بخش ۳۰ - سؤال نمودن ازمنصور که ابلیس در عین تلبیس است و جواب دادن منصور آن شخص را
هوش مصنوعی: در این متن، منصور کابلیس به پرسشهایی در مورد ابلیس و حقیقت وجود پاسخ میدهد. او بیان میکند که ابلیس در حقیقت کسی است که در عین تلبیس و فریب کار میکند و همه زشتیها از او ناشی میشود. منصور همچنین اشاره میکند که حقیقت در عشق و آشنایی با خداوند است و ابلیس نمیتواند به این حقیقت دست یابد. او یادآور میشود که انبیا نیز در این موضوع با ابلیس درگفت وگو بودهاند و از عشق و رحمت خداوند گذر کردهاند.
منصور به این نکته میپردازد که ابلیس با وجود تلبیس، در جهان در حال گمراهی است و انسانها باید از گمراهیهای او دوری کنند. در نهایت، او تأکید میکند که درک حقیقت و عشق الهی از خودآگاهی و رها شدن از مکر و فریبهای دنیا ناشی میشود. روح انسان میتواند درک کند که حقیقت او از ذات خداوند است و این در درون خود آنها نهفته است.
یکی پرسید از منصور کابلیسکه دائم هست اندر عین تلبیس
هوش مصنوعی: یک نفر از منصور کابل پرسید که چرا همیشه در حال فریب و نیرنگی؟
بدی جُمله از او آمد پدیداراز این سر باشد اینجا او خبردار
هوش مصنوعی: تمام بدیها از او به وجود آمده است و او در اینجا آگاه است.
همه زشتی عالم زو عیانستکه اینجا بیشکی دون جهانست
هوش مصنوعی: تمام زشتیهای دنیا به وضوح در اینجا نمایان است و این مکان حقیقتاً از دیگر جهانها پایینتر و نازلتر است.
چگوئی بهر او ای راز دیدهچنان کاینجا توئی او باز دیده
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی بگویی که او در اینجا حاضر است، در حالی که خودت او را میبینی؟
حقیقت میشناسد مر خدا اومر این مشکل ز بهر حق مراگو
هوش مصنوعی: حقیقت خدا را میشناسد و او برای حل این مشکل به خاطر حق، به من چیزی نگوید.
جوابش داد منصور گزیدهکه چون ابلیس نبود راز دیده
هوش مصنوعی: منصور به او پاسخ داد که او مانند ابلیس راز و رمزهای دل را نمیداند و نمیتواند در درون انسانها نفوذ کند.
چنان کابلیس اینجا دوست دیدستحقیقت همچو او دیگر که دیدست
هوش مصنوعی: دوست من به قدری زیبا و دوستداشتنی است که هیچ کس دیگری را نمیتوانم مانند او تصور کنم.
چنان کو یافت در حق آشنائینداندیافت مطلق روشنائی
هوش مصنوعی: کسی که در حقیقت خود را شناخته باشد، مانند فردی است که از نور مطلق آگاهی دارد، اما این آگاهی را نمیتواند به تمامی درک کند.
چو او دیگر کسی در دور عالمکه او دیدست حق اینجا دمادم
هوش مصنوعی: هر کسی که او را در میان دیگران ببیند حقایق را در اینجا هر لحظه مشاهده کرده است.
یقین او دید حق اینجا دمادمکه از وی هست چندین غم دمادم
هوش مصنوعی: او به طور مداوم و پیوسته وجود حق را در اینجا مشاهده میکند و به همین خاطر احساس غم و اندوهی مکرر و دائمی دارد.
حقیقت اوست اینجا راز محبوباگرچه طالبست او دیده مطلوب
هوش مصنوعی: حقیقت او در اینجا نهفته است، و این راز محبوب به وضوح دیده میشود، هرچند که خود او نیز خواستار آن است.
حقیقت عاشق چابک سوارستکه او را در جهان این یادگار است
هوش مصنوعی: عشق واقعی مانند یک سوارکار چابک و ماهر است که نشانه و یادگار او در دنیا باقی میماند.
تمامت انبیا دیدست اینجاوز ایشان راز بشنیدست اینجا
هوش مصنوعی: تمام پیامبران در این مکان حضور داشتهاند و از اینجا رازهایی را شنیدهاند.
تمامت انبیا کرده سؤال اوبهر وجهی در اینجا حسب حال او
هوش مصنوعی: تمام پیامبران درباره او پرسش کردهاند تا بدانند که در اینجا چه حال و احوالی دارد.
