: اگر بدی کردهای، بدی در انتظار توست، اما من بر زخمهای دلات مرهم میگذارم.
بدی کردی گنهکار بساعتفتادستی کنون اندر شقاوت
هوش مصنوعی: تو در گذشته کار بدی کردهای و حالا نتیجهاش را میبینی که به بدبختی افتادهای.
کنون از جنتّم خیز و برون روزمن اکنون نمود جان تو بشنو
هوش مصنوعی: هم اکنون از بهشت خود بیرون بیا و به من ملحق شو. حالا زمان آن است که جان تو را بشنوی.
تو اکنون راندهٔ مانند ابلیسنمیگنجد برم سالوس و تلبیس
هوش مصنوعی: تو اکنون مانند ابلیس از جمع دوری میکنی و در دل من جا نمیگیری، که من آدمی مملو از نفاق و فریب هستم.
تو اکنون راندهٔ رو از بهشتمکه از عین عقوباتت گذشتم
هوش مصنوعی: تو اکنون از بهشت من رانده شدهای، زیرا من از وسوسهها و عذابهای تو عبور کردهام.
عقوبت خواستم کردن ترا منولیکن هست رازت هم تو با من
هوش مصنوعی: من میخواستم که تو را مجازات کنم، اما راز تو نزد من محفوظ است.
کنون بیرون زجنّت بی عقوبتبسی باشد ترا اندوه و محنت
هوش مصنوعی: اکنون که از بهشت خارج شدهای و عذاب و کیفر وجود ندارد، باید در نظر داشته باشی که غم و دردهای زیادی در پیشرویت خواهد بود.
ترا این بس بود در هردو عالمکه این خواری ترا باشد دمادم
هوش مصنوعی: تو همواره در هر دو جهان باید به این بسنده کنی که این ذلت و حقارت برای تو کافی است.
ترا این بس بود در عین خواریبلای قرب ما را پایداری
هوش مصنوعی: این برای تو کافی است که در عین ذلت و نادانی، بر مشکلات نزدیک شدن به ما پایبند باشی.
بلای قرب ما کش این زمان توکه بخشیدیم اینجا رایگان تو
هوش مصنوعی: در این زمان، تو که به خاطر نزدیکی ما دچار سختی و دردسر شدهای، باید بدانی که ما اینجا چیزی را به راحتی به تو بخشیدهایم.
بلای قرب ما می کش در اینجاکه خواهی بود زنی بس تو به تنها
هوش مصنوعی: در اینجا، مشکلات و چالشهای عشق و نزدیکی به معشوق وجود دارد. تو در هر جایی که بخواهی میتوانی باشی، اما حواست باشد که تنها نمانی و با دردی که عشق به همراه دارد، روبهرو شوی.
بلای قرب ما می کش تو از جانکه ما داریم با تو راز پنهان
هوش مصنوعی: عشق و محبت ما به تو چنان عمیق است که تمام سختیها و مشکلات را تحمل میکنیم. ما حرمت و رازی در دل داریم که فقط برای توست.
بلای قرب میکش تا توانیکنون چون خوار و رسوای جهانی
هوش مصنوعی: باید تا جایی که میتوانی از مشکلات و دشواریهای نزدیک شدن به محبوب خود بگذرانی، زیرا در غیر این صورت، به حالت ذلت و رسوایی در این دنیا دچار خواهی شد.
بلای قرب ماکش آدم پیرکه ازدستت برون شد رأی و تدبیر
هوش مصنوعی: پس از آنکه آدمی به عشق و نزدیکی محبوبش دچار مصیبت شد، تدبیر و فکرش از دستش خارج شد.
بلای قرب ماکش خود بسوزانکه ناگاهت ببخشائیم آسان
هوش مصنوعی: عشق و محبت خود را به خوبی درک کن و با آن بسوز، زیرا ممکن است به سرعت به تو اجازه بخشش داده شود.
کنون ازجنت ماتو برون شوبدنیا خوار و سوئی رهنمون شو
هوش مصنوعی: حالا از بهشت خارج شو و به دنیای پر از خوار و ذلت راه پیدا کن.
