بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، نازنین شوریده با یک زاهد روبهرو میشود که از خداوند سلام میآورد. نازنین از او میخواهد که از فضولی دست بردارد و تأکید میکند که او از حقیقت و مقام الهی آگاهی ندارد. نازنین به زاهد میگوید که کار حق به او مربوط نیست و او نیازی به مداخلهاش ندارد، زیرا حق خود میداند که چه میکند و نیازی به پیامرسانی ندارد.
نازنین شوریدهٔ درگاه بودپیشش آمد زاهدی در راه زود
هوش مصنوعی: دختر عزیز و دلبر که همیشه در حال عشق و شوق است، در مسیرش ناگهان با یک عابد (زاهد) روبرو شد.
گفت میگوید خداوندت سلامنازنین گفتش که تو برگیر گام
هوش مصنوعی: خداوند به تو سلام میرساند و تو ای عزیز، به او پاسخ بده و قدمی بردار.
از فضولی دست کن کوتاه توزانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو
هوش مصنوعی: از کارهای بیمورد و فضولی پرهیز کن، زیرا تو از حقیقت و واقعیت هیچ اطلاع و درکی نداری.
کار حق بر تو کجا مبنی بودکز وکیلی چون تو مستغنی بود
هوش مصنوعی: کار خداوند بر تو متکی نیست، چون تو نیازی به وکیلی مانند خودت نداری.
تو برون شو از میان کان ذات فردبی رسولی تو داند گفت و کرد
هوش مصنوعی: از میانه ی این وجود خارج شو، چون ذات یکتای خداوند نیازی به پیامبری ندارد و خود او میداند چه باید گفت و چه باید کرد.