بخش ۲۰ - در بیان حال و منع آنهائی که اهل شرند واز خود بیخبرند و دیگران را احتساب فرمایند
هوش مصنوعی: این متن شعری است از عطار نیشابوری که به مضامین عرفانی و اخلاقی پرداخته است. عطار در این شعر به نکوهش افرادی میپردازد که به ظاهر خود را دیندار نشان میدهند، ولی در باطن از اصول اخلاقی و دینی دور هستند. او تأکید میکند که آزار رساندن به دلهای مردم و عدم заботی از آنها بیشرمی است و این عمل، انسان را به سوی قهری الهی سوق میدهد.
عطار همچنین به مفهوم عشق و ارتباط آن با حقیقت و معنویت اشاره میکند. او عشق را به عنوان مولفهای مهم در درک معنای زندگی و به دست آوردن حقیقت معرفی میکند. عشق را نخستین اصل میداند که در آن، خدا و پیامبران در ارتباطاند و در نزدیکی به عشق، انسان میتواند به مقام والاتری دست یابد. در نهایت، او از خوانندگان میخواهد تا از آزار دیگران بپرهیزند و به معنای واقعی خود و عشق الهی نزدیک شوند.
بوی سرگین در دماغت هست چستمحتسب گشتی که دینم شد درست
هوش مصنوعی: بوی حیوانات به مشامت میرسد و تو به خاطر اینکه در مقام راهنمایی دیگران قرار گرفتهای، به حقیقت دین خود پایبند شدهای.
روز مانی احتساب خویش کنترک کردار و کتاب خویش کن
هوش مصنوعی: در روز حساب، به انجام کارها و رفتارهای خود فکر کن و از اعمال ناپسند و نوشتههای زشت خود دوری کن.
گرکنی تو همچو بهمان احتساببر سرت آید عذاب بیحساب
هوش مصنوعی: اگر تو همچون گذشته به حساب و کتاب بپردازی، عذاب و گرفتاریهای بیپایانی بر سرت خواهد آمد.
برگذر زین کار و از آزار خلقورنه چون دزدان بیاویزی بحلق
هوش مصنوعی: از این کار و آزار دادن مردم دوری کن، وگرنه مانند دزدان گرفتار خواهی شد و عواقب بدی برایت به همراه خواهد داشت.
دزد دنیا خود متاعی برده بودیا زمال اهل دنیا خورده بود
هوش مصنوعی: دزد دنیا چیزی از این دنیا برده بود یا اینکه از مال و دارایی دیگران بهرهمند شده بود.
تو کنی رخنه بدین مصطفیهیچ شرمی می نداری از خدا
هوش مصنوعی: تو با این کارها و بیاحترامیها به پیامبر هیچ گونه حیایی از خداوند نداری.
تو کنی دلهای مردم را ملولمی نداری شرم از روح رسول
هوش مصنوعی: اگر تو دلهای مردم را ناراحت کنی، شرم از روح پیامبر نباید داشته باشی.
گر نباشد جمله کار تو ریادر ره این فش از کجا و تو کجا
هوش مصنوعی: اگر تمامی کارهایت خالص و بدون ریا باشد، پس این فاصلهای که بین تو و هدفات وجود دارد، از کجا ناشی میشود؟
ای ترا افعال زشت و خلق هماز تو حق گشته ملول و خلق هم
هوش مصنوعی: تو با رفتار ناپسند و اخلاق بد خود موجب خستگی و بیحالی دیگران شدهای.
ای تو با این فسق و دستار بلنددر میان خلق گشته خود پسند
هوش مصنوعی: در میان مردم، تو با رفتار ناپسند و پوشش بلند خود، به دنبال جلب توجه و پسند خود هستی.
ای گرفته سبحه از بهر ریااز ریا بگذر تو وبا راه آ
هوش مصنوعی: ای کسی که برای نمایش و ریا کار میکنی، از این ریا فراتر برو و به مسیر واقعی و حقیقی خودت برس.
