بخش ۵۲ - ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودن
هوش مصنوعی: این متن شعری دربارهٔ عشق و معرفت الهی و بیان ویژگیهای پیامبر اسلام (مصطفی) و امام علی (مرتضی) است. شاعر به تجلی خداوند در اشکال مختلف و حضور او در تمام جنبههای زندگی اشاره میکند. او از طریق توصیف حالات مختلف روحانی و انسانی، پیوند ارتباط با خدا را نشان میدهد و بر اتحاد معنوی این دو شخصیت بزرگ تاکید میکند.
شاعر همچنین به نقد منافقین و کسانی که در دین سوءنیت دارند میپردازد و به خواننده توصیه میکند که از این افراد دوری کند. او بر اهمیت علم، حیا و فرمانبرداری از خداوند و پیامبر تأکید کرده و به تربیت روحی و معنوی انسانها اشاره مینماید. این اشعار به نوعی دعوت به عشق، توحید و پیروی از اهل بیت پیامبر است و به عمق معانی و رازهای الهی اشاره دارد.
شو مطیع مصطفی و مرتضیزآنکه حق گفته بقرآنشان ثنا
هوش مصنوعی: به پیروزی و اطاعت از مصطفی (پیامبر اسلام) و مرتضی (علی بن ابیطالب) بپرداز، زیرا خداوند در قرآن به آنها ارادت و تمجید کرده است.
تو ثنای شه بجان پیوند سازتا شود پیوند تو با اهل راز
هوش مصنوعی: برای ستایش ملک و ممدوح خود تلاش کن، تا پیوندت با انسانهای صاحب معرفت و رازهای معنوی برقرار شود.
جمله عالم فتنه و غوغای اوستدر همه جا منزل و مأوای اوست
هوش مصنوعی: تمام عالم پر از آشوب و هیاهو است و در هر نقطهای، او جایگاه و سکونتگاه خود را دارد.
او ظهوری کرده درجانم بدهرلاجرم اسرار ریزم نهر نهر
هوش مصنوعی: او به گونهای در وجود من نمایان شده که به ناچار رازهای خود را به صورت جویبارهای کوچک و پیوسته افشا میکنم.
موج اسرارم نگر منصور وارهر زمان نوعی دگر گیرد قرار
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و تغییرپذیری حالتهای درونی فرد اشاره دارد. گویا فرد در هر لحظه با تحولی جدید و ناپایدار روبهروست و این تغییرات باعث میشود که به نوعی آرامش و ثبات درونی دست یابد، مشابه به شخصیت تاریخی منصور. به عبارتی، در زندگی و احساساتش همواره با دگرگونی و جستجوی معنا مواجه است.
گاه عاشق گاه معشوق است آنگه بأرض و گه بعیّوق است آن
هوش مصنوعی: عشق sometimes به حالت معشوق و sometimes به حالت عاشق درمیآید؛ گاهی در دنیا و گاهی در عوالم دیگر است.
گاه سلطان گاه رحمن گاه نورگاه رفته در درون نار و شور
هوش مصنوعی: گاهی او هم چون سلطان است، گاهی به رحمت نزدیک میشود، گاهی همچون نور میدرخشد و گاهی در عمق آتش و هیجان فرورفته است.
گاه ایمان گاه احسان گاه لطفمیرسد زو بر دل آگاه لطف
هوش مصنوعی: گاهی در دل انسان، احساس ایمان، محبت و لطف به یکدیگر شکل میگیرد و این حس عمیق و آگاهانه به او میرسد.
گاه روح و گه روان و گاه جانگاه گشته در درون جان نهان
هوش مصنوعی: گاهی روح و بعضی وقتها روان و گاهی نیز جان انسان اینگونه در دل و درون او پنهان میشود.
گاه عیسی گاه موسی گاه طورگاه کرده در درختی او ظهور
هوش مصنوعی: گاهی حضرت عیسی ظهور میکند، گاهی حضرت موسی، گاهی در کوه طور و گاهی نیز درختی نشانههای او را بروز میدهد.
گاه جود و گاه همّ و گاه غمگاه بوده در معانیها کرم
هوش مصنوعی: گاهی بخشش و نیکی وجود دارد، گاهی شادی و گاهی غم، و این احساسات مختلف در دل انسان نمود پیدا میکنند.
