بخش ۶۸ - تمثیل در عدل کسری و ثمرهٔ آن خصال، و ظلمآوری و نتیجهٔ آن، و حکایت شاهزادهٔ نیکو و از راه رفتن او به سخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن
هوش مصنوعی: این شعر درباره شخصیت سلطانی است که به عنوان پادشاهی عادل و نیکوکار توصیف میشود. او دارای زیبایی ظاهری و فضائل اخلاقی است و عواطف مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. شخصیتی چون او در تاریخ بشریت نادر است و وجودش موجب شادی و امید به عدالت در بین مردم شده است.
شیخ خرقانی، یکی از عارفان، بهخاطر ظلمهایی که در زمان سلطنت مردم بر آن دچار میشوند، نگران است و آنها را به ترک ظلم و پیروی از عدالت دعوت میکند. او بیان میکند که عدالت تنها راه رهایی از ظلم و بدبختی است و پایبندی به آن موجب سربلندی و موفقیت در دنیا و آخرت خواهد شد.
شیخ با هشدار به مردم میگوید که اگر به ظلم ادامه دهند، عاقبتشان به هلاکت خواهد انجامید. همچنین به پادشاهان و مقامداران سفارش میکند که از سلطنتشان در راه عدالت استفاده کنند تا به مقام حقیقی برسند.
در نهایت، این اشعار به والدین و فرزندان توصیه میکند که در زندگی خود به دنبال عدل باشند و از بدی دوری کنند، زیرا عدالت راه نجات آنهاست و پاداش عملشان را در دنیا و آخرت خواهند دید.
بود سلطانی به صورت چون پریعکس رخسارش چو مهر خاوری
هوش مصنوعی: سلطانی وجود داشت که ظاهری همچون پری داشت و چهرهاش همانند خورشید میدرخشید.
همچو اویی مادر گیتی نزادخاطر خلقان ز عدلش بود شاد
هوش مصنوعی: مادر جهان کسی مانند او را به دنیا نیاورده است، و دل مردم از عدالت او شاد و خوش است.
گرچه کودک بود شاه ملک جمبود ز آثار بزرگی محترم
هوش مصنوعی: هرچند که او فقط یک کودک بود، اما به خاطر نشانههای بزرگی که داشت، از احترام ویژهای برخوردار بود.
خود بزرگان و اکابر صد هزاربهر دیدارش بعالم بیقرار
هوش مصنوعی: بزرگان و افراد بزرگ در انتظار دیدار او به شدت بیتاب و ناآرام هستند.
جملهٔ خلقان ز فیضش بهرهمندعارفان بوده ز زلفش درکمند
هوش مصنوعی: تمام موجودات از رحمت و نعمت او بهرهمند هستند، و عارفان به طور خاص از زیباییهای دلفریب او گرفتار شدهاند.
بود ابوالقاسم ورا اسم شریفبود اندر تازگی چون گل لطیف
هوش مصنوعی: ابوالقاسم شخصیتی distinguished و با نامی بزرگ است، که شکوه و تازگی او به زیبایی گل لطیف میماند.
چند گاهی بود او با عدل ودادپس بدست او وزیری اوفتاد
هوش مصنوعی: مدتی او با عدالت و انصاف رفتار کرد و به همین دلیل وزیرش به دست او افتاد.
من بعصرش گوشهای خوش داشتمغیر حق را پیش خود نگذاشتم
هوش مصنوعی: من در زمان خودم از یک گوشه آرامش لذت میبردم و هیچ چیزی جز حقیقت را در ذهنم راه ندادم.
منع شاهان از بدی کردی هموتاج شاهان را ربودی همچو گو
هوش مصنوعی: تو با جلوگیری از شرارتهای شاهان، تاج و منصب آنها را از آنها گرفتید، مانند اینکه...
خلقی آسوده بعصرش همچو منظلم را پیشش نبوده خود سخن
هوش مصنوعی: مردمی در زمان او مانند من در آرامش هستند و ظلمی را در برابر این شخصیت نمیبینند.
من بعصر او حضوری داشتمتخم عصرش را بمظهر کاشتم
هوش مصنوعی: من در زمان او شرکت داشتم و نشانههای زمان او را در دنیای امروز نمایان کردم.
مظهرم در عصر او ختم الکتابرو کتاب آخرین دریاب یاب
هوش مصنوعی: من در زمان خودم نشانهای هستم از آنچه در کتاب آخرین آمده است، پس آن را درک کن و بشناس.
زآنکه آخر معنی اوّل بوددر شریعت کامل و اکمل بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در نهایت، آنچه که در ابتدا بیان شده است، در قالب دین و شریعت به بهترین شکل نمایان میشود و کاملترین شکل آن در همانجا یافت میشود.
در دم آخر بمظهر دم زنمو از ولای آل حیدر دم زنم
هوش مصنوعی: در لحظهی آخر، ندا میزنم و دربارهی مقام و ولایت خاندان حیدر سخن میگویم.
غیر این دم خود مرا نبود دمیریش و دردم را بود او مرهمی
هوش مصنوعی: جز این لحظه، من هیچ لحظهای ندارم و فقط این دلشکستگی و درد من، او را تسکین میدهد.
