بخش ۳۶ - در اصل ذات فرماید
هوش مصنوعی: در این متن عطار به بیان حقیقت افراد و جوهر وجودشان میپردازد. او به خواننده میآموزد که خود را بشناسد و به ذات خود توجه کند. عطار تأکید میکند که هر فردی در اصل وجودش با حقیقت و وصلی عمیق ارتباط دارد، اما از آن غافل است. او به انسان میگوید که ذاتش در همه چیز موجود است و باید به درون خویش نگاهی عمیق بیندازد تا به حقیقت خود برسد. همچنین به اهمیت عشق و آگاهی از ذاتی اشاره میکند که در هر فردی پنهان شده است و میگوید که همه چیز از این ذات الهام گرفته میشود. عطار به وجود راز و اسرار در وجود انسانها اشاره میکند و میفرماید که شناخت این اسرار راهی برای شناخت حقیقت و عشق است. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که شناخت حقیقی انسان به شناخت خود و ذاتش وابسته است.
کنون عطّار گفتی جوهر ذاتحقیقت بود کل با جمله ذرّات
هوش مصنوعی: عطّار اکنون میگوید که جوهر اصلی حقیقت، در تمام ذرات عالم وجود دارد و همه چیز جزئی از آن حقیقت است.
نمودی واصل هر دوجهانییقین شد این زمان چون جانجانی
هوش مصنوعی: تو با حضور خود، به حقیقت هر دو جهان را به من نشان دادی و اکنون، مانند جان و روحی برایم به حقیقت پیوستهای.
تو منصوری کنون یک بین شو از ذاتنظر میکن تو اندر کلّ ذرّات
هوش مصنوعی: اکنون مانند منصور، بینا شو و به عمق وجود نگاه کن، زیرا که در تمام ذرات عالم، حقایق نهفته است.
تو منصوری اگر آگاه عشقیحقیقت دان که بیشک شاه عشقی
هوش مصنوعی: اگر تو آگاه از عشق و حقیقت باشی، پس به راستی که تو سلطان عشق هستی.
تو منصوری چرا در خود نه بینیهمه خود بین اگر صاحب یقینی
هوش مصنوعی: چرا تو به خودت نگاه نمیکنی، ای منصور؟ همه خود را مینگرند، اما اگر به حقیقتی دست یابی، میفهمی که خود را در دل دیگران نیز باید جستجو کنی.
تو منصوری نظر در خویشتن کنحقیقت یک نظر در جان و تن کن
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و حقیقت وجودت را در جان و تن خود درک کن.
تن تو واصلست و می ندانیکه اینجاگه حقیقت جان جانی
هوش مصنوعی: وجود تو به حقیقت وصل شده، ولی خودت نمیدانی که اینجا محل واقعی زندگی و روح توست.
تن تو واصلست ای کار دیدهدر اینجاگه حقیقت باز دیده
هوش مصنوعی: وجود تو به حقیقت پیوند خورده است، ای کسی که به حقیقت مینگری، در این مکان خاص.
تن تو واصلست و وصل دیدیبسی گفتیم اکنون اصل دیدی
هوش مصنوعی: بدن تو به حقیقت پیوسته است و تجربه وصل را بارها مشاهده کردهای. اکنون به اصل و حقیقت این موضوع پی بردهای.
حقیقت چند خواهی گفت عطّارچومیدانی که هستی کل خبردار
هوش مصنوعی: هر چه حقیقت را بگویی، مانند این است که خبری را به کسی بدهی که خود از همه چیز آگاه است.
بسی میگوئی ودیگر چه جوئیکنون چون واصلی تا چند گوئی
هوش مصنوعی: خیلی میگویی و چه چیز دیگری میخواهی بگویی؟ حالا که چیز اصلی را معلوم کردهای، تا کی باید ادامه دهی؟
بسی میگوئی و دُر میفشانیحقیقت اندر این بحر معانی
هوش مصنوعی: شما بسیار صحبت میکنید و حرفهای زیبا و ارزشمندی به زبان میآورید، اما حقیقت را در این دنیای وسیع معانی گم میکنید.
بسی میگوئی از وصل تجلّیحقیقت دیدهٔ دیدار مولی
هوش مصنوعی: بسیار سخن میگویی دربارهٔ همراهی و روشنایی حقیقتی که در دیدار پروردگار حس میشود.
بسی میگوئی از اصل عیانتبسی ماندست هم شرح و بیانت
هوش مصنوعی: بسیار میگویی که اصل وجود تو در جوهر حقیقت و ماهیت خودت مانده است و این موضوع هم به تفصیل توضیح داده شده است.
بسی میگوی از اصل شهنشاهکه دیدست این زمان همچون تو آگاه
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم دربارهٔ اصل و نسب پادشاه صحبت میکنند، چرا که در این زمان کسی را مانند تو آگاه و دانا نمیبینند.