گاه ایمان گاه برهان گاه نوحگاه دراجسام انسان روح روح
هوش مصنوعی: گاهی ایمان به دل مینشیند، گاهی برهان و استدلال روشن میشود، گاهی مانند حضرت نوح هستیم و در پی رستگاری، و گاهی روح انسان در اجسام مختلف تجلی میکند.
گاه طوفان گاه باران گاه نمگاه اندر جوش معنی همچویم
هوش مصنوعی: ما گاهی در اوج هیجان و طوفان هستیم، گاهی آرامش باران را تجربه میکنیم، و گاهی احساساتی خنک و دلپذیر داریم. همواره در حال تغییر و نوسان هستیم.
گاه جام و گاه باده گاه خمگاه در جای رسول او گشته گم
هوش مصنوعی: گاهی شراب مینوشم و گاهی در حالت سرمستی هستم، و گاهی هم در جستجوی پیامبرش هستم و نمیتوانم او را پیدا کنم.
گاه گویا گاه بینا در همهگاه بوده چون شبان اندر رمه
هوش مصنوعی: گاه انسان سخنران و گویا است و گاه بینشی عمیق دارد. او همیشه در همه حال، مانند شبانی است که در کنار رمهاش میگذرد و مراقب آنهاست.
گاه زرع و گاه درع و گاه شرعگاه اصل اندر یقین و گاه فرع
هوش مصنوعی: گاهی کاشت و زراعت است و گاهی سرباز و جنگ و گاهی اصول شرعی مورد توجه قرار میگیرد، و زمانی توجه به مسائل اصلی و بنیادی و گاهی هم به شاخههای فرعی.
گاه جید و گاه دید و گاه عیدگاه پیر و کرده عالم را مرید
هوش مصنوعی: گاهی انسان در حال خوشی و شادی است و گاهی در حال تماشای زیباییها و تجربیات جدید. در برخی مواقع نیز به سن و سال خود فکر میکند و در نهایت، دیگران را تحت تأثیر خود قرار میدهد و به نوعی رهبری میکند.
گاه سلطان گاه شاه و گاه میرگاه او شاه دو عالم را وزیر
هوش مصنوعی: هر زمانی ممکن است کسی مقام و قدرتی داشته باشد، گاهی او سلطان است، گاهی شاه و گاهی بزرگمردی که در اداره امور نقش دارد. در بعضی مواقع نیز او منشی و کارگزار شاه دو جهان است.
گاه کان و گاه جان و گه روانگاه در ملک معانی شه نشان
هوش مصنوعی: گاهی در مقام وجود و گاهی در مقام روح و گاهی در مقام جان، و گاهی در پادشاهی معانی و مفاهیم خود را نشان میدهد.
گاه سال و گاه ماه و گاه روزگاه هست از نور اعیان دلفروز
هوش مصنوعی: گاهی سال، گاهی ماه و گاهی روز، زمانی وجود دارد که از نور چهرههای دلانگیز میدرخشد.
گاه سرّ و گاه برّ و گاه فردگاه بوده با ملایک در نورد
هوش مصنوعی: گاهی راز و گاهی روشنایی و گاهی یکتایی، همواره با فرشتگان در نعمت و آرامش بوده است.
گاه نطق و گاه خلد و گاه حورگاه کرده در دل انسان ظهور
هوش مصنوعی: گاهی کلامی زیبا و دلنشین در دل انسان نمایان میشود، گاهی نیز حس بهشتی و گاهی زیباییهای دلپذیر.
گاه روزی گاه رازی گاه سمعگاه گردد در میان حکم جمع
هوش مصنوعی: گاهی روزی خوش میگذرد، گاهی راز و سخنانی شنیده میشود و گاهی در میانه، حکمی واحد و همهجانبه شکل میگیرد.
گاه راز و گاه ناز اندر عیانگاه حیدر گاه شیری درجهان
هوش مصنوعی: گاهی اسرار و زیباییهای پنهان برملا میشود و گاهی هم از قدرت و شجاعت حیدر (علی) و شیر (که نماد شجاعت و قدرت است) در جهان سخن به میان میآید.
گاه مل گاهی گل است و گاه خارگاه منصور آمده است و گاه دار
هوش مصنوعی: گاهی زندگی شادی و زیبایی به همراه دارد و گاهی دشواری و سختی. در برخی مواقع انسانهای بزرگ و مؤثر به میدان میآیند و در برخی دیگر، افراد عادی و معمولی در صحنه هستند.