بپرسیدست از صاحب کمالانحقیقت راز خود در سرّ جانان
هوش مصنوعی: از افراد برجسته و کامل درباره راز و حقیقت وجود و ذات اصلی خود سوال شده است.
همه با او در اینجا راز گفتندز دید خویش با اوباز گفتند
هوش مصنوعی: همه در اینجا با او صحبت کردند و از احساسات و نگاههای خود به او صحبت کردند.
چنان کو دید خودداند در اسرارکسی زونیست اینجاگه خبردار
هوش مصنوعی: هر کس که حقیقت خود را بشناسد و در درون خود تأمل کند، به رازهای دیگران پی میبرد و اینجا نیازی به خبرگزاری نیست.
چنان کو دیدخود دیدست در خلقگهی در عین زنّار است و گه دلق
هوش مصنوعی: انسان در نقاط مختلف زندگی، حالتهای متفاوتی از خود را بروز میدهد؛ گاهی در مقام فردی عادی و گاهی در مقام یک شخصیت خاص و ویژه.
گهی اندر خراباتست ساکنگهی اندر مناجاتست ایمن
هوش مصنوعی: گاهی در میخانه به سر میبرد و گاهی در خلوت دعا و مناجات به آرامش میرسد.
گهی در کعبه بر درگه ستادستگهی بر خاک پای شه فتادست
هوش مصنوعی: گاه به کعبه و خانهی خدا نزدیک میشود و گاه بر خاک پای پادشاه میافتد.
گهی در میکده او دُرد نوشستگهی گویا و گه گاهی خموشست
هوش مصنوعی: گاهی در میکده شراب مینوشد، گاهی سخن میگوید و گاهی هم ساکت و خاموش است.
گهی از بیم جانانست حیرانگهی در پرده جانانست پنهان
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر عشق جانان دچار حیرت میشوم و گاهی هم در پس چهرهی او پنهان میشوم.
گهی در کافری بستست زنّارگهی در عین اسلامست در کار
هوش مصنوعی: گاهی در حال کفر و بیایمانی است و گاهی در حال اسلام و باور به دین.
گهی درخلوت تن در مقیم استگهی با هر کس اینجاگه سلیم است
هوش مصنوعی: انسان گاهی در خلوت و تنهایی خود به تفکر و تأمل میپردازد و گاهی نیز در جمع، با دیگران ارتباط برقرار میکند و در آرامش و سادگی زندگی میکند.
گه یاندازد او ذرّات از راهگهی گم کرده آرد بر سر راه
هوش مصنوعی: گاهی او ذرات را از مسیر خود پراکنده میکند و گاهی نیز آنها را به جاده باز میگرداند.
گهی راهت نماید گه کند گمترا چون قطرهٔ در عین قلزم
هوش مصنوعی: گاهی مسیرت را نشان میدهد و گاهی تو را گم میکند، مانند قطرهای در دریا.
گهی اندر حقیقت ره نمایدگهی اندر طریقت ره گشاید
هوش مصنوعی: گاهی در حقیقت، راه را نشان میدهد و گاهی در طریقت، درها را به سوی راهی تازه میگشاید.
گهی در عالم تحقیق باشدگهی کافر گهی زندیق باشد
هوش مصنوعی: گاهی انسان در جستجوی حقیقت است و گاهی ممکن است به بیباوری یا نوعی انحراف دچار شود.
از آن خوانندش اینجاگاه ابلیسکه باشد دائماً در عین تلبیس
هوش مصنوعی: در اینجا به فردی اشاره شده که به طور مداوم در حال پنهانکاری و فریبکاری است، به گونهای که نمیتوان حقیقت واقعی او را شناسایی کرد. او به نحوی عمل میکند که همیشه در سایه نفرت و فریب به سر میبرد.
نه دائم اندر اینجا برقرار استبهر سیرت عجب ناپایدار است
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز پایدار نیست و وضعیتها به طور مداوم تغییر میکنند، بنابراین شگفتیها و عجایب نیز همواره دستخوش نوسان هستند.
نه یک رنگست اینجا در دو رنگستاز آن نزدیک هرکس خوار وننگست
هوش مصنوعی: در اینجا تنوع و رنگهای مختلفی وجود دارد و هر کسی که نزدیک بیاید، خود را وامانده و شرمنده خواهد دید.
