بخش ۷۸ - در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید
هوش مصنوعی: قصیدهای که ارائه شده، حال و احوالاتی را توصیف میکند که شاعر در دوران کودکی و رنجهای بیماری و ضعف خود تجربه کرده است. او از عواطف و دردهای عمیق خود میگوید و از عشق مادر و امید پدر به بهبودیاش یاد میکند.
سپس شاعر به ملاقات با یک روح الهی یا شاهی مقدس اشاره میکند که او را از درد و رنج نجات میدهد و به او امید و بصیرت میبخشد. این روح به او میگوید که او باید محبت و عشق به حق را در زندگیاش جستجو کند و به دنبال معنای عمیق زندگی باشد.
عطار، شاعر، به تأمل در معنای عشق و ارادت به خداوند و اولیا میپردازد و اینکه این عشق باعث پاکی و روشنی دل انسان میشود. او در پایان به اهمیت محبت به اهل بیت و حیدر (علیبنابیطالب) اشاره میکند و بر لزوم جستجوی حقیقت و رهایی از تقلید تأکید میورزد. در واقع، این شعر دعوتی به عشق ورزیدن به پاکان و رهایی از کینه و دشمنیهاست و بر ضرورت شناخت حقیقی خدا و اولیای او تأکید دارد.
بودم اندر تون بوقت کودکیداده از کف رشتهٔ آسودگی
هوش مصنوعی: در دوران کودکی، در دنیای تجربه و یادگیری بودم و احساس آرامش و راحتی را از دست دادهام.
زار و بیمار و ضعیف و ناتوانمانده از من یک رمق از نیم جان
هوش مصنوعی: من حالا به شدت احساس ضعف و بیماری میکنم و به اندازهای خسته و ناتوان شدهام که فقط کمی از زندگی در من باقی مانده است.
هشت ماه متّصل بیمار و زاربودم افتاده بکنجی سوگوار
هوش مصنوعی: هشت ماه به طور مداوم بیمار و ناتوان بودم و در گوشهای افتاده و غمگین به سر میبردم.
همچونی بگداخته اعضای منرفته بود از کار سر تا پای من
هوش مصنوعی: بدن من به شدت درد میکرد و همهی اعضای وجودم از کار افتاده بودند و دیگر کارایی نداشتند.
مادر از جانم طمع ببریده بوددر جنان حالم پدر هم دیده بود
هوش مصنوعی: مادر به خاطر خوشحالیام از زندگیام در بهشت، آرزوهایش را کنار گذاشته بود و پدر هم این حال و وضع مرا تماشا کرده بود.
جان خویشان جمله در درد و محنساختندی از برای من کفن
هوش مصنوعی: همهی خویشان برای من زحمت و مشکلات زیادی را تحمل کردند و در این راه همچون کفن برای من sacrifices کردند.
ناگهم ضعف غریبی در ربودمادرم ز آن جامه پاره کرده بود
هوش مصنوعی: ناگهان، حس کردن یک ضعف و ناتوانی ناشناخته در من به وجود آمد که مادر من به خاطر آن، لباس پارهای از تن کرده بود.
چون زخود رفتم بزاریدم بسیدیدم آخر خوش به بالینم کسی
هوش مصنوعی: وقتی از خودم فاصله گرفتم و به دنیای دیگر رفتم، به وضوح دیدم که در نهایت کسی بر بالین من آرام نشسته است.
گفت ای کودک نترسی ز آنکه منهمچو جان باشم ترا اندر بدن
هوش مصنوعی: گفت: ای کودک، نترس از اینکه من مانند جان هستم برای تو در این بدن.
میکنم درد ترا اینک دواتابگوئی در جهان اسرار ما
هوش مصنوعی: من حالا درد تو را درمان میکنم، فقط بگو در این دنیا رازهای ما چیست؟
من ترا حالی ببخشم از کرمتا شوی در پیش دانا محترم
هوش مصنوعی: من به خاطر لطف و kindness خودم حالتی به تو میدهم که در نظر افراد با دانش و آگاه، ارزشمند و محترم بشوی.
درجهان گفت تو گردد همچو دربحر و برگردد از آن دُر جمله پر
هوش مصنوعی: در این دنیا تو مانند دریا خواهی شد و تمام زیورهای گرانبها از آن بیرون خواهد آمد.
