بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: زلیخا به شدت عاشق یوسف میشود و جهان برایش تیره و تار میشود زیرا نمیتواند توجه یوسف را جلب کند. او برای اینکه یوسف را به خود بکشاند، به ساختن خانهای زیبا و پر از نقوشی از چهرهاش اقدام میکند. زلیخا میخواهد با این ترفند، یوسف را به خود نزدیک کند و از او میخواهد که فقط به او نگاه کند. اما یوسف هنوز هم توجهی به او نمیکند. در نهایت، زلیخا از روی ناچاری و عشق یوسف را درون خانهاش جای میدهد، اما یوسف از هر طرف که نگاه میکند، فقط نیروهایی از زلیخا و معانی عمیق الهی را مشاهده میکند. فضایی از عشق و نور در این داستان حاکم است که نهایت آن به بینش روحانی و الهی یوسف برمیگردد.
چون زلیخا شد ز یوسف بیقراربا میان آورد عشقش از کنار
هوش مصنوعی: زلیخا به شدت از دوری یوسف نگران و بیقرار شده و احساس عشق او در وجودش به شدت نمایان است.
بر زلیخا شد همه عالم سیاهتا کند یوسف بسوی او نگاه
هوش مصنوعی: تمام دنیا به خاطر زلیخا تیره و تار شد، تا یوسف به او نظر کند.
ذرهای یوسف بدو میننگریستتا زلیخا بر سر او میگریست
هوش مصنوعی: یک ذره از زیبایی یوسف به زلیخا میدرخشید و او به خاطر این زیبایی بر او اشک میریخت.
هر زمان از پیش او برخاستیخویش از نوع دگر آراستی
هوش مصنوعی: هر بار که از حضور او فاصله گرفتی، خود را با ویژگیهای جدیدی مجهز کردی.
جلوه میکردی بهپیش روی اوننگرستی هیچ یوسف سوی او
هوش مصنوعی: تو در حضور او زیبایی میکردی و هیچ توجهی به یوسف نداشتی.
چون زلیخا شد بهجان درماندهحیلتی بر ساخت آن درمانده
هوش مصنوعی: زلیخا که در دل به چارهجویی افتاده بود، تدبیری اندیشید تا بر درد و رنج خود فائق آید.
خانهای فرمود بر هر سوی اوکرده صورت جمله نقش روی او
هوش مصنوعی: خانهای بنا کرد که در هر طرف آن بُعدی از زیبایی و نقش و نگار چهره او را به نمایش گذاشته است.
چار دیوارش چو سقف از هر کناربود از نقش زلیخا پُر نگار
هوش مصنوعی: چهار دیوار این خانه مثل سقفش از هر طرف زیبا و نقشدار است و دیوارها با تصاویر زلیخا تزئین شدهاند.
لایق آن خانه مفرَش ساخت اوهم ز نقش خود منقّش ساخت او
هوش مصنوعی: او برای آن خانهای که ساخته، فرشی شایسته و زیبا فراهم کرده است و این فرش نیز به زیبایی نقش و نگار خود او تزیین شده است.
گفت یوسف قبلهٔ روی عزیزچون نمیبیند چه خواهد بود نیز
هوش مصنوعی: یوسف گفت: وقتی که زیبایی محبوبم را نمیبیند، نمیتواند بفهمد که چه بر سرش خواهد آمد.
چون رخم نقد عزیز عالم استنیل مصر جامعم را شبنم است
هوش مصنوعی: چهرهام به قدری باارزش است که مانند نیل مصر برای من مانند شبنم میماند.
چون عزیزم من چنین در چشم خودبرکشم چون مصر نیل از چشم بد
هوش مصنوعی: من همچون نیل که به زیبایی در چشم مصر میدرخشد، برای عزیزم در نظر خودم به همین زیبایی جلوه میکنم تا از چشم بد در امان بمانم.
شش جهت در صورت خویش آورمیوسف صدیق را پیش آورم
هوش مصنوعی: من یوسف صدیق را به شکل شش جهت به تصویر میکشم و او را به نمایش میگذارم.
تا چو بیند نقش من از خانه اوهمچو من از من شود دیوانه او
هوش مصنوعی: وقتی که او تصویر من را ببیند، مانند من که از او دیوانهام، او نیز دیوانهوار به سمتم جذب میشود.
عاقبت چون حیله ساخت آن دلربایکرد یوسف را درون خانه جای
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی آن دلربا نقشهای کشید، یوسف را در خانه خود جا داد.
یوسف از هر سوی کهافکندی نظرنقش آن دلداده دیدی پیش در
هوش مصنوعی: یوسف را هر کجا که نگاه کنی، میبینی که آن دلباخته همیشه جلو چشم است.
شش جهاتش صورت آن روی بودای عجب یک صورت از شش سوی بود
هوش مصنوعی: ظاهر آن چهره از هر سمت و جهتی تجلی دارد، چه شگفتانگیز! که یک چهره از تمام زوایا و جوانب دیده میشود.
یوسف صدیق جان پاک تودر درون خانهٔ پر خاک تو
هوش مصنوعی: یوسف نیک سرشت، روح پاک تو در درون خانهای است که پر از خاک و گذشت زمان است.
چون نگه میکرد از هر سوی اومیندید از شش جهت جز روی او
هوش مصنوعی: هر بار که او را مینگریست، از هر طرف که نگاه میکرد، جز چهرهاش چیزی نمیدید.
دید در هر ذرهای انوار حقموج میزد جزو جزو اسرار حق
هوش مصنوعی: در هر ذرهای از هستی نور حق میدرخشد و هر جزئی از این وجود پر از رازهای الهی است.
لاجرم گر ماهی و گر ماه دیدهر دو عالم نور وجه اللّه دید
هوش مصنوعی: پس در نهایت، چه ماهی باشی و چه ماه، هر دو جهان نور صورت خدا را میبینند.