بخش ۵۸ - حکایت بر سبیل تمثیل در آنکه اقتدا به پیری باید نمودن و در دو عالم دستگیری داشتن
هوش مصنوعی: در قلمرو بخارا عابدی بزرگ به نام ابن فضل وجود داشت که عالمان و زاهدان او را میشناختند. او همیشه در عبادت و بندگی خدا غرق بود و مریدان بسیاری داشت. یکی از مریدان او، یک بزاز بود که پسرش در ایام رمضان دچار حادثهای بد شد و به گناهی افتاد. پدر، از نگرانی و درد این موضوع نزد آن عابد رفت و خواست که به پسرش کمک کند.
عابد به او گفت که شفاعت در گناه زنا ممکن نیست و نمیتواند او را نجات دهد. بزاز در ناامیدی به نوشتن نامهای به مالک جهنم پرداخت و درخواست کمک کرد. عابد تصمیم میگیرد به حاکم مراجعه کند تا پسر را ببخشد. در نهایت، قاضی با در نظر گرفتن آبروی پسر و خانوادهاش، نزد دختر بزاز برای برقراری نکاح میرود و شرایط را حل میکند.
نتیجه این داستان بیانی است از اهمیت دوستی و محبت در خدمت به دیگران و این که هر کسی در راه حق گام بردارد، در نهایت به نجات و رستگاری خواهد رسید. داستان به اهمیت ارتباط با عالمان و اخلاق نیکو تأکید میکند و بیان میکند که خدمت به دین و انسانها، باید با نیت خالص و از روی محبت باشد.
بود در ملک بخارا عابدیداشت دایم جا به کنج مسجدی
هوش مصنوعی: در بخارا عابدی بود که همیشه در گوشهای از مسجد مینشست و عبادت میکرد.
او بزرگ عالمان ملک بودبود دایم در رکوع و در سجود
هوش مصنوعی: او بزرگترین عالم در دیار خود بود و همیشه در حالت عبادت، یعنی در رکوع و سجود، به سر میبرد.
از بخارا مثل او کس برنخاستپیش ارباب یقین از اولیاست
هوش مصنوعی: از بخارا کسی به اندازه او برخاسته نیست؛ او پیش اهل یقین و اولیای الهی مقام والایی دارد.
زاهدی مشهور بُد اندر جهاننام آن شه ابن فضل آمد بدان
هوش مصنوعی: زاهدی معروف در دنیا وجود داشت که نامش ابن فضل بود.
در هدایت او امام عصر بودعالمی بر آستانش چهره سود
هوش مصنوعی: در راهنمایی او، امام زمان نقش مهمی دارد و بسیاری از دانشمندان و اهل علم، با احترام به او مراجعه میکنند.
او مرید بیحد واندازه داشتتخم معنی در همه دلها بکاشت
هوش مصنوعی: او شاگردان بسیار زیادی داشت و معانی خود را در دلهای همه افراد پراکنده کرد.
او مریدی داشت از خاصان خودداشت در بزّازی او دکّان خود
هوش مصنوعی: او یک مرید ویژه داشت که در کسب و کار پوشاک، مغازهای بهخصوص خودش را داشت.
بود محرم پیش آن مرد خدادر محلّ خوف و هنگام رجا
هوش مصنوعی: در آن زمان که انسانها برای ترس و امید به حضور آن مرد خدا رجوع میکردند، او تنها و تنها منبع آرامش و پناه بود.
یک پسر بود از جهان بزّاز راکه باو کردی دکان خود رها
هوش مصنوعی: یک پسر بود که از دنیای بافندگان، به او دکانش را واگذار کرده بودند و او آن را رها کرد.
از قضا را اوفتادش حادثهبود در ماه صیام آن واقعه
هوش مصنوعی: در روزهای ماه رمضان، پیشامدی ناگوار برای او پیش آمد.
ناگه او را دیو شهوت راه زدگشت ظاهر زان پسر یک فعل بد
هوش مصنوعی: ناگهان هوس شهوانی او را فریب داد و در نتیجه، آن پسر مرتکب یک عمل ناپسند شد.
دید او را ناگهان یک مهتریدر میان کار بد با دختری
هوش مصنوعی: ناگهان مردی را دید که در حال انجام کار نادرستی با دختری بود.