بعد از آن مالید دست خود بمنزآن یدالله خوانمش در انجمن
هوش مصنوعی: بعد از آنکه دستش را به سمت من دراز کرد، او را به عنوان نماینده خداوند در میان جمع معرفی کردم.
اندر آن حالت مرا امید آنتا کند آن شه بمن اسمش عیان
هوش مصنوعی: در آن حال، به من امید میداد که آن پادشاه نامش را بر من آشکار کند.
گفت ای عطّار خواهی نام منگویمت تاتو بنوشی جام من
هوش مصنوعی: عطار، اگر خواستی نام مرا بگویید، پس بنوشید از نوشیدنی من.
نام تو عطّار و نام من علی استهرکه دارد حبّ من در جان ولی است
هوش مصنوعی: نام تو عطّار است و نام من علی. هر کسی که در دلش عشق من باشد، به راستی از دوستان و اولیای من به شمار میآید.
هستم اندر قرب حقّ از واصلانخود مرا میدان تو شاه مقبلان
هوش مصنوعی: من در نزدیکی حق قرار دارم، مانند کسانی که به او وصل شدهاند، پس تو مرا بشناس، ای پادشاهی که به سوی تو روی میآوردند.
این بگفت و شد روان آن شاه زودسوختم بر آتش شوقش چو عود
هوش مصنوعی: او این را گفت و بلافاصله روح آن پادشاه به پرواز درآمد، من هم مانند چوب عود بر آتش اشتیاقش سوختم.
شد عرق بر من روان چون آب جویگشت پیدادر تن من رنگ و بوی
هوش مصنوعی: عرق بر بدن من جاری شد، همانند آب جوی. حالا در بدنم رنگ و بوی خاصی پیدا شده است.
جمله گفتند این عرق از مرگ زادگفتم ای یاران شما باشید شاد
هوش مصنوعی: همه گفتند که این نوشیدنی از مرگ به وجود آمده است، اما من گفتم ای دوستان، شما شاد باشید.
خود مرا جانی ز جانان آمدهپیش من شاه سلیمان آمده
هوش مصنوعی: جان من از جانب محبوبی به سوی من آمده است، گویا که شاه سلیمان به ملاقات من آمده است.
من ز راه مرگ رخ برتافتماز دم عیسی دمی جان یافتم
هوش مصنوعی: به خاطر زحمت و سختیهایی که کشیدم، زندگیام را از نو شروع کردم و با به دست آوردن این تجربه، به حس حیات و طراوت دست یافتم.
خود مرا حق داد جان نو ز نورمن ندارم ذوق رضوان و قصور
هوش مصنوعی: خودم را محق میدانم که این زندگی نو و روشن را دارم؛ اما از لذتهای بهشت و زیباییهای آن بیبهرهام.
خود مرا شاه ولایت پیش خوانداز سگان آستان خویش خواند
هوش مصنوعی: شاه ولایت مرا به حضور پذیرفت و از دربانان خود به حساب آورد.
من غلامی از غلامان ویمخاک راه دوستاران ویم
هوش مصنوعی: من یکی از خادمان او هستم و به عنوان پیروان او در خدمت عشق و دوستیام.
من که عطّارم ز بحرش قطرهٔپیش خورشید ویم چون ذرّهٔ
هوش مصنوعی: من عطّار هستم و مانند یک قطره از دریا، در مقابل تابش خورشید کوچک و ناچیز به نظر میآیم.
زین حکایت جان ایشان شاد شدخانهٔ ایمانشان آباد شد
هوش مصنوعی: از این داستان، روح آنان شاداب گشت و خانهٔ ایمانشان رونق پیدا کرد.
جمله میراندند با هم این پیامشد زیاده اعتقاد خاص و عام
هوش مصنوعی: همه آنها با هم این پیام را به گوش مردم رساندند که ایمان و اعتقاد به این موضوع در میان همه مردم، اعم از خاص و عام، افزایش یافته است.
قرب صد سال است و کسری زین سخنکو نشسته در میان جان من
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که این احساس در درون من وجود دارد و همچنان کسی نیست که بتواند آن را درک کند.