نه یک رنگست دائم در دوئی اوستچنین بودن بر عاقل نه نیکو است
هوش مصنوعی: دوگانگی و تکرار یک رنگ بودن در وجود اوست. چنین حالتی برای انسان خردمند مناسب نیست و باید از آن پرهیز کند.
حقیقت اصل او از عین نارستاز آن پیوسته نزد عقل خوارست
هوش مصنوعی: حقیقت وجودش از ذات او جدا نیست و به همین دلیل همیشه در نظر عقل کم ارزش و بیاهمیت به نظر میآید.
ولیکن من از او یک چیز دانماز او اینجایگه رمزی برانم
هوش مصنوعی: البته! من از او چیزی میدانم که به عنوان یک راز در اینجا میخواهم بیان کنم.
حقیقت دیدمش در عشقبازیکه این رازم نماید پیشبازی
هوش مصنوعی: من در عشق و بازیهای عاشقانه، حقیقت را مشاهده کردم، حقیقتی که تنها یک پیشکسوت میتواند آن را بفهمد و بیان کند.
که در لعنت چنان او استوار استکه دائم اندر این سر پایدار است
هوش مصنوعی: او به قدری در لعنت و نفرین استحکام دارد که همیشه در این حالت پایدار مانده است.
چنان در عشق محبوس و اسیرستکه اندر طوق لعنت بی نظیر است
هوش مصنوعی: او به قدری در عشق گرفتار و اسیر شده است که مانند موجودی در بند و محکوم به عذاب است.
چنان کاندر جهان او خوار آمدیقین در عشق برخوردار آمد
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی که بیارزش به نظر میرسد، در عشق ارزش و مقام بالایی پیدا میکند.
تمامت انبیا از لعنت حقگذرکردند و جستند رحمت حق
هوش مصنوعی: همه پیامبران از الطاف و رحمت خداوند بهرهمند شدند و از عذاب و لعنت او دور شدند.
تمامت انبیا از سرّ لعنتشدند ترسان همی در عین حضرت
هوش مصنوعی: تمامی پیامبران از راز لعنت به هراس افتادند، در حالی که در درگاه حضرت حق به طور واضح و روشن مشغول بودند.
تمامتانبیا ترسان از ایناندکه ایشان اندر این ره راز بینند
هوش مصنوعی: تمام پیامبران از این میترسیدند که مردم در این مسیر به حقایق پنهان پی ببرند.
همه ترسان شدند از لعنت یارتبه بردند اندر حضرت یار
هوش مصنوعی: همه از عذاب یار به هراس افتادند و در حضور محبوب، به شدت دچار مشکل شدند.
همه ترسان شدند اینجایگه کُلنیارستند یک ذرّه مر این ذل
هوش مصنوعی: همه در اینجا ترسیدهاند و نتوانستند حتی یک ذره از این ذلت را تحمل کنند.
حقیقت بار شه اینجا کشیدنزهی ابلیس این تاوان کشیدن
هوش مصنوعی: حقیقت به اینجا آورده شده که ابلیس، باید بهای سنگینی را بپردازد.
ترا زیبد که بار آن کشی تودر اینجاگه رقم برجان کشی تو
هوش مصنوعی: تو شایستهات است که بار سنگینی را به دوش بکشی و در این دنیا بر زندگیات تأثیر بگذاری.
ترا زیبد که اینجا طوق لعنتنهی بر گردن اندر شور حضرت
هوش مصنوعی: شایسته توست که در اینجا گردن خود را به گردن بند نفرین بیندازی و در حالت شوری و ولش دم دیوانه ها و عارفان قرار بگیری.
ترا زیبد که بار آن کشیدیحقیقت زهر جان جان چشیدی
هوش مصنوعی: شما شایسته هستید که بار سنگین را به دوش بکشید و حقیقتی را که جان شما را در معرض خطر قرار داده است، تجربه کنید.
دگر گفتاکه ابلیس است ملعونکه اینجا دید راز سرّ بیچون
هوش مصنوعی: ابلیس لعنتی به خاطر اینکه رازهای عمیق و بیچون و چرا را در اینجا مشاهده کرده، گفته میشود.
بیک سجده که اینجاگه نکرداستنظر کن تا که چندین زخم خورداست
هوش مصنوعی: با یک سجده در این مکان که بی توجهی به آن شده، نگاه کن تا ببینی که چقدر زخم و آسیب دیده است.
بیک سجده که در اوّل نکرد اوحقیقت تا قیامت زخم خورد او
هوش مصنوعی: اگر در آغاز یک سجده را بجا نیاورد، تا قیامت در حقیقت دچار آسیب و درد خواهد بود.
