بخش ۴۷ - سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری در مورد جستجوی حقیقت و وصال با خداوند است. عطار در این شعر به بیان جلوههای عشق و معرفت پرداخته و تاکید میکند که علم و دانش سطحی میتواند مانع فهم عمیق حقیقت شود. او میگوید که تنها از طریق خاموشی و عبور از حجابهای مختلف میتوان به وصال حقیقی رسید.
ایشان تاکید میکنند که دسترسی به رازهای الهی تنها از طریق نگاه درون و دریافت عشق الهی ممکن است. عطار بر این نکته نیز اشاره دارد که انسان با رها کردن خویشتن و توجه به جوهر وجودی میتواند به حقیقت بپیوندد. در پایان، او به انسانها هشدار میدهد که از تربیت و علم بیفایده غافل نشوند و تنها بر عشق و معرفت حقیقی تمرکز کنند تا به درک عمیقتری دست یابند.
ز دانائی یکی پرسید کای پیرهمی گوئی همیشه سرّ تفسیر
هوش مصنوعی: یک نفر از یک فرد دانا سوال کرد که ای پیر، چرا همیشه درباره تفسیر اسرار سخن میگویی؟
شب و روز است کارت علم خواندناز آنجا نکتههای بکر راندن
هوش مصنوعی: کار تو در شب و روز به یادگیری علم و دانستن نکات تازه و ارزشمند مربوط میشود.
شب و روز است تحصیل تو از جانکه میگوئی حقیقت سرّ جانان
هوش مصنوعی: شب و روز تو در جستجوی علم و دانش هستی، چرا که میگویی حقیقت عشق و راز محبوب چیست.
حقیقت واصلت دانم در اینجایقین سر حاصلت دانم در اینجا
هوش مصنوعی: من میدانم که حقیقت تو در اینجا وجود دارد و به وضوح میتوانم به نتیجهگیری برسم که تو در اینجا به کمال رسیدهای.
در این تفسیرهای راز دیدهبگوئی نکتهٔ کان بازدیده
هوش مصنوعی: در این تفسیرها و تحلیلهای عمیق، میتوانی نکاتی را بیابی که تا به حال دیده نشدهاند.
که باشد تا از آنجا راز دانممرا برگوی تا زان باز دانم
هوش مصنوعی: کسی هست که به من کمک کند تا از آنجا رازها را بفهمم؟ لطفاً مرا راهنمایی کن تا دوباره آنها را درک کنم.
دمی آن پیر شد خاموش بس گفتبنزد او یکی درّی عجب سفت
هوش مصنوعی: در یک لحظه، آن پیرمرد خاموش شد و گفت: «بیا نزدیک، من یک گوهر بسیار عجیب دارم.»
بدو گفتا که خواندم هر کتب مندر آنجاگاه دیدستم حجب من
هوش مصنوعی: به او گفتند که من هر کتابی را خواندهام و در آنجا به وضوح به حجاب و پوشش من اشاره شده است.
حجابم بود علم فقه و تفسیراز آن افتادم اینجا در تف و سیر
هوش مصنوعی: دانش فقه و تفسیر مانع من بود، اما اکنون از آنها فاصله گرفتهام و در حال مطالعه و تفکر هستم.
حجابم بود هر چیزی که خواندمدر آخر من بهر چیزی بماندم
هوش مصنوعی: هر چیز که مطالعه کردم، مانع من شد و در نهایت، هیچ چیزی برای من باقی نماند.
حجابم بود اینجا هر چه دیدمگذشتم از همه در جان رسیدم
هوش مصنوعی: در اینجا، هر چیزی که دیدم مانع من بود، اما از همه آنها عبور کردم و به حقیقتی عمیقتر در درونم رسیدم.
ز جان در جان جان این دم شد بازکنون در عشقم اینجاگه سرافراز
هوش مصنوعی: این لحظه من به عشق جان تازهای بخشیدهام و اکنون در اینجا به خاطر عشق، سرشار از افتخار و سرفرازی هستم.
وصالم حاصل است اندر خموشیخموشی پیشه کن گر می بنوشی
هوش مصنوعی: رابطهی ما در سکوت به خوبی برقرار است، پس اگر میخواهی شرابی بنوشی، بهتر است که در این سکوت بمانی و آرامش را حفظ کنی.
وصال اندر خموشی باز دیدمشدم خاموش آنگه راز دیدم
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، دوباره به وصال رسیدم و وقتی که خاموش شدم، رازهایی را کشف کردم.
شدم خاموش تا کل جان جانمنمود اینجا رخ از پرده عیانم
هوش مصنوعی: خود را خاموش کردم تا جانم به وضوح و نمایان در اینجا دیده شود.
وصال اندر خموشی یافتستماز آن در جزو و کل بشتافتستم
هوش مصنوعی: من در سکوت به وصال (یعنی اتحاد و همزیستی) دست یافتم و از آن در (به معنای مسیر یا راه) به سمت جزئیات و کلیات پیش رفتن را آغاز کردم.
خموشی پیشه کن گر وصل خواهیهمی یکی نگر گر اصل خواهی
هوش مصنوعی: اگر به وصال و نزدیکی میاندیشی، بهتر است سکوت کنی و به تماشا بنشینی. اگر به حقیقت و اصل موضوع توجه داری، باید با دقت بیشتری نگاه کنی.
خموشی پیشه کن گر کاردانیکه بگشاید ترا دُرّ معانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دانایی و عمق معانی دست یابی، باید در خاموشی و سکوت بمانی.
یکی شو از همه تا وصل یابیخموشی پیشه کن تا اصل یابی
هوش مصنوعی: برای رسیدن به پیوند و ارتباط عمیق، خود را ترک کرده و یکی با دیگران شو. سکوت را برگزین تا حقیقت و اصل را بیابی.
خموشی وقناعت جمله مردانگزیدند و رسیدند سوی جانان
هوش مصنوعی: سکوت و رضایت، انتخاب همه مردان بوده و با همین روش به محبوب خود رسیدند.
خموشی و قناعت کرد واصلیقین عطّار را تا کرد واصل
هوش مصنوعی: سکوت و رضایت به زندگی ساده، پایه و اساس راستین یقین را در دل عطّار ایجاد کرد و او به حقیقت رسید.
ورا دیدار اسرار خدائیحقیقت ذات پاک مصطفائی
هوش مصنوعی: او در دیدار رازهای الهی، حقیقت پاکی را از ذات مقدس پیامبر نشان میدهد.
مر او را گشت اینجاگاه پیدایقین او را جمال شاه پیدا
هوش مصنوعی: او را در اینجا به وضوح دیدم و یقیناً جمال شاه را در او مشاهده کردم.
خموشی است اندر آخر کاربوقتی کآید اینجاگاه دلدار
هوش مصنوعی: در نهایت سکوتی برقرار میشود زمانی که معشوق به این مکان میرسد.
خموشی آخر کارست دانماگرچه سرّ اسرار است دانم
هوش مصنوعی: سکوت در نهایت نتیجهای است که به آن میرسیم، هرچند که میدانم این سکوت شامل رازهای عمیقی است.
خموشانند اهل خاک دیدمیکی اندر عیان پاک دیدم
هوش مصنوعی: در میان خاموشان و ساکنان زمین، شخصی را دیدم که به وضوح و پاکی خود را نمایان کرده بود.
خموشانند اهل عالم خاکیکی گشته همه در صانع پاک
هوش مصنوعی: اهل دنیا در سکوت و خاموشی به سر میبرند و همه در برابر خالق پاک و بینظیر یکی شدهاند.
یکی شد هر که آمد سوی دنیابآخر چون بشد از سوی دنیا
هوش مصنوعی: هر کس که به دنیاست میآید، در نهایت همه در یک جا جمع میشوند و هنگامی که از دنیا میروند، همه به سوی یک مقصد میروند.
چو آخر رفت جان و دل هم نماندیقین هم نقش آب و گل نماند
هوش مصنوعی: وقتی که زندگی به پایان میرسد و دیگر نه روحی باقی میماند و نه دل، مطمئناً هیچ اثری از وجود انسان و مظاهرش نیز باقی نخواهد ماند.
همه فانی است دلدار است باقیبآخر بیشکی یار است صافی
هوش مصنوعی: همه چیز فانی و زوالپذیر است، اما معشوق و محبوب همیشه باقی میماند. در نهایت، بدون شک یار و دوست واقعی همیشه خالص و پاک است.
خراباتست گورستان نظر کنزمانی سوی آن مستان نظر کن
هوش مصنوعی: در جایی که دل مشغولی و شلوغی است، به گورستانی بیندیش که به یاد مستان و خوشگذرانان میآورند. به یاد بیاور که چگونه زندگی و شادی در کنار مرگ و آرامش معنا مییابند.
همه اندر خراباتند ماندههمه در عین آن ذاتند مانده
هوش مصنوعی: همه در میخانه به سر میبرند و در حقیقت، همگی به همان ذات و حقیقت خود باقی ماندهاند.
همه اندر خراباتند سرمستحقیقت ذات پاک اینجا شده هست
هوش مصنوعی: همه در مکانی که پر از شلوغی و بینظمی است، به خاطر درک عمیق حقیقتی که از خلوص و پاکی سرچشمه میگیرد، خوشحال و سرمست هستند.
چنین گر مؤمنی از راز ایشانحقیقت دان ز سوز و ساز ایشان
هوش مصنوعی: اگر کسی واقعاً مؤمن باشد، میتواند از احساسات و درونمایههای عمیق آنها آگاه شود و از صمیمیت و تلاشهایشان بهرهمند گردد.