چند گردی بهر آزار کسانشرم دار از خالق هر دو جهان
هوش مصنوعی: هیچ کس را آزار نرسان، زیرا از پروردگار دو جهان شرم داشته باش.
دل بدست آر و مجو آزار دلز آنکه باشدمخزن اسرار دل
هوش مصنوعی: دل را به دست آور و به آن آسیب نزن، زیرا دل خود محلی برای رازها و اسرار است.
خود نکوتر باشد از صد کعبه دلساز دل نیکوتر است از ساز گل
هوش مصنوعی: دل انسان از هزاران کعبه و عبادتگاه ارزشمندتر است. به عبارتی دیگر، کیفیت و نیت پاک در دل، نسبت به زیباییهای ظاهری و ظریفتر از گل، اهمیت بیشتری دارد.
دل بود منزلگه اسرار غیبگر نمیدانی تو راخود نیست عیب
هوش مصنوعی: دل مکان و جایگاه رازهای نهفته و غیب است. اگر تو از این اسرار بیخبر هستی، این به خود تو برنمیگردد و عیبی ندارد.
عیب من آنست که گفتم راست رابشنو ازمن خود یکی درخواست را
هوش مصنوعی: من عیبم این است که به تو گفتم که حقیقت را از من بشنوی و از خودت چیزی نخواستی.
ترک آزار دل دانا بکنتا نیفتی چون درخت از بیخ وبن
هوش مصنوعی: آزار نرسان به دل آدمهای دانا، تا مثل درختی که از ریشه کنده شده، نتواانی تحمل کنی.
هر که آزار دل دانا کنددر دو عالم خویش را رسوا کند
هوش مصنوعی: هر کس که به دل فردی دانا آسیب برساند، در دنیاهای مختلف خود را بدنام میکند.
رو مجو آزار دلها بیگناهورنه باشی در دو عالم رو سیاه
هوش مصنوعی: آزار نرسان به دلهای بیگناه، چون ممکن است در دو جهان رسوا شوی.
جهد کن دلهای ایشان شاد سازتا شود درهای جنّت بر تو باز
هوش مصنوعی: تلاش کن تا دلهای دیگران را شاد کنی تا درهای بهشت به روی تو گشوده شود.
رو تو بیمنّت بدستت آر دلز آنکه از منّت بسی باشد خجل
هوش مصنوعی: از تو نیازی به زحمت نیست که دل مرا به دست بیاوری، زیرا من به خاطر لطف و محبت تو خجالتزدهام.
هر که یک دل را بیازارد چو جانجمله دلها را بیازارد عیان
هوش مصنوعی: هر کسی که به دل یکی آسیب بزند، گویا به همه دلها آسیب زده است. این موضوع به وضوح و روشنی مشخص است.
این چنین کس از بدیها بدتر استبلکه او خود در جهان چون کافر است
هوش مصنوعی: این فرد از بدیها بدتر است و او در این دنیا مانند یک کافر به نظر میرسد.
چند گویم من بتو ای هیچکسهیچ کردی خویش را همچو مگس
هوش مصنوعی: چند بار باید از تو بگویم ای کسی که هیچکارهای، خود را مثل مگس کوچک و ناچیز کردهای.
ترک کن افعال بد را نیک شوبر طریق صالحان نیک رو
هوش مصنوعی: کارهای زشت را رها کن و به راه خوبان قدم بگذار.
من چگویم باتو تو خود هیچ کسدر میان خلق گشتی خرمگس
هوش مصنوعی: من چه بگویم درباره تو، وقتی که در بین مردم تبدیل به یک مگس زحمتکش شدهای.
ای که آزردی دل عطار رامن بتوکی گویم این اسرار را
هوش مصنوعی: ای کسی که دل عطار را آزردهای، من به تو رازهایی میگویم.
این همه اسرار از دل آمدهباتو گفتن راز مشکل آمده
هوش مصنوعی: این همه رازهایی که در دل دارم، به خاطر تو به زبان آمدهاند و بیان کردن این رازها کار آسانی نیست.
بعد من گر خوانی این مظهر تمامزینهارش تو نگهدار از عوام
هوش مصنوعی: اگر بعد از من کسی این موجود کامل را بخواند، تو باید او را از مردم عامی حفظ کنی.