حقیقت من زنسل آدممم بازکه منصورم در اینجا صاحب راز
هوش مصنوعی: من از نسل آدم هستم و در اینجا مانند منصور، دانشی عمیق و رازهایی دارم که به آنها دسترسی دارم.
در آن لحظه که آدم گشت پیداز دید جزو و کل در خود هویدا
هوش مصنوعی: در آن لحظه که انسان شناخته شد، همه چیزهای جزئی و کلی در وجود او آشکار شد.
حقیقت دزد را هم بود ابلیسنظر کردم در اینجاگه بتلبیس
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که حتی دزد نیز میتواند تحت تأثیر وسوسهها و فریبهای شیطان قرار بگیرد. در واقع، شاعر به این نکته اشاره میکند که در هر موقعیتی، چه ظاهراً خوب و چه بد، ممکن است شیطان در آنجا حضور داشته باشد و باعث گمراهی انسانها شود.
چو گنج آدم اینجا مینهادمحقیقت این لعین را در گشادم
هوش مصنوعی: من در اینجا گنجینهای از دانایی و حقیقت را قرار دادهام و این حقیقت دشوار و زشت را برایتان آشکار کردم.
درون جسم آمد او نهانینظر میکرد سرّ کن فکانی
هوش مصنوعی: او به طور پنهانی درون جسم حضور دارد و به تماشای راز و رمزهای آفرینش میپردازد.
یقین گنج آدم یافت اینجاحقیقت در نهان دم یافت اینجا
هوش مصنوعی: انسان به طور قطع در اینجا به گنجی دست یافته که حقیقت در خود را در پنهان مییابد.
بدید او سر بیچون و چگونمحقیقت راه برد از اندرونم
هوش مصنوعی: او به حقیقتی نظر کرد که کاملاً بدون تردید است و این حقیقت از عمق وجودم مرا به سمت خود کشاند.
حقیقت جان بدید ودل عیان یافتدرون ما همه راز نهان یافت
هوش مصنوعی: حقیقت به ما نگاه کرد و دل ما آشکار شد و در درون ما همه رازهای پنهان نمایان گردید.
حقیقت دزد گنج من شد ازدیدنظر میکرد اینجا سرّ توحید
هوش مصنوعی: حقیقت به طرز عجیبی از فرای دید من به سرقت رفت و در اینجا به من باری از راز یکتایی را نمایان کرد.
عیان گنج من کرد او نظارهحقیقت دید دیدم من چه چاره
هوش مصنوعی: او با نگاهی به گنجینهام پی برد و حقیقت را مشاهده کرد، حالا من نمیدانم چه تدبیری باید بیندیشم.
مرا چون گنج بنمودم در اینجاحقیقت سجده فرمودم در اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، خود را مانند یک گنج میبینم، و به همین خاطر در اینجا به احترام حقیقت، به سجده افتادهام.
ملایک سجدهٔ آدم نمودندز ذات ما یقین واقف نبودند
هوش مصنوعی: فرشتگان به خاطر آدم سجده کردند، اما از ذات و حقیقت ما آگاه نبودند.
همه سجده بما کرده ملایککه آدم زبدهٔ کل ممالک
هوش مصنوعی: تمام فرشتگان به آدم سجده کردهاند، زیرا او برترین و بهترین موجود از تمام موجودات دنیا است.
چو سرّ دیدند اینجا سجده کردندملایک جملگی این گوی بردند
هوش مصنوعی: وقتی که ملائک راز و حقیقت را در اینجا مشاهده کردند، همه با هم به سجده افتادند و این توضیح را پذیرفتند.
حقیقت سجده اینجاگه نکرد اوز من اینجایگه او زخم خورد او
هوش مصنوعی: حقیقت در اینجا در سجده نیست، بلکه این من هستم که زخم خوردهام و او هم در این مکان به من توجه نکرد.
تمامت انبیا اینجای ظاهرهمه در قالب آن پاک ناظر
هوش مصنوعی: تمام پیامبران در این مکان حاضرند و همه به شکل آن مراقب پاک دیده میشوند.
نکرد این سجده بیرون شد ز رحمتحقیقت یافت آن دم طوق لعنت
هوش مصنوعی: اگر سجدهای نکرد و از رحمت دور شد، در آن لحظه حقیقت را شناخت و به طوق لعنت گرفتار آمد.
