بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، سارخگی (پرندهای) بر درخت چنار نشسته و از آن میخواهد که در سفرش به او زحمت ندهد. چنار نیز در پاسخ میگوید که دیگر نمیخواهد زحمت بار سفر را برای او ایجاد کند و از آمدن و رفتنهای بیهوده گلهمند است. چنار اشاره میکند که حتی اگر صد هزار سارخگی هم به او بپیوندند، یک لحظه هم نمیتواند با آنها کار کند. او از سارخگی میخواهد که صبور باشد و هشدار میدهد که اگر از ناتوانی به او روی آورد، نتیجهای جز ناامیدی نخواهد داشت. در نهایت، چنار به اهمیت گفتگو و صبر تأکید میکند.
کردروزی چند سارخگی قراربر درختی بس قوی یعنی چنار
هوش مصنوعی: روزی چند پرندهی ساری بر روی درختی بسیار قوی و بلند، یعنی چنار، نشسته بودند.
چون سفر را کرد آخر کار راستاز چنار کوه پیکر عذر خواست
هوش مصنوعی: پس از اینکه سفر به پایان رسید، از کنار کوه چنار، پیام آور عذرخواهی کرد.
گفت زحمت دادمت بسیار منزحمتی ندهم دگر این بار من
هوش مصنوعی: من بارها به تو زحمت دادم، اما دیگر این بار زحمتی نخواهم داد.
مهر برداشت از زفان حالی چنارگفت خود را بیش ازین رنجه مدار
هوش مصنوعی: مهر و محبت را از زبان خود بردار، زیرا چنار به خود میگوید که دیگر خودت را آزار نده.
فارغم از آمدن وز رفتنتنیست جز بیهوده درهم گفتنت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای من مهم نیست تو بیایی یا بروی، چون تنها چیزی که اهمیت دارد این است که سخنان تو بیهوده و بدون معناست.
زانکه گرچون تو درآید صد هزاریک دمم با آن نباشد هیچ کار
هوش مصنوعی: وقتی تو در کنارم باشی، حتی اگر هزاران کار هم داشته باشم، هیچ کدام برایم مهم نیستند.
خواه بامن صبر کن خواهی مکنتو که باشی تا ز من گوئی سخن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با من صبوری کنی، یا اگر نمیخواهی، فرقی نمیکند؛ تو باید اینجا باشی تا من بتوانم با تو صحبت کنم.
لیک اگر از عجز آئی پیش درزانچه میجوئی بیابی بیشتر
هوش مصنوعی: اما اگر از ناتوانی به جلو بیایی، آنگاه از چه چیزی جستجو میکنی، که بیشتر از آن را خواهید یافت.