من ز لطف او بحق بینا شدممن ز نطق او بحق گویا شدم
هوش مصنوعی: من به واسطه رحمت او با بصیرت و درک درست شدم و به خاطر سخن او توانستم به درستی صحبت کنم.
من زخاک پای او برخاستمملک دنیا را بنطق آراستم
هوش مصنوعی: من از خاک پای او سر بلند کردم و با کلام خود، دنیا را سامان دادم.
چون مرا عطار خواند آن شاه جانمن شدم عطّار در ملک جهان
هوش مصنوعی: وقتی که عطار مرا دعوت کرد، من به روح و جان او تبدیل شدم و در جهان به عنوان عطّار شناخته شدم.
خود پدر چون جدّ من عطّار بودنسبتش از فرقهٔ انصار بود
هوش مصنوعی: پدر من نیز مانند جد بزرگوارم عطّار بود و او نسبت به فرقهٔ انصار تعلق داشت.
من شدم عطّار در ملک سخنعالمی پر شد ز عطّار من
هوش مصنوعی: من به یک عطار تبدیل شدم که در سرزمین شعر و ادب به کار خود مشغولم و از آثارم همه جا پر شده است.
من شدم غوّاص معنیّ کلامملک معنی ختم شد بر من تمام
هوش مصنوعی: من به عمق معانی کلمات و مفاهیم پی بردم و به جایی رسیدم که همه معانی و مفهومها در وجود من جمع شده است.
داد چون عطّار را نورو ضیاشد معطّر عالم از عطر وفا
هوش مصنوعی: زمانی که عطّار به حقایق و نور واقعی دست پیدا کرد، عطر و بوی وفا در تمام عالم پخش شد و همه جا را معطر کرد.
دین و دنیایم ازو روشن شدهباغ جان و دل از او گلشن شده
هوش مصنوعی: زندگی و اعتقادات من به واسطه او روشن شده و روح و احساسات من مانند یک باغ سرسبز و پرگل شده است.
ای ترا عطّار جویا آمدهمهرت اندر وی هویدا آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که عطّار به دنبالت آمده، محبت تو در وجودت به وضوح نمایان است.
ای تو نور مظهر و اسرار غیبسربرآورده تو پاکان را ز حبیب
هوش مصنوعی: ای تو روشنایی که مظهر رازهای نهفته هستی، تو که از محبت پاکان و دوستداران بیرون آمدهای.
ای که عقل کلّ ز تو حیران شدهعشق در کوی تو سرگردان شده
هوش مصنوعی: ای کسی که عقل کل از وجود تو شگفتزده شده و عشق در مسیر تو گیج و پریشان گشته است.
هرکه را لطف تو کرد از اهل دیداو جنید وقت گشت و بایزید
هوش مصنوعی: هر کسی که از محبت تو بهرهمند شود، همچون جنید و بایزید در علم و معرفت رشد میکند.
درولایت انبیا را راهبردرهدایت اولیا را تاج سر
هوش مصنوعی: در مسیر هدایت، پیامبران راهنمایی میکنند و اولیا (خالصان) را همچون تاجی بر سر دارند.
معنی تو همره هر کس که بوداو زمیدان گوی معنی را ربود
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار تو باشد، معنی و مفهوم واقعی تو را از تو میگیرد و به خود نسبت میدهد.
ای که عقل کل ز تو حیران شدهعشق درکوی تو سرگردان شده
هوش مصنوعی: ای کسی که عقل و دانش همه در برابر تو حیران ماندهاند، عشق در کوی تو مانند یک سرگردان بیهدف به دنبال تو میگردد.
صدهزاران همچو عطّار این زمانگشته همچون پشّه پیشت بیزبان
هوش مصنوعی: در این زمان، هزاران نفر مانند عطّار به دور تو میچرخند، اما مانند مگسها از خود بیزبان و بیسخن هستند.
من چه گویم تا کنم اثبات توحقّ تواند گفت وصفت ذات تو
هوش مصنوعی: من چه بگویم تا حقیقت تو را اثبات کنم، میتوانی درباره وصف وجود تو سخن بگویی.
حبّش ایمان شد بهر دل راه یافتهمچو خورشید است کو بر ماه تافت
هوش مصنوعی: عشق او به من موجب ایمان و اعتقاد شد و به قلبم راه یافت، مانند خورشیدی که بر ماه میتابد.