بود این مظهر چو جوهر ذات بودوین معانی از صفات ذات بود
هوش مصنوعی: این وجود، نشانی از ماهیت واقعی است و این مفاهیم، نتیجه ویژگیهای آن ماهیت به شمار میآیند.
رو تو جوهر خوان شو و جوهرشناستا بیابی علم معنی بی قیاس
هوش مصنوعی: برای درک عمیق و واقعی، سعی کن خود را به شناخت و درک جوهر انسانیت و معنای اصیل زندگی برسانی و از این طریق به دانشی بینظیر دست پیدا کنی.
رو تو جوهر دان و مظهر نیز همتا نگردی در معانی متّهم
هوش مصنوعی: شما همچون یک ماده خالص و نمایان هستید، اما تا زمانی که به عمق معانی پی نبرید، نمیتوانید به درستی درک شوید.
مظهر وجوهر هم از گنج وی استخود بدست ابلهان رنج وی است
هوش مصنوعی: شخصیت و جوهر انسان هم از وجود و گنجینهٔ درون او ناشی میشود، اما افرادی که نادان هستند، خود را به زحمت میاندازند و در مورد او دچار رنج و دردسر میشوند.
از برای روح احمد جوهرمو از برای نور حیدر مظهرم
هوش مصنوعی: من به خاطر روح پیامبر احمد، دارای ویژگیهایی هستم و به خاطر نور امام علی، تجلی و نمایان میشوم.
نیک دان و نیکخوان و گوش کنتا که روشن گرددت سرّ کهن
هوش مصنوعی: خوب یاد بگیر، خوب بخوان و با دقت گوش کن تا رازهای قدیمی برایت روشن شود.
در جهان بسیار معنا گفتهانددرّ اسرار معانی سفتهاند
هوش مصنوعی: در دنیا معانی و مفاهیم بسیاری مطرح شده است و هر یک از این معانی، مانند مرواریدی از رازهای عمیق و ارزشمند هستند که در دل خود دارند.
از زمان مصطفا تا این زمانواز زمان آدم آخر زمان
هوش مصنوعی: از زمان پیامبر اسلام تا کنون و از زمان حضرت آدم تا پایان دنیا.
از ولی و شیخ و شاعر تا نجومکس ندانسته چو عطّار این علوم
هوش مصنوعی: هیچکس مانند عطّار در این علوم آگاهی ندارد، هر چند که دیگران مانند ولی، شیخ و شاعر از موضوعات مختلفی سخن میگویند و به مسائل نجوم میپردازند.
هست او شاگرد حیدر بیشکیتو چه میدانی از اینها خود یکی
هوش مصنوعی: او از شاگردان حضرت علی (ع) است و تو هیچ نمیدانی درباره این موضوعات، پس خودت یکی مانند او هستی.
نیست چون عطّار مرغی در جهانزانکه هست او بلبل این بوستان
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس مانند عطّار وجود ندارد، چرا که او مانند بلبل این باغ است.
هیچ میدانی که این دادم ز کیستوین همه افغان و فریادم ز کیست
هوش مصنوعی: آیا میدانی این ناله و فریاد من از کجا و به خاطر چه چیزی است؟
بهر آن است تا بدانی خویش راچند برخود میزنی تو نیش را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای این که بفهمی چقدر خودت را میشناسی، باید هر از گاهی به خودت سخت بگیری و واقعیتها را در نظر بگیری. در واقع، گاهی چالشها و مشکلات میتوانند به ما کمک کنند تا بهتر خودمان را بشناسیم و به عمق وجودیمان پی ببریم.
خویش را و نیش را بشناس توتا شود کارت چو حال من نکو
هوش مصنوعی: خودت و مشکلاتت را بشناس تا کارت همانند حال من خوب شود.