ریشها دارم ز دشمن صد هزارلیک مرهم نیز دارم بیشمار
هوش مصنوعی: من از دشمنانم زخمهای زیادی دارم، اما درمان و تسکین برای این زخمها بیشمار است.
مرهم من حیدر و اولاد اوستلاجرم این ریش و زخم من نکوست
هوش مصنوعی: پشتیبان و مایه آرامش من، حضرت علی و فرزندانش هستند. به همین خاطر، زخمها و ناگواریهای من زیبا و معنادارند.
مظهرم باشد ترا امن و امانلیک پنهان دار او را از بدان
هوش مصنوعی: من نماد امنیت و آرامش برای تو هستم، اما باید او را از افراد بد دور نگهداری.
مظهرم دارد هزاران بحر درّرو تو جیب معرفت را کن تو پُر
هوش مصنوعی: من به عنوان یک مظهر از دریاهای بیپایان، پر از جواهرات دانایی هستم. تو نیز میتوانی با درک و شناخت، ظرفیت خود را پر از این گنجینههای معرفت کنی.
مظهرم باشد نهفته از بدانبلکه او گردد زچشم بد نهان
هوش مصنوعی: من به عنوان یک نماد، باید از دستان بد دور بمانم و به همین دلیل، به دور از چشم بدخواهان پنهان میشوم.
از بدان در امن باشد مظهرمشیخ من بسیار خوانده جوهرم
هوش مصنوعی: من از افراد بد و ناپاک در امان هستم و استاد من، بارها علم و دانش مرا مورد ستایش قرار داده است.
هست مقصودم از این گفتن بتوتابدانی سرّ اسرارش نکو
هوش مصنوعی: من از گفتن این حرف به تو هدفی دارم تا تو بتوانی رازهای خوب و پنهانش را متوجه شوی.
روز و شب آن شاه را دنبال بودگفت او ترغیب جاه و مال بود
هوش مصنوعی: روز و شب، آن شاه به دنبال جاه و ثروت بود و میگفت که اینها او را ترغیب میکنند.
متّفق گشتند با او مردمانشاه هم برتافت از عدلش عنان
هوش مصنوعی: مردم با شاه به توافق رسیدند و از عدالت او حمایت کردند و از او برای ادامه کارش پشتیبانی کردند.
شه به ایشان داد حکم و داوریکار ایشان بود ظلم و کافری
هوش مصنوعی: پادشاه به آنها حکم و قضاوت داد و عمل ایشان نشانهای از ستم و بیایمانی بود.
شیخ خرقانی از آن آگاه شدخاطرش با درد و غم همراه شد
هوش مصنوعی: شیخ خرقانی از آن موضوع مطلع شد و دلش پر از درد و اندوه گردید.
روز دیگر چون امیران آمدندپیش شیخ دین دلیران آمدند
هوش مصنوعی: روزی دیگر، زمانی که سران و امیران به نزد شیخ دین آمدند، دلیران نیز حضور داشتند.
بانگ بر زد گفت کای جمع کثیرعاقبت گردید در محنت اسیر
هوش مصنوعی: صدا زد و گفت: ای جمعیت فراوان، سرانجام در سختی گرفتار شدید.
خود بترسید از خدا و قهر اوهست مردم خلق و عالم شهر او
هوش مصنوعی: از خدا و عصبانیت او بترسید، زیرا مردم و دنیا تماماً در سلطه و تحت نظر او هستند.
عالم وآدم همه او آفریدآسمان را با زمین کرد او پدید
هوش مصنوعی: خداوند همه موجودات را خلق کرده و آسمان و زمین را نیز به وجود آورده است.
هرچه از هستیست جمله هست ازوستغیر این معنی همه رنگست و بوست
هوش مصنوعی: تمام چیزهایی که در هستی وجود دارند، از او ناشی میشوند. جز این حقیقت، هر آنچه هست، تنها رنگ و بوی ظاهری است.
خود شما خواهید ملک وبندهاشخود بخاک و خون کنید افکندهاش
هوش مصنوعی: شما خودتان خواهید که این پادشاهی را به دست بیاورید و همراه آن، بندهاش را به خاک و خون بکشید.
زو بترسید و جلال و قهر اوورنه آویزد شما را از گلو
هوش مصنوعی: از جلال و خشمی که او دارد بترسید، وگرنه ممکن است شما را به شدت مجازات کند.
قهر او ملک جهانی کشته استچرخ هم از هیبتش سرگشته است
هوش مصنوعی: خشم او باعث شده که تمام جهان نابود شود و حتی آسمان هم از خوف او به حالت سرگشتگی درآمده است.
هرکه با خلقان بظلم آمد برونعاقبت گردد ز قهرش سرنگون
هوش مصنوعی: هر کس که با مردم به ظلم و ستم رفتار کند، در نهایت خود از خشم و انتقام آنها سقوط خواهد کرد.
ترک ظلم و جور و بیدادی کنیدوز عدالت فکر آزادی کنید
هوش مصنوعی: ستم و ظلم و بیعدالتی را کنار بگذارید و به فکر عدالت و آزادی باشید.
گر شما از ظلم میدارید امیدبیخ عمر خویشتن را میبرید
هوش مصنوعی: اگر شما از ظلم و ستم بپرهیزید، میتوانید امید به آینده و زندگی خود را حفظ کنید.
