بخش ۱ - المقالة الاولی
هوش مصنوعی: در این متن، سالکی به حضور جبرییل میآید و از او درباره اسرار علوم و نقشهای در غیب سوال میکند. جبرییل او را به عنوان مهدی اسلام و هادی راهها معرفی میکند و تأکید میکند که او حامل وحی و رحمت الهی است. سالک از درد درون خود میگوید و از جبرییل راهحل میخواهد. جبرییل او را بهسوی خود هدایت میکند و میگوید که باید بر خود تمرکز کند و در دنیا به دنبال یاد خدا باشد. پیر راهبر همچنین تأکید میکند که یاد خدا مغز همه خیرات و برکات است و بدون یاد او، هیچ موجودی آزاد نیست. در نهایت، جبرییل پس از سالها طاعت و بندگی، به یاد خداوند میپردازد و بر اهمیت ذکر او تأکید میکند.
سالک آمد تا جناب جبرئیلهمچو موری مرده پیش ژنده پیل
هوش مصنوعی: سالک به سراغ جبرئیل آمد، در حالی که مانند موری مرده در برابر فیل زشت و کهنهای ایستاده بود.
گفت ای سلطان اسرار علومنقش غیب الغیب را جان تو موم
هوش مصنوعی: ای پادشاه دانشهای پنهان، روح تو همانند موم در برابر نقش و نگار غیب نرم و قابل تغییر است.
ای برادر خواندهٔ خیل رسلمهدی اسلام و هادی سبل
هوش مصنوعی: ای برادر، تو همانند جمعیتی بزرگ از پیامبران و مهدی اسلام هستی که راهنمایی را به انسانها نشان میدهی.
هم تو روح القدس و هم روح الامینهم امین وحی رب العالمین
هوش مصنوعی: تو همان روح القدس هستی و هم روح امانتدار، که امانتهای خداوند جهان را به درستی منتقل میکنی.
هم اولوالعزم از تو رفته پیش صفهم گرفته مرسلین از تو شرف
هوش مصنوعی: نخستین پیامبران بزرگ از تو پیشگام شدهاند و فرستادگان دیگر نیز با افتخار و جایگاه عالی از تو به صف آمدهاند.
حامل قرآن و تورات و زبورصد کتاب آورده از حق جمله نور
هوش مصنوعی: کتابهای آسمانی همچون قرآن، تورات و زبور، پیامهایی از حقیقت و نور را به انسانها منتقل کردهاند.
خانهٔ خاص تو خدر کبریامنزل پاک تو جان مصطفی
هوش مصنوعی: خانهای که مخصوص توست و در عظمتش قابل قیاس نیست، مکان پاکی است که جان مصطفی در آن اقامت دارد.
صد هزاران پر طاوسی تراستدر مقام قدس قدوسی تراست
هوش مصنوعی: به تعداد بسیار زیاد، زیبایی و شکوه پرهای طاووسی به تو تعلق دارد و در جایگاه مقدس، تو از همه مقدسات والاتر و پاکتر هستی.
انبیا را ترجمانی کردهٔشرح صد عالم معانی کردهٔ
هوش مصنوعی: پیامبران معانی عمیق و شگرفی دارند که میتوان آنها را به زبان ساده بیان کرد و شرح داد.
عاجزم وز خان و مان افتاده امبی سرو بن در جهان افتاده ام
هوش مصنوعی: من به شدت ناراحتم و از خانه و کاشانهام دور افتادهام، بدون سرپناه در این دنیا سرگردانم.
در دلم دردیست ار درمانش هستچارهء کن چون رگی باجانش هست
هوش مصنوعی: در دل من دردی وجود دارد و اگر راهی برای درمانش هست، لطفاً اقدام کن؛ زیرا این درد به جانم مرتبط است.
جبرئیلش گفت راه خویش گیردر سلامت رو صلاحی پیش گیر
هوش مصنوعی: فرشتهای به او گفت که مسیر خود را مشخص کند و با سلامتی به جلو برود و به دنبال خیر و نیکی باش.
ما درین دردیم همچون تو مدامتو برو خود درد ما ما را تمام
هوش مصنوعی: ما نیز همچون تو در گرفتاریم، اما تو به حال خودت برس و درد ما را فراموش کن.
یک مقام خاص دارم از هزاربیشتر زان نبودم یک ذره بار
هوش مصنوعی: من در جایی ویژه و با ارزشی قرار دارم که بالاتر از هر چیز دیگری است و به خاطر آن، حتی اگر یک ذره کمبود داشته باشم، برایم مهم نیست.
گر به انگشتی کنم زانجا گذرهمچو انگشتم بسوزد بال و پر
هوش مصنوعی: اگر به اندازه یک انگشت از آنجا عبور کنم، مثل اینکه بال و پرم بسوزد.