خویش تو پیراست باراه آردتنیش تو کفر است گمراه آردت
هوش مصنوعی: کسی که خودش را با ویژگیهای خوب و شایسته آماده کند، به خوبی در مسیر صحیح حرکت میکند، اما اگر به اعتقادات و اصول خود بیتوجهی کند و راه نادرست را پیش بگیرد، به غلط و گمراهی میافتد.
گر نیابی پیر جوهر پیش آروانگهی مظهر چو جان خویش دار
هوش مصنوعی: اگر نتوانی همتای خود را پیدا کنی، پس مانند جان خود، آنچه را که داری، عزیز و ارزشمند بپندار.
چند گوئی تو به نااهلان سخندم نگهدار ومعانی ختم کن
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی با افرادی که شایسته نیستند صحبت کنی؟ بهتر است سکوت کنی و معنیها را به پایان برسانی.
تانگویندت توئی اهل حلولیا توئی همچون روافض بوالفضول
هوش مصنوعی: میگویند که تو دارای مقام و مرتبهای هستی یا این که همچون افرادی هستی که در سخنوری و فضلفروشی افراط میکنند.
یا نه دین ناصبی بربودهاییا نه تو همچون خوارج بودهای
هوش مصنوعی: یا این که دینی که برگزیدهای، دین ناصبی است و یا این که مانند خوارج بودهای.
یا بگویند اتّحادی بودهاییا تو کیش ملحدان بربودهای
هوش مصنوعی: یا بگویند که تو بخشی از یک اتحاد بودهای، یا اینکه تو پیرو و مروج عقاید ملحدان بودهای.
گر نگویم راست اینها نشنوممن بدین مصطفی آسودهام
هوش مصنوعی: اگر من حقیقت را بیان نکنم، دیگر هیچ کلمهای نمیشنوم و به این پیامبر (مصطفی) آرامش دارم.
هرچه گویندم کنمشان منبحلز آنکه دارم مهر شاهی را بدل
هوش مصنوعی: هر چه دیگران بگویند، من به آن عمل نمیکنم؛ زیرا من در دل خود محبت و ارادت به شاه را دارم.
آنچه او گفتا بگو من گفتهاممن بگفت دیگران کی رفتهام
هوش مصنوعی: هر چه او بیان کرده، من هم همان را میگویم. من هرگز نظر دیگری نداشتهام.
گفت دیگر ابلهان قیل است وقالگفت شاه اولیا حالست حال
هوش مصنوعی: گفت دیگران بیخود و بیجهت صحبت میکنند و چیزی نمیدانند، ولی او در مورد احوال آدمهای با فهم و روشنبین صحبت میکند و اوضاع آنها را بررسی میکند.
قال را در درس مان و حال گیرتا شوی واصل تودرعرفان پیر
هوش مصنوعی: به گفته این بیت، باید در درس و آموزش خود دقت و جدیت داشته باشی تا به شناخت و درک عمیق حقیقی برسید و به مقام معنوی و عرفانی نائل شوی.
پیر تو شاهست دیگر پیر نیستدر دو عالم همچو او یک میر نیست
هوش مصنوعی: این سخن میگوید که مردی که به سن و سالی رسیده، دیگر به عنوان پیر شناخته نمیشود و در کل جهان هیچکس مانند او نیست. او در جایگاه و مقام خود برجسته و یگانه است.
نور او از نور احمد تافتهحق بدست قدرتش بشکافته
هوش مصنوعی: نور او از نور محمد الهام گرفته است و با قدرتی که دارد، حق را به وضوح آشکار کرده است.
سرّ ایشان کس نداند جز الاهاین سخن روشن شد از ماهی بماه
هوش مصنوعی: هیچکس راز آنها را نمیداند جز خدا. این جمله به روشنی از ماه به ماه دیگر منتقل میشود.
قصد من بسیار مردم کردهاندخاطر مسکین من آزردهاند
هوش مصنوعی: من بارها مورد هدف مردم قرار گرفتهام و از این موضوع دلخور و ناراحت هستم.
جور بسیار از جهان بر من رسیدجور دنیا راه همی باید کشید
هوش مصنوعی: خیلی از ناملایمات و سختیهای زندگی به سراغ من آمده است، اما برای ادامهی زندگی باید با این دشواریها کنار بیایم و تحمل کنم.
