بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، درویشی از درویشی دیگر میپرسد که آرزویش چیست. درویش پاسخ میدهد که آرزویش رهایی از دو عالم خشک و تر است، به طوری که هیچ چیزی از خود باقی نگذارد. او میگوید که برای رسیدن به حقیقت الهی، باید از خودی بگذرد، زیرا اگر حتی ذرهای از خودی باقی بماند، عواقب بدی به دنبال خواهد داشت. در نتیجه، درویش بر این نکته تأکید میکند که باید حقیقت را بدون موانع خودی پیدا کرد تا از ننگ و بدی دور بماند.
کرد درویشی ز درویشی سؤالکآرزویت چیست ای درویش حال
هوش مصنوعی: یک درویش از درویش دیگری سؤال کرد که آرزوی تو چیست، ای درویش، حالا چه خبر است؟
گفت از ملک دو عالم خشک و ترناچخی میبایدم اما دو سر
هوش مصنوعی: او گفت که در این دنیا، چه خوب و چه بد، زندگی را باید مانند یک نوشیدنی بچشی، اما در عین حال باید از دو سر این دنیا یعنی از دو جنبه آن آگاه باشی.
تا بیک سر وارهانم خویش راوز دگر سر خواجهٔ درویش را
هوش مصنوعی: من تا وقتی خود را از این دنیا رها نکنم، نمیتوانم به خواستههای دیگری توجه کنم.
تا چو نه تو باشی و نه من پدیدحق شود بی ننگ ما روشن پدید
هوش مصنوعی: تا زمانی که نه تو وجود داشته باشی و نه من، حقیقت بدون هیچ زشتی و عیب، واضح و آشکار خواهد شد.
تا درین حضرت خودی میماندتصد جهان پر بدی میماندت
هوش مصنوعی: هرگاه در این مقام انسان به خودشناسی برسد، میتواند با وجود صدها مشکل و بدی در جهان، در آرامش و امنیت درون خود باقی بماند.
زانکه گر موئی بماند از خودیتهفت دوزخ پر برآید از بدیت
هوش مصنوعی: اگر حتی تنها یک مو از خودخواهی و خودپسندی در وجودت باقی بماند، به خاطر بدیهایت، هفت دوزخ از آتش گناهانت برمیخیزد.