بخش ۲۸ - در سؤال نمودن از ابلیس که چرا سجده به آدم نکردی؟
هوش مصنوعی: این شعر در قالب یک سوال و جواب، به ابلیس (شیطان) اشاره دارد و به او میپرسد چرا در برابر آدم سجده نکرد و به همین دلیل به لعنت و بدبختی دچار شده است. گوینده به ابلیس هشدار میدهد که به علت عدم اطاعت از فرمان خدا، او در حال حاضر در مذلت و تجاوز به سر میبرد و در قیامت نیز بایستی عواقب عمل خود را ببیند. ابلیس به خاطر خودسری و نافرمانی، از رحمت خدا دور مانده و حالا در دنیا و آخرت به عذاب و رسوایی افتاده است. در نهایت، پرسشها به ابلیس فشار میآورد تا به عواقب بد ناشی از نافرمانیاش فکر کند.
یکی پرسید از ابلیس ناگاهکه چونی این زمان با لعنت شاه
هوش مصنوعی: یک نفر ناگهان از ابلیس پرسید که حالا چهطور زندگی میکنی با لعنت پادشاه؟
که شاهت میکند لعنت دمادمچرا سجده نکردی بهر آدم
هوش مصنوعی: چرا مدام تو را مورد لعنت قرار میدهند؟ چون برای آدم سجده نکردی.
ترا آن سجده میبایست کردنبر جانان همی تسلیم کردن
هوش مصنوعی: باید در مقابل معشوق به سجده بیفتی و خود را تسلیم او کنی.
نهادن تا ترا رحمت فزودیدر این سر نی ترا لعنت نمودی
هوش مصنوعی: بین عشق و رحمت، این بیان نشاندهنده این است که اگر محبت و رحمت به تو افزوده شود، در این مسیر میتوانی از بدیها به دور بمانی و از لعنت و خشم مصون باشی. در واقع، اگر در قلب خود محبت و لطف را جای دهی، میتوانی از ناملایمات و عذابها دور بمانی.
کنون در لعنتی تو بازماندهاز آن قربت تو بی اغراض مانده
هوش مصنوعی: اکنون در وضعیتی دشوار و نکوهشآمیز قرار دارم، دور از آن نزدیکی و صمیمیتی که با تو داشتم، و بدون هیچ هدف و قصد خاصی در این وضعیت باقی ماندهام.
کنون در لعنتی افتاده مسکینضعیف و ناتوان و خوار و مسکین
هوش مصنوعی: اکنون این فرد ناتوان و ضعیف، در آزار و سختی به سر میبرد و در شرایطی خوار و زار قرار گرفته است.
کنون در لعنتی در حضرت دوستشدی بیرون زمغز و مانده در پوست
هوش مصنوعی: اکنون در عذابی قرار گرفتهای و از نعمتهای خداوند دور افتادهای. تنها در ظاهر باقی ماندهای و از حقیقت معنوی خود بیخبر هستی.
کنون در لعنتی بیچاره ماندهاز آن حضرت بکل آواره مانده
هوش مصنوعی: اکنون من در حالتی نابهسامان و درمانده به سر میبرم و از مقام عالی خود دور افتادهام.
کنون از لعنتی افتاده تو خواربزیر پای مردم همچو نشخوار
هوش مصنوعی: اکنون به سبب نفرینی، وادار به خوار شدن و زیر پای مردم افتادهای، مثل کسی که دوباره و دوباره غذا را نشخوار میکند.
کنون در لعنتی و ناتوانیکه ره در سوی آن حضرت ندانی
هوش مصنوعی: الان در وضعی ناخوشایند و ضعیف قرار داری که راهی به سوی آن بزرگوار نمیدانی.
کنون در لعنتی اندر جدائینداری هیچ با او آشنائی
هوش مصنوعی: اکنون در عذابی از جدایی هستی و هیچ آشنایی با او نداری.
کنون در لعنتی در دار دنیاکه آخر دوزخی در سوی عقبی
هوش مصنوعی: اینک در عذابی در این دنیا به سر میبرم که در نهایت به عذاب ابدی منتهی میشود.
کنون در لعنتی و رانده بر خویشنمیدیدی تو این سر را خود از پیش
هوش مصنوعی: اکنون در مکانی گرفتار شدهای و خود را از همه چیز دور میبینی. آیا قبلاً این وضعیت را نمیدیدی؟
کنون در لعنتی و ره ندانیبمانده خوار و رسوای جهانی
هوش مصنوعی: الان در حالی هستی که در عذاب به سر میبری و نمیدانی چه راهی را باید انتخاب کنی، و در این حالت، خوار و رسوا در نظر دیگران قرار گرفتهای.
کنون در لعنتی تا در قیامتچه خواهی یافت در روز ندامت
هوش مصنوعی: اکنون در وضعیتی بغرنج هستی و در انتظار عواقب آن، در روزی که به خاطر اعمالت پشیمان خواهی شد، چه چیزی را میتوانی پیدا کنی؟
چرا سجده نکردی اندر آن دمکه گشتی این زمان رسوای عالم
هوش مصنوعی: چرا در زمانی که رسوا شدی، برای خدا سجده نکردی و به عبادت نپرداختی؟
چرا سجده نکردی آدم اینجاکه دمدم یافتی لعنت در اینجا
هوش مصنوعی: چرا آدم در این مکان سجده نکرد؟ در حالی که در این لحظه لعنت را در اینجا یافتید.
چرا سجده نکردی در عیان توکه رسوا ماندهٔ اندر جهان تو
هوش مصنوعی: چرا در برابر حقیقتی که مشخص و آشکار است، تو خضوع و سجده نکردی در حالی که در زندگیات مورد توجه و قضاوت دیگران قرار گرفتهای؟
چرا سجده نکردی تا شدی خوارنبردی آن زمان فرمان جبّار
هوش مصنوعی: چرا در برابر فرمان قدرتمند سجده نکردی و به این خاطر در پاهایت خوار و ذلیل شدی؟
که تا این دم تو طوق لعنت یاردر این لعنت کنون افتادهٔ زار
هوش مصنوعی: تا به حال تو در حلقهی نفرین محبوب، به طور ناخوشایندی در این حال و روز افتادهای.
چه سرّ بُد تا که آن سجده نکردی؟که تا این دم تو در اندوه و دردی
هوش مصنوعی: چرا تا به حال سجده نکردی؟ چرا همچنان در غم و درد به سر میبری؟
چه سرّ بد ای عزازیلم در این رازکه تا من همچو تو تا دریابم این باز
هوش مصنوعی: ای عزازیل، چه رازی در این کار نهفته است که تا من مانند تو به درک و فهم آن برسم، هنوز به این راز نرسیدهام؟