بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از ایاز، غلام خاص شاه، روایت میشود. هر روز ایاز در را به روی شاه میگشاید و شاه پس از ورود به خانهاش، کنجکاوی میکند تا بفهمد چه چیزی در آن خانه وجود دارد. وقتی شاه به داخل خانه میرود، یک پوستین را میبیند و از ایاز درباره آن سؤال میکند. ایاز توضیح میدهد که این پوستین متعلق به اوست و در روز اول که به خدمت شاه آمده، او تنها یک پوستین کهنه و ژنده داشته است. اکنون که به مقام و مرتبهای رسیده، هنوز به یاد پوستین خود است و از حد و مرز خود تجاوز نمیکند. این داستان نشاندهنده حیا و تواضع ایاز و اهمیت حفظ اصول و مرزها در زندگی است.
داشتی در راه ایاز سیمبرخانهٔ هر روز بگشادیش در
هوش مصنوعی: در مسیر ایاز، هر روز در خانهای را باز میکردی.
در درون خانه رفتی او پگاهپس از انجا آمدی نزدیک شاه
هوش مصنوعی: صبح زود به خانهاش رفتی، سپس از آنجا به نزد پادشاه آمدی.
این سخن گفتند پیش شهریارشهریار آنجایگه شد بی قرار
هوش مصنوعی: این شخص در حضور پادشاه سخن گفت و باعث شد که پادشاه به شدت مضطرب و نگران شود.
خواست تا معلوم گرداند تمامتادر آن خانه چه دارد آن غلام
هوش مصنوعی: غلام تصمیم گرفت تا همه چیزهایی را که در آن خانه وجود دارد، مشخص کند و روشن سازد.
آمد و آن خانه رادر کرد بازپوستینی دید شاه سر فراز
هوش مصنوعی: شخصی وارد خانهای شد و در آنجا متوجه شد که یک پوستین سلطنتی در حال روی زمین افتاده است.
حال آن حالی بپرسید از ایاسگفت ای خسرو از اینم خودشناس
هوش مصنوعی: در حالتی که از ایاس حالش را میپرسند، او به خسرو میگوید که این وضعیت برای خود او آشناست و از خودش خبر دارد.
روز اول چون گشاد این در مرابوده است این پوستین در بر مرا
هوش مصنوعی: در اولین روزی که این در را برای من باز کردند، من نیز این پوستین را به تن داشتم.
روز اول کاین غلامت بنده بوددر برش این پوستین ژنده بود
هوش مصنوعی: در روز اولی که من خدمتگزار تو بودم، این پوستین کهنه بر تن داشتم.
باز چون امروز چندین قدر یافتنه زخود کزشاه عالی صدر یافت
هوش مصنوعی: باز هم مانند امروز چندی در مقام و ارزش بالا قرار گرفت، نه به خاطر خود، بلکه به لطف شاه و مقام عالیاش بود.
چون به بینم پوستین خود پگاهبعد از آن آیم بخدمت پیش شاه
هوش مصنوعی: وقتی صبح زود پوستین خود را میبینم، سپس به خدمت شاه میآیم.
تا فراموشم نگردد کار خویشپای بیرون ننهم از مقدار خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که کار خود را فراموش نکردهام، هیچگاه از حد و مرز خود خارج نمیشوم.
کآنکه پای از حد خود بیرون نهدپای بر گیرد ز جان در خون نهد
هوش مصنوعی: کسی که از حد و مرز خود فراتر میرود، سرانجام جانش را به خطر میاندازد و به بدبختی دچار میشود.