همه در عین خاک افتاده مجروحبمانده جملگی بی قوت و بی روح
هوش مصنوعی: همه افراد در حالت تنهایی و شکست به سر میبرند و هر یک از آنها به نوعی آسیبدیده و بیانگیزه شدهاند.
عرض ماندست ریزان در سوی خاکرسیده جان ودل در جوهر پاک
هوش مصنوعی: عرض زیبایی به شکل باران، به سوی خاک میریزد و جان و دل در جوهر ناب و خالص قرار دارد.
همه واصل شده در کارِ خانهبرسته جمله از جور زمانه
هوش مصنوعی: همه به حق و حقیقت رسیدهاند و در کار خود به آرامش و سعادت دست یافتهاند، و همگی از سختیها و ناملایمات زمانه رنج نمیبرند.
همه واصل شده در سرّ بیچونرسیده سوی جانان بیچه و چون
هوش مصنوعی: همه به یک حقیقت عمیق و بدون هیچ شک و تردیدی دست یافتهاند و به سوی معشوق خود حرکت کردهاند، حتی اگر شرایط برایشان دشوار باشد.
همه واصل شده خود باخته پاکمنی از خویشتن انداخته پاک
هوش مصنوعی: همه افرادی که به مقام روحانی و وصل به حقیقت رسیدهاند، از خود خواهی و نفس خود را کنار گذاشتهاند و به معنای واقعی به پاکی و صداقت رسیدهاند.
همه واصل شده تا یار دیدهولکین غصّهٔ بسیار دیده
هوش مصنوعی: همه به محبوب رسیدند و او را دیدند، اما دلشان پر از غصه و نگرانیهای زیادی است.
همه واصل شده تا حضرت دوسترسیده جملگی تا قربت دوست
هوش مصنوعی: همه به مرحلهای رسیدهاند که به محبوب خود، یعنی حضرت دوست، نزدیک شدهاند و همگی در نزدیکی او قرار دارند.
همه واصل شده تا کام دیدههمه آغاز با انجام دیده
هوش مصنوعی: همه کسانی که به حقیقت و یاد خدا رسیدهاند، میبینند که تمام آغازها در نهایت به همین اتمام و انجام میرسد.
همه واصل شده در قربتِ لارسیده جملگی در عین الّا
هوش مصنوعی: همه کسانی که به مقام نزدیک شدن رسیدهاند، در واقع در حالتی هستند که به حقیقت واقعی رسیدهاند و در عین حال به یکدیگر مرتبطاند.
در آن حضرت چنان بود فنااندکه گوئی جملگی عین بقااند
هوش مصنوعی: در آن وجود به گونهای است که گویی همه چیز همیشه پایدار و جاودانه است، انگار هیچ چیز از بین نمیرود.
در آن حضرت چنان دیدار دارندکه دائم خویشتن دلداردارند
هوش مصنوعی: در آن وجود مقدس، شیوهای از دیدار وجود دارد که همیشه به خود و دل خود محبت میکنند و در این حالت هستند.
دمی زین سر فرد اندیش آخرکه چه راهی است بر اندیش آخر
هوش مصنوعی: مدتی فکر کن که به کجا میروی و در پایان چه مسیری را انتخاب کردهای.
نیندیشی دمی آخر از این رازکه خواهی رفت در سوی عَدَم باز
هوش مصنوعی: moment of the future. زندگی خود را در لحظه غافلگیر نکن و به این موضوع فکر کن که در نهایت همه ما به کجا خواهیم رفت.
نیندیشی دمی کاین راز چون استکه آخر جایت اندر خاک و خونست
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به این موضوع فکر نکنی که راز این زندگی چیست، در نهایت سرنوشت تو در خاک و خون خواهد بود.
نیندیشی دمی از سرّ جانانبهرزه ماندهٔ در خاک نادان
هوش مصنوعی: اگر لحظهای درباره راز عشق فکر نکنی، در دنیای افرادی که از حقیقت بیخبرند، بیفایده و بیمعنا خواهی ماند.
چو جای جملگی آمد سوی خاکحقیقت هست آخر حضرت پاک
هوش مصنوعی: زمانی که همه به سرزمین واقعیت میرسند، در نهایت به سوی خاک و حقیقت میروند و اینجا است که وجود مقدس و پاک نمایان میشود.
از آن حضرت اگر گردی خبردارنمیری هرگز اینجاگه خبردار
هوش مصنوعی: اگر از آن بزرگوار خبری نداشته باشی، هرگز در این مکان به داغی خبر نخواهی رسید.
نمیری گر بمیری از همه توشوی در هر دو عالم دمدمه تو
هوش مصنوعی: اگر از دنیا بروی، در حقیقت نمیمری؛ زیرا در هر دو جهان نام و یاد تو باقی میماند و در اذهان زنده میمانی.
نمیری گر بمیری ازخود و خلقبگو تا کی چنین زنّار با دلق
هوش مصنوعی: اگر از خویش و دیگران جدا شوی، مرگ تو حقیقی نیست. تا کی باید بر این ظاهر و پوشش بیروح ادامه دهی؟
نمیری گر بمیری از جهان تورسی آنگاه اندر جان جان تو
هوش مصنوعی: اگر از دنیا بروی و بمیری، در واقع تو به حقیقتی عمیقتر از زندگی دست خواهی یافت که مانند جان جان توست.
نمیری گر بمیری از دو عالمرسی آندم چومن در سر آدم
هوش مصنوعی: وقتی که از دنیا بروی، حقیقتی عمیق را درک خواهی کرد، زیرا در آن لحظه به معنای واقعی زندگی و وجود پی خواهی برد.
نمیری گر بمیری زنده گردیچو خورشید و چو مه تابنده گردی
هوش مصنوعی: اگر در زندگی به مراحل سختی برسی و خودت را ناپدید کنی، دوباره زنده خواهی شد و مانند خورشید و ماه تابناک خواهی گشت.
نمیری گر بمیری از وجودتنمود از تست این دم بود بودت
هوش مصنوعی: اگر از دنیا بروی، وجودت همچنان در این لحظه نمایان است. تو همیشه در زندگیات حضور داری.
نمیری گر یکی گردی در اینجاحقیقت در یکی مردی در اینجا
هوش مصنوعی: اگر در اینجا یکی بشوی، همچنان زنده هستی؛ حقیقت را در اینجا تنها در وجود یک انسان میتوان یافت.
چو در یکی است رجعت جمله ذرّاتیقین اندر یکی دریاب این ذات
هوش مصنوعی: وقتی که همه ذرات به یک جا بازگشت میکنند، درک کن که این حقیقت در یک وجود خلاصه شده است.
بجز یکی مبین مانند من توکه در یکی است مر اصل سخن تو
هوش مصنوعی: به جز یکی دیگر، کسی را مانند من نخواهی دید؛ که تو هم مانند من به اصل موضوع اشاره میکنی.
تو در یکی قدم زن گر توانیوجودت بر عدم زن گر توانی
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، اندکی جلو بگذار و وجودت را بر عدم فائق کن.
تو در یکی قدم زن آخر کارحجاب خود توئی این پرده بردار
هوش مصنوعی: در آخر کار، خودت هستی که باید حجاب و پردههای دور خود را برداری و به جلو بروی.
حجاب خود توئی ای مرد غافلحجب برگیر وانگه گرد واصل
هوش مصنوعی: ای مرد غافل، خودت مانع راه تویی. پردهها را کنار بزن و سپس به حقیقت واقعی نزدیک شو.
حجاب تو توئی ای مانده اینجاحقیقت هر سخنها رانده اینجا
هوش مصنوعی: تو، ای کسی که در اینجا ماندهای، همان حجاب و پردهای هستی که بر روی حقیقت واقعیتها قرار گرفته و آن حقیقتها را از افرادی که در اینجا هستند، پنهان کردهای.
حجاب تو توئی بردار از پیشحجابت در نگر آیینهٔ خویش
هوش مصنوعی: پرده و مانع تو فقط خود تو هستی، آن را از جلوی خود بردار و در آیینهٔ وجودت نگاه کن.
در این آئینهٔ دل همچو عطّاریکی بین و یکی را در نظر دار
هوش مصنوعی: در دل خود، مثل عطّار، به یگانگی نگاه کن و فقط یکی را در نظر بگیر.
مشو غافل از این آیینهٔ دلکز این آیینه خواهی گشت واصل
هوش مصنوعی: به خودت غفلت نکن و از دل خود غافل مشو، زیرا از این دل میتوانی به حقیقت و واقعیت دست یابی.
مشو غافل ز دل گر جانت بایدمبین جان گر همی جانانت باید
هوش مصنوعی: از دل غافل نشو، اگر به زندگیات اهمیت میدهی. اگر زندگی برایت اهمیت دارد، باید به دل خود توجه کنی.
اگرچه جان ودل تحقیق یار استولی اندیشه اینجا بیشمار است
هوش مصنوعی: هرچند که روح و قلب به جستجوی یار مشغول است، اما افکار و ذهن در اینجا بسیار فراواناند.
مکن اندیشه از نابوده اینجاکه مانی ناگهی فرسوده اینجا
هوش مصنوعی: به فکر نابودی این مکان نباش، که ناگهان در این جا احساس خستگی و فرسودگی خواهی کرد.
مکن اندیشه گر تو کاردانییقین باید که جمله یار دانی
هوش مصنوعی: اگر تو فردی با دانش و آگاهی هستی، نباید به فکر بیفتی، زیرا همه دوستان و یاران را به خوبی میشناسی.