چون شنیدند این سخن از شیخ دینجمله ترک ظلم کردند از یقین
هوش مصنوعی: هنگامی که مردم این سخن را از عالم دین شنیدند، به طور حتم و با اعتقاد راسخ ظلم را ترک کردند.
چند گاهی چون برآمد زین سخنباز نو کردند آن ظلم کهن
هوش مصنوعی: مدتی بعد از این صحبت، دوباره ظلم و ستم قدیمی شروع شد.
باز چون بشنید شیخ آن حال راگفت از کف میدهید اقبال را
هوش مصنوعی: وقتی شیخ آن وضعیت را شنید، گفت که از دست میدهید شانس و فرصت را.
گشت دولتشان نکو چون بَدبُدندهمچو مست خمرایشان بیخودند
هوش مصنوعی: سرنوشتشان به خوبی تغییر کرد، زیرا به رغم اینکه به حالت غفلت و سرخوشی بودند، باز هم به مانند مستی در اثر نوشیدنی، بیخبر از واقعیتهای اطرافشان زندگی میکردند.
خلق را از ظلم سرگردان کنیدخانهٔ خود را از آن ویران کنید
هوش مصنوعی: مردم را با ظلم و ستم به حیرت و سردرگمی بیندازید، و خانهتان را از آن ویران کنید.
بازکردند آن نصیحت را قبوللیک میکردند دلها را ملول
هوش مصنوعی: آنها نصیحت را پذیرفتند، ولی دلهاشان همچنان کسالت و بیحوصلگی را تحمل میکرد.
شیخ چون دانست آن کار وهنرگفت با ایشان نمیگویم دگر
هوش مصنوعی: وقتی آن عالم از کار و هنری که انجام شده آگاه شد، به آن افراد گفت که دیگر چیزی در این باره نمیگوید.
دان که اوّل ملکشان گردد خرابجمله را خواهد شدن دلها کباب
هوش مصنوعی: بدان که وقتی که ملکشان ویران شود، دلها همه دچار غم و سوز خواهند شد.
چون نگشتند از نصیحت رهنموندانکه خواهد گشت دولتشان نگون
هوش مصنوعی: زمانی که از راهنمایی و نصیحت پیروی نکردند، بدانید که سرنوشت و موقعیتشان به زودی به زوال خواهد گرایید.
خلق وملک و شاه سرگردان شوندعاقبت از ظلم و کین ویران شوند
هوش مصنوعی: آدمها و حاکمان سرانجام به دلیل ظلم و کینه از همدیگر دچار سردرگمی میشوند و نتیجهاش ویرانی خواهد بود.
چون شنیدند این وزیران آمدندباز پیش شیخ میران آمدند
هوش مصنوعی: زمانی که وزیران متوجه شدند، دوباره به نزد شیخ آمدند.
شیخ با ایشان ازین معنی نگفتقهر حق را دم نزد ز ایشان نهفت
هوش مصنوعی: شیخ درباره این موضوع با آنها صحبت نکرد و از حقایق پنهان نگفت.
جمله گفتند ای امین و مقتدادر شریعت در طریقت پیشوا
هوش مصنوعی: همه گفتند تو کسی هستی که در شریعت مورد اعتماد و در طریقت پیشوا هستی.
رفته است این شاه ما از ره تمامپیش ما این ظلم نبود والسلام
هوش مصنوعی: شاه ما از راه دور رفته و دیگر ظلمی در پیش ما وجود ندارد و این پایان کار است.
پیش شه گفتند جمعی بر ملااندرین معنی نباشد جرم ما
هوش مصنوعی: گروهی به پیش شاه گفتند که در این موضوع نباید ما را مجرم بشمارید.
شیخ چون بشنید آمد پیش شاهکرد آن شهزاده باغی را پناه
هوش مصنوعی: شیخ وقتی شنید، نزد شاه آمد و از آن شهزادگان درخواست کرد که به باغی پناه ببرد.
شیخ دین را راه پیش خود ندادشیخ گفتا یا الهی از تو داد
هوش مصنوعی: شیخ دین به خود راهی نداد و گفت: ای خدا، تویی که راه را به من عطا کن.
بشنوی تو نالههای مرد و زناز سر ظالم بقهرت پوست کن
هوش مصنوعی: اگر صدای نالههای مردان و زنان را بشنوی که از ظلم و ستم شکایت میکنند، باید با قهر و خشم به مقابله با آن ظلم بپردازی و پوست ظالم را بکنید.
بعد از آن آن شیخ از ملکش برفتقطب حق از ملک آن سرکش برفت
هوش مصنوعی: پس از آن، آن شیخ از سرزمینش رفت و قطب حق نیز از سرزمین آن سرکش دور شد.
شه رعیّت را بصد تهمت بسوختخلق را از آتش محنت بسوخت
هوش مصنوعی: پادشاه با صدها تهمت و افترا مردم را زجر میدهد و در نتیجه، آنها از درد و رنج ناشی از این سوء رفتار میسوزند و عذاب میکشند.
زر بسی بگرفت و بس لشگر کشیدسوی ملک دیگران خنجر کشید
هوش مصنوعی: او مقدار زیادی طلا به دست آورد و سپس با جمعآوری سپاهی به سوی سرزمینهای دیگر رفت و برای نبرد آماده شد.