گر تو خواهی جان انور باشدتسرّ نگه میدارتا سرّ باشدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جان تو گرامی باشد، راز عشق تو را پنهان نگهدار.
اولیا با مهرش ایمان داشتندلاجرم از خلق پنهان داشتند
هوش مصنوعی: اولیا به عشق و محبت خود ایمان داشتند و به همین دلیل از مردم و دنیا مخفی بودند.
نور پاکش بر دل پاکان بتافتزآن بحق دلهای پاکان راه یافت
هوش مصنوعی: نور پاک او بر دلهای پاکان تابید و به حق، دلهای پاکان را به مسیر راست هدایت کرد.
تافت نورش بر جنید و بایزیدز آن سبب گشتند در عالم وحید
هوش مصنوعی: نور او بر جنید و بایزید تابید و به همین دلیل، آنها در دنیا به مقام یگانگی رسیدند.
هرکه او چون بوذر و قنبر بودپاک طینت لاجرم سرور بود
هوش مصنوعی: هر کس که مانند بوذر و قنبر از نفس پاک و دل پاکی برخوردار باشد، به یقین شخصیت والایی خواهد داشت و محترم و مورد احترام خواهد بود.
نور او چون بر دل بصری بتافتچون کمیل او جانب حق راه یافت
هوش مصنوعی: نور او مانند نوری است که بر دل بصیرتی میتابد و به کسانی که به او ایمان دارند، مانند کمیل، مسیر حقیقت را نشان میدهد.
هرکه از مهرش مکرّم میشودهمچو ابراهیم ادهم میشود
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و محبت او گرامی داشته شود، مانند ابراهیم ادهم بزرگوار میشود.
گاه ذوالنّون را شده یار و رفیقگه شد همراه نورش با شقیق
هوش مصنوعی: گاهی ذوالنون (ابنعطا) یار و همدمی پیدا کرده، و زمانی نور او با شقیق (یکی از دوستان یا مریدان) همراه شده است.
که حبیبی را نوازد از عجمگاه طائی راکند او محترم
هوش مصنوعی: دوستی را نوازش میکند که از دیار غیر عرب آمده و در اوقات خاصی به او احترام میگذارد.
گاه معروف و سرّی و گه جنیدگاه چون نورّی و شبلی کرده صید
هوش مصنوعی: گاهی به نام و شناخته شده است و گاهی در حالتی پنهان، مانند جنید؛ و زمانی همچون نور، یا شبیلی (شبیلی اشاره به یکی از صوفیان معروف دارد) به شکار میپردازد.
بوتراب و شیخ یحیی و معاذجمله را بوده است او میر و ملاذ
هوش مصنوعی: بوتراب و شیخ یحیی و معاذ، هر سه از بزرگانی هستند که او (شخص مورد نظر) رهبری و هدایت این افراد را بر عهده داشته است.
شه شجاع و یوسف و ابن حسینیافتند از نور مهرش زیب و زین
هوش مصنوعی: شجاعت و زیبایی نصیب شاهان و شخصیتهای بزرگ مانند یوسف و امام حسین شده است، که این زیبایی و زینت به خاطر نور محبت و عشق اوست.
احمد عاصم ابوسفیان ثورزو همه گشتند مشهوران دور
هوش مصنوعی: احمد عاصم ابوسفیان ثور به معروفیت و شهرت جهانی دست یافت و نام او در بین مردم پراکنده شد.
گاه چون عبدالله ابن جلاداده سهل آئینهٔ دل را جلا
هوش مصنوعی: گاهی دل انسان مانند آئینهای صاف و شفاف میشود، که نیاز به جلا و تمیزی دارد تا نور حقیقت و زیبایی را بهتر منعکس کند.
احمد حوّاری و فضل و بشرهمحافی و نامی شدند و محترم
هوش مصنوعی: احمد حواری و فضل و بشر به مقام و اعتبار رسیدند و در میان مردم به نام و احترام شناخته شدند.
بوعلی دقّاق و بوالقاسم قشیرهمچو نصر آبادیش بوده نصیر
هوش مصنوعی: بوعلی دقاق و بوالقاسم قشیر مانند نصر آبادیش بودهاند، نصیر. این جمله به این معناست که دو شخصیت مشهور در علم و فلسفه، به گونهای شبیه به همدیگر بودهاند و دارای ویژگیها یا قابلیتهای مشابهی هستند.
