بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، جاهلی به احنف میگوید که از او دوری کن و اگر کسی چیزی بگوید، من جواب میدهم. احنف پاسخ میدهد که بر خلاف این، من با تو صحبت نمیکنم. به دنبال آن، شاعر اشاره میکند که افراد ضعیف و حقیر در جستجوی خبر و شناخت، باید از سوی افراد بزرگتر و با ارزشتر دوری کنند و به خود حقارت راه ندهند. در نهایت، با اشاره به انسانیت، بیان میشود که انسانها باید در تلاش باشند و خود را از حالت ناپوشیده و ناتوانی خارج کنند.
جاهلی میگفت احنف را متابگر یکی گوئی تو ده گویم جواب
هوش مصنوعی: یک جاهل به احنف میگفت که به کسی که به تو توهین میکند، پاسخ نده. اما اگر یکی دیگر به او توهین کند، من هم جواب میدهم.
احنفش گفتا تو گر گوئی دهممن یکی باتو نگویم این بهم
هوش مصنوعی: احنف به دوستانش میگوید: اگر تو بگویی که چیزی به من بدهی، من در جواب با تو صحبت نمیکنم و چیزی نمیگویم.
خلق نبود این که تا یابی خبراز فروتر کس شوی زیر و زبر
هوش مصنوعی: آدمها نبودند که بتوانی از کسی که پایینتر از توست خبری بگیری و خودت به مشکلات بیفتی.
چون حقارت بر نتابی از حقیرچون کشی پس کبریای آن کبیر
هوش مصنوعی: وقتی که از کوچک شدن و حقیر شدن پرهیز کنی، نمیتوانی به بزرگی و عظمت کسی که بزرگ است، دست یابی.
خلق چیست ز خلق خون نوشیدن استباز ناپوشیدن و کوشیدن است
هوش مصنوعی: آدمها در واقع به نوعی از همدیگر انرژی و الهام میگیرند، اما از آنجا که به راحتی نمیتوانند احساسات و آرزوهای حقیقی خود را بروز دهند، باید تلاش کنند تا آنچه را که درون خود دارند به تصویر بکشند.