بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعری که بیان شده، پادشاهی در صبح زود در حال حرکت است و به یک خاک بیز (پشتهای از خاک) میرسد. او از خداوند درخواست میکند که در مسیر کارش یاریاش کند و احساس بیقراری میکند. اگرچه در حال حاضر عزمش برای شروع کار جزم شده، او از خداوند میخواهد که در کارهایش او را یاری کند. پادشاه از ماجرای خاک بیز خوشحالی میکند و به درک عمیقتری از کار و تلاش میرسد. او به دیگران توصیه میکند که اگر با جدیت به کارشان بپردازند، به ثمرات بیشتری دست خواهند یافت.
پادشاهی در رهی میشد پگاهخاک بیزی میگذشت آنجایگاه
هوش مصنوعی: یک پادشاه در صبح زود در مسیری حرکت میکرد که ناگهان تکهای خاک به رنگ آبی را میدید که از آنجا عبور میکرد.
پس زفان بگشاده بود آن خاک بیزکای خدا بر فرق کردم خاک ریز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی از زمین سخن میگوید و از خداوند درخواست میکند که او را در دل خاک قرار دهد، به طوری که انگار در میان خاک ریزهها قرار گرفته است. این تصویر میتواند نماد تواضع و نزدیکی به زمین و از خود بیخود شدن در برابر قدرت الهی باشد.
گر مرا بایست رفتن سوی کارتاکنون در کار بودم بی قرار
هوش مصنوعی: اگر قرار بود که به سوی کار بروم، تا به حال بیوقفه درگیر کار بودم.
ور پگه بایست کردن عزم راهکار را برخاستم اینک پگاه
هوش مصنوعی: اگر صبح شده و تصمیم به راهی گرفتن داشتم، اکنون آمادهام تا شروع کنم.
آنچه بر من بود آوردم بجایکار اکنون با تو افتاد ای خدای
هوش مصنوعی: آنچه که بر من گذشته بود، به جای کارهای دیگرم، اکنون بر تو نازل شده، ای خدا.
شاه خوش شد از حدیث خاک بیزگفت گیر این بدره در غربال ریز
هوش مصنوعی: شاه از شنیدن ماجرای زمین مسرور شد و گفت: این کیسه را در غربال بریز.
چون پگاهی کار را بشتافتیآنچه جستی بیشتر زان یافتی
هوش مصنوعی: زمانی که صبح زود به کار و تلاش بپردازی، آنچه به دست میآوری بیشتر از آن چیزی است که انتظار داشتی.