همچو بویعقوب پیر نهر جورداده با او خضر و دیده فیض و نور
هوش مصنوعی: مانند بوی یعقوب که به خاطر اشکها و غم خود آرامش را تجربه کرده است، نهرهایی از خیر و نعمت بر او جاری شده و به همراه خضر، روشنایی و فیض را مشاهده میکند.
پیر حاجات از غلامان وی استخواجه عبدالله هم زان وی است
هوش مصنوعی: سدهرها و نیازهای مردم به دست پیر و مراد و کسی که در آن مقام است، برآورده میشود و خواجه عبدالله نیز از همان گروه است.
بوده بویعقوب و بوالفضل حسنهمچو عبدالله مبارک زو علن
هوش مصنوعی: یعقوب و ابوالفضل حسن به اندازه عبدالله، که شخصیتی خوشنام و مغتنم است، درخشان و بزرگوارند.
تافت نوری بر دل منصور ازوعالمی شد زان نواپرنور ازو
هوش مصنوعی: نور روشنی بر دل منصور تابید و به واسطهی آن، جهانی نو و پر از روشنی به وجود آمد.
حفص حداد و دگر خیری بدورکردهاند از مهر او میری بدور
هوش مصنوعی: حفص حداد و دیگران از محبت او دور شدهاند و از خوبیهای او بهرهمند نیستند.
بوسعید بن ابوالخیر آن زمانلاف مهرش زد بجنّت برد جان
هوش مصنوعی: بوسعید بن ابوالخیر در آن زمان به خاطر عشق و محبتش خود را به بهشت نزدیک میدانست و جانش به وجد آمده بود.
بو نجیب سهروردی و شهابخوردهاند از جام مهر او شراب
هوش مصنوعی: روح نیکسرشت سهروردی و ستاره درخشان آسمان از عشق و محبت او نوشیدهاند.
هرکه از مهرش بحق گویا شدههمچو نجم الدّین ما کبری شده
هوش مصنوعی: هر کس که به محبت او راستگو و درست عمل کرده، مانند نجمالدین ما بزرگ و باعظمت شده است.
بوده مجدالدّین و سعدالدّین مدامچون علی لالابجان او را غلام
هوش مصنوعی: مجدالدین و سعدالدین همواره مانند علی لالا، به خدمت او آمده و در کنارش بودهاند.
سیف با خرزی دگر بابا کمالیافتند از فیض جود او کمال
هوش مصنوعی: سیف و خرز از لطف و بخشش او به کمال و نوجوانی رسیدند.
هرکه مهرش داشت او خاموش بوداین سخن تا این زمان سرپوش بود
هوش مصنوعی: هر کسی که علاقهای به او داشت، در این موضوع سکوت کرده بود و این صحبت هنوز هم پنهان است.
این زمان کرد اوعیان اسرار راتو بدین تهمت مکن عطار را
هوش مصنوعی: این زمان، کسی به کشف و درک عمیق اسرار دست یافته است؛ پس به این دلیل، عطار را مورد اتهام قرار نده.
هرکه راهی یافت اندر راه حقشد ز نور مهر او آگاه حق
هوش مصنوعی: هر کس که در مسیر حق گام بردارد، از نور و مهر خداوند آگاه میشود.
جان ما از مهر او پر نور شدخاک نیشابور از او پرنور شد
هوش مصنوعی: محبت او زندگی ما را روشن و پرانرژی کرده است، همچنان که خاک نیشابور نیز به خاطر او نورانی و با ارزش شده است.
هرکه دارد حبّ حیدر راه یافتهمچو خورشیدی که او بر ماه تافت
هوش مصنوعی: هرکس که عشق علی را در دل دارد، به راه سعادت میرسد و همچون خورشید، به برکت وجودش بر دیگران میتابد.
هرکه دارد حبّ او ایمان بردکی ازو ایمان و دین شیطان برد
هوش مصنوعی: هرکسی که محبت او را دارد، ایمان خواهد آورد، زیرا هیچکس نمیتواند از او ایمان و دین را به شیطان منتقل کند.
