بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، مردی از حاتم سؤال میکند که چطور هر روز غذا میآورد. حاتم پاسخ میدهد که قوت او از انبان خداوند است و هرگز چیزی از دیگران نخورده است. مرد به حاتم میگوید که او با مال مسلمانان زندگی میکند و حاتم تأکید میکند که روزی تمامی انسانها از آسمان میآید و او هیچ چیز از دیگران نمیگیرد. مرد سؤالاتی میپرسد، اما حاتم به او میگوید که روزی برای همه مقدر شده و او بر این باور است. پس از گفتگوهای زیاد، مرد متوجه میشود که حاتم راست میگوید و در نهایت از او عذرخواهی میکند و به دوستی با او میپردازد. پیام این شعر تأکید بر توکل به خدا و تلاش برای تأمین روزی در زندگی است.
کرد حاتم را سؤال آن مرد خامکز کجا آری تو هر روزی طعام
هوش مصنوعی: مردی از حاتم سؤال کرد که تو از کجا هر روز غذا به دست میآوری.
گفت حاتم تا که جان دارم بجایهست قوت من ز انبان خدای
هوش مصنوعی: حاتم میگوید که تا زمانی که زنده هستم، باید در زندگیام قوت و نیرویم را از خزانه الهی بگیرم.
مرد گفتش تو بسالوس و برنگمیکنی مال مسلمانان بچنگ
هوش مصنوعی: مرد به او گفت: تو واقعا به دنبال سلطنت و قدرت هستی و به خاطر آن اموال مسلمانان را به چنگ میآوری.
روز و شب مال مسلمانان بریچون بخوردی عاقبت را ننگری
هوش مصنوعی: روز و شب متعلق به مسلمانان است، بنابراین اگر آن را در نادرستی خرج کنی، در نهایت عواقب بدش را خواهی دید.
حاتمش گفتا که ای مرد عزیزخورده ام زان تو هرگز هیچ چیز
هوش مصنوعی: حاتم طایی به شخصی که در برابرش قرار دارد میگوید: ای مرد بزرگ و محترم، من هرگز از تو چیزی نخوردهام.
گفت نه گفتا مسلمان پس نهٔتن بزن چون این سخن را کس نهٔ
هوش مصنوعی: اگر کسی ادعای مسلمان بودن دارد، نباید به بدن خود آسیب برساند؛ چون کسی این حرف را به زبان نمیآورد.
سایلش گفتا که حجت می میارگفت حجت خواهد از ما کردگار
هوش مصنوعی: سائل به او گفت که دلیل و حجتی برای طلبت نیاور. او در پاسخ گفت که خداوند خود از ما دلیل و حجت خواهد خواست.
گفت میخواهی که چون کارت خطاستکاین خطاها را سخن بنهی تو راست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که وقتی کارهایت نادرست است، این اشتباهات را به درستی بیان کنی، باید به دنبال اصلاح و بهبود خودت باشی.
گفت از هفت آسمان آمد سخناز خدا هم با میان آمد سخن
هوش مصنوعی: از هفت آسمان پیام آمد و سخن از خدا نیز در میان آمد.
مادرت چون شوهری کرد اختیارشدحلال از یک سخن آغاز کار
هوش مصنوعی: مادرت زمانی که شوهر کرد، زندگیاش دگرگون شد و از یک کلام همه چیز آغاز شد.
سایلش گفتا تو کرده خوش نشستزآسمان ناید ترا روزی بدست
هوش مصنوعی: سائل به او گفت: تو که با آرامش نشستهای، بدان که روزی بد به دست نمیآید و از آسمان برایت نخواهد آمد.
گفت روزی همه خلق جهانهمچو روزی من آید زآسمان
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که تمام مردم دنیا مثل امروز من، از آسمان بر زمین خواهند آمد.
کانکه او دارندهٔ جان و جهانستگفت روزی همه در آسمانست
هوش مصنوعی: کسی که صاحب زندگی و کل جهان است، روزی گفت که همه چیز در آسمان قرار دارد.
گفت دایم پای در دامن تراروزئی میناید از روزن ترا
هوش مصنوعی: او گفت: همیشه در دامن تو پای گذاشتهام و از پنجره تو به دنیای خارج نگاه میکنم.
گفت بودم درشکم نه ماه منبردم از روزن بروزی راه من
هوش مصنوعی: گفتم که در دل من نه ماه است، از روزنهای به دنیا خواهیم آمد.
سائلش گفتا بخسب اکنون ستانتا درآید روزی تو در دهان
هوش مصنوعی: سائل از او خواسته است که فعلاً استراحت کند و آرام باشد تا روزی بهتر برای او فرا برسد و بر مشکلاتش غلبه کند.
گفت من قرب دو سال ای کوربینبوده ام در گاهواره همچنین
هوش مصنوعی: او گفت: من به مدت دو سال در کنار تو بودهام و مانند یک بچه در گهواره، ناتوان و بیخبر.
من ستان خفته در آن مهد بزردر دهانم شیر میریخت از زبر
هوش مصنوعی: من در گهوارهای که بزرگ و وسیع است، خوابیدهام و شیر از دهانم به آرامی ریخته میشود.
سایلش گفتا که باید کشت زودهیچکس ناکشته هرگز چون درود
هوش مصنوعی: سائل به او گفت: باید زود اینکار را انجام دهی، چرا که هیچکس هرگز با درود و سلام به مقصد نرسیده است.
حاتمش گفتا که ای سرگشته منموی سر میبدروم ناکشته من
هوش مصنوعی: حاتم گفت: ای گمشده در عشق، من در حال از دست دادن موهای سرم هستم، اما هنوز کشته نشدهام.
گفت ناپخته بخور تا بنگرمگفت ناپخته چو مرغان هم خورم
هوش مصنوعی: گفت: تا زمانی که نپخته بخوری، میتوانم نظارهات کنم. پاسخ داد: من هم مانند پرندگان نپخته میخورم.
گفت زیر آب شو روزی طلبگفت چون ماهی شوم نبود عجب
هوش مصنوعی: روزی به کسی گفتند که برای به دست آوردن روزی باید مانند ماهی زیر آب بروی، او گفت که وقتی به زیر آب میروم، دیگر نمیتوانم ماهی باشم و این امر برایم عجیب است.
مرد عاجز گشت ازو حیران بماندزان سخن انگشت در دندان بماند
هوش مصنوعی: مردی از گفتار او به شدت متعجب شد و به حدی گیج و محجوب گردید که انگشت در دهانش گذاشت و ماند.
عاقبت بر دست حاتم بازگشتتوبه کرد و همدم و همراز گشت
هوش مصنوعی: سرانجام، حاتم با دست خود به جایی رسید که توبه کرد و دوست و همراز شد.
لطف و رزق حق درین منزل طلبحل این مشکل درون دل طلب
هوش مصنوعی: اندوه و مشکلات درون دل را با طلب بخشش و روزی از جانب خداوند برطرف کن.
چون همه زآنجایگه بینی مدامکار تو زآنجایگه گردد تمام
هوش مصنوعی: زمانی که دائماً به جایی که در آن هستی نگاه کنی، کارهای تو از همان جا به سرانجام خواهد رسید.