بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی به ظلم و ستم اسیر شده و مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. او در این لحظه غمانگیز به کمک خداوند درخواست میکند. شیخ مهنه که در آنجا میگذرد، به سلطان میگوید اگر از این مرد شفاعت کند، مطمئن است که او اطاعت خواهد کرد. شاعر اشاره میکند که اگر کسی در این لحظه به یاد خدا بیفتد، بهتر است که آرامش پیدا کند و در حقیقت، یاد خدا میتواند او را از پریشانی نجات دهد. این شعر در مورد اهمیت یاد خدا و تسلی خاطر در زمانهای دشوار است.
ظالمان کردند مردی را اسیرریختند آبی برو چون زمهریر
هوش مصنوعی: ظالمها مردی را به بند کشیدند و او را به حال خود رها کردند، مانند آب سردی که در سرمای شدید رها شده باشد.
میزدندش چوب و او میگفت زاردست من گیر ای خدای کامگار
هوش مصنوعی: او را با چوب میزنند و او با حالتی نزار و ناتوان از خداوند درخواست میکند که به او کمک کند.
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاهخادمی گفتش که ای سلطان راه
هوش مصنوعی: شیخ مهنه در حال عبور از آن مکان بود. یکی از خادمان به او گفت: ای سلطان راه.
گر از ایشانش شفاعت میکنیهمچنان دانم که طاعت میکنی
هوش مصنوعی: اگر از آنها شفاعت میکنی، من هم میدانم که در حقیقت به اطاعت و بندگی مشغولی.
این شفاعت گفت چون آرم بجایکین زمان یاد آمد او را از خدای
هوش مصنوعی: شخصی که شفاعت میکند میگوید: چگونه میتوانم انتقام را رها کنم و به جای آن بیفتم؟ زمانی به یاد او میافتم که خود را در حضور خدا میبینم.
هر کرا این لحظه آید یاد ازودل دریده سر بریده باد ازو
هوش مصنوعی: هر کسی که در این لحظه، یاد او برایش زنده شود، دلش مانند دل شکسته و بیقرار خواهد شد.
یاد آن بهتر که آرام آوردمار را چون مور در دام آورد
هوش مصنوعی: بهتر است که به یاد خاطرات خوب باشی تا اینکه مانند یک مور گرفتار دام شوی و دچار دردسر شوی.