بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: داستان دربارهی هندوئی است که در جستجوی خدا به سفر حج میرود. او در کنار قافلهای از حاجیان با شوق از آنها میپرسد که به کجا میروند. وقتی متوجه میشود که به خانه خدا (کعبه) میروند، آرزو میکند که به آنجا برسد و از عذاب نجات یابد. اما وقتی به کعبه میرسد و خانه خدا را میبیند، احساس میکند که خدا آنجا نیست و از این بابت بسیار دچار سردرگمی و ناامیدی میشود. او با خود میگوید که اگر خدا در این خانه نیست، پس این خانه برای او بیمعناست و نمیداند چرا به اینجا آمده است. در نهایت، او میفهمد که در جستجوی خدا باید بیشتر به درون خود نگاه کند و جان خود را بشناسد.
هندوئی بودست چون شوریدهٔدر مقام عشق صاحب دیدهٔ
هوش مصنوعی: یک هندی عاشق وجود دارد که در حالت دیوانگی به سر میبرد و چشمانش در جستجوی معشوق خود است.
چون براه حج برون شد قافلهدید قومی در میان مشغله
هوش مصنوعی: وقتی کاروان به سمت حج حرکت کرد، گروهی را در میان مشغولیّتها دید.
گفت ای آشفتگان دلربایدر چه کارید و کجا دارید رای
هوش مصنوعی: ای دلربایان که دل را میلرزید، در چه حالی هستید و به کجا میروید؟
آن یکی گفتش که این مردان راهعزم حج دارند هم زینجایگاه
هوش مصنوعی: یکی از آنها به دیگری گفت که این مردان قصد دارند به سفر حج بروند و از همین جا حرکت خواهند کرد.
گفت حج چبود بگو ای رهنمایگفت جائی خانهٔ دارد خدای
هوش مصنوعی: کسی از راهنمای خود میپرسد که حج چیست و او پاسخ میدهد که در مکانی، خانهای از سوی خداوند وجود دارد.
هرکه آنجا یک نفس ساکن شوداز عذاب جاودان ایمن شود
هوش مصنوعی: هرکس在那里 یک لحظه بماند، از عذاب ابدی در امان خواهد بود.
شورشی در جان هندوی اوفتادز آرزوی کعبه در روی اوفتاد
هوش مصنوعی: در دل او شوری به وجود آمد و از شدت آرزویی که برای کعبه داشت، به اندازهای دچار هیجان شد که بر زمین افتاد.
گفت ننشینم بروز و شب ز پایتا نیارم عاشق آسا حج بجای
هوش مصنوعی: گفت که من در روز و شب نمینشینم و از پا نمیافتم تا زمانی که عشق را در دل خود به طور کامل تجربه کرده و به کمال برسم.
همچنان میرفت مست و بیقرارتا رسید آنجا که آنجا بود کار
هوش مصنوعی: او همچنان در حال حرکت بود، در حالی که دچار بیقراری و مستی بود، تا اینکه به جایی رسید که در واقع در آنجا تمام کارها انجام میشد.
چون بدید او خانه گفتا کو خدایزانکه او را مینبینم هیچ جای
هوش مصنوعی: وقتی او خانه را دید، گفت: کجا است خدا؟ زیرا من او را در هیچ جا نمیبینم.
حاجیان گفتند ای آشفته کاراو کجا در خانه باشد شرم دار
هوش مصنوعی: حاجیان گفتند: ای کسی که در کارهایش آشفتگی وجود دارد، او کجا میتواند در خانهاش باشد؟ شرم کن!
خانه آن اوست او در خانه نیستداند این سر هر که او دیوانه نیست
هوش مصنوعی: خانه متعلق به اوست، اما او در آنجا نیست. هر که دیوانه نباشد، این را میداند.
زین سخن هندو چنان فرتوت شدکز تحیر عقل او مبهوت شد
هوش مصنوعی: از این حرف هندو آنقدر متعجب و حیران شد که عقلش در شگفتی فرو رفت و از خود بیخود شد.
هر نفس میکرد هر ساعت فغانخویشتن بر سنگ میزد هر زمان
هوش مصنوعی: هر لحظه او فریاد میزد و از درد خود شکایت میکرد و هر زمان به سنگ میکوبید.
زار میگفت ای مسلمانان مرااز چه آوردید سر گردان مرا
هوش مصنوعی: زور و زحمت من را بیدلیل به کجا کشاندید؟ ای مسلمانان، چه دلیلی دارد که مرا در این وضعیت رنجور و بیهدف رها کردهاید؟
من چه خواهم کرد بی او خانه راخانه گور آمد کنون دیوانه را
هوش مصنوعی: بدون او چه کار میتوانم انجام دهم؟ احساس میکنم خانهام تبدیل به قبر شده است و اکنون من دیوانهام.
گر من سرگشته آگه بودمیاین همه راه از کجا پیمودمی
هوش مصنوعی: اگر من در حالتی سردرگم و بیخبر بودم، چگونه میتوانستم این همه راه را بپیمایم؟
چون مرا اینجایگه آورده ایدبی سر وبن سر بره آورده اید
هوش مصنوعی: چون مرا به اینجا آوردهاید، بیهدف و بیدلیل به اینجا فرستادهاید.
یا مرا با خانه باید زین مقامیا خدای خانه باید والسلام
هوش مصنوعی: یا باید من را از اینجا بیرون ببری و به خانهام برسانی، یا باید خود آن خداوند خانه به فریادم برسد.
هرچه او در چشم جز صانع بودگر همه صنعت بود ضایع بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در نظر او جز خالق باشد، حتی اگر همه هنرها و صنایع را شامل شود، بیارزش و نابود است.
تاکه جان داری ز صانع روز و شبجان خود را چشم صانع بین طلب
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهای، تلاش کن تا خالق روز و شب را بشناسی و جان خود را به او بسپار.