ناصرخسرو ز سرّ آگاه بودنه چو تو او مرتد و گمراه بود
هوش مصنوعی: ناصرخسرو به حقایق عمیق و اسرار آگاه بود، در حالی که تو همچون او نیستی و در گمراهی به سر میبری.
ناصر خسرو که اندوهی گرفترفت و منزل در سر کوهی گرفت
هوش مصنوعی: ناصر خسرو که در غم و اندوه به سر میبرد، تصمیم میگیرد به مکانی دور از مردم و در دامنه کوهی برود و در آنجا زندگی کند.
ناصر خسرو بحق پی برده بوداز میان خلق بیرون رفته بود
هوش مصنوعی: ناصر خسرو به حقیقتی عمیق پی برده بود و از میان مردم دور شده بود.
یار او یک غار بود و تار بوداو بنور و نار حق در کار بود
هوش مصنوعی: دوست او در زندگی همچون یک پناهگاه بود و او در تاریکی و ناآگاهی به سر میبرد. اما در عین حال در تلاش بود تا با نور و حقیقت راهی برای خود پیدا کند.
رو تو در کار خدامردانه باشوز وجود خویشتن بیگانه باش
هوش مصنوعی: در کارهای نیک و انسانی تلاش کن و از خودخواهی و خودمحوری فاصله بگیر.
تا ببینی مظهر سلطان عشقوانمائی در جهان برهان عشق
هوش مصنوعی: ببین که جلوهگاه عشق حقیقی چگونه در جهان نمایان میشود و عشق را از بند جهل رها میسازد.
عشق چبود قبلهٔ سلطان دلعشق چبود کعبهٔ میدان دل
هوش مصنوعی: عشق به مانند نقطهای است که قلب و روح انسان به آن سمت و سو میگیرد. عشق همانطور که کعبه در میانهٔ دین و عبادت قرار دارد، برای دل نیز مرکزیت و معنای ویژهای دارد. در واقع، عشق هدف و مقصود اصلی دل و روح انسان است.
عشق چبود مقصد ومقصود توعشق باشد عابد و معبود تو
هوش مصنوعی: عشق باید هدف و هدف نهایی تو باشد، عشق باید انسان را به عبادت و پرستش الهی هدایت کند.
عشق دارد درجهان دیوانههاعشق کرده خانمان ویرانهها
هوش مصنوعی: عشق در دنیای مجنونها وجود دارد و عشق ورزیدن باعث خراب شدن و ویرانی خانهها میشود.
عشق باشد تاج جمله اولیاعشق گفته بامحمّد انّما
هوش مصنوعی: عشق، بالاترین مقام و نشانه ی اولیای الهی است و پیامبر محمد (ص) نیز درباره آن فرمودند که تنها با عشق میتوان حقیقت را درک کرد.
عشق گفته با محمّد در شهوددر نهان و آشکارا هرچه بود
هوش مصنوعی: عشق، چه به شکل نهان و چه به صورت آشکار، در ارتباط با محمّد بیان شده است.
عشق گفته با محمّد راز خودهم از او بشنیده خود و آواز خود
هوش مصنوعی: عشق به محمّد گفته است که رازهایش را از او شنیده و صدای خود را نیز در او یافته است.
عشق گفته آنچه پنهانی بودعشق گفته آنچه سبحانی بود
هوش مصنوعی: عشق به ما حقیقتهایی را که در دل پنهان بودند، بازگو کرده و نشان میدهد که چه چیزهایی را باید از ذات خداوند شناخت و درک کرد.
عشق گفته راز پنهانی بمارو بگو عطّار آن را برملا
هوش مصنوعی: عشق یک راز نهفتهای دارد که اگر بگویی، عطّار آن را آشکار خواهد کرد.
عشق گفته رو بگو اسرار منخود مترسان خویش را ازدار من
هوش مصنوعی: عشق، رازهای من را بگو و خودت را از من نترسان.
