بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: این متن درباره داستانی است که در آن رهبری از خداوند میهمانی میخواهد. خداوند به او خبر میدهد که فردا میهمانی خواهد آمد. رهبر از آن روز به آمادهسازی برای پذیرایی مشغول میشود و در این میان سگی را میبیند که به دنبال او میآید. او سگ را دور میکند و منتظر میهمانش میماند. اما وقتی که فردا میهمان نمیرسد و رهبر در خواب میافتد، خداوند به او میگوید که خودت آن سگ را دور کردی و اکنون میهمان نیامده است. رهبر با اشک و خون به دنبال سگ میدود و در نهایت او را پیدا میکند و از او عذرخواهی میکند. سگ به او میگوید که اگر میخواهد میهمانی از جانب خداوند بیابد، باید چشمی باز و درک عمیقتری داشته باشد. در نهایت اشاره میشود که بدون درک و بینش مناسب، نمیتوان به حقیقت و نور دست یافت.
رهبری بودست الحق رهنمایمیهمانی خواست یک روز از خدای
هوش مصنوعی: یک رهبر حقیقی همواره هدایتگر مهمانی و مهمانان است و در یک روز از خداوند درخواست میکند.
گفت در سرش خداوند جهانکایدت فردا پگه یک میهمان
هوش مصنوعی: او گفت که خداوند جهان در دلش به تو وعده داده است که فردا به عنوان یک مهمان نزد او خواهی آمد.
روز دیگر مرد کار آغاز کردهرچه باید میهمان را ساز کرد
هوش مصنوعی: در روز بعد، مرد کار خود را شروع کرد و هرآنچه لازم بود تا میهمان را پذیرایی کند، آماده کرد.
بعد از آن میکرد هر سوئی نگاهپیش درآمد سگی عاجز ز راه
هوش مصنوعی: پس از آن، هر طرف را نگاهی میانداخت که مانند سگی ناتوان از راه به نظر میرسید.
مرد آن سگ را براند از پیش خوارهمچنان میبود دل در انتظار
هوش مصنوعی: مرد به آن سگ دستور میدهد که از جلو بردارد، ولی او همچنان در دل منتظر است.
تا مگر آن میهمان ظاهر شودهدیهٔ حق زودتر حاضر شود
هوش مصنوعی: منتظر میمانیم تا آن میهمان نمایان شود، عجله داریم که هدیهای از طرف حق زودتر آماده شود.
کس نگشت البته از راه آشکارمیزوان در خواب شد از اضطرار
هوش مصنوعی: هیچ کس به طور طبیعی و بدون دلیل خاصی از مسیر واضح و روشن منحرف نمیشود؛ بلکه این انحراف به خاطر فشارها و اضطرابهای زندگی است که اتفاق میافتد.
حق خطابش کرد کای حیران خویشچون فرستادم سگی را زان خویش
هوش مصنوعی: خداوند به او گفت: ای موجود حیران، چرا که من او را به سوی تو فرستادم؟
تا تو مهمان داریش کردیش دورتا گرسنه رفت از پیشت نفور
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو به مهمانی و پذیرایی مشغولی، دیگران که گرسنه هستند از پیشت دور میشوند و از تو ناراضی میگردند.
مرد چون بیدار شد سرگشته شددر میان اشک و خون آغشته شد
هوش مصنوعی: وقتی مرد از خواب بیدار شد، در شرایطی گیج و سردرگم قرار گرفت که در میان اشک و خون غرق بود.
میدوید از هر سوئی و میشتافتعاقبت در گوشهٔ سگ را بیافت
هوش مصنوعی: او از هر سو میدود و تلاش میکند، اما در نهایت به یک گوشه میرسد و سگ را مییابد.
پیش او رفت و بسی زاریش کردعذر خواست و عزم دلداریش کرد
هوش مصنوعی: او به نزد او رفت و بسیار گریه کرد، از او عذرخواست و تصمیم گرفت که او را دلدار کند.
سگ زفان بگشاد و گفت ای مرد راهمیهمان میخواهی از حق دیده خواه
هوش مصنوعی: سگ دهانش را باز کرد و گفت: ای مرد، آیا مسافر مهمانی میخواهی؟ از خدا بخواه که به تو برساند.
اینکه از حق میهمان میبایدتدیده در خورتر از آن میبایدت
هوش مصنوعی: برای پذیرش مهمان از طرف حق، باید شخصیت و ظاهر خود را طوری آماده کنی که مناسب و شایسته باشد.
زانکه گر یک ذره دیدارت دهندصد هزاران ساله مقدارت دهند
هوش مصنوعی: اگر فقط یک لحظه از دیدن تو نصیبم شود، به اندازهی صد سال ارزش خواهد داشت.
گر نداری دیده از حق دیده خواهزانکه نتوانی شدن بی دیده راه
هوش مصنوعی: اگر چشمی از حقیقت نداری، در طلب آن نباش که نمیتوانی بدون دیدن، راهی را پیدا کنی.