او برفت و ملکت عالم گرفتمال مسکینان هم او بیغم گرفت
هوش مصنوعی: او رفت و سلطنت دنیا را به دست آورد، اما نیز مال و دارایی فقیران را بدون دلسوزی گرفت.
چون کمالی یافت در ظلم آن پسرگشت با او لشکرش زیر و زبر
هوش مصنوعی: زمانی که آن پسر به اوج قدرت و ظلم رسید، لشکریانش را به هم ریخت و تحت تأثیر قرار داد.
بود درآن ملک سرداری حقیرکرد شاه و لشکرش را او اسیر
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، یک فرمانده ناچیز فرمانروایی کرد و شاه و سپاهش را به بند کشید.
شاه را کشت و سرش را پوست کنداین عمل شاهان عالم راست پند
هوش مصنوعی: شخصی پادشاه را به قتل رساند و پس از آن سر او را کند. این عمل، درس و عبرتی برای دیگر پادشاهان در سراسر جهان به حساب میآید.
رفت شاه و لشکر و اهل و عیالماند اندر گردن شه آن وبال
هوش مصنوعی: شاه و سپاهیان و خانوادهاش رفتند، ولی بار سنگینی از مشکلات و معضلات بر دوش شهر باقی ماند.
گر نکردی ظلم ویران کی شدیعاقبت در نار سوزان کی شدی
هوش مصنوعی: اگر به کسی ظلم نکردهای، نهایتاً به عذابهای سخت نخواهی افتاد.
گر شنودی او سخن سلطان شدیدر ممالک صاحب فرمان شدی
هوش مصنوعی: اگر حرف او را بشنوی، همچون یک سطان در سرزمینها صاحب قدرت و اختیار خواهی شد.
حق از او راضی بُدی و خلق همپیش شیخ دین نگشتی متّهم
هوش مصنوعی: تو از او راضی بودی و مردم هم در برابر عالم دین متهم نشدند.
چون سخن نشنید سر بر باد دادخود ترا این پند از من باد یاد
هوش مصنوعی: وقتی که کسی به سخنان تو گوش نداد و تو حس کردی که بیفایده است، باید بدانید که این تجربه به شما یادآوری میکند که در آینده بهتر به این نکات توجه کنید.
هرکه زو آید جفا بیند جفادرگذر از ظلم تا یابی صفا
هوش مصنوعی: هر کس از جانب او بدی ببیند، باید از ظلم و ستم بگذرد تا به صفا و آرامش برسد.
پادشاه و میر و قاضی و بزرگهست قدر برّه ایشان را چو گرگ
هوش مصنوعی: پادشاه، سردار، قاضی و بزرگان جامعه، همگی در نظر خداوند از نظر ارزش و مقام، به اندازه یک بره هستند، در حالی که گرگ نماینده قدرت و سلطه است. در واقع، این بیت به این نکته اشاره دارد که افراد بزرگ و مستبد در حقیقت هیچ اهمیتی ندارند و در برابر قدرت حقیقی خداوند کوچک و بیارزش محسوب میشوند.
مال مسکینان حلال خود کنندباعث نقص و وبال خود کنند
هوش مصنوعی: سودی که از اموال بیچارگان به دست میآید، موجب آسیب و مشکلات خودشان میشود.
دان رعیّت برّه و ایشان چو گرگدین خود را هیچ کردندی چو ترک
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که اگر مردم به رهبری شایسته و دلسوز نیاز داشته باشند، اما در عوض با بیمحلی و بیتوجهی مواجه شوند، مانند گرگهایی هستند که به راحتی به برههای بیپناه آسیب میزنند. در واقع، در این وضعیت، جامعه ناتوان و رهبری ضعیف است و اصول اخلاقی و انسانی نادیده گرفته میشود.
دین ترکان ظلم باشد در جهانواقفند از این سخن کارآگهان
هوش مصنوعی: دین ترکان ناحق و ستمزا است و افراد دانا و صاحبکار در دنیا از این حقیقت آگاهاند.
بعد از این آیند ترکان در جهانآید این عطّار از ایشان در فغان
هوش مصنوعی: پس از این، ترکها در دنیا خواهند آمد و عطّار از آنها در حال نالیدن و فریاد خواهد بود.
بعد من بینند از ترکان عذابعالم از ترکان شود یکسر خراب
هوش مصنوعی: بعد از من، دیگران خواهند دید که چه عذاب و دردسرهایی از سوی ترکان بر سر مردم میآید و سرزمین به کلی ویران خواهد شد.
برندارد سلطنت شان در جهانعاقبت ویران شودشان خانمان
هوش مصنوعی: اگر سلطنت و قدرت آنها در جهان پابرجا نباشد، در نهایت خانه و کاشانهشان به ویرانی میگراید.
هرکه او عادل بود سلطان شودهمره عطّار جاویدان شود
هوش مصنوعی: هر کسی که به انصاف و عدالت رفتار کند، به مانند یک فرمانروا خواهد شد و نامش در تاریخ برای همیشه باقی خواهد ماند.
هست سلطان آنکه سلطانی کندبا رعیّت حکم انسانی کند
هوش مصنوعی: سلطان کسی است که با رعیت خود به گونهای انسانی و بزرگوارانه رفتار کند و قدرتش را در خدمت رفاه و عدالت قرار دهد.