گاه ذوق و گاه شوق و گاه روحگاه بوده اهل معنی را فتوح
هوش مصنوعی: در برخی اوقات، انسانهایی که به معانی عمیق علاقهمند هستند، با خوشحالی و شوق وارد دنیای تازهای میشوند و به کشفیات جدیدی دست پیدا میکنند. این تجارب و دستاوردها گاهی به خاطر الهام و گاهی به سبب ذوق و شوق درونی آنهاست.
گاه آدم گاه نوح و گاه دمگاه بر لوح محمّد چون قلم
هوش مصنوعی: انسان در وضعیتهای مختلفی قرار میگیرد؛ گاهی شبیه آدم است، گاهی به عنوان نوح عمل میکند و در مواقعی نیز مانند پیامبر اسلام، محمد، که دفتر زندگیاش را با دقت مینویسد، رفتار میکند.
گاه عصمت گاه رحمت گاه نامگاه آمد همره احمد بجام
هوش مصنوعی: گاهی به حالت عصمت و پاکی میرسد، گاهی به رحمت و لطف الهی. گاهی از نام و عنوانی یاد میشود که در این موضوع بر میگردد به وجود نازنین حضرت احمد (ص)، که در آن زمان به یاری دیگران آمده است.
گاه تاک و گاه باغ و گاه میگاه رفته بر سر مستان که هی
هوش مصنوعی: گاهی در میان تاکستانها و باغها و برخی اوقات در کنار میخانهها میروم و در این مکانها با شادمانان و خوشگذرانها ملاقات میکنم که صدای هیهای آنها شنیده میشود.
گاه اوّل گاه آخر گاه نورگاه در کلّ جهان کرده ظهور
هوش مصنوعی: گاهی در آغاز است، گاهی در پایان؛ گاهی مانند نور میدرخشد و گاهی در سراسر عالم خود را نشان میدهد.
گاه با من گاه بی من گاه منگاه درملک معانی جان و تن
هوش مصنوعی: گاهی در کنار من هستی، گاهی دور از من. گاهی خودم هستم و گاهی در عالم معنا، جان و تن من به هم پیوند میخورند.
اینکه من گفتم همه گفت وی استاین همه گفتار از گفت نی است
هوش مصنوعی: من زمانی که حرف زدم، دیگران هم گفتند که او چنین است. همه این سخنان از خودِ گفتار ناشی میشوند و واقعیت نیستند.
من زنی این رازها بشنیدهامبلکه در عین این معانی دیدهام
هوش مصنوعی: من زنی هستم که این رازها را شنیدهام و علاوه بر آن، در واقعیت این معانی را دیدهام.
گفتگویم نه همه هرجائی استاین همه افغان من از نائی است
هوش مصنوعی: سخن من همیشه در هر جا بیان نمیشود، این همه صدای من به خاطر نواختن نی است.
برده چون نائی ز چشم من رمدآن دمم بیرون که بر من میدمد
هوش مصنوعی: وقتی که او از نگاه من فرار میکند، در آن لحظه روح من از بدنم خارج میشود.
همچو حیدر بگذر از دنیای دونتا نیاویزند ازدارت نگون
هوش مصنوعی: مانند حیدر، از دنیای پست و بیارزش عبور کن تا کسی نتواند از ثروتت به تو آسیب بزند.
حیدر از دنیا یکی در هم نداشتتخم دین جز در زمین دل نکاشت
هوش مصنوعی: حیدر (علی) در دنیا چیزی نداشت، جز اینکه در دل مردم بذری از دین را کاشت.
بود او را مصطفی خوش همدمیفاطمه او را بمعنی محرمی
هوش مصنوعی: او را در کنار خود، همراهی خوشحال و دلنشین چون فاطمه است که برای او به معنای داشتن یک همدم و شریک زندگی است.
بوده سبطینش ز محبوبان حقکس نبرده در جهان زیشان سبق
هوش مصنوعی: دو فرزند او از محبوبان خدا هستند و هیچکسی در جهان نتوانسته است بر آنها پیشی بگیرد.
این منم از درس ایشان برده بهرخشک لب بنشین تو در نزدیک نهر
هوش مصنوعی: این من هستم که از تعالیم آنها بهرهبرداری کردهام. پس تو هم در کنار جوی آب بنشین و از آن استفاده کن.
نهر خود پر آب کن از بحر منیا برون آ یک زمان از شهر تن
هوش مصنوعی: نهر وجودت را از دریای عشق من پر کن، یا این که یک بار از این دنیای مادی بیرون برو.