این دمم سدره ست باری منتهاتا کیم آید خبر از مبتدا
هوش مصنوعی: این لحظه برای من نقطه عطفی است، اما نمیدانم تا چه زمانی باید منتظر خبر از آغاز ماجرا بمانم.
بر من از هیبت که آید هر نفسشرح نتوان داد آن با هیچکس
هوش مصنوعی: هر بار که به عظمت و جلال او فکر میکنم، نمیتوانم آن را به هیچ کس توضیح دهم.
زانکه کس طاقت ندارد آن سماعزان کند هر دوجهان جان را وداع
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه هیچکس توانایی تحمل آن حال و حرکت را ندارد، هر دو جهان جان خود را وداع میکنند.
تا که حمال کلام او شدمذره ذره ز احترام او شدم
هوش مصنوعی: تا وقتی که بار سخنان او را بر دوش کشیدم، به خاطر احترام او کمکم به ذرهای از او تبدیل شدم.
نه توانم بار آن هرگز کشیدنه توانم ذل بی آن عز کشید
هوش مصنوعی: من نه میتوانم آن بار سنگین را تحمل کنم و نه میتوانم بدون آن احساس افتادگی و ذلت را داشته باشم.
زین همه هیبت که بر جان منستآنچه بس پیداست پنهان منست
هوش مصنوعی: از تمام این قدرت و بزرگی که بر جانم احساس میکنم، آنچه به وضوح مشخص است، در واقع چیزهایی است که در درونم پنهان است.
من نیم از خوف شاد او هنوزمی نیارم کرد یاد او هنوز
هوش مصنوعی: من هنوز از ترس او شاد نیستم و هنوز به یاد او هستم.
تو سر خود گیر کاینجا راه نیستورنه سر زن چون سرت آگاه نیست
هوش مصنوعی: آگاه باش که اینجا راهی وجود ندارد، پس اگر نمیدانی چه باید بکنی، خودت را بیهوده به زحمت ننداز.
سالک آمد پیش پیر راهبرقصهٔ خود بازگفتش سر بسر
هوش مصنوعی: سالک به پیش پیر راهنما رفت و داستان زندگیاش را کامل برای او بازگو کرد.
پیر گفتش هست جبریل امینروح یعنی امر رب العالمین
هوش مصنوعی: پیر به او گفت که روح قدسی، یعنی امر خداوند متعال، در وجود او هست.
ذرهٔ گر جبرئیلی بایدتامر را جانی سبیلی بایدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کارهای بزرگ و مهمی را انجام دهی، باید از روح و انرژی بالایی برخوردار باشی.
مدتی جبریل طاعت کرد و کارسال آن هفتاد ره هر یک هزار
هوش مصنوعی: مدتی فرشته جبریل به خدمت و اطاعت مشغول بود و در هر سال، هفتاد بار کارهایی انجام داد که هر بار هزار مورد بود.
تا خدا را یاد کردن زهره داشتپیش از آن دایم خموشی بهره داشت
هوش مصنوعی: قبل از آنکه انسان بتواند خدا را یاد کند، همیشه در سکوت و خاموشی به سر میبرد.
باز همچندان که اول کرد کارتا که حاجت خواه شد از کردگار
هوش مصنوعی: باز هم مانند شروع اولیه، کارها انجام میشود تا اینکه نیازها از سوی خداوند برآورده گردد.
عمرها در طاعت و در راه شدتا بنامش خواند و حاجت خواه شد
هوش مصنوعی: سالها در اطاعت و در تلاش برای رضایت او سپری شد تا اینکه نامش را بر زبان آوردند و درخواست نیاز کردند.
این همه اورا چو میبایست کردتو چه خواهی کرد ای فرتوت مرد
هوش مصنوعی: این همه سختیها و مشکلاتی که باید به او رسیدگی میشد، حالا تو چه کاری میخواهی انجام دهی، ای مرد ناتوان؟
جبرئیل از بعد چندین ساله کاریافت گنج یاد کرد کردگار
هوش مصنوعی: جبرئیل پس از سالها، به یاد خداوند و گنجی که در دل داشت، مشغول به کار شد.
تو زننگ خویش نندیشی دمیبر تهور نام او گوئی همی
هوش مصنوعی: اگر به خودت فکر نکنی و لحظهای از دلتنگی رها نشوی، هرگز نمیتوانی به شجاعت و نام نیکی دست یابی.
یاد او مغز همه سرمایهاستذکر او ارواح را پیرایهاست
هوش مصنوعی: یاد او اساس تمام علوم و داناییهاست و ذکر او روحها را زیبا و آراسته میکند.
گر ملایک را نبودی یاد اونیستندی بندهٔ آزاد او
هوش مصنوعی: اگر یاد او برای فرشتگان نمیبود، هیچگاه بندهٔ آزاد او وجود نمیداشت.