چو نافرمانی ما کرد گردونیقین از ذات ماافتاد بیرون
هوش مصنوعی: وقتی که مشیت آسمانی (گردون) از ما سرپیچی کرد، بیتردید، از ذات و ماهیت ما جدا شد.
اگراو این زمان مردود راهستحقیقت آخر اینجا عذرخواهست
هوش مصنوعی: اگر او در این زمان مورد پذیرش نیست، در نهایت حقیقت جایی دیگر از او عذرخواهی خواهد کرد.
حقیقت مانده اینجا راه بین استمر او را لعنتش تا یوم دین است
هوش مصنوعی: حقیقت در اینجا باقی مانده و راهی برای عبور وجود دارد، کسی که حقیقت را نادیده میگیرد، تا روز قیامت مستحق لعنت است.
حقیقت لعنتش از ما است رحمتولیکن رحمت آمد به ز لعنت
هوش مصنوعی: حقیقت این است که ما از لعنت لعنت شدهایم، اما رحمت به ما رسیده و رحمتش از لعنت بیشتر است.
یقین میدان که رحمت آخر کاربخواهد کرد بر جمله بیکبار
هوش مصنوعی: به طور یقین میدان که در نهایت رحمت الهی به همه انسانها یکجا نازل خواهد شد.
یقین میدان که لعنت هم از او بودکه ابلیسست ز آتش نه نکو بود
هوش مصنوعی: بدان که لعنت نیز از آن خدایی است که ابلیس را از آتش آفرید و او خوب و نیکو نیست.
ز خود بینی همی در لعنت افتادز قربت دور شد بی رحمت افتاد
هوش مصنوعی: از خودبینی و خودخواهی، شخص به زشتی و بدبختی دچار میشود و از محبت و نزدیک بودن به دیگران دور میماند.
یقین هر کس که دور ازدوست باشدنه مغزی باشد او کل پوست باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دوستش دور باشد، تنها ظاهری از وجود دارد و از عمق و معنا بیبهره است.
حقیقت قصّهٔ ابلیس این استکه اینجاگاه بیشک راز بین است
هوش مصنوعی: حقیقت داستان ابلیس این است که در اینجا، حتماً یک راز نهفته وجود دارد.
اگرچه سالک واصل نمودهدرِ بسته بیک ره برگشوده
هوش مصنوعی: اگرچه انسان در مسیر راه به مقاماتی رسیده، اما هنوز در یک در بسته را به روی خود گشوده است.
ز ابلیسی کنون بیرون شدستیحقیقت ذات کل بیچون شدستی
هوش مصنوعی: از شیطان اکنون خارج شدهای، حقیقت وجود کل به صورت بیچون و چرا در آمده است.
حقیقت اینهمه از بهر آن بودکه تا ابلیس آخر در عیان بود
هوش مصنوعی: این واقعیت به آن دلیل موجود است که ابلیس همچنان در معرض دید و شناخته شده باقی بماند.
که او در عین نافرمانی دوستحقیقت بازماند اندر سوی پوست
هوش مصنوعی: او با وجود نافرمانی از اوامر، همچنان به حقیقت و واقعیت وفادار است و در عمق وجودش به آن پایبند مانده است.
تو گر مرد رهی مانند ابلیسمباش اینجایگه درمکرو تلبیس
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی قدم میگذاری، مانند ابلیس فریبکار نباش. در این مکان نباید به فریب و نیرنگ متوسل شوی.
برون کن دیو ابلیس ازدماغتمنوّر کن بنور کل چراغت
هوش مصنوعی: دیو و شیطان را از ذهن خود بیرون کن و با نور تمامی چراغهایت، روشنی ببخش.
یقین دنیا است ابلیس این بدان توگذر کن بیشکی زین خاکدان تو
هوش مصنوعی: در این دنیا، ابلیس حقیقتی روشن است و تو باید از آن عبور کنی، چرا که این دنیا تنها یک محل گذرا و فانی است.
هر آنچه فکر بد باشد طبیعتتو مر ابلیس دان بیشک حقیقت
هوش مصنوعی: هر فکری که بد باشد، نشاندهندهی طبیعت ناپسند توست و به یقین میتوان گفت که این حقیقتی از شیطان را در درون تو مینمایاند.
برون کن فکر بد از خاطر خویشدو روزی باش اینجاناظر خویش
هوش مصنوعی: فکرهای بد را از ذهن خود دور کن و به مدت دو روز به خودت نگاهی کن.
دو روزی کاندر این دنیای دونیحقیقت ذرّهها را رهنمونی
هوش مصنوعی: دو روزی که در این دنیای پست و بیارزش، حقیقت ذرات را به ما نشان میدهد.