مکن اندیشه جز درجان و دل تووگرنه باز مانی سوی گِل تو
هوش مصنوعی: به جز به افکار و احساسات درون خودت فکر نکن، وگرنه دوباره به کجای خودت برمیگردی که در آنجا هویتی واقعی نداری.
دلت را کن منوّر همچو خورشیدکه تا یابی ز نور عشق جاوید
هوش مصنوعی: دل خود را روشن کن مانند خورشید، تا بتوانی از نور عشق جاودان بهرهمند شوی.
دل و جانت منوّر کن در اینجاحقیقت فکر او بردار اینجا
هوش مصنوعی: دل و جانت را روشن کن، در اینجا حقیقتی وجود دارد که باید به فکر آن توجه کنی.
بدان کاین جمله گفتگوی عالمکه میگویند اینجاگه دمادم
هوش مصنوعی: بدان که تمام این گفتگوها و صحبتهای دنیا که میگویند پایانش در اینجا است، فقط بهانهای است.
اگرچه هر دو پیدااند و پنهانبمعنی هر دوشان دیدار جانان
هوش مصنوعی: هر دو طرف، هم قابل مشاهدهاند و هم مخفی، که در واقع به معنای این است که هر دو با معشوق دیدار دارند.
بصورت کس جمال جان ندید استمگر آنکو رخ جانان بدیداست
هوش مصنوعی: تنها کسی که زیبایی روح را دیده است، کسی است که چهره معشوق را مشاهده کرده باشد.
ز جان جانان توانی یافت کم گویدر اینجاگه وجود خودعدم گوی
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از وجود و هستی است، کمتر درباره جان و روح محبوب خود صحبت کن و به جای آن، به عدم و نبود توجه داشته باش.
جمال دل کسی اینجا بدید استحقیقت او ز دل هم ناپدیداست
هوش مصنوعی: زیبایی دل کسی در اینجا دیده میشود، اما حقیقت او از دلش پنهان است.
وجودی داری و قلبی وجانیحقیقت هر یکی دارند عیانی
هوش مصنوعی: تو وجودی داری و قلبی و جانی، هر یک از اینها بهطور روشن و واضح نشاندهنده حقیقت خود هستند.
وجود تست در پندار دائمدل وجانت بود پندار دائم
هوش مصنوعی: وجود تو همیشه در فکر و دل و جانم حضوری پررنگ دارد.
ولیکن دل نظرگاه الهی استمر او را بر تمامت پادشاهی است
هوش مصنوعی: اما دل، محل نگاه خداوند است و بنابراین، او بر همه چیز سلطنت دارد.
طلبکار است دل را خود که دیدستکه بیشک زان سوی جانان بدیدست
هوش مصنوعی: دل خود را طلبکار میداند، زیرا بهخوبی میداند که از طرف محبوب نشانهای دیده است.
سخن از وصل نشنفتست اصلتحقیقت دمبدم در دید وصلت
هوش مصنوعی: گفت و گوی عشق و وصل، به اصل و ریشهاش اشارهای نمیکند؛ حقیقت هر لحظه در نگاه وصال، خودش را نشان میدهد.
چو دل شد واصل پیدا و پنهاناز آن بیند همه دیدار جانان
هوش مصنوعی: زمانی که دل به حقیقت نزدیک شود، به وضوح میتواند تمامی جلوههای محبوب را ببیند، چه پنهان و چه آشکار.
چو دل شد واصل اسرار اینجایقین دریافت این دیدار اینجا
هوش مصنوعی: وقتی دل به رازها میرسد، در اینجا به یقین به اینکه این دیدار واقعی است، پی میبرد.
دل من واصلست این لحظه جانمیکی اینجا است درعین العیانم
هوش مصنوعی: دل من در این لحظه به حالت وصال رسیده است، یعنی جانم به طور کامل و واقعی در اینجا حضور دارد.
دل من واصل دیدار جانستاز ایرادائماً ذاتش عیانست
هوش مصنوعی: دل من از دیدار معشوق شاد و روشن است، زیرا وجود او همیشه واضح و آشکار است.
حقیقت جانم اکنون جان فشاندبخونِ او در این ره جا نماند
هوش مصنوعی: حقیقت وجود من اکنون در تلاش است و در مسیر عشق او، جایی برای ماندن باقی نمانده است.
دلم جانست و جان دیدار اویستاز آن پیوسته اندر گفتگویست
هوش مصنوعی: دل من زندگیام را میطلبد و جانم در طلب دیدار اوست، به همین خاطر همیشه در حال گفتوگو دربارهاش هستم.
دلم جانست این دم راحت دوستحقیقت مغز شد بیشک همه پوست
هوش مصنوعی: دل من همچون جانم در این لحظه به راحتی دوستی حقیقت یافته است؛ بدون شک همه چیز درون من به مغز و روح تبدیل شده است و پوست و ظواهر دیگر اهمیتی ندارند.
دل و جان این زمانم واصل آمدهمه اسرار اینجا حاصل آمد
هوش مصنوعی: این لحظه، دل و جانم به هم پیوسته و همه رازها و حقایق در اینجا به دست آمده است.
چه ماند است این زمان عطار برگوحقیقت دائماً اسرار برگو
هوش مصنوعی: این زمان چه چیزی از عطار باقی مانده است؟ حقیقت را بگو و اسرار را دائم بیان کن.
چه ماند است این زمان جان باز دانددل و جان پیش صاحب راز داند
هوش مصنوعی: در این دنیا چه چیزی باقی مانده است؟ جان ما به خوبی میداند و دل و جان ما تنها نزد کسی که رازهای زندگی را میشناسد، به درک واقعی میرسند.
چه ماند است این زمان جز سر بریدنجمال یار در سر باز دیدن
هوش مصنوعی: در این زمان، چه چیزی باقی مانده جز این که زیبایی دوست را در مکانی open ببیند و دل را به رنج اندازد.
سر اینجا دورنه تا یار یابیپس آنگاهی یقین دیداریابی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به دوستت نزدیک شوی، ابتدا باید دور شوی و سپس مطمئن شو که او را میبینی.
چو ترک خویش کردی ترک سرگوحقیقت جزو و کلّی سر بسر گو
هوش مصنوعی: وقتی از وابستگیهای خود دست کشیدی، به حقیقت و واقعیت کامل توجه کن و از هر جزئیات آن صحبت کن.
چو ترک خویشتن کردی حقیقتحقیقت در یکی مردی حقیقت
هوش مصنوعی: وقتی که از خودگذشتگی میکنی، به حقیقت واقعی میرسی و در این حالت، مردی واقعی خواهی بود.
چو ترک خویشتن کردی خدائیاز آن اسرار از وی مینمائی
هوش مصنوعی: وقتی که از خودخواهی و خودپرستی دست برداری، خداوند از آن رازها و حقیقتها به تو نشان میدهد.
نهٔ تو او تو است اینجا بتحقیقترا دادست از دیدار توفیق
هوش مصنوعی: اینجا مشخص شده است که تو فقط خودت هستی. واقعاً این نعمت از دیدار تو به من ارزانی شده است.
بسی گفتی بگیتی یک دمی توهمی خاموش اینجا همدمی تو
هوش مصنوعی: بسیار گفتی که در دنیا یک لحظه هم خاموشی نکن، در اینجا هم که با من هستی، همراهی کن.
نداری تو دمی خود در دوعالمکه این دم داری اینجاگه از آن دم
هوش مصنوعی: تو هیچچیز از دنیای دیگر نداری، تنها چیزی که در اینجا داری، همین لحظه و نفس است.
حقیقت این دمت در آن دم افتاددم تو این زمان در عالم افتاد
هوش مصنوعی: در حقیقت، وجود تو در این لحظه به روشنایی و حقیقت در دنیا تبدیل شده است.
دمت این دم به جز آن دم بدیدستاز آن دم این دم اینجا باز دیدست
هوش مصنوعی: دمی که اینجا داری، به جز دمی که قبلاً داشتی، تفاوت دارد و حالا تجارب جدیدی را از آن دم گذشته به یاد میآوری.
ندید آدم چنین این دم که داریعجب این دم در اینجا پایداری
هوش مصنوعی: هیچکس در این زمان که تو در آن هستی، چنین وضعیتی را ندیده است. شگفتانگیز است که تو در این لحظه، اینگونه ثابت و استوار ایستادهای.
دمی داری تو چون منصور اینجاکه میریزد از او می نور اینجا
هوش مصنوعی: تو لحظهای را داری مانند منصور، که در اینجا نوری از وجودت میتابد.
دمی داری تو چون منصور حلّاجکه خواهد گفت اندر عشق هیلاج
هوش مصنوعی: لحظهای از تو مانند منصور حلاج است که در عشق خود میخواهد بیان کند.
دمی داری که اعیان جهانستحقیقت بود پیدا و نهانست
هوش مصنوعی: لحظهای داری که اجزای دنیا در آن حقیقتاً نمایان و پنهان هستند.
دمی داری تو در اسرار جملهکه داری در یقین دیدار جمله
هوش مصنوعی: تو لحظهای از رازهای تمام چیزها را در اختیار داری که در یقین و اطمینان به شناخت همه چیز رسیدهای.
دمی داری حقیقت جوهر افشانز بعد جوهر اینجا جوهر افشان
هوش مصنوعی: لحظهای به دنبال حقیقت هستی، و از دور جوهر را افشان میکنی، در حالی که در همین جا نیز جوهر میریزد.