شحنهاش بگرفت و کردش سینه ریشگشت آخر دمّل دیرینه ریش
هوش مصنوعی: شخصی که با شجاعت و استقامت در برابر مشکلات ایستادگی کرده، در نهایت تحت تاثیر فشارهای زندگی قرار میگیرد و به این نتیجه میرسد که باید به واقعیتهای تلخ خود توجه کند.
چون پدر بشنید آن صوت و صداگفت این دردم ندارد خود دوا
هوش مصنوعی: وقتی پدر صدای آن درد را شنید، گفت که این درد برای من نیست و خودم درمانش را دارم.
رفت پیش آن بزرگ دین و گفتاین سخن را از تو چون سازم نهفت
هوش مصنوعی: او به آن بزرگ دین رفت و گفت: چگونه میتوانم این حرف را از تو پنهان کنم؟
این چنین حالی به پیشم آمدهخنجری بر جان ریشم آمده
هوش مصنوعی: این احساس عجیبی که دارم، مثل خنجر بر جانم نشسته و مرا آزار میدهد.
خانهٔ من شد خراب و دل کبابکشته خواهد شد پسر برگو جواب
هوش مصنوعی: خانهٔ من ویران شده و دل من پر از غم و آتش است، اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، پسر، بگو چه کنم؟
خود بزرگ دین برفت از حال خویشگفت پورت را چه آمد خود به بیش
هوش مصنوعی: خود بزرگدین در حالتی قرار دارد که از حالت طبیعیاش خارج شده است و از خود میپرسد که چه بر سر خود و وضعیتش آمده است.
این چه حالت بود و این سودا چه بودبرسر آتش برفت او خود چو دود
هوش مصنوعی: این چه حالتی است و این افسردگی چه حسی داشت که او مانند دودی از روی آتش ناپدید شد؟
چارهٔ درد دلم رااین زمانرحم کن بر این فقیر ناتوان
هوش مصنوعی: لطفاً بر این فرد ناتوان و رنجدیده رحم کن و راهی برای درمان درد دلش پیدا کن.
از کرم بفرست و کن او را خلاصزآنکه حکمت هست برهر عام وخاص
هوش مصنوعی: از لطف خودت به او کمک کن و او را از مشکلاتش رهایی بخش، زیرا حکمت و دانایی برای همه، چه عموم و چه خاص، وجود دارد.
شیخ گفتا کس روان سازم ولیکهیچکس را در زنا کس گفته نیک؟
هوش مصنوعی: شیخ گفت کسی را به حالت خوب نمیرسانم، اما هیچکس را در زنا به نیکی نگفتهاند؟
این حکایت خود نمیآید زمنزانکه خود از شرع دور است این سخن
هوش مصنوعی: این ماجرا را من از خود نمیگویم، زیرا این سخن با اصول دینی و شرع فاصله دارد.
در زنا باشد شفاعت نانکومن نخواهم این شفاعت را از او
هوش مصنوعی: در زنا، کمک کردن به او را نمیخواهم و از چنین کمکی بیزارم.
رفت آن بزّاز چون شد ناامیدکاغذی آورد پیش آن وحید
هوش مصنوعی: بزّاز که فروشنده پارچه است، وقتی ناامید شد، یک ورق کاغذی را پیش آن شخص بینظیر (وحید) آورد.
گفت پس بنویس با مالک سلامزآنکه باشد جمله را آنجا مقام
هوش مصنوعی: پس گفت بنویس سلامی برای مالک، زیرا همه در آنجا جایگاه دارند.
وآنگهی بنویس کو خود زان ماستگر شفاعت میکنی او را رواست
هوش مصنوعی: اگر کسی خودش از ما باشد، در شفاعت او مشکلی وجود ندارد و این کار صحیح است.
تو مسوزانش به دوزخ هر زماندار او را از عذاب اندر امان
هوش مصنوعی: تو هرگز او را در آتش عذاب نگذار و همیشه از آزار و رنج در امانش نگهدار.
گفت آن عابد چه میگوئی بمندان که بس از عقل دور است این سخن
هوش مصنوعی: عابد گفت: "به من بگو، این حرفی که میزنی خیلی از عقل و منطق دور است."