نه اندیشد که رحمت کن نه لعنتحقیقت باش اندر عین قربت
هوش مصنوعی: هیچکس نمیاندیشد که آیا رحمت خواهد کرد یا لعنت. بلکه حقیقت باید در نزدیکی و نزدیکی به خداوند محقق شود.
تو اندیشه ز خود کن تا که چونیکه تو از هر دو عالم مر فزونی
هوش مصنوعی: به خودت فکر کن و ببین که چه کسی هستی؛ چون تو بالاتر از هر دو عالم هستی و برتری داری.
ببین آنکس که اینجا سجدهٔ دوستنکردست این در اینجا لعنت دوست
هوش مصنوعی: نگاه کن به کسی که در این مکان سجدهای برای دوست نکرده است؛ اینجا (جای) لعنت دوست است.
ترا سجده نکرد ابلیس نادانز لعنت گشت پرتلبیس نادان
هوش مصنوعی: ابلیس نادان به خاطر نادانیاش تو را سجده نکرد و به این خاطر از رحمت و favor خدا دور افتاد.
ترا سجده نکرد و طوق لعنتبگردان یافت بیرون شد زرحمت
هوش مصنوعی: کسی که برای تو سجده نکرد، با لعنتی که به گردن دارد، از رحمت خارج شده است.
ترا سجده نکرد ای جوهر کلچنین افتاده شد در عین این ذل
هوش مصنوعی: تو که به عنوان اصل و پایه همه چیز شناخته میشوی، چرا به این ذلت افتادهای و به کسی سجده نمیکنی؟
به بین تا تو چه چیزی ای دل و جانکه بنمودست رویت جان جانان
هوش مصنوعی: ببین ای دل و جان، چه چیزی تو هستی که زیباییات باعث شده است جان عاشق را به تماشا بکشاند.
به بین تا تو چگونه آشنائیکه در اعیان تو دیدارِ خدائی
هوش مصنوعی: بنگر که چگونه با من آشنا هستی که در وجود تو نشانههایی از خداوند به چشم میخورد.
ببین ذات خدا در خویش موجودترا اسرار کل در پیش معبود
هوش مصنوعی: نگاه کن که حقیقت خدا در وجود تو چگونه است، همه رازها و دانشهای بزرگ در برابر معبود قرار دارد.
ببین ذات خدا در خود نموداربرون شو این زمان ز ابلیس و پندار
هوش مصنوعی: نگاه کن که حقیقت خداوند در وجود تو نمایان است، پس این لحظه از وسوسههای ابلیس و افکار نادرست دور شو.
ببین ذات خدا در خود نه ابلیسمیندیش از ریا و مکر و تلبیس
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و ذات خدا را در درونت ببین. به ابلیس و افکار فریبنده و نیرنگهایش توجه نکن.
ببین ذات خدا ابلیس بگذاراگرمرد رهی تلبیس بگذار
هوش مصنوعی: به خدا نگاه کن و ابلیس را کنار بگذار، اگر کسی به دنبال حقیقت است، بگذار گمراهی او را نبیند.
ببین ذات خدا ای صادق کلاگر هستی حقیقت عاشق کل
هوش مصنوعی: ببین ای صادق، اگر حقیقتاً عاشق خدا هستی، به ذات او توجه کن.
ببین ذات خدا اینجا و بشناسرها کن مکر و زرق اینجا و وسواس
هوش مصنوعی: به این نکته توجه کن که حقیقت خداوند را در اینجا مشاهده کنی و آن را بشناسی. از فریب و تزویر و افکار وسوسهانگیز خود رها شو.
که تو برتر ز عقل و عکس ناریاگر اینجا حقیقت پایداری
هوش مصنوعی: تو از عقل و دانش برتری و اگر حقیقت در اینجا ثابت بماند، برتری تو نیز نمایانتر خواهد بود.
ترا از ذات خود موجود کردستحقیقت نقش خود معبود کردست
هوش مصنوعی: خداوند تو را از وجود خود آفریده و حقیقتاً تو را شبیه خود کرده است.
ترا از ذات خود کردست پیدادر این عالم ز عقل کل هویدا
هوش مصنوعی: تو را به واسطه ذات خود در این جهان آشکار ساخته است و از عقل کل، به وضوح نمایان شدهای.
ترا از ذات خود پیدا نمودستابا تو گفته و ازتو شنودست
هوش مصنوعی: تو را از ذات و وجود خود شناخته و به همین دلیل تو را راز گفته و از تو چیزهایی شنیده است.