دم تو جوهر افشانست اینجاحقیقت بود جانانست اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، وجود تو مانند جوهری درخشان است و حقیقت واقعی در همین مکان از عشق و محبوبیت جریان دارد.
دم تو این زمان دم زد از آن دمحقیقت یافتی دیدار از آن دم
هوش مصنوعی: در این لحظه، تو تنفس میکنی و از آن دم، حقیقت را شناختهای و از آن لحظه به دیدار رسیدهای.
زهی عطّار جوهر داری از یاراز آن جوهر فشاندستی تو بسیار
هوش مصنوعی: ای عطّار، تو از یار خود گوهر باارزشی داری و از آن گوهر، بهرهمند شدهای.
جواهرنامه نام این نهادماز آن کاین جوهر اینجا داد دادم
هوش مصنوعی: نام این اثر را جواهرنامه گذاشتهام، زیرا اینجا گوهرهایی را که دارم، به نمایش گذاشتهام.
بهر یک بیت کز شرح معانیبرون آمد در این جوهر فشانی
هوش مصنوعی: برای هر بیتی که از توضیحات معنیاش فراتر میرود، در این جواهر میدرخشد.
حقیقت جوهری بیمنتهایستاز آن اینجایگه دید خدایست
هوش مصنوعی: حقیقت دارای ماهیتی بینهایت است و از این رو، در اینجا نشانهای از وجود خداوند به چشم میخورد.
بهر یک حرف صد جوهر نهانستکسی داند که در دریای جانست
هوش مصنوعی: هر کلمه و حرفی ارزش و عمق زیادی دارد که در درون خود نهفته است؛ تنها کسانی میتوانند این جایگاه را درک کنند که به عمق وجود و جان انسان توجه کنند.
چو داری عقل و هوش و فهم و ادراکنظر کن یک دمی در جوهر پاک
هوش مصنوعی: وقتی که عقل و هوش و درک و فهم داری، لحظهای تأمل کن و به ذات و حقیقت خالص توجه کن.
عجایب جوهری داری درونتکه آن جوهر شد اینجا رهنمونت
هوش مصنوعی: درون تو گنجینهای از شگفتیها وجود دارد که این گنج به تو راهنمایی میکند.
نظر کن جوهر خود تا بدانیکه اینجاگه تو بیرون از مکانی
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و به عمق وجودت پی ببر، تا بفهمی که اینجا و اکنون برای تو چه معنایی دارد و به دور از هر مکانی هستی.
تو بیرونی ولی در اندرونیندانی جوهر ذاتی که چونی
هوش مصنوعی: تو در دنیای بیرونی هستی، اما در دنیای درونی خود نمیدانی که ذات واقعیات چیست و چگونهای.
تو هستی جوهر ذات یگانهکه خواهی بود جوهر جاودانه
هوش مصنوعی: تو وجود اصلی و بینظیری که همیشه در ابدیت خواهی بود.
تو آن اصلی که اصل جمله از اوستمشو غرّه بدین مغز و بدین پوست
هوش مصنوعی: شما همان حقیقتی هستید که اساس همه چیز از آن نشأت میگیرد. فریب خوردن از ظاهر و رویه را کنار بگذارید.
تو اصلی فرع تو غیر است بگذارمر این معنی ز جان و دل نگهدار
هوش مصنوعی: تو اصل و بنیاد هستی و چیزهای دیگر در ردهای پایینتر قرار دارند، اجازه بده این معنا را با تمام وجود و احساس نگهداری کنم.
تو دربحری و چندینی عجائبگرفته پیش و پس چندین غرائب
هوش مصنوعی: تو مانند دریا هستی و در آن، شگفتیها و عجایبی را در گذشته و آینده جمع کردهای.
همه این بحر موجودند اینجایقین در بود کل بودند اینجا
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که در این دنیا وجود دارند، در اینجا به وضوح و یقین حضور دارند و در حقیقت، همه آنها در این مکان بودهاند.
تو بود خود بدان دربحر بنگرکه از آن اصل داری بود جوهر
هوش مصنوعی: به خودت تکیه کن و در عمق وجودت نگریسته و دریاب که از آن ریشه و اصل، جوهر وجودی تو نشأت میگیرد.
تو اندر اصل هستی جوهر یارعجایبها ز نور و پدیدار
هوش مصنوعی: تو در واقعیت وجودی، ذات و جوهر یار هستی که از نور و زیباییها شکل گرفته است.
تو هستی بحر و جوهر در تو پیداحقیقت بحر تو در شور و غوغا
هوش مصنوعی: تو همانند دریا هستی و در وجود تو حقیقتی نهفته است. عمق و ماهیت دریا در هیاهو و جنب و جوش تو نمایان میشود.
تو هستی بحر و جوهر مخزن تستدر اینجاگاه نور روشن تست
هوش مصنوعی: تو همچون دریایی هستی و درونت گنجینهای از جواهرات پنهان است؛ در این مکان، نور و روشنایی از آن توست.
بتو روشن شده بحر معانیتو اصل جوهری خود را ندانی
هوش مصنوعی: تو به عمق معانی آگاه شدهای، اما هنوز جوهر اصلی وجود خود را نمیشناسی.
تو اصل جوهری و بحر اعظماز او جوهر همی آری دمادم
هوش مصنوعی: تو هستی اصل و بنیاد وجود و از این بنیاد، همیشه و پیوسته، دریاهای بیپایان را به روح خود میگیری.
تو بحری جوهر تو هست بیدارکنون از بحر آن جوهر خبردار
هوش مصنوعی: تو مانند دریا هستی، حالا باید از آن عمق وجود خود آگاهی پیدا کنی.
توئی ملّاح و هم بحری و جوهربگفتم پیش تو اینجا سراسر
هوش مصنوعی: تو مانند یک ناخدای ماهر و همچنین مانند دریا هستی، و من تمام این گفتهها را در اینجا به تو بیان کردهام.
دریغا چون ندانی ور بدانیهمه اینست اسرار معانی
هوش مصنوعی: افسوس که اگر ندانستهای یا اگر هم بدانی، تمام اینها تنها رازهای معناست.
همه در بحر استغنا فنائیمهمه در عین دیدار خدائیم
هوش مصنوعی: ما همگی در دریای بینیازی غرق شدهایم و همزمان در حالت ملاقات با خداوند هستیم.
همه اینجایگه در گفتگوئیمدر این میدان وحدت همچو گوئیم
هوش مصنوعی: همه ما در این مکان در حال صحبت و گفتوگو هستیم، در این میدان که نماد وحدت است، مثل اینکه داریم با هم صحبت میکنیم.
همه اینجا گرفتار و اسیریمچونیکو بنگری پیشی عسیریم
هوش مصنوعی: ما همه در اینجا بندگان و گرفتار شرایط دشواری هستیم، زیرا وقتی به اطراف نگاه میکنیم، نمیتوانیم از قید و بندهای زندگی آزاد شویم.
همه اینجا گرفتاریم ماندههمه در عین دیداریم مانده
هوش مصنوعی: همه ما در اینجا گرفتار هستیم و در حالی که همدیگر را میبینیم، هنوز در وضعیت نامناسبی باقی ماندهایم.
همه اینجا طلبکاریم مطلوبیقین با ما است با ما عین محبوب
هوش مصنوعی: همه ما در اینجا انتظار داریم که به خواستههایمان برسیم. چیزی که به دنبال آن هستیم، در حقیقت در کنار ماست و خودمان هم عین آن چیزی هستیم که دوست داریم.
نمیبینیم تا مائیم اینجااگر مائیم تنهائیم اینجا
هوش مصنوعی: اگر ما اینجا هستیم، نمیتوانیم ببینیم. اگر هم که هستیم، در واقع تنها هستیم.
کجائی وز چه میگوئی تو عطّاردگر بالا گرفتی دید اسرار
هوش مصنوعی: کجا هستی و از چه چیزی صحبت میکنی؟ تو عطاری هستی که به بالاترین مرتبه رسیدهای و اسرار را مشاهده کردهای.
دلم این دم چو درهیلاج آریحقیقت بر سر کل تاج داری
هوش مصنوعی: در این لحظه، دل من مانند آینهای است که حقیقت را به وضوح نشان میدهد و تو در حقیقت برتر از همه هستی.
مرو بیرون کنون چون اندرونیاگرچه هم درون و هم برونی
هوش مصنوعی: هرگز از دایره خودت خارج نشو و مکان خود را ترک نکن، زیرا وجود تو هم در درون و هم در بیرون است.
دم بیچون گهی زن اندر اینجاکه باش مردهٔ همچون زن اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، وقتی که هیچ چیز نمیگوییم و بیان احساسات خود را کنار میگذاریم، باید گاهی هم به خودمان اجازه دهیم که به یاد مردگان و به یاد کسانی که در کنار ما نیستند، بیندیشیم. در واقع گاهی لازم است که به خاطرات و احساسات با دقت توجه کنیم، حتی اگر در ظاهر به نظر برسد که همهچیز تمام شده است.
دم بیچون تو در هیلاج کل زنتو تیر عشق بر آماج کل زن
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که بدون وجود تو، زندگی و عشق جذابیتی ندارد. تو به مانند تیری هستی که به هدف خود میزند و بدون تو، همه چیز بیمعنا و خالی از شور و شوق است. حیات و عشق تنها با حضور تو رنگ و بویی پیدا میکند.
دم بیچون در اینجا زن حقیقتولی کن جمله در عین شریعت
هوش مصنوعی: برای اینکه حقیقت را درک کنی، بیهیچ تردیدی عمل کن و در عین حال با اصول و قوانین اخلاقی و اجتماعی نیز سازگار باش.