بسی میگوئی از وصل نمودارتوئی بیشک یقین در کلّ اسرار
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد از پیوند و ارتباط تو سخن میگویند، ولی قطعاً میدانم که در تمام رازها و اسرار تو وجود داری.
بسی میگوئی از وصل و تو وصلیحقیقت تو چو بود بود اصلی
هوش مصنوعی: بسیار میگویی از وصالی که با آن وصلی، اما حقیقت تو همانند اصل و بنیاد است.
تو اصلی این زمان در کل اشیاءدرون جزو و کل پنهان و پیدا
هوش مصنوعی: تو در این زمان در همه چیز، چه در جزئیات و چه در کلیات، نهفتهای و معلوم.
تو اصلی لیک هر لحظه تو در اصلیقین دیدار خود یابی تو در وصل
هوش مصنوعی: تو اصل و اساس هستی، اما در هر لحظه باید یقین پیدا کنی که دیدار خود را در پیوند با دیگران میبینی.
تو اصل ذاتی امّا این زمانتحقیقت یافته عین مکانت
هوش مصنوعی: تو جوهر و ذات اصلی هستی، اما در این زمان، حقیقت تو به صورت عینی تجلی یافته است.
تو اصل ذاتی و موجود هستیگهی دین داری و گه بت پرستی
هوش مصنوعی: تو ذات و وجود اصلی هستی که گاهی به دین و گاهی به بتپرستی گرایش پیدا میکنی.
تو اصل ذاتی امّا کعبهٔ دلبدیدی و شدت مقصود حاصل
هوش مصنوعی: تو اصل وجودی و سرچشمهٔ حقیقتی، اما در عین حال به کعبهٔ دل و آرزوهایت رسیدی و هدف نهاییات را به دست آوردی.
تو اصل ذاتی و اسرار جانیحقیقت چون بدیدی جان جانی
هوش مصنوعی: تو خود حقیقت بالذات هستی و وقتی که به عمق اسرار وجود پی میبری، جان و روح واقعی خود را درک میکنی.
تو اصل ذاتی و دیدار داریکه چندینی بیان یار داری
هوش مصنوعی: تو ذات و جوهرهای داری که در ارتباط با یارت، احساسات و زیباییهای خاصی را تجربه میکنی.
تو اصل ذاتی و اسرار جانیحقیقت چون بدیدی جان جانی
هوش مصنوعی: تو ذات حقیقی و رازهای وجود را میدانی، زمانی که حقیقت را شناختی، جان واقعی خودت را نیز درک کردی.
تو اصل ذاتی و دیدار داریکه چندینی بیان یار داری
هوش مصنوعی: تو ذات و ماهیت اصلی را داری و دیدار و ملاقات، به همین خاطر که تو اینقدر زیبایی و جذابیت داری.
تو اصل ذاتی وعین صفاتیدر اینجا یافته اعیان ذاتی
هوش مصنوعی: تو حقیقت واقعی و ذات اصلی هستی و در اینجا وجودهای واقعی و عینی را پیدا کردهای.
تو اصل ذاتی و در سرّ بیچونبسی دُرها فشاندی بیچه و چون
هوش مصنوعی: تو حقیقت اصلی و در عمق وجودت، به شکل بینظیری گوهرهای زیادی را منتشر کردهای.
تو اصل ذاتی و در کوْن گشتیکنون اندر مکان آگاه گشتی
هوش مصنوعی: تو ذات اصلی و در این دنیا پرسه زدی، حالا در مکان فهم و آگاهی پیدا کردی.
تو اصل جانی و جانان جانهاترا مکشوف شد عین العیانها
هوش مصنوعی: تو اصل و بنیاد جانها هستی و برای آنها آشکار شدهای مانند چیزی که با چشم دیده میشود.
تو اصل ذاتی و واصل دراینجاچنین اسرارها حاصل در اینجا
هوش مصنوعی: تو حقیقت اصلی هستی و در اینجا به اسرار و نکتههای عمیق رسیدهای.
تو اصل ذات و ذات اندر تو موجودحقیقت یافتی دیدار معبود
هوش مصنوعی: تو جوهر اصلی هستی و حقیقت وجود در درون تو به وضوح قابل مشاهده است.
تو اصل ذات و ذاتاندر تو پیداحقیقت روشنت شد جمله اشیا
هوش مصنوعی: تو خود حقیقت و جوهر هستی، و در وجود تو همه چیز روشن و نمایان شده است.
تو اصل ذات وذات اندر همه گمهمه چون قطره و تو بحر قلزم
هوش مصنوعی: تو حقیقتی هستی که در همه جا نهفتهای و همه موجودات مانند قطرههایی هستند که در برابر تو، دریا و عمق اقیانوس به شمار میآیند.
تو اصل ذات وذات اندر تو دیدارتو هم پیدا شده هم ناپدیدار
هوش مصنوعی: تو خود اصل وجود هستی و در وجود تو، تماشا و بینش همواره حاضر است و همزمان غایب.
