تناجی
عطار نیشابوری

بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل

میگریست آن بیدل دیوانه زارآن یکی گفتش چرائی اشکبار
گفت گیرم میشکیبم برهنهچون نگریم زانکه هستم گرسنه
گفت اگرچه میکند نانت هوسچون زگرسنگی بگرید چون تو کس
گفت آخر چون نگریم ده تنهکاو ازان دارد چنینم گرسنه
تا بگریم همچو ابر نوبهارلاجرم میگریم اکنون زار زار