دم بیچون در اینجا زن که رستیشکن بُت آنگهی تو باز رستی
هوش مصنوعی: فقط بدون هیچ تردیدی در اینجا با تمام وجود خود بدمی بزن، چون با این کار از قید و بند رهایی پیدا میکنی و به آرامش میرسی.
دم بیچون زن اندر عین هیلاجحقیقت نه تو بر فرق همه تاج
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون شک و تردید سخن بگوید، مانند کسی است که در حقیقت معنای واقعی را درک کرده است؛ زیرا او بر تمامی حکمتها و داناییها برتری دارد.
زهی زیبا کتابی پر ز اسرارکه اینجا جمع آمد جمله اسرار
هوش مصنوعی: کتاب زیبایی که پر از رازهاست، اینجا همهی این رازها گرد آمدهاند.
هر آن سرّی که در هر دو جهانستدر این زیبا کتاب اینجا عیانست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دو دنیا وجود دارد و راز است، در این کتاب زیبا به روشنی بیان شده است.
همه اسرارها اینجاست موصوفولی باید کسی در سرّ مکشوف
هوش مصنوعی: تمام رازها در اینجا نهفته است، اما باید کسی وجود داشته باشد که به این رازها پی ببرد و آنها را کشف کند.
همه اسرارها اینجاست پیداحقیقت عقل و جان ماندست شیدا
هوش مصنوعی: تمام رازها در اینجا نهفته است و واقعیتهای عقل و روح در حال شیدایی و آشفتگی به سر میبرند.
حقیقت عقل اینجا ناپدید استخدا گفت و خدا اینجا شنید است
هوش مصنوعی: عقل و درک واقعی در اینجا وجود ندارد، زیرا خداوند سخن گفت و خداوند در این مکان آن را شنید.
خداگفت و خدا سیرت بمعنیهمی داند یقین اسرار مولی
هوش مصنوعی: خداوند میدانست که باطن انسانها چه ویژگیهایی دارد و به خوبی از رازهای آنان آگاه است.
خداگفت وخدا بشنید ازخویشحجاب این یقین برداشت از پیش
هوش مصنوعی: خدا سخن گفت و خودش نیز شنید. او پردهای که مانع یقین بود را کنار زد.
چو حق گفت اندر اینجا من نبودمولیکن در قلم نقشی نمودم
هوش مصنوعی: وقتی خداوند گفت که من در اینجا حضور نداشتم، اما با این حال، اثری از خود را در قلم ایجاد کردم.
نمودم آنچه او گفت وخود اشنیدحقیقت ذات کل اینجایگه دید
هوش مصنوعی: من آنچه را که او گفت و خود شنیدم نشان دادم، و حقیقت وجود کل را در اینجا مشاهده کردم.
مرو بیرون زخود تا راز بینیهمه دیدار در خود باز بینی
هوش مصنوعی: از خودت بیرون نرو، تا حقیقت را ببینی. تمام آنچه را که در دنیا میبینی، در درون خودت جستجو کن.
چو این دم یار با تست و ندانیچنین غافل بگو آخر چه دانی
هوش مصنوعی: وقتی که این لحظه یار در کنار توست و تو این را نمیدانی، پس در نهایت چه چیز دیگری میفهمی؟
حجابی بر رخ افکندست دلداردمادم مینماید خود بعطّار
هوش مصنوعی: عزیزم چادری بر چهره انداخته و مدام در حضورم است و خود را برای عطار نشان میدهد.
دمادم مینماید راز بیچونهمی گوید سخنها بیچه و چون
هوش مصنوعی: هر لحظه رازهای ناگفتهای نمایان میشود و سخنانی بدون دلیل و بیپایان گفته میشود.
دمادم مینماید خویشتن اوهمی بینم حقیقت جان و تن او
هوش مصنوعی: او همیشه خود را نشان میدهد و من حقیقت وجود او را در جان و تنش میبینم.
دمادم مینماید عین دیداریقین اینجاست از او او پدیدار
هوش مصنوعی: در هر لحظه، عین حقیقت و واقعیت آشکار است و از وجود او، همه چیز نمایان میشود.
سخن بالاست با هیلاج گویمحقیقت بیشک از حلاّج گویم
هوش مصنوعی: من سخن را به شیوهای عمیق و خالص بیان میکنم و به یقین میتوانم حقیقت را از زبان حلاّج، که شخصیتی برجسته و پرشور در بیان حقیقت است، منتقل کنم.
سخن بالاگرفت و ما هنوز آننکرده هیچ مر تقریر و برهان
هوش مصنوعی: سخن و صحبت بلند و گسترده شده، اما ما هنوز هیچ توضیح و دلیل واضحی ارائه ندادهایم.
بگوی آنگه نمای اینجای دیدارحقیقت سرّ کل اینجا پدیدار
هوش مصنوعی: بگویید که در این ملاقات، حقیقت و راز بزرگ اینجا آشکار میشود.
تو عطّاری ز هر بحری که داریحقیقت داروئی از وی برآری
هوش مصنوعی: تو مانند عطاری هستی که از هر دانش و تجربهای که داری، میتوانی دارویی برای دردها و مشکلات مردم تهیه کنی.
تو عطّاری ز بهر دردمندانشفا داری حقیقت نصّ و برهان
هوش مصنوعی: تو مانند عطاری هستی که برای درمان دردمندان دارو و شفای مؤثر داری و حقیقت و دلایل واضحی در دست داری.
شفای عاشقان داری در اینجاحقیقت عین دیداری در اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا حقیقتی وجود دارد که میتواند عاشقان را درمان کند و به آنها کمک کند تا به طور واقعی و عینی آنچه را که میخواهند، ببینند.
شفای داری در اینجا عاشقانتبمانده اندر این شرح و بیانت
هوش مصنوعی: در اینجا درمانی برای عاشقان وجود دارد که در توضیح و بیان عشق به انتظار نشستهاند.
سخن این بار اندر جوهرالذاتچنان گفتیم اینجا جوهرالذّات
هوش مصنوعی: این بار درباره ماهیت واقعی و اصل وجود سخن گفتیم، به گونهای که در اینجا به اصل و ذات اشاره کردیم.
بدانند و کنند ادراک اینجاکه تا گردند از غِش پاک اینجا
هوش مصنوعی: آنها درک را در اینجا میفهمند تا از نیرنگ و فریب در این مکان پاک شوند.
سخن اینجا چنان گفتیم تحقیقکه مر ذرّات از او یابند توفیق
هوش مصنوعی: ما در اینجا به اندازهای دقیق صحبت کردیم که ذرات کوچک نیز بتوانند از آن الهام بگیرند و موفق شوند.
سخن اینجا چنان گفتیم ای دوستکه در یکی بیابی مغز با پوست
هوش مصنوعی: ما در اینجا به گونهای صحبت کردیم که اگر کسی خوب دقت کند، میتواند مفهوم واقعی را از ظاهر کلام درک کند.
بسی خونابه خوردستم در اینجاکه تا این گوی بردستم در اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، سختیها و رنجهای زیادی را تحمل کردهام تا به این مقام و موقعیت دست پیدا کنم.
بسی خونابه خوردم من بعالمکه تا گفتم یقین سرّ دمادم
هوش مصنوعی: من در عالم خیلی رنج و سختی کشیدم و وقتی حقیقت را درک کردم، فهمیدم که راز همیشه در حال تغییر و نو شدن است.
بسی خونابه خوردم سالها منکه تا اسرار اینجا گشت روشن
هوش مصنوعی: سالها دردم را تحمل کردهام تا اینکه رازهای اینجا برایم روشن شد.
ببازی نیست اینجاگه کتابمکه همچون دیگران اندر حجابم
هوش مصنوعی: من اینجا تنها یک کتابم که مانند دیگران در پوشش و پنهان هستم.
ببازی نیست اینجا عشقبازیاگر دانی سر اندر عشق بازی
هوش مصنوعی: اینجا جایی برای عشقورزی و عشقبازی نیست، اگر میدانی که چه بر سر عشق میآید.
بدادم سر در اینجا بهر این سرّکه تا گشتم همه اسرار ظاهر
هوش مصنوعی: به کمک و راهنمایی من در این جا به خاطر این راز، همه چیزهایی را که مخفی بود، آشکار کردم.
بده سر تا بیابی سرّ تو ای یاراگر از سرّ ما هستی خبردار
هوش مصنوعی: به من بگو که بخواهم از رازهای تو باخبر شوم، ای دوست. اگر خودت هم از رازهای ما باخبری، این را مطرح کن.
بده سر تا بیابی سرّ جانانوگر بر سرّ خود سَر درگریبان
هوش مصنوعی: هرگاه سرت را برگردانی تا اسرار معشوق را بیابی، در غیر این صورت ممکن است در آشفته حالی خود غرق شوی.
بده سَر تا بیابی جوهرالذّاتیقین خورشید گردان جمله ذرّات
هوش مصنوعی: برای درک حقیقت و جوهر وجود، خود را در معرض آگاهی و بینش قرار بده تا به روشنایی و حقیقتی دست یابی که همه ذرات جهان را در برگرفته است.
بده سر تا شوی منصور اینجایقین گو تا شوی مشهور اینجا
هوش مصنوعی: بده سر تا به مقام منصوری برسی، و اینجا مطمئن باش که به شهرت خواهی رسید.
