بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: این شعر درباره دیوانگی و حالتهای خاصی است که انسان در آن میتواند به نوعی از آزادگی و بیعلتی برسد. شاعر بیان میکند که این نوع دیوانگی منبعی از خوشبختی و سعادت است و او در این حالت به دولتی میرسد که هیچکس نمیتواند به آن وارد شود. همچنین اشاره دارد که در این حالت، انسان از تمام علل و اسباب آگاهی پیدا نمیکند و به نوعی گمشدهای از خود را پیدا میکند. در نهایت، هر کسی که به این حالت بیعلتی دست یابد، به آرامش و خوشی مطلق دست پیدا خواهد کرد و تمام تجربیاتش را ارزشمند و عزیز میشمارد.
بود خوش دیوانهٔ در زیر دلقگفت هر چیزی که در وی ماند خلق
هوش مصنوعی: یک دیوانه خوشحال در زیر لباس خود گفته بود که هر چیزی که در وجودش باقیمانده، بازگو میکند.
علتست و من چو هستم دولتیمیرسم از عالم بی علتی
هوش مصنوعی: من به وجود خودم ادامه میدهم و از جهانی که بیدلیل است، نعمت و blessings میگیرم.
از ره بی علتیم آورده انددر جنون دولتیم آورده اند
هوش مصنوعی: ما بدون هیچ دلیلی به اینجا آمدهایم و در دیوانگیمان، از ما برکت و خوشبختی را به ارمغان آوردهاند.
لاجرم کس را به سرّم راه نیستاز جنونم هیچ جان آگاه نیست
هوش مصنوعی: بدون شک هیچکس نمیتواند به درک عمیق افکار و حالات درونی من دست پیدا کند و از جنون و دیوانگیام هیچ کسی خبر ندارد.
هرکه در بی علتی حق فتاددر خوشی جاودان مطلق فتاد
هوش مصنوعی: هر کس که بدون دلیل به حق و حقیقت دست پیدا کند، به خوشی و سعادت همیشگی و مطلق خواهد رسید.
هرچه دید و هرچه بر وی رفت نیزخوش شمرد آن جمله چون جان عزیز
هوش مصنوعی: او هر چیزی را که تجربه کرده و بر او گذشته است، با ارزش و گرانبها میشمارد و آن را مانند جان عزیزش میداند.