بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این ابیات، خواجه اکافی به سلطان سنجر میگوید که بر او واجب است زکات بدهد، زیرا او به نوعی درویش است. او به سنجر یادآوری میکند که اگرچه او در حال حاضر دارای ملک و ثروت است، اما تمام این داراییها از مردم است و نه از خود او. به همین دلیل، او هیچ سودی از مقام و ثروتش نخواهد برد. خواجه تأکید میکند که حتی اگر سنجر از دیگران دارایی بیشتری داشته باشد، باز هم در واقعیت او درویشتر از دیگران است.
خواجهٔ اکافی آن برهان دینگفت سنجر را که ای سلطان دین
هوش مصنوعی: خواجهٔ اکافی، که در مسائل دینی و فلسفی بسیار مهارت داشت، به سنجر، پادشاه بزرگ، گفت: ای سلطان، تو باید به مسائل دین توجه و توجه بیشتری داشته باشی.
واجبم آید بتو دادن زکاتزانکه تو درویش حالی در حیات
هوش مصنوعی: به نظر من، ضروری است که بخشی از داراییام را به تو که در حال حاضر نیازمندی و در تنگدستی به سر میبری، بپردازم.
گر ترا ملک وزری هست این زمانهست آن جمله ازان مردمان
هوش مصنوعی: اگر در این زمان تو را سلطنت و قدرتی هست، بدان که همه آن به برکت و از آن مردم است.
کردهٔ از خلق حاصل آن همهبر تو واجب میشود تاوان همه
هوش مصنوعی: هزینه و عواقب تمام کارهایی که از دیگران گرفتهای، بر عهدهی توست و باید پاسخگوی آنها باشی.
چون از آن خود نبودت هیچ چیززین همه منصب چه سودت هیچ نیز
هوش مصنوعی: اگر چیزی از آنِ تو نیست، هیچ فایدهای از این همه مقام و موقعیت نخواهی داشت.
از همه کس گرچه داری بیشترمیندانم کس ز تو درویشتر
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که از دیگران برخوردارتر باشی، من میدانم که هیچکس به اندازه تو درویش و بینیاز نیست.