بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: کشتیای در دریا شکسته و تختهای از آن بر روی آب مانده است. روی این تخته گربه و موش گیر افتادهاند و هر کدام از دیگری در امان است. در وحشت از دریا، هر دو در حال سردرگمی و عدم حرکت هستند. به نوعی هر دو بیخبر و بیحرکت ماندهاند. این حکایت نشاندهنده حیرت انسانها در قیامت است که هیچکس خود را از دیگران جدا نمیبیند. در این مسیر دشوار، کساني که نزدیکتر هستند، حیرانترند و کار دنیا برای آنها لزوماً آسانتر نیست.
کشتئی آورد در دریا شکستتختهٔ زان جمله بر بالا نشست
هوش مصنوعی: کشتی در دریا دچار طوفان و شکستگی شد، اما با وجود این، بقیه تختهها به سطح آب آمدند و روی آب شناور ماندند.
گربه و موشی بر آن تخته بماندکارشان با یکدگر پخته بماند
هوش مصنوعی: گربه و موش در یک تخته باقی ماندند و کارشان با هم خوب پیشرفت کرد.
نه ز گربه بیم بود آن موش رانه بموش آهنگ آن مغشوش را
هوش مصنوعی: موش نه از گربه ترسی دارد و نه به سمت او میرود.
هر دو تن از هول دریا ای عجبدر تحیر باز مانده خشک لب
هوش مصنوعی: دو نفر از ترس دریا، حیرتزده و شگفتزده ماندهاند و دهانشان خشک شده است.
زهرهٔ جنبش نه و یارای سیرهر دو بیخود گشته نه عین و نه غیر
هوش مصنوعی: حرکت زهره و توانایی حرکت یار هر دو در حالت بیخبری و سرگشتگی هستند، نه خودشان را میشناسند و نه غیر از خودشان را.
در قیامت نیز این غوغا بودیعنی آنجا نه تو و نه ما بود
هوش مصنوعی: در روز قیامت نیز این آشفتگی و هیاهو وجود دارد، یعنی در آنجا نه تو هستی و نه ما.
هیبت این راه کار مشکلستصد جهان زین سهم پرخون دلست
هوش مصنوعی: خشمت و سختی این مسیر به قدری زیاد است که دلهای بسیاری از آن درد و رنج فراوانی کشیدهاند.
هرکه او نزدیک تر حیران ترستکار دوران پارهٔ آسان ترست
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت یا موضوعی نزدیکتر شود، دچار سردرگمی بیشتری میگردد، زیرا روند زندگی و مسائل آن به گونهای است که برخی چالشها و پیچیدگیها به سادگی حل نمیشوند.