هرکه او عادل بود سرور بودهمره او خواجهٔ قنبر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که عدالت را رعایت کند، بزرگی و سروری را به دست میآورد و در کنار او، مثل قنبر به عنوان خدمتکار و یار وفادار خواهد بود.
عدل باشد کار انسان ای پسرنی کزو باشد جهانی در ضرر
هوش مصنوعی: انسان باید با انصاف رفتار کند، زیرا با ناعدالتی، جهان به زیان خواهد افتاد.
عدل کن ای تو غریب این جهانپیشتر ز آنکه برندت بینشان
هوش مصنوعی: ای انسان غریب در این دنیا، قبل از آن که بیخبر و بدون نشانه از این جهان بروی، عدالت را برقرار کن.
عدل کن چون پنج روزت مهلت استگر کنی عدل آن کمال حکت است
هوش مصنوعی: به عدالت رفتار کن چون مدت زمانت پنج روز است، و اگر به عدالت عمل کنی، به کمال کار خود دست یافتهای.
عدل کن با شهسوار روح و تنتا شود ملک جهان او را وطن
هوش مصنوعی: با این عدالت که برای روح و جسم خود برقرار کنی، میتوانی جهان را به عنوان سرزمین خود درآوری.
عدل کن تا کفر بگریزد ز تومالک دوزخ بیاویزد ز تو
هوش مصنوعی: به عدالت رفتار کن تا کفر از تو دور شود و مالک دوزخ به تو پناه بیاورد.
عدل کن باری مشو مغرور جاهتا شوی در هر دوعالم پادشاه
هوش مصنوعی: عدالت را رعایت کن و فریب مقام و اعتبار را نخور، تا در این دنیا و آن دنیا به مقام و سلطنت برسی.
عدل کن مثل نبیّ المرسلینتا که باشی همنشین حور عین
هوش مصنوعی: مثل پیامبرانی که به عدالت رفتار کردند، تو نیز عدالت را رعایت کن تا در کنار زیبارویان بهشتی قرار گیری.
عدل کن کین عدل تاج و ملک تستجای شاهان جهان در فلک تست
هوش مصنوعی: عدالت ورزی کن، زیرا این عدالت، همانند تاج و سلطنت، جایگاه شاهان را در آسمان مشخص میکند.
عدل کن تا تاج ماند بر سرتجام آزادی دهند از کوثرت
هوش مصنوعی: اگر انصاف را رعایت کنی، همچون تاجی بر سرت باقی خواهد ماند و از فراوانی نعمت و آزادی بهرهمند خواهی شد.
عدل کن تا شاه مصر جان شویهمچو یوسف باز باکنعان شوی
هوش مصنوعی: به انصاف رفتار کن تا مانند یوسف، به مقام عالی و محبوبیت برسی و دلها را به سوی خود جلب کنی، همانند او که به مقام و منزلت در سرزمین مصر رسید.
عدل کن تا تو سلیمانی کنیهمچو اسکندر تو سلطانی کنی
هوش مصنوعی: اگر به عدالت رفتار کنی، مانند سلیمان قدرت و احترام پیدا خواهی کرد و اگر به ظلم و فساد روی بیاوری، همانند اسکندر به سلطنتی نخواهد انجامید.
عدل کن تا کشتی نوحت دهندهمچو ابراهیم مفتوحت دهند
هوش مصنوعی: به عدالت رفتار کن تا مانند ابراهیم، دریای نعمتها و blessings برایت باز شود.
عدل کن تا مصطفی خم خواندتمرتضی در پیش خود بنشاندت
هوش مصنوعی: اگر به انصاف رفتار کنی، حضرت محمد (مصطفی) تو را مانند علی (مرتضی) در نزد خود مینشاند.
عدل کن تا من خلیفه دانمتعاقبت نیکو صحیفه دانمت
هوش مصنوعی: اگر به دستگاه حکومتیات انصاف و عدالت بدهی، من تو را به عنوان خلیفهای لایق میشناسم و در نهایت، سرنوشت نیکو و خوبی برای تو مینویسم.
عدل کن تا عدل بینی از خدارو بعدل اولیا کن التجا
هوش مصنوعی: برای اینکه عدالت را از خداوند ببینی، خودت نیز باید عادل باشی و با درخواستی از اولیای الهی، به این هدف نزدیک شوی.
عدل کن گر ذوق داری حور عینایستاده خودبعدلت این زمین
هوش مصنوعی: اگر علاقهداری به عدالت، به مانند حوریان بهشتی باش که در این زمین به خاطر عدلت ایستادهاند.
عدل کن تا پاسبان دین شویشادگردی گر تو عدل آئین شوی
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود عدالت را در پیش گیری، به پاسداری از دین مشغول میشوی و خوشبخت خواهی بود، به شرط آنکه عدالت را به عنوان اصول خود انتخاب کنی.
عدل کن تا بر جهان سروریورنه در ملک جهانی بی سری
هوش مصنوعی: عدالت را در زندگی خود برقرار کن تا بر دنیا تسلط داشته باشی؛ وگرنه در این دنیا بیپناه و بیهدفی خواهی بود.