هرکه با من باشد او همچون من استدر درون او زمعنی روزن است
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار من باشد، مثل من خواهد شد. در وجود او نیز آگاهی و درک وجود دارد.
شهر من شهر امیر است ای پسرتو نداری خود ز شهر من خبر
هوش مصنوعی: شهر من جایی است که امیر در آن زندگی میکند، اما تو دربارهی این شهر اطلاعاتی نداری.
شهر من تون است و نیشابور همدر زمین طوس گشتم محترم
هوش مصنوعی: شهر من، تون است و نیشابور هم در زمین طوس حرمت و جایگاه ویژهای دارد.
خاک این وادی به از کلّ جهاناین معانی را نمیدارم نهان
هوش مصنوعی: خاک این سرزمین برای من از تمام دنیا ارزش بیشتری دارد و این احساسات را به هیچ چیزی پنهان نمیکنم.
همچو مکّه طوس باشد جان ملکچون رضا گشته در آن سلطان ملک
هوش مصنوعی: مانند مکّه، طوس مکان مقدسی است و جان ملک، مانند امام رضا در آن مکان، سلطنت و بزرگی یافته است.
ملک من دارد دونقد مرتضیآن یکی محروق و آن دیگر رضا
هوش مصنوعی: پادشاهی من تنها از فضل و علم مرتضی بهرهمند است، در حالی که یکی از آنها گرفتار آتش است و دیگری نیز در کمال رضایت قرار دارد.
ملک ما را بر همه جافخرهاستز آنکه سلطان خراسان فخر ماست
هوش مصنوعی: ملک ما در میان همه مخلوقات جایگاه ویژهای دارد، زیرا سلطان خراسان افتخار ما است.
چون محمّد میر نیشابور شداز قدومش آن زمین پر نور شد
هوش مصنوعی: زمانی که محمّد به نیشابور آمد، آن زمین با ورود او پر از نور و روشنی شد.
از جفا چون گشت محروقش لقبسوخت جان بیدلان ازتاب و تب
هوش مصنوعی: از ظلم و سختگیری، هنگامی که او دچار عذاب و سوختن شد، جان بیدلان به واسطهی شدت درد و رنج دچار سوزش و تب شد.
من از آن خاکم که خاکم نور باددایماً این ملک ما معمور باد
هوش مصنوعی: من از آن سرزمینی هستم که خاکش همیشه نورانی است و امیدوارم این سرزمین همواره آباد و پر رونق باشد.
زید سلطان را زیارت کن بتونگر تو خودهستی بمعنی رهنمون
هوش مصنوعی: اگر تو خود را لایق میدانی، به دیدن سلطانی برو و بادقت او را بررسی کن مانند راهنمایی که تو را به مقصد میرساند.
سرخ کوهک گشت چون ارزندهاشگشته سلطانان عالم بندهاش
هوش مصنوعی: کوه سرخ به خاطر ارزش و زیباییاش، مثل سلطانی شده که دیگران به او خدمت میکنند و به آن احترام میگذارند.
اصل من از تون معمور آمدهمولدم شهر نشابور آمده
: ریشه و اصل من از تون است و من از شهری به نام نشابور به دنیا آمدهام.
هست نام من محمّد ای سعیدشد فریدالدّین لقب از اهل دید
هوش مصنوعی: من به نام محمّد شناخته میشوم ای سعید و لقب فریدالدین از جانب اهل بصیرت به من داده شده است.
من زباب علم عطّار آمدملاجرم گویای اسرار آمدم
هوش مصنوعی: من از دنیای علم و دانش شخصی به نام عطّار آمدهام و به همین دلیل توانایی بیان حقایق و رازها را دارم.
من شدم عطّار و عطّار آن منمن بدم اسرار و اسرار آن من
هوش مصنوعی: من به مقام عطاری رسیدم و خود را به دانش و رازهای آن آراستهام. در واقع، من بندهای هستم که رازها و اسرار درونم را نمایان میکنم.
من بحکمت گفتم این اسرار راتا شوی یار و شناسی یار را
هوش مصنوعی: من به خاطر حکمت و دانشی که دارم، این رازها را بیان میکنم تا تو دوست من شوی و بتوانی دوست واقعیات را بشناسی.