چو دیدی یار تو چون من فنا شوحقیقت جمله دیدار خدا شو
هوش مصنوعی: وقتی یارت را دیدی، مانند من ناپدید و فانی شو، زیرا در حقیقت، تمام ملاقاتها به دیدار خداوند منتهی میشود.
کنون عطّار بحر لامکانستحقیقت در مکین و در مکانست
هوش مصنوعی: عطار اکنون به حقیقتی دست یافته که فراتر از هر مکان و زمانی است. او در عین حال که به ظواهر و مکانها مربوط میشود، اما در واقع به عمق و باطن آنها دسترسی دارد.
هر آن وصفی که که او را کرد خواهماز آن گویم که وصفت فرد خواهم
هوش مصنوعی: هر ویژگی یا صفتی که او را توصیف کند، از آن خواهم گفت، زیرا من میخواهم فقط از او به بهترین شکل یاد کنم.
توئی جانان درون قلب عطّارنهاده صد هزاران ناف اسرار
هوش مصنوعی: تو ای محبوب، در دل عطّار قرار دادی هزاران راز پنهان.
عجب بوی تو در آفاق بگرفتدر اینجا گه دل مشتاق بگرفت
هوش مصنوعی: عجب، بوی خوش تو در همه جا پخش شده است و در این مکان، دل عاشق نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
دل عشّاق خون شد از فراقتحقیقت نافه شد از اشتیاقت
هوش مصنوعی: دل عاشقان به خاطر دوری تو آکنده از غم و اندوه شده است، و به خاطر محبت و آرزوهایت، جانشان مانند نخی که از دلتنگی به وجود آمده باشد، در حال فشردن است.
دل عطّار خون بُد آخرِ کاروز آنجا نافهها آمد پدیدار
هوش مصنوعی: در نهایت، دل عطّار دچار درد و رنجی عمیق شد و از آن مکان، عطر و زیباییها آشکار شد.
هزاران نافه هر دم بارد اینجانداند تا که آن بردارد اینجا
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران گل خوشبو اینجا میروید، اما هیچکس نمیداند که چه زمانی کسی به آنها توجه خواهد کرد یا آنها را خواهد چید.
کسی باید که بردارد ز نافهکه باشد همچو پور بوقحافه
هوش مصنوعی: کسی باید باشد که بویی از گل برگیرد، همانند فرزند پور بوقحافه.
ابوبکری بود در علم تحقیقکه آمد مر مرا در عشق صدّیق
هوش مصنوعی: ابوبکر در علم و تحقیق جایگاه بالایی داشت و به من کمک کرد تا به حقیقت عشق و محبت واقعی پی ببرم.
چنان در عشق باشد صادق حقکه چون صدّیق باشد عاشق حق
هوش مصنوعی: چنانکه در عشق، شخص به راستی و صداقت میرسد، عاشق نیز باید به حقیقت و صدق نزدیک باشد.
ز چندین نافهها بوئی برد اودر این میدان یقین گوئی برد او
هوش مصنوعی: او از میان بسیاری از عطرها، بویی را در این میدان استشمام کرد، گویی که او را در اینجا معرفی کردهاند.
اگر صدّیق راهی آشکاراستحقیقت دوست اینجا دید یارست
هوش مصنوعی: اگر کسی به راستی در جستجوی حقیقت باشد، در اینجا میتواند دوست و یاری را بیابد که راهنمای اوست.
اگر صدّیق راهی چون ابوبکرحقیقت فارغی از زرق وز مکر
هوش مصنوعی: اگر شخصی مثل ابوبکر صدیق در مسیر حقیقت قرار گیرد، از فریب و نیرنگ بینیاز خواهد بود.
بصدق راست در احمد نظر کنتو صدّیقانه زین معنی نظر کن
هوش مصنوعی: به راستی و با صداقت به شخصیت احمد توجه کن و به شیوهای صادقانه به این معنا نگاه کن.
مُرید دین احمد هست عطّارز بوبکر و محمّد هم خبردار
هوش مصنوعی: عطار پیرو دین احمد است و از آگاهیهای ابوبکر و محمد نیز باخبر است.
خبرداری مرا باید چو آن یارکه با ما باشد امشب در بُن غار
هوش مصنوعی: میدانی که باید مانند آن دوست باشی که امشب در پناه غار با ماست.
اگرچه همدم عقلست صادقحقیقت دارم ای یار موافق
هوش مصنوعی: اگرچه حقیقت با عقل در ارتباط است، اما من به تو، ای دوست همدل، ایمان دارم.
چو صدّیق است عقل و واصل آمدهمه اسرارها زو حاصل آمد
هوش مصنوعی: عقل مانند یک انسان درستکار و صادق است و با رسیدن به درک و آگاهی، تمامی رازها و حقایق را به ما نمایان میکند.
از او اسرارها آمد پدیدارحقیقت عقل و عشق آمد خبردار
هوش مصنوعی: از او رازهای بسیاری آشکار شد و حقیقت عقل و عشق به ما آگاهی داد.
ز عقل و عشق و صبر وشوق اینجاتوانی یافت آخر ذوق اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا میتوانی از عقل، عشق، صبر و شوق بهرهمند شوی و در نهایت لذت و ذوق را پیدا کنی.
اگر مرد رهی از عقل مگریزدر آخر خود بنور او درآمیز
هوش مصنوعی: اگر در زندگی مسیر درست را انتخاب میکنی، از عقل و خرد خود فاصله نگیری. در نهایت، به نور و روشنایی هدایت خواهی رسید.
ز عقل اینجا طلب کن علم تحقیقکه عقل آمد ز جان در عشق صدّیق
هوش مصنوعی: در اینجا از عقل خواسته میشود که دانش واقعی و عمیق را جستوجو کند، زیرا عقل از روح ناشی میشود و در عشق به حقیقت، به درجهی بالایی میرسد.
همه صاحب کمالان یقین دانیقین از عقلشان بُد نصّ وبرهان
هوش مصنوعی: همه کسانی که به کمال رسیدهاند، به خوبی میدانند که یقین و آگاهی از عقل و برهان ناشی میشود.
بنور عقل اشیا مینگر توهمی پنهان و پیدا مینگر تو
هوش مصنوعی: با نور عقل به چیزها نگاه کن، هم به آنچه پنهان است و هم به آنچه پیدا است.
بنور عقل من اینجا سراسرزمانی هان دگر از عشق مگذر
هوش مصنوعی: با روشنایی عقل خود، در این مکان تمام زمان را ببین. حال دیگر از عشق عبور نکن.
بنور عقل میبین تو رخ یارحقیقت گوش میکن پاسخ یار
هوش مصنوعی: با نور عقل میتوانی چهره محبوب را ببینی و با گوشهای خود پاسخ او را بشنوی.
بنور عقل دریابی در آخرجمال جان جان اینجا تو ظاهر
هوش مصنوعی: با روشنایی عقل، درک کن که در پایان، زیبایی حقیقی جان در اینجا نمایان است.
سخن عقلست نی نقل ار بدانیحقیقت جمله در سرّ معانی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت و معانی عمیق توجه کنی، متوجه میشوی که این کلام از عقل و اندیشه نشأت میگیرد و نه فقط از نقل و روایت.
سخن عقلست علم و عشق پیداستحقیقت این همه فریاد و غوغاست
هوش مصنوعی: عقل و دانش، سخنانی هستند که بر پایه علم و عشق بنا شدهاند و واقعیت این است که همه این جنجالها و سر و صداها، نشاندهندهی جستجوی حقیقت است.
سخن از عشق گفتم تا بدانییقین اینجابعشق دل بخوانی
هوش مصنوعی: وقتی از عشق صحبت کردم، هدفم این بود که به تو بفهمانم که در اینجا عشق واقعاً وجود دارد و میتوانی به دل من راه پیدا کنی.
سخن از عشق خواهم گفت دیگرابا ذرّات کلّی بعد جوهر
هوش مصنوعی: من دیگر از عشق سخن خواهم گفت و نه از جزییات و مسائل کماهمیت.
سخن از عشق خواهم گفت اسراردر اینجاگه یقین از عین دیدار
هوش مصنوعی: میخواهم درباره عشق صحبت کنم و اینجا را مکان مناسبی برای بیان رازها میدانم که در آن از حقیقت عشق نیز صحبت میشود.
سخن از عشق خواهم گفت بشنویقین دیگر تو در هیلاج بگرو
هوش مصنوعی: من از عشق سخن میگویم، پس با دقت گوش کن؛ بیشک تو دیگر در گمراهی نیستی.
سخن از عشق خواهم گفت ودیدارکه تا ذرّات شد اینجا خبردار
هوش مصنوعی: میخواهم درباره عشق و دیدار صحبت کنم تا حتی کوچکترین ذرات اینجا از آن باخبر شوند.
سخن عشقست در هر دو جهانستسخن اینجایگه از جان جانست
هوش مصنوعی: سخن درباره عشق در جهانهای مختلف وجود دارد و اینجا در حقیقت، صحبت از عمق وجود و روح است.
سخن عشقست عقل او را پسندیدحقیقت عقل هم از وی عیان دید
هوش مصنوعی: عشق سخن دارد و عقل آن را میپسندد، همچنین حقیقت عقل نیز از طریق عشق برای او روشن میشود.
سخن در عشق خواهد بود اینجاکه تا بنمایمت آن بود اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان صحبت از عشق خواهد بود و من میخواهم به تو نشان دهم که عشق واقعی چیست.
همه در عشق خواهد بود باقیکه میبینیم ما دیدار ساقی
هوش مصنوعی: همه چیز در عشق باقی خواهد ماند و آنچه ما میبینیم، ملاقات با ساقی است.