ترا ازذات خودبنمود بینشبتو پیداست بودآفرینش
هوش مصنوعی: از ذات و وجود خود به تو نشان دادم که آفرینش چگونه است و چه حالتی دارد.
تو مغزی این زمان در صورت پوستحقیقت چون بیابی صورت اوست
هوش مصنوعی: تو در این زمان، مرکز و اصل همه چیز به شمار میآیی؛ وقتی حقیقت را بشناسی، چهره واقعیاش برایت نمایان خواهد شد.
تو مغزی ز آفرینش رخ نمودهحقیقت خود بخود پاسخ نموده
هوش مصنوعی: تو اصل و ریشهی آفرینش هستی و خود بهتنهایی حقیقت وجودت را نمایان میسازی.
تو مغزی این زمان در عین دنیاترا پیدا شده دیدارمولا
هوش مصنوعی: در این جهان، تو اصل و اساس همه چیز هستی و در عین حال، حضور تو را در زندگیام حس میکنم.
تو مغزی این زمان اعیان نمودهحقیقت خویش را پنهان نموده
هوش مصنوعی: تو در این زمان، مانند عقل کل، هستی که حقیقت وجود خود را مخفی کردهای.
تو مغزی این زمان اعیان بدیدهاز آن منزل بدین منزل رسیده
هوش مصنوعی: تو در این زمان، اصل و بنیاد هستی و همه چیز به تو وابسته است. از آن مکان دور به این مکان نزدیک آمدهای.
ز ذاتِ پاکِ او پیدا نمودیدو روزی نقش در دنیا نمودی
هوش مصنوعی: از ذات پاک او، دو روزی در این دنیا وجود پیدا کردی و اثر خود را به جا گذاشتی.
ز ذاتِ پاکِ او اعیانِ رازیتو سیمرغی بصورت شاهبازی
هوش مصنوعی: از ذات پاک او، موجودات رازآسا به زیبایی و عظمت همچون سیمرغی به شکل پرندهای شاهانه جلوهگرند.
اگر شاهت نماید روی اینجاورا بینی تو از هر سوی اینجا
هوش مصنوعی: اگر پادشاه تو را فرامیخواند و در این مکان ظاهر شود، تو از همه جهات و سمتها خواهی دید که بقیه نیز به آنجا میآیند.
ترا شاهست اینجا صورت جانحقیقت چون نمیدانی تو ایشان
هوش مصنوعی: تو باید بدانی که اینجا وجود تو، نمایانگر حقیقت جان است، اما چون از این موضوع آگاهی نداری، نمیتوانی آنها را بشناسی.
باسمی لیک جان جانت اینجاستحقیقت سرّ مر پنهانت اینجاست
هوش مصنوعی: با یاد و نامی، جان تو در اینجا موجود است و راز پنهان تو نیز در همین جا قرار دارد.
باسم آدمی تو لیک معنیچو آخر بنگری دیدار مولی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو به عنوان یک انسان هستی، اما اگر به عمق بیشتر نگاه کنی، در نهایت به وجود و اصل خود و ملاقات با خداوند میرسی.
حقیقت در تو دیدارست بنگرکه سر تا پای تو یارست بنگر
هوش مصنوعی: حقیقت در وجود تو تجلی یافته است، نگاه کن که تمام وجودت مملو از زیبایی و همراهی یار است.
حقیقت درتودیدار الهستز سر تا پای تو دیدار شاهست
هوش مصنوعی: حقیقت در این است که در دیدار تو، از سر تا پای تو، گویی ملاقات با یک پادشاه است.
تو شاهی اندر این عالم فتادهبصورت سیرت آدم فتاده
هوش مصنوعی: تو در این دنیا مانند شاه هستی که به صورت انسان درآمدهای.
تو شاهی اندر این عالم یقین شاهدرونِ جانت هم خورشید و هم ماه
هوش مصنوعی: تو در این دنیا به مقام شاهی رسیدهای و در داخل وجود تو هم خورشید وجود دارد و هم ماه.
تو شاهی اندر این دنیا حقیقتنشسته بر سر تخت شریعت
هوش مصنوعی: تو در این دنیا مقام ارجمندی داری و حقیقت، بر دینی راستین تکیه دارد.
وزیر تست عقل کل ندانیکه بر تخت شریعت کامرانی
هوش مصنوعی: وزیر تو کسی است که به نظر میرسد عقل کل است، اما نباید فراموش کنی که موفقیت واقعی در پیروی از اصول اخلاقی و شریعت است.
