بخش ۷۷ - در مدح شاه اولیا سلطان اصفیا علی مرتضی علیه السلام میگوید
هوش مصنوعی: این متن شعری است در ستایش خداوند و پیامبر اسلام، که به دقت به ویژگیها و مقامهای عالی پیامبر (ص) اشاره دارد. شاعر از عشق و معرفت نسبت به خدا و پیامبر سخن میگوید و به مسائلی چون معراج، نبوت و عشق عارفان به حق اشاره میکند. همچنین به مشکلاتی که برخی از مردم در شناخت پیامبر دارند انتقاد میکند و بر لزوم شناخت صحیح و عمیق آن بزرگوار تأکید مینماید. این شعر در نهایت با دعوت به معرفت و محبت به پروردگار و پیامبر خاتمه مییابد.
ای باحمد لحمک لحمی شدهای باحمد دمک دمّی شده
هوش مصنوعی: ای کسی که با ستایش تو، گوشتی از من شده است و با نام تو، خون من دارای تپش و زندگی شده است.
ای باحمد بوده در هر جا یکیوی باحمد سر دو و اعضا یکی
هوش مصنوعی: ای کسی که در هر مکان به ستایش پرداختهای، تو همانند یک وجود واحد هستی که در همه جا به خوشنامی شناخته میشوی.
ای باحمد گفته اسرار الاهوی باحمد داده خاتم صبحگاه
هوش مصنوعی: تو که به ستایش خداوند، رازهای او را بیان میکنی و صبحگاهان به بهترین شکل آغاز میکنی.
ای باحمد همره و همتاج توای باحمد در شب معراج تو
هوش مصنوعی: ای کسی که از خوبیهای تو یاد میشود و در کنار تو قرار دارد، ای کسی که در شب معراج تو، نام نیکت بر سر زبانهاست.
در ولایت انبیا را سرشدهبر تمام اولیا سرور شده
هوش مصنوعی: در سرزمین پیامبران، بر همهی ولیها و شخصیتهای والای الهی، بهترین و بالاترین مقام و افتخار قرار گرفته است.
ای بشاگردیت فخر جبرئیلوی ترا مادح شده ربّ جلیل
هوش مصنوعی: ای کسی که به بشاگردیت افتخار جبرئیل هستی و پروردگار بزرگ تو را ستایشگر شده است.
ای تو خود مظهر عجایب آمدهای بهر دو کون غالب آمده
هوش مصنوعی: تو خود تجسم شگفتیها هستی و برای تسلط بر هر دو جهان به اینجا آمدهای.
ای بهر دو کون فرمانت روانای شده حکمت روان درملک جان
هوش مصنوعی: ای تو که برای دو جهان، فرماندهی و سلطنت حکمت در جان تو جاری است.
ای ترا جنّ و پری جویا شدهای به انسان در زبان گویا شده
هوش مصنوعی: تو که جنی و پری را در جستجوی خویش یافتی، به زبان انسان درآمدهای و در کلام او ظاهر شدهای.
ای ترا نشناخته قاضی شهرخود باو راند شریعت تیغ قهر
هوش مصنوعی: تو که قاضی شهر هستی و به من رحم نمیکنی، نمیدانی که من کی هستم و فقط بر اساس قوانین بیرحمانهات حکم میکنی.
ای ترا نشناخته مفتی ماعاقبت گیرد ورا نار بلا
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا نمیشناسی، سرانجام بلا به سراغ تو خواهد آمد.
ای ترا نشناخته ناپاک زادز آنکه او بوده ز قوم و نسل عاد
هوش مصنوعی: تو که مرا نشناختهای، ناپاک زادهای، زیرا که از قوم و نسل عاد هستی.
ای ترا نشناخته جز عاشقانخود ترا نشناخته جز صالحان
هوش مصنوعی: تو را فقط عاشقان و نیکان شناختهاند و جز آنها کسی تو را نمیشناسد.
ای ترا نشناخته جز مرد حقغیر این معنی نخواندم من سبق
هوش مصنوعی: ای کسی که جز مردان حق را نشناختهام، من غیر از این معنی را نخواندهام.