یار احمددان و حیدر را بهمیارت ایشانند از حق محترم
هوش مصنوعی: دوستان احمد و حیدر به هم وابستهاند و این دو از نظر حق، مورد احترام هستند.
یار صورت گرچه هست این باوفایار معنی بود با او مصطفی
هوش مصنوعی: دوست اگرچه از نظر ظاهری زیبا و باوفاست، اما حقیقت و معنا او با حضرت مصطفی مرتبط است.
مصطفی و مرتضی خود بیشکیبوده اندر صورت و معنی یکی
هوش مصنوعی: مصطفی و مرتضی، به طور قطع، در ظاهر و باطن یکی هستند.
آل احمد خود همه جان منندخود یکیاند ار بصورت بس تناند
هوش مصنوعی: آل احمد برای من همه چیز هستند و اگرچه به ظاهر هر کدام وجود جداگانهای دارند، اما در حقیقت همگی یک مجموعه واحد هستند.
در هدایت معنی ایشان یکی استکور آن کو را در این معنی شکی است
هوش مصنوعی: در راه هدایت، همگی به یک حقیقت میرسند. کسی که در این زمینه تردید دارد، مانند نابیناست.
من که گویم مدح ایشان در سخنبرکنم بنیاد خصم از بیخ و بن
هوش مصنوعی: من که ستایش آنها را میگویم، پایههای دشمنی را از ریشه برمیکنم و نابود میسازم.
رو منافق حبّ ایشان کن بدلتا نباشی پیش عزت خود خجل
هوش مصنوعی: دوستداشتن آنها را به دل بگیر تا وقتی که در برابر عظمت خودت شرمنده نباشی.
خود منافق را نباشد دین درستزآنکه میراثی بود بغضاش نخست
هوش مصنوعی: منافق نمیتواند ایمان درستی داشته باشد، چرا که کینه و دشمنیاش از ابتدا وجود داشته و این مسأله در او ریشه دوانده است.
از منافق ای برادر دور باشتانگردی از رفاقت مبتلاش
هوش مصنوعی: ای برادر، از آدمهای دو رو و ناپاک دوری کن تا به درد رفاقت و دوستی دچار نشوی.
دان منافق را تو در دین رو سیاهچون خرلنگ اوفتد آخر بچاه
هوش مصنوعی: منافق را در دین همواره چهرهای سیاه و ناپاک است، مانند خرابی که در نهایت به جایی ناپسند و تیره میافتد.
دان منافق همچو نار و همچو دودروگریز از صحبت او خود تو زود
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان از صحبت با انسانهای نفاقآمیز و غیر صادق پرهیز کرد، چرا که مانند آتش و دود هستند که نه تنها خود آزاردهندهاند، بلکه میتوانند تأثیرات منفی دیگری نیز داشته باشند.
دان منافق را تو زنبوران زردسالکان را ریش زخم نیش کرد
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی افراد نفاق پیشه مانند زنبورهایی است که فقط ظاهر رنگارنگ دارند، در حالی که افرادی که در مسیر حقیقت و جستجوی راه راست هستند، همچون کسانی هستند که رنجها و زخمهای جدی را تحمل میکنند. آنها برای دستیابی به حقیقت و واقعیت تلاش میکنند و این زخمها نشانهای از صبر و استقامت آنهاست.
ای منافق هست کردار تو ننگهمچو حجّاج آمدی در دین تو لنگ
هوش مصنوعی: ای دورو، کارهای تو شرمآور است، مثل حجاج که در دین خود ناتوان و ناقص به نظر میرسد.
خود منافق نیش دارد در بغلتا زند بر رهروان نیش آن دغل
هوش مصنوعی: منافق به طور پنهانی، آسیبهایی را برای دیگران آماده کرده تا آنها را مورد حمله قرار دهد. او خود را به گونهای نشان میدهد که دوستانه است، اما در واقع نقشههای خرابکارانهای دارد که میتواند به رهروان آسیب برساند.
نیش او زهر است و گفت من دواتو روان برخیز و نزد من بیا
هوش مصنوعی: زهر نیش او میتواند کشنده باشد، اما او میگوید که من درمان تو هستم. پس برخیز و پیش من بیا.
تا ببینی شهد زنبوران عشقبر دلت ریزد ز جان باران عشق
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق به دل تو نریزد و تو به زیباییهای آن پی نبری، نمیتوانی طعم شیرین آن را احساس کنی.