سوی آن رهنمون شو خانهاش بینولی اینجایگه بیگانهاش بین
هوش مصنوعی: به آنجا برو و خانههایش را ببین، اما در این مکان، بیگانهها را هم مشاهده کن.
کنون خواهی شدن در سوی غدّاردر اینجا خویشتن اکنون نگهدار
هوش مصنوعی: اکنون اگر میخواهی به سوی کسی مغرض بروی، بهتر است که در همین لحظه خودت را کنترل کنی و از کارهای ناپسند دوری کنی.
کنون خواهی شدن نزدیک او توابا اوهست اینجا گفتگو تو
هوش مصنوعی: اکنون اگر بخواهی به او نزدیک شوی، باید از اینجا دوری کنی و گفتگو را ترک کنی.
کنون خواهی شدن با او رفاقتبسوی ما بود هم اشتیاقت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با او دوستی کنی، باید به سمت ما بیایی؛ چون اشتیاق تو به ما نیز مرتبط است.
کنون خواهی بُدن اندر بر توتو باشی دائمادر آذر تو
هوش مصنوعی: اکنون اگر میخواهی که در آتش عشق باقی بمانی، باید دائماً در شعلههای آن حضور داشته باشی.
کنون آدم اباتست و یقین همزما بشنو کنون این راز آدم
هوش مصنوعی: اکنون آدم از عادتهای خود دور و بیخبر است، و یقیناً این موضوع از زمان ما به گوش میرسد. پس به این راز آدم توجه کن.
چو خوردی گندم او بُد رهنمونتکنون خواهد بُدن در بندخونت
هوش مصنوعی: زمانی که گندم را خوردی، اگرچه راهنماییات کرده، اکنون خود را در درد و رنج خواهی یافت.
که تا خونت بریزد او بخواریسزد گر گفت ما را پایداری
هوش مصنوعی: تا زمانی که خونت ریخته نشده، سزاوار است که در برابر او خوار باشی اگر او ادعا کند که ما پایداریم.
چو اینجا دادهٔ انصاف از خودبلا آید پیت ازنیک وز بد
هوش مصنوعی: وقتی انصاف را در اینجا به خود واگذار کنی، بلا و مشکلات از آنجا سر بر میآورد، چه از نیکی و چه از بدی.
بلا آید بسی اندر سرت بازولی من بگذرانم از برت باز
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها بارها به سراغت میآید، اما من میتوانم این دشواریها را از کنار تو عبور دهم و رهاییت دهم.
تو با من باش هر جائی که باشیدمی باید ز ماغافل نباشی
هوش مصنوعی: هرجایی که هستی، باید همیشه به یاد من باشی و از فکر کردن به من غافل نشوی.
تو با من باش اندر درد و محنتکه ناگاهت دهم هر لحظه راحت
هوش مصنوعی: در کنار من بمان و با هم مشکلات را تحمل کنیم، زیرا در هر لحظه میتوانم آرامش را به تو هدیه دهم.
تو با من باش وز من جو دوایتکه من خواهم بُدن کل رهنمایت
هوش مصنوعی: با من باش و از من چیزی نپرس چون من تنها خواستهام که تمام راههایت را نشان دهم.
تو با من باش و اکنون یاد میداربهرحالی توام از یاد مگذار
هوش مصنوعی: با من باش و هر لحظهای که گذشت را فراموش نکن.
تو با من باش اکنون راز گفتمنمود عشق باتو باز گفتم
هوش مصنوعی: اکنون که تو در کنار من هستی، رازهایی را که درباره عشق به تو دارم، برایت افشا کردهام.
بهرکاری که پیش آید فراتودرون جان نگر و اندر لقا تو
هوش مصنوعی: هر کاری که پیش میآید، درون خودت را وارسی کن و در ملاقات با دیگران، خود را به خوبی بشناس.
مرا بر خوان که ای ستّار سبحانوجود آدم از این غم تو برهان
هوش مصنوعی: هستیام را بر سر سفرهات بنه، ای پوشاننده عیبها، وجود انسان را از این غم و اندوه نجات بده.