سخن در عشق گفتم آخر کارکه کل از عشق میآید پدیدار
هوش مصنوعی: در نهایت به این نتیجه رسیدم که همه چیز در عشق نشأت میگیرد و به ظهور میپیوندد.
همه عشقست اگر دانی که چونستحقیقت عشق اینجا رهنمونست
هوش مصنوعی: اگر بفهمی عشق چیست، متوجه میشوی که همه چیز عشق است و اینجا راهنمایی در مورد حقیقت عشق وجود دارد.
همه عشقست و عشق از دوست پیدااز آن از عشق چندین شور و غوغا
هوش مصنوعی: تمام هستی عشق است و عشق از محبوب پیدا میشود، به همین دلیل است که این همه شوق و هیجان وجود دارد.
همه عشقست اینجا کاردان کیستیکی اصلست این هر دو جهان چیست
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز عشق است و کسی نمیداند که چه کسی میتواند به درستی این موضوع را درک کند. در واقع، حقیقتی وجود دارد که اساس دو جهان را تشکیل میدهد.
همه ذات خداوندست بیچونچه عرش و فرش و شمس و ماهِ گردون
هوش مصنوعی: تمام موجودات و پدیدهها، چه آسمان و زمین و چه ستارهها و ماه، فقط تجلیات و نشانههای خداوند هستند و هیچکدام جدا از او نیستند.
همه ذاتست و ذات اندر صفاتستولی دیدار کل بعد از مماتست
هوش مصنوعی: همه چیز از ذات الهی برخاسته است و صفات مختلفی دارد، اما دیدار و شناخت کامل این حقیقت بعد از مرگ ممکن میشود.
همه پیداست اینجا آخر کارحقیقت پرده بردارد بیکبار
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز واضح است و در نهایت حقیقت به طور ناگهانی آشکار خواهد شد.
همه پیداست جسم اندر میانستکه جسم از این جهان و ان جهانست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جسم و بدن در این دنیا و دنیای دیگر وجود دارند و همه چیز به وضوح مشخص است. در واقع، جسم ارتباطی با هر دو جهان دارد و محل تلاقی آنها به شمار میآید.
سخن پیداست اینجاگه ز صورتیکی بین اندر اینجاگه ضرورت
هوش مصنوعی: در اینجا سخن روشن است که باید به عمق معنا توجه کرد و نه فقط به ظاهر. واقعیتهای ضروری در پس این ظاهر وجود دارد که باید درک شود.
سخن از مغز جان میباید اینجاکه کلّی پردهها بگشاید اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا باید از عمق وجود و حقیقت سخن گفت، چرا که این صحبت میتواند زمینهساز برطرف کردن تمام موانع و پردههایی باشد که وجود دارند.
سخن از مغز جان بنمود دیداراز آن اینجاست چندین سرّ اسرار
هوش مصنوعی: حرفی که از عمق وجود انسان سرچشمه میگیرد، نشاندهنده این است که در اینجا رازها و اسرار بسیاری نهفته است.
سخن از مغز جان بیرون فتادستشعاعش بر رخ گردون فتادست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که سخن و کلامی عمیق و پرمغزی از دل و جان انسان بیرون آمده و نور آن بر آسمان و جهان تابیده است. این بیان نشاندهنده زیبایی و اهمیت کلامی است که از یک حقیقت درونی سرچشمه میگیرد و به همهجا میتابد.
سخن از مغز جان عطّار گفتهستهمه از دیده و دیدار گفتهست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که عطار به عمق روح و جواهر وجود انسان اشاره کرده و تمام صحبتهایش از تجربههای بصری و مشاهدههای عینی نشأت میگیرد. او از درون و حقیقت وجود سخن میگوید.
جواهرنامه گفتم از دل و جانحقیقت اندر او دیدار جانان
هوش مصنوعی: من داستانی از دل و جانم گفتم که در آن حقیقتی را درباره دیدار معشوق بیان کردهام.
دگر هیلاج خواهم گفت تحقیقکه تاباشد که از آنجای توفیق
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم درباره موضوع دیگری صحبت کنم تا مشخص شود که از آنجا موفقیتی حاصل خواهد شد.
اگر توفیق میخواهی ز جانانجواهرنامه سرتاسر فروخوان
هوش مصنوعی: اگر به دنبال موفقیت هستی، باید درسها و داناییهای خود را به طور کامل و با دقت مطالعه کنی.
بهر یک بیت اینجا جوهری یابدرون جمله خورشید جهانتاب
هوش مصنوعی: در اینجا هر شعر یا بیت دارای ارزشی خاص و درونی است، مانند پیدا کردن جواهری در میان کلمات. این جواهر نورانی و درخشان مانند خورشید است که در جهانی بزرگ میتابد.
کتابی برجواهر آنکه دیدستیقین تقریر دیگر که شنید است
هوش مصنوعی: کتاب مثل جواهری است که اگر کسی آن را دیده باشد، به یقین میتواند بگوید که چه ارزش و زیبایی دارد؛ اما اگر فقط دربارهاش شنیده باشد، نمیتواند آنطور که باید، ارزیابی کند.
کتابی بین که بیچون و چرایستدر اینجاگاه دیدار خدایست
هوش مصنوعی: کتابی را میبینی که بدون شک و تردید، در این مکان، نشانهای از دیدار خداوند است.
کتابی خوان که اینجا راز یابیوز آنجا جان جانت بازیابی
هوش مصنوعی: کتابی بخوان که در آن اسرار را کشف کنی و از آنجا روح و جانت را بازپس بگیری.
کتابی خوان کز آنجا بیشکی ذاتبیابی درنمود جمله ذرّات
هوش مصنوعی: کتابی را بخوان که از طریق آن میتوانی ذات واقعی همه چیز را بشناسی و ماهیت تمام ذرات را درک کنی.
کتابی خوان که خوانندش جواهردر اودیدار جانان گشته ظاهر
هوش مصنوعی: کتابی بخوان که در آن، خواننده به زیباییهای محبوبش دست یافته و جواهرات ارزشمندی را دیده است.
زهی دیدار جانان حاصل مااز این عین کتاب اندر دل ما
هوش مصنوعی: خوشا دیدن معشوق که نتیجه زندگی ما از این کتاب در دل ماست.
بسی راز است در وی جمله مرغوببآخر دیدن دیدار محبوب
هوش مصنوعی: در او بسیاری از رازها وجود دارد که در نهایت به دیدن معشوق میانجامد.
در او پیدا اگر سالک حقیقتبباید دیدن ملک حقیقت
هوش مصنوعی: اگر سالک (جستجوگر) حقیقت به درستی بخواهد، باید دنیای واقعی و سرشت حقیقت را ببیند.
اگر مرد رهی خونخور در این رازکه تا دریابی این سرّ کتب باز
هوش مصنوعی: اگر تو در مسیری سخت و پر خطر قرار داری، باید به این نکته توجه کنی که برای درک این راز عمیق و پیچیده، باید به کتب و دانشهای موجود مراجعه کنی.
همه تورات با انجیل و فرقانزبور و صُحْف در اینجاست برخوان
هوش مصنوعی: تمام کتابهای آسمانی مانند تورات، انجیل، قرآن و زبور همه در اینجا جمع شده و تو میتوانی آنها را بخوانی.
اگر ره بردهٔ دریاب در ایندمادم سرّ کل اینجا تو می بین
هوش مصنوعی: اگر در این لحظه، کسی که به حقیقت و درک عمیق دست یافته است، به تو بگوید، تمام رازها و معانی عمیق را در این مکان مشاهده خواهی کرد.
همه اینجاست سرها آشکارهدمادم میکن اینجاگه نظاره
هوش مصنوعی: همه در این مکان حاضر هستند و سرها آشکار است؛ اینجا هر لحظه نظارهگر اتفاقات هستیم.
دمادم کن نظر در این کتابتکه در آخر نماند این حجابت
هوش مصنوعی: همیشه و مداوم به این نوشتهات نگاه کن تا در پایان دیگر این حجاب و پوشش برایت باقی نماند.
بهردم کن در اینجاگه نگاهیز خود خوان و ز خود میبین اهی
هوش مصنوعی: هر لحظه در این مکان به خودت نگاه کن و از درون خود، آهی را ببین.
ز خود ره بر سوی خود اندر اینجاتوئی جان بس همی مگذر در اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، تو درون خودت هستی و جانت را نگذار که فقط بگذرد؛ بلکه در اینجا، به خودت توجه کن و در عمق وجودت سیر کن.
زخود بنگر همه در خویشتن بیننمود دوست رادرجان و تن بین
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و در درونت بنگر، دوست را در جان و وجود خود ببین.
ز خود بنگر یکایک جمله اشیاءکه در تست و توئی بر جمله دانا
هوش مصنوعی: به خود نگاه کن و هر یک از اشیاء را ببین که در تو و وجود توست، زیرا تو به خوبی میدانی که چه چیزهایی درونت وجود دارد.
همه اندر کتابم یاب اسرارولی در خود نظر کن در عیان یار
هوش مصنوعی: تمام رازهای ناپیدا در کتاب من موجود است، اما برای درک بهتر، به خودت نگاه کن و در حقیقت عشق را در جلوی چشمانت ببین.
بسی خون خوردهام در روز و در شببسی اینجا کشیدم رنج با تب
هوش مصنوعی: من در طول روز و شب، بارها رنج و مصیبت زیادی را تحمل کردهام و خون دلهای زیادی خوردهام.