ای ترا نشناخته جز حقّ کسیزآنکه حقّ رفتی و حق گفتی بسی
هوش مصنوعی: ای کسی که جز حقیقت نتوانستهام تو را بشناسم، چرا که تو حقیقت را رفتی و حقیقت را بیان کردی بسیار.
ای ترا نشناخته جز مصطفیمصطفی دیده به معراجت لقا
هوش مصنوعی: ای کسی که جز راهنمایی پیامبر، کسی را نشناختهای، فقط در معراج تو با خدای خود ملاقات خواهی کرد.
ای ترا نشناخته جز اهل دردزآنکه ایشانند خود مردان مرد
هوش مصنوعی: تنها کسانی که به عمق درد و رنج آشنا هستند، میتوانند تو را بشناسند؛ زیرا آنها هستند که واقعاً مردان حقیقی و شجاعی به حساب میآیند.
ای ترا نشناخته جز اهل راززآنکه ایشانند دایم در نیاز
هوش مصنوعی: تنها کسانی که در جستجوی حقیقت و درک عمیق هستند، تو را به طور واقعی میشناسند و آنها همیشه به تو نیازمندند.
ای ترا نشناخته جز عارفییامگر در کوی وحدت واقفی
هوش مصنوعی: کسی تو را نمیشناسد جز عارفی که در راه عرفان و وحدت با تو آشناست.
ای ترا نشناخته جز کاملانبهر دیدارت ستاده حاملان
هوش مصنوعی: تنها افرادی که به کمال رسیدهاند، برای دیدن تو آماده و ایستادهاند، زیرا هیچکس جز آنها تو را به درستی نمیشناسد.
ای دو عالم را شده مقصود، تووی بمعنی عارفِ معبود، تو
هوش مصنوعی: ای کسی که در دو جهان هدف و مقصود قرار گرفتهای، تو به معنای واقعی عارف و متوجهٔ خدا هستی.
ای ربوده هستی منصور راجام مستی داده او را بر ملا
هوش مصنوعی: ای خداوند، منصور را که در خفا بود، با جامی از مستی و سرخوشی آشکار کردی.
ای تو کرده یک نظر در چشم اوخود اناالحق گشتهٔ بر اسم او
هوش مصنوعی: ای تو که با یک نگاه به چشمان او، خود را به حقیقت وجودی او در دنیا شناساندهای.
ای بمکّه کرده در اوّل ظهوروی بآخر در نجف دریای نور
هوش مصنوعی: ای که در مکّه ظهور کردی و در نهایت در نجف، همچون دریای نور میدرخشی.
ای تو در معنی ظهور مصطفیوی تو در صورت لقای مصطفی
هوش مصنوعی: تو در عمق معنا و حقیقت، نشانهی پیامبر هستی و در چهره و ظاهر خود، نمایانگر اویی.
ای دل عطّار از نام تو پرجان عطّار است از جام تو پر
هوش مصنوعی: ای دل، شعور و احساس عطّار از نام تو زنده و پرنشاط است و دل او از وجود تو سرشار میشود.
ای تو گشته واقف دلها بنوردارم از نور ولایت بس حضور
هوش مصنوعی: ای کسی که به دلها آگاهی و دانش داری، من از نور ولایت، نوری درونی دارم که همیشه در کنار من است.
چون دلم را ساختی سلطان نشیننور ایمانی بیا در جان نشین
هوش مصنوعی: وقتی که دل مرا پر از نور ایمان کردی، بیا و در جان من ساکن شو.
چون مرابرداشتی ای بحر نوربرمدار از من نظر تا نفخ صور
هوش مصنوعی: زمانی که تو مرا از خودت برمیداری ای دریاى نور، بر من چشمپوشى نکن و تا زمان انفجار صور به من نگاه کن.
ختم کن عطار این اسرار رادر دلت میدار این انوار را
هوش مصنوعی: عطار این رازها را به پایان میبرد، اما در دل خود این نورها را نگهدار.