عشق گفتا من شدم همراه توعشق گفتا من شدم خود شاه تو
هوش مصنوعی: عشق به من گفت که من همیشه با تو هستم و در واقع خود عشق، شاه و فرمانروا یا باری است که تو بر آن تکیه داری.
عشق گفتا من بتو ایمان دهمبعد از آنی در معانی جان دهم
هوش مصنوعی: عشق به من گفت که ایمان و اعتقاد عمیق به تو میدهم و پس از آن، جان و زندگیام را برای تو فدای میکنم.
عشق گفتا شرع تعلیمت کنمدر طریق عشق تعظیمت کنم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که قواعد و قوانین خود را به تو آموزش میدهم و در راه عشق به تو احترام میگذارم.
عشق گفتا خود حقیقت آن ماستوین معانی و بیان در شأن ماست
هوش مصنوعی: عشق میگوید که خود حقیقت وجود ما است و این معانی و توضیحات تنها به ما مربوط میشود.
عشق گوید جملهٔ عالم منمدر میان جان و تن محرم منم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من، همهٔ دنیا هستم و در دل و روح انسان، تنها کسی هستم که از رازها و احساسات او باخبرم.
عشق گوید من بجمله انبیاگفتهام راز نهانی بر ملا
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من تمام پیامبران را به رازهای پنهان آگاه کردهام.
عشق گوید اولیا شاگرد منخواندن درس معانی ورد من
هوش مصنوعی: عشق میگوید که اولیا و دوستان من، شاگردان من هستند که درسهایی از معانی و مضمونهای عمیق را میخوانند و میآموزند.
عشق گوید همنشین تو شدمدرس و تکرار و معین تو شدم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من با تو همراه شدم و در این راه، درسها و تجارب زندگیات را تکرار کردهام تا به تو کمک کنم.
عشق گوید غافلی از حال مناز بد ونیک و ازین افعال من
هوش مصنوعی: عشق به من میگوید که تو از وضعیت من خبر نداری، نه از خوبیهایم و نه از بدیهایم و نه از کارهایم.
عشق گوید فعل من نیکست و نیکواندر این دریا نهانم همچو ریگ
هوش مصنوعی: عشق میگوید که کار من خوب است و در این دریا، مانند دانههای ریز شن پنهان هستم.
عشق گوید تو برو بیهوش شوپیش عشق او چو من پرجوش شو
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که مانند من دیوانهوار به درگاه این عشق برو و خودت را گم کن.
عشق گوید غافلی از یار منگوش کن یک لحظه از اسرار من
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که از محبوب من غافلی، پس برای یک لحظه به اسرار من گوش کن.
عشق گوید گر ز من غافل شدیخود یقین میدان که بیحاصل شدی
هوش مصنوعی: عشق میگوید اگر از من بیخبر شدی، مطمئن باش که هیچ دستاوردی نخواهی داشت.
عشق میگوید منم دریای رازبا توحاضر بودهام من در نماز
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که من مانند دریای پر از رازها هستم و همیشه در کنار تو بودهام، حتی در لحظاتی که تو در حال عبادت بودی.
عشق گوید که مراخود یاد کنوین دل غمگین من تو شاد کن
هوش مصنوعی: عشق به من میگوید که همیشه به یاد خودم باش و دل غمگین من را شاد کن.
عشق گوید رو ز شیطان دور شووانگهی چون جان جانان نور شو
هوش مصنوعی: عشق میگوید از وسوسههای شیطانی فاصله بگیر و سپس مانند روشنی جان، به نور عشق تبدیل شو.
عشق گوید رو بدین شه گرووانگهی اسرار حق از شه شنو
هوش مصنوعی: عشق میگوید: به این پادشاه توجه کن و سپس رازهای حق را از او بشنو.
عشق گوید که همو مقصود بودبا محمّد حامد ومحمود بود
هوش مصنوعی: عشق میگوید که هدف واقعی همان محمد است که هم حامد است و هم محمود.
عشق گوید گر بدانی شاه راهمچو خورشیدی ببینی ماه را
هوش مصنوعی: عشق میگوید اگر تو قادر به درک و شناخت شاه باشی، مانند این است که ماه را در کنار خورشید ببینی.