بسی خون خوردهام در سال و در ماهکه تاگشتم ز عشق یار آگاه
هوش مصنوعی: در سال و ماه به اندازه زیادی دلبستگی و عشق به معشوقهام را تجربه کردهام، تا جایی که به عمق و حقیقت این عشق پی بردهام.
بسی خون خوردهام در صبح و در شامکه تا دیدم رخ جانان سرانجام
هوش مصنوعی: من در صبح و شام بارها از عشق و حسرت گریستهام، تا اینکه در نهایت چهرهی معشوق را دیدم.
کنون این پرده شد باز و رخ یارز عطّار آمده آخر پدیدار
هوش مصنوعی: اکنون این پرده کنار رفته و چهره محبوب از عطر و بویی خوش به وضوح نمایان شده است.
کنون این پرده اینجاگاه بازستز شیب این دم مرا وقت فراز است
هوش مصنوعی: اکنون این پرده در این مکان کنار رفته است و از آنجا که در این لحظه زمان صعود و اوج من فرا رسیده است.
کنون هیلاج ماند وهیچ دیگرندانم تا ببازم جان یا سر
هوش مصنوعی: اکنون در وضعیتی قرار دارم که هیچ چیز جز این احساس نمیکنم، فقط منتظر هستم که جانم را از دست بدهم یا سرم را.
کنون هیلاج ماندست آخر کارکه تا بیرون نهم من سر بیکبار
هوش مصنوعی: اکنون این کار به جایی رسیده که دیگر نمیتوانم تحمل کنم و باید در یک لحظه از این وضعیت خارج شوم.
کنون هیلاج ماندست و بگوئیمچو دانستیم کایندم ذات اوئیم
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن فرارسیده که وضعیت تغییر کرده و پس از آگاهی از واقعیتهایی درباره او، باید درباره ذات و وجودش صحبت کنیم.
همه وصلست اینجاگه کتابمز وصل جاودانی بی حجابم
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز به ارتباط و وصلی اشاره دارد و من در این مکان، به طور کامل و بدون هیچ مانعی از وصل دائمی صحبت میکنم.
حجابی نیست این دم یار ما راستکه بیشک در یکی دیدار ما راست
هوش مصنوعی: این لحظه حجاب و مانعی وجود ندارد، زیرا مطمئناً در یک ملاقات با یار، همه چیز واضح و روشن است.
حجابی نیست این دم دوست پیداستدر اینجا مغز او در پوست پیداست
هوش مصنوعی: در این لحظه، هیچ پردهای وجود ندارد و دوست به وضوح نمایان است. همه چیز در اینجا به شکل عمیقتری نمایان شده است و حقیقت واقعی در باطن آشکار شده است.
حجابی نیست جانم راه بردستره خود را بسوی شاه بُردست
هوش مصنوعی: هیچ مانعی برای روح من وجود ندارد، که او را به سوی مقصدش هدایت کند و به رسیدن به معشوق کمک کند.
حجابی نیست جانان آشکار استچو دیدم من همه دیدار یار است
هوش مصنوعی: حجابی بین من و محبوب نیست و او به وضوح در برابر چشمم نمایان است. وقتی او را میبینم، همه چیز دیدار یار است و فقط او را مشاهده میکنم.
حجابی نیست این دم دوست ماراستکرا اینجا سخن زین نوع یار است
هوش مصنوعی: در این لحظه که ما در کنار دوست هستیم، هیچ مانعی وجود ندارد. صحبتها تنها دربارهی این نوع رفاقت و ارتباط است.
سخن بسیار ماندست و نماندستبخود عطّار از آن چندی بخواند است
هوش مصنوعی: سخنهایی که در گذشته باقی ماندهاند، بسیارند و برای عطّار چندی از آنها کافی است که بخواند.
که وصل یار او را داد پاسخز دید شرع نی فرع تناسُخ
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که وقتی محبوب پاسخ داد، او به شرط و قوانین شرعی اشاره میکند و نه به مسأله بازگشت به زندگی دوباره یا تناسخ. به عبارت دیگر، محبوب به اصول و قواعدی که در دین وجود دارد پاسخ میدهد و به موضوعاتی فراتر از این قواعد نمیپردازد.
تناسخ گرچه حکمت هست چندیز من بشنو ز جان و دل تو پندی
هوش مصنوعی: بازگشت روح به زندگیهای مختلف، هرچند که از نظر فلسفی موضوعی عمیق و پرمعنا است، اما از من بشنو که با تمام وجودت درس و نکتهای را دریابی.
تناسخ حکمت یونان زمین استمرا زان هیچ نه عین الیقین است
هوش مصنوعی: حکمت یونانی به من احساس و تجربهای خاص میدهد، اما در واقع این فقط یک تصور است و حقیقتی یعنی یقین ندارد.
تناسخ دورت اندازد ز دیدارمر این یک نکته را از جان نگهدار
هوش مصنوعی: تناسخ میتواند باعث دوری تو از دیدار من شود، به همین خاطر این نکته را همیشه در ذهن داشته باش.
تناسخ مر تراکی ره نمایدترا اندوه در آخر فزاید
هوش مصنوعی: تناسخ باعث میشود تو را آشکار کند، اما در نهایت اندوه تو بیشتر خواهد شد.
تناسخ چیست مر کفر و ضلالتمخوان اینجایگه علم جهالت
هوش مصنوعی: تناسخ چه چیز است؟ آن را کفر و گمراهی نخوانید، زیرا در اینجا دانش، نادانی است.
حقیقت علم قرآن را بیاموزبنور علم قرآن گرد پیروز
هوش مصنوعی: حقیقت علم قرآن را با نور علم قرآن بیاموز و به وسیلهی آن موفق و پیروز شو.
بقرآن راه خود را باز یابیدر اینجا صدهزاران راز یابی
هوش مصنوعی: اگر به قرآن مراجعه کنی، میتوانی راه درست را پیدا کنی و در این مسیر، بسیاری از اسرار را درک خواهی کرد.
بهردم صد هزار اسرار بینیپس از آن گاه کل دیدار بینی
هوش مصنوعی: در هر لحظه میتوانی رازهای زیادی را ببینی و پس از آن، آنچه را که باید، بهطور کامل مشاهده خواهی کرد.
تمام آمد کنون در سرّ قرآنجواهر ذات را میبین و میخوان
هوش مصنوعی: اکنون همه چیز در عمق قرآن مشهود است، به طوری که میتوان essences و حقیقتهای درونی را مشاهده و درک کرد.
تمام آمد کتاب اینجا در اسرارحقیقت هست در وی سرّ پدیدار
هوش مصنوعی: تمام مطالب و رازهای حقیقت در این کتاب جمعآوری شده است و در آن، رازهایی که قابل مشاهده هستند به وضوح بیان شدهاند.
تمامت این زمان اینجا کتابمچو رفت از پیش اینجاگه حجابم
هوش مصنوعی: تمام این زمان که من اینجا هستم، مانند کتابی است که وقتی پردهاش برداشته شود، به روشنی دیده میشود.
تمامت این زمان این جوهر الذاتنمودم راز جان با جمله ذرّات
هوش مصنوعی: تمامی این زمان را به عنوان ماهیت اصلی خود، رازی از جان را با تمامی ذرات هستی آشکار کردم.
کتاب اینجا تمام آمد در آخرکه با ما هست جانان گشته ظاهر
هوش مصنوعی: کتاب به پایان رسید و در پایان مشخص شد که محبوب ما در کنار ماست.
مر این اسرارها با خاص و عام استکتاب اینجا در این معنی تمام است
هوش مصنوعی: این رازها برای هر فردی، چه خاص و چه عمومی، قابل درک است و در اینجا همه چیز در این باره گفته شده است.
که ذات پاک بیچون آشکار استدرون جمله در پنج و چهار است
هوش مصنوعی: ذاتی که پاک و بینظیر است، در همه جا به وضوح قابل مشاهده است. این حقیقت در همهی جزئیات و در تمامی جنبهها وجود دارد.
الهی عالم السرّی و دانیکه تو گفتی همه سرّ و تو خوانی
هوش مصنوعی: خدای من، تو تنها میدانی اسرارها را و میدانی که تو گفتی همه چیز راز است و تویی که آنها را میخوانی.
الهی عالم السرّی در اسرارهمه کون از نمود تو خبردار
هوش مصنوعی: خداوندا، تویی که در دل اسرار عالم و هستی، از وجود تو آگاه هستی.
الهی عالم السرّی حقیقتکه خود میبینی اینجا دید دیدت
هوش مصنوعی: خداوندا، تویی که به اسرار و حقایق آگاهی، خود میدانی که نگاهی که به اینجا داری چگونه است.
الهی این زمان عطاآر با تستدر اینجا دیده و دیدار با تست
هوش مصنوعی: خدایا در این لحظه، به تو نزدیک شدهام و حالا در اینجا هم تو را میبینم و هم با تو ملاقات میکنم.
تودید جملهٔ ای صانع پاکاز این رمزم رهان و بخش تریاک
هوش مصنوعی: ای خالق بزرگ، مرا از این راز و رمز رها کن و مرا به بخشایش و آرامش برسان.
تو دانی هرچه خواهی کن یقین هانمر او را زین همه گفتار برهان
هوش مصنوعی: هرچه میخواهی انجام بده، اما بدان که باید او را از تمام این حرفها جدا کنی.
تو دانی هرچه خوهی کن که جانینمیدانم دگر باقی تو دانی
هوش مصنوعی: تو میدانی هر آنچه را که میخواهی، من دیگر نمیدانم چه باقی مانده است.