وزیر تست عقل و پادشاهیکه مشتق گشته از خورشید و ماهی
هوش مصنوعی: وزیر تو ، نماد عقل و حکمت است و پادشاهی که از نور خورشید و ماه الهام گرفته، نمایانگر قدرت و شکوه است.
وزیر تست عقل کل درونتبسوی ذات اینجا رهنمونت
هوش مصنوعی: وزیر عقل تو، تو را به سمت ذات و حقیقت راهنمایی میکند.
وزیر تست عقل اندر ممالکتو عشقی لیک اندر عشق هالک
هوش مصنوعی: عشق در کشورهای تو وزیر عقل است، اما در عشق انسان را به هلاکت میاندازد.
مقام سالکی درتو بدیدستحقیقت واصلیات ناپدیدست
هوش مصنوعی: سالک در مقام خود، حقیقت و اصول واقعیات را در تو مشاهده میکند، در حالی که این اصول و واقعیتها برای دیگران نامشخص و ناپیداست.
تو هستی سالک کون و مکانیکه ره در سوی آن کل بازدانی
هوش مصنوعی: تو به سفر زندگی و دنیای خود ادامه میدهی، و به سوی هدفی بزرگ و جامع در حرکت هستی.
حقیقت عقل کل با تست دریابدرون خانهٔ از عشق درتاب
هوش مصنوعی: عقل کل را در درون خانهای که عشق در آن میدرخشد، بشناس و درک کن.
حقیقت عقل کل همسایهٔ تستتو خورشیدی و او چون سایهٔ تست
هوش مصنوعی: عقل کل به نوعی در نزدیکی تو قرار دارد، تو مانند خورشید میتابی و او مانند سایهای است که به دنبال توست.
تو خورشیدی حقیقت سایه بگذارتمامت بین و پایه پایه بگذار
هوش مصنوعی: تو همچون خورشیدی هستی، حقیقت را روشن کن و بر دیگران سایهای بگستران و همچنین بر اساس اصول و مبانی مستحکم خودت را بنا کن.
تو خورشیدی ز ذات کل نمودهحقیقت عقل کل را در ربوده
هوش مصنوعی: تو چون خورشیدی هستی که از وجود کلی به حقیقت عقل کلی دست یافتهای و آن را در خود پنهان کردهای.
بمعنی و بصورت جان جانهادرون تست اینجاگه نهانها
هوش مصنوعی: جانها در وجود تو نهفتهاند و در حقیقت واقعی تو، معانی عمیقی وجود دارد که در اینجا پنهان است.
غرض چون پردهٔ در پیش رویستدردن پرده او در گفتگویست
هوش مصنوعی: هدف این است که مانند پردهای که در برابر ماست، درد و رنج ناشی از آن پرده ما را در گفتگوهای زندگی مشغول میکند.
غرض چون پرده بر رویت فتادهچنین دیدار هر سویت فتاده
هوش مصنوعی: چون پردهای بر چهره تو افتاده، این دیدار و نگاه هر طرف به همین گونه است.
اگر این پرده بر خیزد ز دیدارمعاینه به بینی خود پدیدار
هوش مصنوعی: اگر این حجاب کنار رود و پردهها برداشته شوند، آنگاه حقایق را با چشمان خود خواهی دید.
اگر این پرده برخیزد ز رویتنماند این نفس خود گفتگویت
هوش مصنوعی: اگر پرده از روی تو کنار برود، دیگر چیزی از نفس و گفتار خودت باقی نخواهد ماند.
اگر این پرده برخیزد ز اسرارچه بینی در حقیقت لیس فی الدّار
هوش مصنوعی: اگر این پرده کنار رود، در حقیقت چیزی نخواهی دید جز اینکه در این دنیا هیچ چیز واقعی وجود ندارد.
در آن عین فنا در خویش منگرکه یکّی در یکی است پیش منگر
هوش مصنوعی: به خودت نگاه نکن که در این حال ناپایداری، هویت و فردیت تو از بین رفته است. به جای آن، توجه کن که همه چیز در هم تنیده است و در یک حقیقت واحد قرار دارد.
یکی داری و در عین دوبینیمر این اسرار اینجاگه نه بینی
هوش مصنوعی: شما یک حقیقت دارید، اما در هنگام نگاه کردن به دو چیز مختلف، نمیتوانید این راز را در این مکان ببینید.