عشق گوید راه او راه من استهمچو عطّاری که آگاه من است
هوش مصنوعی: عشق میگوید که مسیر او همان مسیر من است، مانند عطاری که به خوبی از حال من باخبر است.
عشق گوید من بعالم آمدماز برای دید آدم آمدم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من به دنیا آمدهام تا آدم را ببینم و به او عشق بورزم.
عشق گوید گه نهانم گه عیانمن بجسم تو درآیم همچو جان
هوش مصنوعی: عشق میگوید که گاهی در خفا و گاهی به وضوح هستم. من مانند جان در وجود تو حاضر میشوم.
عشق گوید گر تو میخواهی مرارو بپوشان جامهٔ شاهی مرا
هوش مصنوعی: عشق میگوید اگر میخواهی من را به دست بیاوری، مرا با لباسی باشکوه بپوشان.
عشق گوید که لسان غیب مناین کتب را گفتهام بی عیب من
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من رازهایی را بدون هیچ نقصی در این کتابها بیان کردهام.
عشق گوید که بسی اسرارهامن دراین مظهر بگفتم بارها
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من بارها رازهای زیادی را در این قالب بیان کردهام.
عشق میگوید که این راز من استبر سردست شهان باز من است
هوش مصنوعی: عشق میگوید که این راز فقط به من تعلق دارد و در بالای سر پادشاهان نیز بر من حاکم است.
عشق میگوید که با حق راز مناز برون و از درون آواز من
هوش مصنوعی: عشق میگوید که راز من را هم از بیرون و هم از درون بخوان.
عشق میگوید همه حیوان بدندیک یکی در راه او انسان شدند
هوش مصنوعی: عشق به همه میگوید که دیگر موجودات بیفایدهاند، اما تنها یک نفر با عشق واقعی انسانیت را پیدا کرده است.
عشق میگوید که سلطانی کنمباشه خود سرّ پنهانی کنم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که میخواهم سلطنت کنم، اما در عین حال، راز و اسرار خود را مخفی نگه دارم.
عشق میگوید که دیدم رازهامرغ معنی کرده است پروازها
هوش مصنوعی: عشق میگوید که رازهای زیادی را دیدهام و مرغی که معنای این رازها را درک کرده، در حال پرواز است.
عشق میگوید مدار حق منمدر معانی پود و تار حق منم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که حقی وجود دارد که من در تمام معانی و جزئیات آن حضور دارم و همه چیز به من وابسته است.
عشق میگوید نبی بر حق شتافتزان بقرب حضرت اوراه یافت
هوش مصنوعی: عشق میگوید پیامبر راستین به خاطر نزدیکی به حضرت حق تلاش کرد و به او نزدیک شد.
عشق میگوید ولی بر من گذشتتیر مهر او ز جان و تن گذشت
هوش مصنوعی: عشق میگوید، اما تیر محبت او به عمق جان و جسم من نفوذ کرد و از آن عبور کرد.
عشق میگوید علیٌ بابهاروزها گویم بتو زین بابها
هوش مصنوعی: عشق میگوید، من روزها از در عشق با تو صحبت میکنم.
عشق میگوید که بابم را شناسوین معانی را بمظهر کن قیاس
هوش مصنوعی: عشق میگوید که وارد دنیای من شو و این مفاهیم را به شکل واضحی نشان بده.
عشق گوید چند میگویم بتوسرّ اسرار نهانی تو بتو
هوش مصنوعی: عشق میگوید که چقدر میتوانم به تو از رازهای پنهانیات بگویم.
عشق میگوید علی را میشناساین معانی بشنو و میدار پاس
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که علی را بشناسی و این معانی را بشنوی و در نگهداری آنها کوشا باش.
عشق میگوید علی چون روح بودخود بدریای معانی نوح بود
هوش مصنوعی: عشق میگوید علی مانند روح است و او به دریای معانی نوح شباهت دارد.