عدل کن تا شاه ترکستان شویوالی ملک همه ایران شوی
هوش مصنوعی: اگر به عدالت عمل کنی، میتوانی همچون پادشاهی بزرگ و محترم در سرزمین ترکستان شناخته شوی و همچنین ممکن است حاکم بر تمامی ایران گردی.
عدل کن تا ملک آبادان شودروح پیغمبر ز تو شادان شود
هوش مصنوعی: اگر به عدالت رفتار کنی، سرزمینها آباد و پر رونق خواهد شد و روح پیامبر از این کار تو خوشنود خواهد شد.
عدل کن تا راه یابی پیش حقّرو بدان از مظهر من این سبق
هوش مصنوعی: به انصاف رفتار کن تا در مسیر درست قرار بگیری. به حقیقت توجه کن و از نشانههای من الهام بگیر.
عدل کن در عدل کام دل ستانتا دمد در جنّتت صد بوستان
هوش مصنوعی: در عدل و انصاف رفتار کن تا دلت شاد شود و در بهشتت فضاهای سرسبز و زیبایی به وجود آید.
هرکه عادل گشت پر انوار شدبر طریق خواجه عطّار شد
هوش مصنوعی: هر کسی که عدالت را رعایت کند و به سوی راستی برود، به نور و روشنایی دست پیدا میکند و به مقام بالا و مشهور میرسد.
هرکه عادل گشت او مردانه شداو ز مذهبهای بد بیگانه شد
هوش مصنوعی: هر کسی که عدالت را در زندگیاش در پیش گیرد، به مردی حقیقی تبدیل میشود و از عقاید نادرست و منحرف دوری میکند.
من ز عدل خواجهام عادل شدمدر علوم دین حق کامل شدم
هوش مصنوعی: به خاطر عدل و انصاف خواجه، من هم در دانشها و معارف دینی به حد کمال رسیدم.
من زعدل خواجهٔ خود بندهامشادی جان را بجانان زندهام
هوش مصنوعی: من به خاطر عدل و انصاف آقایی که دارم، بندهام و شادی جانم را به جانهای دیگر تقدیم کردهام.
من غلام قنبر و فیروزیاممقبلم بخت و سعادت روزیام
هوش مصنوعی: من خدمتگزار قنبر و فیروز هستم و خوشبختی و سعادت در روزهای آینده به من روی میآورد.
در کتاب من خوش آمد کم بوداین کتابم در یقین محکم بود
هوش مصنوعی: در کتاب من چیزهای خوشایندی وجود دارد و این کتاب به رغم کمی مطالبش، به شدت معتبر و مستحکم است.
دان خوش آمد گفتن از ترس و طمعمن نترسم وز طمع جویم ورع
هوش مصنوعی: من از ترس و طمع کسی نمیترسم و به دنبال چیزهایی هستم که به من ارزش و اخلاق بدهند.
این کتاب من بود گنج فتوحمیکند آگاهت از کشتی نوح
هوش مصنوعی: این کتابی که من دارم، گنجینهای از پیروزیهاست که تو را با داستان کشتی نوح آشنا میکند.
جهد کن تا مظهرم آری بکفواندر آن برخوان تو سرّ من عرف
هوش مصنوعی: کوشش کن که من را به نمایش بگذاری و در آن هنگام راز دل خود را با صدای بلند بخوان.
مظهر من نور حیدر آمدههمچو خورشیدی منوّر آمده
هوش مصنوعی: چراغ وجود من از نور حضرت علی روشن شده و همچون خورشیدی پرتاب نور و روشنی میکند.
مظهرم پنهان بود از چشم غیربعد من آید برون آخر بسیر
هوش مصنوعی: من در گذشته به گونهای پنهان بودم که دیگران نتوانستند مرا ببینند، اما بعد از من، حقیقت وجود من آشکار خواهد شد.
سیر او باشد بملک اولیارو تو او را میطلب در ملک ما
هوش مصنوعی: سیر او در جهان مملکت اولیا خواهد بود، تو نیز او را برای ما در این زمین جستجو کن.
در زمان آخرین یابد ظهوربخشد او اهل معانی را حضور
هوش مصنوعی: در آخرین زمان، او که صاحب معناست، ظهور خواهد کرد و به اهل معنا نمایان خواهد شد.
جاه و ملک و مال را نبود مجالپیش درویشان دین با ذوق و حال
هوش مصنوعی: دولت و ثروت و مقام در برابر درویشان که به ایمان و حال خوبی دست یافتهاند، ارزشی ندارند.
ذوق و حال ما درونها سوختهخرقهٔ مستان خود بردوخته
هوش مصنوعی: احساس و شوق ما در دلهایمان شعلهور شده و لباس سرخوشیام را به آتش کشیدهایم.
در درون جبّهاش الله بینخود باو منصور راهمراه بین
هوش مصنوعی: در لباس او، خداوند با منصور درونی وجود دارد و آنها در کنار هم هستند.
هرکه عادل گشت اومنصور شددین و دنیایش همه معمور شد
هوش مصنوعی: هر کس که به عدالت رفتار کند، مانند منصور محبوب و مورد احترام خواهد شد و زندگی دینی و دنیوی او به خوبی سامان میگیرد و پر بار میشود.
عدل باشد نور عاشق در وصالعدل باشد نزد نااهلان وبال
هوش مصنوعی: نور عشق در زمان وصال نتیجهی عدل است، اما برای کسانی که شایستگی ندارند، این عدل میتواند به عذاب و مشکل تبدیل شود.