هرکه دارد حبّ او سلمانماستاو چو شمعی در میان جان ماست
هوش مصنوعی: هر کس که دوستدار او باشد، مانند سلمان ماست و او همچون شمعی در دل ما میدرخشد.
هر که دارد حبّ او بوذر بودهمدم عمّار با قنبر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت او را در دل دارد، همراه بوذر و عمّار خواهد بود و با قنبر نیز خواهد بود.
هرکه دارد حبّ او عمّار شداو براه خواجهٔ عطار شد
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت خداوند را در دل دارد، مانند عمّار به راه پیشوای عطار میرود و به خدمت او در میآید.
هرکه دارد حبّ او دل زنده استدر میان واصلان فرخنده است
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق او را دارد، دلش زنده است و در میان کسانی که به او رسیدهاند، خوشبخت است.
هرکه دارد حبّ او آزاد شدکفر و ظلم او همه بر باد شد
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق او را در دل دارد، از بند کفر و ظلم رهایی مییابد و همه ستمها و نارساییها به باد میروند.
هر که دارد حبّ او شاهی کندحکم او از ماه تا ماهی کند
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق او را در دل دارد، مانند یک پادشاه میشود و فرمانش میتواند از یک ماه تا یک ماه دیگر برقرار باشد.
رو منافق بد مگو درویش راچون مسلمان میشماری خویش را
هوش مصنوعی: بدگویی در مورد منافق را به درویش نکن، زیرا خود را از مسلمانان میدانی.
چون تو امروزی نرفتی سوی اوچون توانی دید فردا روی او
هوش مصنوعی: اگر تو امروز به سوی او نروی، چگونه میتوانی در آینده چهرهاش را ببینی؟
روز حشرت خود زبان الکن شودخود دوعالم بر تو یک گلخن شود
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی انسانها به حساب و کتاب اعمالشان رسیدگی میشود، زبانها به زودی بند میآید و هیچ کس نمیتواند سخن بگوید. در آن لحظه، تمام زندگی دنیوی و آخرتی انسان به مانند یک کوره آتشین خواهد بود.
جامهٔ بغض و عداوت دوختیتو زبغضش در جهنم سوختی
هوش مصنوعی: تو به دشمنی و کینهتوزی لباس پوشیدی و به خاطر همین کینهات در جهنم عذاب میکشی.
هر که دارد حبّ او از اتقیاسترافضی گوئی تو او راکی رواست
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت او را در دل دارد، اگر به او نسبت رافضی بدهی، درست نیست.
بهر این گفتن تو ملعون رفتهٔاز مسلمانی تو بیرون رفتهٔ
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو این حرف را گفتهای، همچون کسی ملعون شدهای و از حالت مسلمانی خارج شدهای.
هرکه مؤمن را بگوید رافضیدان که او بیشبهه باشد ارفضی
هوش مصنوعی: هر کسی که به مؤمن بگوید «رافضی» باید بداند که خودش به طور قطع از جمله ارفاضیان است.
رفض برگشتن بود از راه حقخود تو برگشتی ز راه شاه حق
هوش مصنوعی: بازگشت به حق به معنای دوری از آن است، و تو هم از مسیر اصلی خود دور شدی.
خارجی گشتی مسلمانی مجودر دل خود نور ایمانی مجو
هوش مصنوعی: اگر کسی به ظاهر مسلمان باشد، ولی در درون خود ایمان نداشته باشد، نباید انتظار داشته باشد که واقعاً مسلمان باشد.
خارجی را غیر دوزخ جای نیستخارجی را سوی جنّت پای نیست
هوش مصنوعی: هیچ مکانی جز دوزخ برای شخص بیگانه وجود ندارد و او را به بهشت راهی نیست.
خارجی رانده شده از پیش شاهاو شده در صورت و معنی تباه
هوش مصنوعی: انسانی که از نظر اجتماعی یا موقعیت از دربار طرد شده است، در ظاهر و باطن خود دچار زوال و نابودی شده است.
ای برادر تا شوی از اهل دیدتو گریزان شو از این قوم پلید
هوش مصنوعی: ای برادر، برای این که از افرادی که به حقیقت نمیرسند و بد هستند دور باشی، باید از جماعت ناپاک و پلید فاصله بگیری.