عشق میگوید علی با حق چه گفتهرچه گفته بود او آخر شنفت
هوش مصنوعی: عشق میگوید که علی چه سخنانی با حق (خدا) دارد و هر چه که گفته، در نهایت او همه آنها را شنیده است.
عشق میگوید که ای گم کرده راهمیطلب از شاه مردان تو پناه
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که ای کسی که راهت را گم کردهای، از بزرگ مردان کمک و پشتیبانی بخواه.
عشق میگوید که ایمان نیستتز آنکه مهر شاه مردان نیستت
هوش مصنوعی: عشق میگوید که تو ایمان نداری، چون هیچ محبتی به بزرگمردان و کسانی که در عشق خالص هستند، نداری.
عشق میگوید که شاهم اولیاستبا محمّد نور او در انّماست
هوش مصنوعی: عشق میگوید که من نخستین پادشاه هستم و نور من در وجود پیامبر محمد تجلی یافته است.
عشق میگوید که علم اوّلینپیش سلطان جهان باشد یقین
هوش مصنوعی: عشق میگوید که داشتن علم و دانش، در پیشگاه پادشاهی جهان از اهمیت بالایی برخوردار است.
عشق میگوید که حق بیزار شداز کسی کو از یکی با چار شد
هوش مصنوعی: عشق میگوید خداوند از کسی که به خاطر منافع و دنیا به دیگران پشت کند و تنها به خود فکر کند، بیزار است.
عشق میگوید که ایمان چار نیستدر درون خود یکی دان چار نیست
هوش مصنوعی: عشق میگوید که در درون خود به باور و ایمان نیازی نیست و همه چیز را باید به یکپارچگی و وحدت شناخت.
عشق میگوید که جز یک یار نیستجز یکی اندر جهان دیّار نیست
هوش مصنوعی: عشق میگوید که در دنیا فقط یک معشوق وجود دارد و هیچ چیز و هیچکس دیگری شایسته توجه نیست.
یار را یک دان نه یک را چار دانتا شوی در ملک جان اسراردان
هوش مصنوعی: دوستی را به عنوان یک مشاور و یاری در نظر بگیر نه فقط به عنوان یک فرد عادی، تا بتوانی در دنیای روح و جان به راحتی سفر کنی و به اسرار آن دست یابی.
گفتگو بگذار مذهب خود یکی استگر ندانی یک در ایمانت شکی است
هوش مصنوعی: بهتر است درباره اعتقادات مذهبی خود بحث نکنید، زیرا اگر نمیدانید، شک در ایمانت وجود دارد.
تو براه شرع احمد رو چو منتا شوی در ملک معنی بی سخن
هوش مصنوعی: تو با پیروی از راه پیامبر احمد، مانند من به سرزمین معنا قدم بگذار تا بدون کلام به حقیقت برسید.
من لسان الغیب دارم در زبانزان لسان الغیب خوانندم عیان
هوش مصنوعی: من سخنانی از عالم غیب دارم که به زبان میآورم و به همین خاطر، من را از مخاطبانم میشناسند.
تو لسان الغیب را نشنیدهایز آن طریق جاهلان بگزیدهای
هوش مصنوعی: تو سخنان غیبی را نشنیدهای و به خاطر نادانیها و بیخبریها، راه بیراهی را انتخاب کردهای.
رو براه مظهر و مظهر بخوانتاشوی درمظهر من راز دان
هوش مصنوعی: به سمت مظهر الهی برو و او را با نام مظهر صدا کن تا تو هم در مقام شناخت من به راز و رمزها پی ببری.
مظهر و جوهر از این دریا بودگه نهان گشته گهی پیدا بود
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که وجود و حقیقت دریا گاهی پنهان و گاهی نمایان است. در اینجا اشاره به تغییرات و تحولات زندگی و وجود دارد که ممکن است در یک زمان مشخص، درونی و پنهان باشد و در زمان دیگر، آشکار و واضح شود.
ای نهان و آشکارا جمله تودر عیان مرد دانا جمله تو
هوش مصنوعی: تو در عیان، هم پنهانی و هم آشکاری، مرد دانا به تمام وجود تو آگاه است.