من بعقل خود شناسم عدل راتو بظلم و جهل کردی اقتدا
هوش مصنوعی: من با عقل خود، مفهوم عدل را درک میکنم، اما تو به ظلم و نادانی پیروی میکنی.
اقتدای من به حیّ لایناماقتدای تو بظلم و جور عام
هوش مصنوعی: من به هدایت و روشنی خداوندی که هیچگاه نمیخوابد، اقتدا میکنم؛ ولی تو به ظلم و ستمی که عمومی است، پیروی میکنی.
شمعها بینم بعدل افروختهوز شعاعش جسم ظالم سوخته
هوش مصنوعی: شمعها را میبینم که به طور عادلانه روشن شدهاند و از نورشان بدن ستمگر سوخته است.
هرکه دارد عدل ایمان زآن اوستپرتو خورشید در ایوان اوست
هوش مصنوعی: هر کسی که به عدالت پایبند باشد، ایمان او از این حقیقت ناشی میشود که همانند نور خورشید در زندگیاش درخشش دارد.
هرکه دارد عدل او محمود شددر دوعالم مقصد و مقصود شد
هوش مصنوعی: هر کسی که عدالت خداوند را دارد، در این دنیا و آن دنیا مورد ستایش قرار میگیرد و به هدف اصلی خود میرسد.
هر که دارد عدل او مرد خداستدایماً با یاد حقّ اندر دعاست
هوش مصنوعی: هر کسی که عادل باشد و انصاف را رعایت کند، از بندگان خدا به شمار میرود و همیشه در یاد خداوند است و در دعاهای خود او را میخواند.
هر که دارد عدل جام هم اوستدر حقیقت عیسی مریم هم اوست
هوش مصنوعی: هر که عدالت را داشته باشد، در واقع همان کسی است که به حقیقت میتواند به مقام عیسی مریم دست یابد.
عیسی مریم بعادل همنشینمصطفا دارد باو همّت یقین
هوش مصنوعی: حضرت عیسی که فرزند مریم است، با امام مصطفی (پیامبر اسلام) به عدالت نشسته و در برقراری حقیقت و ایمان جدّی و مصمم است.
مرتضایش فتح و نصرت آمدهاولیایش مانع ظلمت شده
هوش مصنوعی: مرتضی، به پیروزی و یاری دست یافته و یارانش عاملی شدهاند که مانع تاریکی و ظلمت شوند.
هرکه عادل گشت چون خورشید تافتاو بهشت عدن را بیشک بیافت
هوش مصنوعی: هر کس که به عدالت روی آورد و مانند خورشید درخشید، بدون تردید به بهشت عدن خواهد رسید.
هرچه خواهی کن ترا کردم بحللیک عدلت کن بخطّ خود سجل
هوش مصنوعی: هر چه بخواهی، من آن را برایت فراهم کردهام، اما انصاف را رعایت کن و حقایق را خودت با دقت بنویس.
عدل پیش مصطفا و آل اوستدر معانی همچو روی او نکوست
هوش مصنوعی: عدالت در دوران پیامبر اسلام و خانواده او به معنای واقعی و نیکو است، همانطور که زیبایی چهره او نیز مثالزدنی است.
عدل پیش مصطفی و آل اوستخوی عادل همچو روی او نکوست
هوش مصنوعی: عدالت در پیشگاه پیامبر و اهل بیت او است و ویژگی عادلانه، مانند چهره زیبا و نیکوی اوست.
همچو آل مصطفی تو عدل کنپیرو ایشان تو باشی بی سخن
هوش مصنوعی: برای پیروزی بر حق و عدالت، باید مانند خاندان پیامبر عمل کنی و بدون هیچ گونه گفتگویی در این مسیر قدم برداری.
رو تو فعل غیر را در خود مبینزآنکه هست این فعل شیطان لعین
هوش مصنوعی: به خود توجه کن و اجازه نده که رفتارهای ناپسند دیگران بر تو تأثیر بگذارد، زیرا این رفتارها نشانه شیطانی است و نباید به آنها دل بست.
بگذر از غیر و براه او خرامتا نگردی در جهان رسوا چو عام
هوش مصنوعی: از دیگران بگذر و به سمت او برو، تا در این دنیا مانند دیگران خوار و مفتضح نشوی.
عام باشد خود بشیطان همنشیناو ندارد در شریعت هیچ دین
هوش مصنوعی: عوام مردم، همواره با شیطان ارتباط دارند و این امر در هیچ دینی مورد تایید نیست.
خاص او خود علم دین آئین بودعلم آن دان کز برای دین بود
هوش مصنوعی: او به تنهایی خود دانش دین را داشت و کسی را بشناس که علمش به خاطر دین باشد.
گر بدانی علم عطّار ای پسرکی ترا دیگر بود پروای سر
هوش مصنوعی: اگر بدانی دانش عطار چیست، دیگر برای تو نگرانی از سر نخواهد بود.
علم اسرار و معانیّ کلامپیش عطّار است جمله والسّلام
هوش مصنوعی: علم و دانش اسرار و معانی کلمات نزد عطّار قرار دارد، و همین بس.