مالک دوزخ بود از پیش حقکی توانم داد او را من سبق
هوش مصنوعی: من که مالک دوزخ را از زمان خدا میشناسم، چگونه میتوانم او را از خودم جلوتر قرار دهم؟
کی توانم کرد من حکمی چنینزانکه اودارد درونی آتشین
هوش مصنوعی: چطور میتوانم چنین حکمی را صادر کنم، حال آنکه درون او آتشی سوزان وجود دارد؟
هر کرا خواهد بسوزد دم بدمزانکه او حاکم بود بر بیش و کم
هوش مصنوعی: هر کس که بخواهد نابود شود، در هر لحظه دلیلی برای سوختن و از بین رفتن خواهد داشت، زیرا او بر تمام چیزهای کم و زیاد مسلط است.
خواجه پس گفتا خود انصافم بدهزانکه هستی عابد و بر خلق مه
هوش مصنوعی: خدمتکار گفت: خودت انصاف بده، چون تو عابد هستی و بر مردم مهربانی.
صحبت من با تو از بهر خداستدر دو عالم زان امید من رواست
هوش مصنوعی: من با تو فقط به خاطر خدا صحبت میکنم و در زندگی این امید را دارم که سخنانم مورد قبول واقع شود.
اندر این دنیا چنین بیحاصلیواندر آن عالم نباشد واصلی
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیزی نتیجهای ارزشمند ندارد و در آن جهان دیگر، هیچ چیزی بیفایده نخواهد بود.
چون نیائی تو بدنیایم بکارپس مرا زین پس بکار خود گذار
هوش مصنوعی: وقتی تو به دنیای من وارد میشوی، باید به من کمک کنی، اما از این پس خودت به کارهایت بپرداز.
حال واوقاتم در این دنیا خرابواندر آن دنیا همه بینم عذاب
هوش مصنوعی: وضعیت من در این دنیا خراب است و در آن دنیا هم تنها عذاب را میبینم.
چون در ایندنیا چنین تو مفلسیتو بعقبی کی بفریادم رسی
هوش مصنوعی: وقتی در آینده به این حال و روز دچار شدی، در قیامت چه کسی به فریادت میرسد؟
یک زمانی آن بزرگ با وفاسر به پیش افکند و گفت ای بینوا
هوش مصنوعی: روزی آن فرد بزرگوار و وفادار، سرش را پایین انداخت و با نگاهی به فردی بیقدر و غمگین گفت: ای مسکین.
راست میگوید به پیشم این سخنحقّ نعمت دارد و حقّ کهن
هوش مصنوعی: این گفتار درست است و نعمت و ارزشی که دارد، از قدیم وجود داشته است.
خدمتم را او ز روی صدق کردرُفت از راهم همه خاشاک و گرد
هوش مصنوعی: او با صداقتی که داشت، به من کمک کرد و در نتیجه همه موانع و مشکلات از سر راهم کنار رفتند.
در طریق عارفان نبود چنینکو بماند در چنین محنت حزین
هوش مصنوعی: هیچ عارفی پیدا نمیشود که در چنین دلدردی و رنجی باقی بماند.
پس روان برخاست آن دانای وقترفت پیش حاکم و دارای وقت
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی که با دانش و درک بالایی برخوردار است، از جایی که بود برخاست و به سوی حاکم و صاحب قدرت رفت.
گفت جرمش را ببخش ای نیکرایتو گذار این داوری را با خدای
هوش مصنوعی: گفت: ای نیکوای، جرم او را ببخش و این قضاوت را به خدا واگذار کن.
گفت ای کرده سپهرت خاکبوسای بر ایوان شریعت برده کوس
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که آسمان را سجده میکنی و با افتخار به عبادت مشغولی، تو کسی هستی که صدای دین را به گوشها میرسانی.
من ببخشیدم همه جرمش بتوزآنکه او دارد به پیشت آبرو
هوش مصنوعی: من به خاطر اعتبار و آبروی او، تمام خطاهایش را نادیده گرفتم.
لیک در شرع این کجا باشد رواکه چنین ظلمی شود خود بر ملا
هوش مصنوعی: اما در شریعت، این کار کجا جایز است که چنین ظلمی به خودی خود آشکار شود؟
گفت قاضی را بخوان و کن روانتا رضا بستاند ازدختر عیان
هوش مصنوعی: قاضی را صدا کن و او را به آرامش دعوت کن تا رضایت از دختر نمایان بگیرد.