دین مادر اصل وصلی داشتهوصل آمد هر که اصلی داشته
هوش مصنوعی: هر کسی که اصل و ریشهای از دین داشته باشد، به حقیقت و وصل واقعی دست پیدا میکند. دین مانند مادری است که به ما ارتباط و پیوند میدهد.
آدم صورت نباشد آدمیکی شوند این مردم بدآدمی
هوش مصنوعی: اگر انسان فقط ظاهری باشد، پس این مردم چگونه میتوانند به واقع انسان باشند، در حالی که بدی در وجودشان است؟
هرکه در صورت بماند بد بودمعنی آمد نیک و صورت رد بود
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط به ظواهر و شکلها توجه کند، در واقع به چیزی نیکو دست نیافته و درک حقیقی از آنچه که باید ببیند، ندارد.
چون گل آدم باسرار او سرشتوز نفخت فیه من روحی نوشت
هوش مصنوعی: آنگاه که خداوند آدم را از گل آفرید و به او روح خود را دمید، او را با اسرار ویژهای خلق کرد.
پس بحکم حق ملایک سجدهاشجمله کردند و بداداین مژدهاش
هوش مصنوعی: به فرمان خدا، همه فرشتگان به سجده درآمدند و این مژده را به او دادند.
که ترا چون حق ز گل پرداختندبر همه عالم خلیفه ساختند
هوش مصنوعی: تو را چون که خداوند از گل آفرید، بر تمامی جهان والی و برگزیده قرار دادند.
حق بآدم گفت از گندم حذرتا نیفتی از بهشت ما بدر
هوش مصنوعی: خداوند به آدم گفت که از خوردن گندم خودداری کند تا از بهشت خارج نشود.
رو کن از گندم حذر با حق نشینتا شوی واصل تو در حقّ الیقین
هوش مصنوعی: از گندمهای آلوده دوری کن و با حق و حقیقت بنشین؛ تا به حقیقت واقعی دست یابی و به یقین برسید.
رو تو چون حیدر مخور گندم بدهرتا نبینی در درونت نیش زهر
هوش مصنوعی: چنانچه تو همچون حیدر (علی) در دنیای خود عمل کنی و از گندم روزگار استفاده نکنی، در نهایت درد و تلخی درونت را نخواهی دید.
چون زگندم دور کردی نفس رابا حیا و علم باشی آشنا
هوش مصنوعی: وقتی که از گندم دور شدی، باید با نفس خود حیا و علم را بشناسی و آشنا باشی.
یعنی از فرمان مکن تو انحرافتا نگردی مبتلا اندر خلاف
هوش مصنوعی: هرگز از دستورات و راهنماییها منحرف نشو، زیرا در این صورت دچار مشکل و خطا خواهی شد.
چون خلافی از تو ناگه سر زندخطّ عصیان بر جبین تو کشد
هوش مصنوعی: هرگاه که حرکت نادرستی از تو سر بزند، نشانهای از نافرمانی بر پیشانیات نمایان خواهد شد.
همچو شیطان کو ز امر انکار کردگشت ملعون چونکه استکبار کرد
هوش مصنوعی: مانند شیطانی که از فرمان سرپیچی کرد، به خاطر تکبر و خودبرتربینی، ملعون و طرد شده شد.
سر نپیچی هرگز از فرمان دمیتاشوی درملک معنی محرمی
هوش مصنوعی: هرگز از دستورات منحرف نشو و از راه راست دور نشو، تا همواره در سرزمین معنویات و رازهای عمیق باقی بمانی.
هست فرمان الهی آنکه توتابع احمد شویّ و آل او
هوش مصنوعی: فرمان خداوند این است که تو باید پیرو رسول خدا و خاندان او باشی.
هرکرا علم و حیا همره بوداز یقین او تابع آن شه بود
هوش مصنوعی: هر کس که دانش و خویشتنداری را در کنار هم داشته باشد، به یقین تابع آن بزرگوار خواهد بود.
بعد از آن آید حیا نزدیک عقلتابگیرد از علوم عقل و نقل
هوش مصنوعی: بعد از آن، حیا به عقل نزدیک میشود و در نتیجه، عقل میتواند از دانشهای عقلی و نقلی بهرهمند گردد.
علم از آدم دان که حق داده بویمن نگویم کز کجا بوده است و کی
هوش مصنوعی: دانش و علم را از آدم بگیر، زیرا حق به او داده شده است. من نمیگویم که این علم از کجا آمده و چه کسی آن را داده است.