خارجی و ناصبی خود مردهاندبیشک ایشان را بدوزخ بردهاند
هوش مصنوعی: این افراد خارجی و ناصبی که خودشان را از حقیقت دور کردهاند، به طور قطع، به هلاکت رسیدهاند و به دوزخ خواهند رفت.
راه مردان گیر و مرد مرد شوبا محبّان باش و اهل درد شو
هوش مصنوعی: راه را از مردان واقعی بیاموز و خود نیز به صف آنها بپیوند. با دوستداران و کسانی که درد را درک میکنند، معاشرت کن و در کنار آنها قرار بگیر.
ای برادر تا شوی تو مرد دینذرّهٔ پیدا کنی تودرد دین
هوش مصنوعی: ای برادر، تا زمانی که به مردی حقیقت دین نرسیدهای، هیچ چیزی در درون تو برای درک این دین وجود ندارد.
خوش درآ در راه مردان مردوارتا کنم من بر تو معنیها نثار
هوش مصنوعی: به ما بیاموز تا بتوانیم مانند مردان نیکوکار عمل کنیم و من هم بتوانم معانی و مفاهیم زیادی را برای تو به نمایش بگذارم.
اول معنیم حبّ حیدر استزانکه از وی نور معنی انور است
هوش مصنوعی: من ابتدا عاشق حیدر هستم، زیرا از او نور و معنای روشن و روشنی دریافت میکنم.
معنی من حبّ شاه اولیاستمعنی من درّ دریای خداست
هوش مصنوعی: محبت من به اولیا و پادشاهان الهی را نشان میدهد و همچنین نشاندهندهی عظمت و ارزش وجود من، مانند گوهری در دل دریای خداست.
معنی من نور غیبی یافتهمعنی من زین و زیبی یافته
هوش مصنوعی: من به فهم و دانشی عمیق دست یافتهام که از دنیای غیب نشأت میگیرد و این فهم برای من زیبایی و جذابیت خاصی به ارمغان آورده است.
اول معنیم نور انّماستآخر معنیم تاج هل اتی است
هوش مصنوعی: من در ابتدا به نور و روشنایی اشاره میکنم و در انتها به تاجی که در آینده خواهد آمد.
اول معنیم علمش آمدهآخر معنیم حلمش آمده
هوش مصنوعی: علم در ابتدا به من نمایان شده، و در پایان، آدمیتم با حلم و بردباری همراه شده است.
اول معنیم اسرار الاهآخر معنیم از ماهی بماه
هوش مصنوعی: در آغاز، مفاهیم عمیق و رازهای الهی را در دل دارم و در نهایت، شبیه ماهی هستم که به سمت نور ماه حرکت میکند.
اول معنیم بر عالم زدهآخر معنیم بر آدم زده
هوش مصنوعی: اولین مفهوم من بر عالم و جهان تاثیر میگذارد و در نهایت، نتیجهام بر انسانها اثر میگذارد.
اول معنیم نامش در نظرآخر معنیم مهرش راهبر
هوش مصنوعی: در ابتدا، نام من در خاطرههاست و در نهایت، عشق او راهنمای من خواهد بود.
اول معنیم آیات کلامآخر معنیم می داده ز جام
هوش مصنوعی: اولین باری که معانی آیات قرآن را درک کردم، مانند آن بود که از جامی پر از معرفت و دانش نوشیدم.
اول معنیم آمد حبّ شاهآخر معنیم اسرار اله
هوش مصنوعی: ابتدا عشق و محبت پادشاهی در دل من حضور داشت، و در نهایت، حقایق و اسرار الهی برایم نمایان شد.
اول معنیم کوی او وطنآخر معنی بهشت ذوالمنن
هوش مصنوعی: ابتدای وجودم در سایهٔ عشق اوست و در انتها، تحقق آرزوهایم در بهشتی است که او فراهم میآورد.
اول معنیم گفتار رسولآخر معنیم اولاد بتول
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که نخستین معنا و مفهوم را کسی میگوید که پیامبر بوده و در نهایت آن معنا به فرزندان بانوی پاک و معصوم میرسد. به عبارت دیگر، ابتدا چیست و به کجا ختم میشود.
اول معنیم پنهان آمدهآخر معنیم در جان آمده
هوش مصنوعی: معنای اصلی من در ابتدا به صورت پنهان وجود دارد و در انتها به عمق وجود انسانها رسوخ کرده است.