پس پسر را پیشش آرند از صلاحتا ببندد هر دو را با هم نکاح
هوش مصنوعی: سپس پسر را نزد او میآورند تا از درستی و صلاح ازدواج با همدیگر مطمئن شود و با هم عقد ازدواج بکند.
رفت قاضی وز دختر آن شنیدروز آن بزاز شد چون روز عید
هوش مصنوعی: قاضی از دختر، آن خبری را شنید که موجب شگفتیاش شد و احساس خوشحالی او مانند روز عید گردید.
آن پسر را کرد قاضی بافلاحبست قاضی هر دو را با هم نکاح
هوش مصنوعی: پسری را برای قضاوت انتخاب کردند و او با موفقیت کار خود را انجام داد. سپس قاضی این دو نفر را به هم ازدواج داد.
هر که او در راه حق باشد نکواین مددها لاجرم آید ز او
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر درست و حق قرار داشته باشد، به طور حتم از یاریها و کمکهای خوب برخوردار خواهد شد.
هر که دارد در میان خلق راهخاطر درویش را دارد نگاه
هوش مصنوعی: هر کسی که در بین مردم حضور دارد، باید به یاد و احترام درویش نیز باشد و برای او ارزش قائل شود.
هر که دارد بر تو حقّ خدمتیناتوان مگذارش اندر محنتی
هوش مصنوعی: هر کسی که وظیفهای در خدمت تو دارد، اجازه ندهد که در مشکلات و سختیها ناتوان بماند.
هر که دارد با تو حقّ معرفتباش با او در طریقت هم صفت
هوش مصنوعی: هر کسی که نسبت به تو شناخت و درک واقعی دارد، باید در مسیر و راه خود نیز با او همسان باشد.
هر که دارد بر تو حق یک سلامرو بده تو مر ورا ز انعام عام
هوش مصنوعی: هر کسی که نسبت به تو حقی دارد، واجب است که یک سلام به تو بدهد. تو از لطفی که به دیگران میکنی، چیزی کم نکن.
هر که دارد بر تو حقّ نان و آبخود بده او را خبر ای باصواب
هوش مصنوعی: هر کسی که نسبت به تو حقی دارد و باید به او توجه کرد، به او اطلاع بده که با عقل و درایت عمل کند.
هر که دارد بر تو حق معرفتهست اودر هردو عالم نیک بخت
هوش مصنوعی: هر کس که درک و شناخت درستی از تو دارد، در زندگی و در آخرت، به سعادت و خوشبختی میرسد.
هر که خدمت پیش مولا میکندبهر نفع دین و دنیا میکند
هوش مصنوعی: هر کسی که در خدمت رهبر یا ولی خود باشد، در واقع برای بهبود دین و دنیای خود تلاش میکند.
هر که او از دین و دنیا غافل استخدمت او لاجرم بیحاصل است
هوش مصنوعی: هر کس که نسبت به دین و دنیا بیتوجه باشد، هر خدمت و تلاشی که به او انجام شود، بیفایده خواهد بود.
خدمت آن کن که آزادت کندراه آنکس رو که او شادت کند
هوش مصنوعی: به کسانی خدمت کن که تو را آزاد و رها کنند و به سوی افرادی برو که تو را خوشحال و شاداب میسازند.
هر که در دنیا و دین مفلس بودهیچ عاقل کی به دنبالش رود
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی و امور دینی خود ناتوان و بیچیز باشد، هیچ عاقلی به دنبال او نخواهد رفت.
ای پسر ده باطن خود را صفاهرچه میجوئی بجو از مصطفی
هوش مصنوعی: ای پسر، روح خود را پاک کن؛ هر چیزی را که میخواهی، از وجود پیامبر (مصطفی) بجو.
تو زآل مصطفی همّت طلبتا دهندت هر دو عالم بی سبب
هوش مصنوعی: از ریشه و نژاد پیامبر (ص) تلاش کن تا بتوانی بدون هیچ دلیلی، هر دو جهان را به دست آوری.
حبّ آل مصطفی در دل بگیرتا بگردی در دو عالم تو امیر
هوش مصنوعی: عشق به خانواده پیامبر را در دل خود جای بده، تا در دنیا و آخرت برتری و مقام بلندی پیدا کنی.