بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی دیوانه در بغداد مشاهده میکند که دکان پر شیشهای را میبیند و خوشحال میشود. او سپس با پرتاب سنگ به شیشهها، همه را میشکند و به نوعی شادی و سرخوشی به خرج میدهد. دیگران به او انتقاد میکنند که چرا این کار را انجام داده و او را متوجه زیانی که به دیگران زده میکنند. اما او در جواب میگوید که خوشحالی او مهمتر است و به این کارش ادامه میدهد بدون این که به عواقب آن فکر کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در زندگی، هیچ کس از واقعیت آگاه نیست و همه در دنیای خود غرقاند.
آن یکی دیوانه در بغداد شدیک دکان پر شیشه دید او شاد شد
هوش مصنوعی: یک دیوانه در بغداد دکان پر از شیشهای را دید و از دیدن آن خوشحال شد.
برگرفت آنگاه سنگی ده بدستوآن همه شیشه بیک ساعت شکست
هوش مصنوعی: او سپس سنگی را به دست گرفت و در یک لحظه تمام شیشهها را خرد کرد.
صدهزاران شیشه میشد سرنگونپس طراق و طمطراق آمد برون
هوش مصنوعی: صدها هزار شیشه میتوانست بشکند، اما صدای شکست و به هم خوردن آنها باعث شد که این صدا به گوش بیاید.
مرد سودائی که آن سوداش کرداز پسش خندید و بس صفراش کرد
هوش مصنوعی: مرد دیوانهای که به آرزوی خود رسید، دیگران از او قهری کردند و او را ترک کردند.
آن یکی گفتش که ای شوریده مرداین چرا کردی و هرگز این که کرد
هوش مصنوعی: یک نفر به دیگری میگوید: ای مرد دیوانه، چرا چنین کاری کردی و هرگز نمیدانی که چه بر سر خود آوردی؟
سود اوبر باد دادی این زمانمرد را درویش کردی زین زیان
هوش مصنوعی: این زمان تو به باد بردی که سودی نداشت و مرد را فقیر و بیمایه کردی به خاطر این ضرر.
گفت من دیوانهٔ بس سرکشموین طراق و طمطراق آید خوشم
هوش مصنوعی: گفت من دیوانهای هستم که بسیار سرکش و پرشورم، و این طرب و سرصدایی که میآید، مرا خوشحال میکند.
چون خوشم این آمد اینم هست کاربا زیانم نیست یا با سود کار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من از این وضع راضی هستم و برایم فرقی نمیکند که این کار به نفع من باشد یا به ضرر من، زیرا خودِ این وضعیت برایم خوشایند است.
در حقیقت زین همه طاق ورواقنیست کس آگاه جز از طمطراق
هوش مصنوعی: در واقع، هیچکس از تمام زرق و برق و زیباییهای این دنیا آگاه نیست، جز آنهایی که به خودنمایی و ظاهر اهمیت میدهند.
هیچکس از سر کار آگاه نیستزانکه آنجا هیچکس را راه نیست
هوش مصنوعی: هیچکس از حقیقت کار و وضعیت آگاه نیست، زیرا در آن مکان هیچکس اجازه ورود و آگاهی ندارد.
نیست کس را از حقیقت آگهیجمله میمیرند بادستی تهی
هوش مصنوعی: هیچ کس از واقعیت آگاه نیست و همه در نهایت با دستانی خالی میمیرند.