تو اصل ذات و ذات اندر تو جانستتنت پیدا و جانت کل نهانست
هوش مصنوعی: تو اصل و بنیاد هستی، و در درون تو روح زندگی جاری است. بدن تو ظاهر است، اما جانت در عمق وجودت پنهان مانده است.
تو اصل ذات وذات اندر تو دل شدحقیقت جان جانت جان و دل شد
هوش مصنوعی: تو اساس و بنای وجود هستی و درون تو، حقیقت و جوهر جانت تجلی یافته است. جان تو به مانند دل، مظهری از وجود اصلی و حقیقت عمیق توست.
تو اصل ذات و ذات تست اعیانز ذات تست چندین نصّ و برهان
هوش مصنوعی: تو اصل وجود و ماهیت هستی و موجودات دیگر از وجود تو نشأت میگیرند، در این زمینه دلایل و شواهد زیادی وجود دارد.
ز ذات تست چندین سرّ اسرارکه میآید جواهرها پدیدار
هوش مصنوعی: از وجود تو رازها و اسرار بسیاری نهفته است که باعث ظهور جواهرات و زیباییها میشود.
ز ذات تست چندین جوهر عشقترا امروز بیشک گوهر عشق
هوش مصنوعی: عشق تو میتواند به آسانی به خوبیهای مختلفی تقسیم شود. امروز به روشنی میتوان نشان داد که این عشق از کجا نشأت گرفته و چقدر ارزشمند است.
ز ذات تست چندین دُرّ و جوهرکه تو افشاندهٔ بیحدّ و بیمر
هوش مصنوعی: از وجود تو، جواهرات و ارزشهای زیادی به وجود آمده که بیپایان و بیمرز در اطراف منتشر شدهاند.
ز ذات تست چون جوهر فشاندینمودی اندر این سرها نماندی
هوش مصنوعی: از خودت مانند جوهری شکل و خوشرنگ بیرون آمدی و نشان دادی، اما در این سرها و وجودها باقی نماندی.
چه ذاتست اینکه داری کس نداردیکی پیداست پیش و پس ندارد
هوش مصنوعی: این متن به ماهیت و ویژگیهای خاص یک چیز اشاره دارد که تنها و بیهمتاست و هیچ مشابهی ندارد. در واقع، این چیز نه پیشینهای دارد و نه آیندهای میتوان برایش تصور کرد؛ به عبارت دیگر، وجودش از تمامی جهات منحصر به فرد است.
چه ذاتست اینکه داری کس ندیدستکسی انجام نی خود کس شنیدست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که موجودی وجود دارد که هیچکس مانند او را ندیده و هیچکس نمیتواند به درستی او را توصیف کند. این نشاندهندهی یکتایی و خاص بودن آن ذات است که فراتر از درک و تصور انسانهاست.
چه ذاتست اینکه گوهر بار آمدبیانت خوشتر از هر بار آمد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چه ویژگیای دارد این گوهر باارزش که بیان آن به مراتب زیباتر و دلنشینتر از هر چیز دیگری است که ممکن است به ما ارائه شود.
چه ذاتست اینکه موجود یقین استگهی کفر است و گاهی عین دین است
هوش مصنوعی: این موجود که ما به آن فکر میکنیم، حقیقتی است که همیشه واقعی به نظر میرسد؛ اما گاهی به نظر میرسد که با کفر و اعتقادات غیرمذهبی مرتبط است و گاهی نیز با ایمان و دین وابسته است.
چه ذاتست اینکه چون رخ مینمایدحقیقت بود خود خود میرباید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی حقیقت یا واقعیت خود را نشان میدهد، تأثیر قوی و عمیقی بر روح و جان انسان گذاشته و او را به خود جذب میکند. به عبارت دیگر، زیبایی و حقیقت به گونهای هستند که انسان را مسحور و مجذوب خود میکنند.
چه ذاتست اینکه یکی در یکی استهمه عطّار اینجا بیشکی است
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که جوهر و ماهیت هر چیزی در چیز دیگری تجلی یافته و نشان دهنده ارتباط عمیق میان موجودات است. به این ترتیب، هر موجودی با خود را در دیگری میتواند مشاهده کند و همهی واقعهها و افراد به نوعی به هم مرتبطاند.
در اینجا ذات من اندر صفاتمحقیقت مانده در دیدار ذاتم
هوش مصنوعی: من در صفات و ویژگیهایم به حقیقت خویش نزدیک هستم و در ملاقات با ذات خود، به آن حقیقت پی بردهام.
در اینجا ذات من رازم ندیدهدر او انجام آغازم ندیده
هوش مصنوعی: اینجا مفهوم واقعی من، که نه دیدهای و نه در آن شروع و پایانی را مشاهده کردهای، وجود ندارد.