اول معنیم داده جان بتنآخر معنیم او گفته سخن
هوش مصنوعی: در آغاز، مفهوم وجودم به جسمم داده شده و در نهایت، معنی واقعی من از سخنانی که او گفته است، هویدا میشود.
اول معنیم شاه لو کشفآخر معنیم نور من عرف
هوش مصنوعی: اولین مفهوم من، مانند یک پادشاه است که حقیقت را فاش میکند و آخرین مفهوم من، مانند نوری است که فقط کسی میتواند آن را درک کند که به معرفت رسیده باشد.
اول معنیم او رهبر شدهآخر معنیم او سرور شده
هوش مصنوعی: در ابتدا، من به اوج معنایی رسیدم که به رهبری و هدایت دست یافتم و در انتها، به مقام ارجمند سروری نائل شدم.
اول معنیم او نطق زبانستآخر معنیم او شرح و بیانست
هوش مصنوعی: من در ابتدا مفهومم کلام و گفتار است و در نهایت معنای حقیقیام تفسیر و توضیح میباشد.
اول معنیم شرح جفر اوآخر معنیم نهجش گفت و گو
هوش مصنوعی: اول من، تفسیر و توضیح علم جفر است و در نهایت، نهجالبلاغه را بیان میکنم.
اول معنیم با او شد ودادآخر معنیم غیرش شد زیاد
هوش مصنوعی: اولین معنای من با او شکل گرفت و در نهایت معنای آخرم به غیر او تبدیل شد و افزایش یافت.
اول معنیم داده جام عشقآخر معنیم بند و دام عشق
هوش مصنوعی: در ابتدا عشق به من معنای زندگی و شادی را بخشید، اما در نهایت من را در قید و بند عشق گرفتار کرد.
اول معنیم علم آموختهآخر معنیم ایمان سوخته
هوش مصنوعی: در ابتدا، دانش و اطلاعاتی را کسب کردهام، اما در انتها، ایمان و اعتقاداتم از بین رفته است.
اول این ایمان تقلیدی بسوزتا کند ایمان تحقیقت بروز
هوش مصنوعی: ابتدا باورهای تقلیدی خود را از بین ببر تا ایمان حقیقی و ژرفی در وجودت ظهور پیدا کند.
تو ازین تقلید بگذر همچو منزانکه تقلیدت نیارد جان بتن
هوش مصنوعی: از الگوها و شبیهسازیهای بیهوده عبور کن، چرا که این تقلیدها روح تو را به زندگی نمیآورد.
چون نرفتی راه افتادی چو زنای مقلد راه مهر او مزن
هوش مصنوعی: اگر هنوز به سفر نرفتهای، همچون زنی فعل و انفعال نکن. ای مقلد، تنها به دنبال محبت او نرو.
مهر او درهر دلی کآمد فرودان که چون خورشید میتابد ازو
هوش مصنوعی: هر دلی که محبت او در آن راه یافته، بدان که مانند تابش خورشید نور و روشنی میبخشد.
مهر او میدان که لاف و حرف نیستبهر مهر او ترا چون ظرف نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبت او را به گونهای درک کن که فقط گفتار و ادعا نیست. برای خاطر این محبت، تو مانند ظرفی هستی که میتواند آن را در خود جا دهد.
سینه را از قید آلایش بسوزدیده را ازدیدن صورت بدوز
هوش مصنوعی: دل خود را از هرگونه آلودگی پاک کن و چشمانت را از دیدن چهرههای زشت دور نگهدار.
بعد از آنی کار مردان پیشه کنروز وشب در جستجو اندیشه کن
هوش مصنوعی: پس از آن زمانی کار مردان را دنبال کن و پیوسته در فکراکتشاف و جستجو باش.
چون شوی صافی تمام از بهر اودل شود روشن ترا از مهر او
هوش مصنوعی: وقتی که دل از هر گونه آلودگی پاک شود، نور محبت او در آن تابیده و روشنایی میبخشد.
تو مگو مقبول گشتم ای فضولجهد کن تا او ترا سازد قبول
هوش مصنوعی: تو نگو که من مورد تایید قرار گرفتم، ای فضول! تلاش کن تا او (خدا) تو را قبول کند.