گر بدانی حالت عطّار راتو بدانی اصل و حال و کار را
هوش مصنوعی: اگر حال و وضعیت عطّار را بشناسی، در واقع به اصل و ماهیت کار او نیز پی میبری.
گر طریق عدل را ورزی نکومصطفی آخر بگیرد دست تو
هوش مصنوعی: اگر در راه عدالت قدم بگذاری و به خوبی رفتار کنی، در نهایت پیامبر(ص) دست تو را خواهد گرفت و تو را هدایت خواهد کرد.
چون توئی عطّار مسکین را طبیبدست ما و دامن تو یا حبیب
هوش مصنوعی: وقتی تو هستی، مانند طبیبی هستی که به مسکین عطاری کمک میکند و دستان و دامن تو، مایهی دلگرمی و حمایت ماست.
خود طبیب درد بیماران توئیدردهم هست از تو و درمان توئی
هوش مصنوعی: تو خود پزشک دردهای بیماران هستی، درد من ناشی از وجود توست و تو همان درمان منی.
خلق را ظالم ز دینت دور کردظلم ظالم خود مرا رنجور کرد
هوش مصنوعی: مردم به خاطر ستمگری برخی، از دین تو دور شدهاند و این ظلمی که بر آنها میشود، من را نیز رنجیده خاطر کرده است.
درد دارم من ز دست ظالمانچون از ایشان نیست دین اندر امان
هوش مصنوعی: من از دست ستمگران رنج میبرم، زیرا دین و ایمان من در این وضعیت در خطر است و از این افراد محافظتی وجود ندارد.
درد دارم من ز ظلم بد بسیلیک گفتن می نیارم باکسی
هوش مصنوعی: من از ظلم و دردهای زیادی رنج میبرم، اما نمیتوانم به کسی بگویم و از این بابت نگران نیستم.
بوذر غفّار چون در نار رفتنار پیش نور او گلزار رفت
هوش مصنوعی: بوذر غفّار وقتی به آتش وارد شد، آتش در برابر نور او به مانند یک باغ گل درخشید.
هرکه او را ظلم نبود بوذر استاو بجان و دل محبّ حیدر است
هوش مصنوعی: هر کسی که ظلمی از او سر نمیزند، مانند بوذر است و او با جان و دل عاشق و دوستدار حضرت علی (حیدر) است.
رو چو سلمان خدمت شاهی بکنیا چو بوذر توشهٔ راهی بکن
هوش مصنوعی: به مانند سلمان، در خدمت مقام و بزرگی باش یا مانند بوذر، برای سفر و آیندهات، آمادگی و توشه جمع کن.
اوست سلطانی که عادل نام اوستکوس سلطانی جان بر بام اوست
هوش مصنوعی: اوست آن پادشاهی که به انصاف و عدالت شناخته میشود و نشان پادشاهیاش در دلها و جانهاست.
هر که دارد ظلم حق دان دشمنشطوق لعنت باشد اندر گردنش
هوش مصنوعی: هر کسی که به ظلم و ستم کردن عادت کرده باشد، دشمنش باید بداند که لعنت و نفرین بر گردنش خواهد بود.
من زعدلت طوق دارم صد هزارگردنم ز آن منّت اندر زیر بار
هوش مصنوعی: من به خاطر عدالت، مانند طوقی به گردنم آویختهام و به خاطر این لطف و محبت، زیر بار سنگینی از سختیها قرار دارم.
من گنه کارم خدا را عفو کنمکرما وجور ما را عفو کن
هوش مصنوعی: من خطاکار هستم، ای خدا، لطف فرما و مرا ببخش و ظلم ما را نیز ببخشایید.
من گنه کارم ز ذکر و ورد خویششرمسارم من بسی از کرد خویش
هوش مصنوعی: من از یاد خداوند شرمندهام و بابت کارهای نادرستم احساس گناه میکنم.
من گرفتارم بجور روزگاریا الهی بنده را بیرون بیار
هوش مصنوعی: من در چنگال سختیهای زندگی اسیر شدهام، ای خدا، تو مرا نجات بده.
من گنه کارم در این دنیای دونکرده چون دنیا مرا خوار و زبون
هوش مصنوعی: من در این دنیا که حقیر و پست است، گناهکارم و به همین خاطر دنیا مرا تحقیر کرده و بیمقدار کرده است.
من گنه کارم چو از کردار خودماندهام شرمنده از گفتار خود
هوش مصنوعی: من به خاطر کارهای ناپسند خود احساس شرم و پشیمانی میکنم، زیرا نمیتوانم در برابر گفتههایم سر بلند کنم.
من گنه کارم ز قید این جهانیا کریم از قید ما را وارهان
هوش مصنوعی: من مرتکب گناه هستم و از این دنیای زمینی رنج میبرم، ای بزرگوار، ما را از این قید و بند رها کن.
من گنه کارم ولی عفو آن تستجمله جان عارفان بریان تست
هوش مصنوعی: من خطاکارم، اما بخشش فقط از توست، زیرا جان عارفان در آتش عشق تو میسوزد.
من گنه کارم به پیشت ای رحیمرحمتی بر جان عطّار ای کریم
هوش مصنوعی: من خطاهای زیادی دارم، ای خداوند رحیم، بر جان عطار رحمت کن، ای بخشنده بزرگ.