بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: مردی معروف به پیش یک شیخ رفت و از سر بیخودی و حالت ناامیدی زار زار گریست. او گفت که از عبودیت خسته شده و به ربوبیت هم نمیتواند دست یابد. او احساس میکرد که نه در این دنیا و نه در آن دنیا چیزی ندارد و نمیداند چگونه باید عمل کند. شیخ به او گفت که باید همیشه به یاد خدا باشد و اگر میخواهد حقیقت را بیابد، باید به علم و عمل توجه کند و ریشه آن را در فهم ازلی جستجو کند. همچنین تأکید کرد که باید چشمش را به علم و عمل نداشته باشد و بیشتر بر لوح ازل متمرکز شود.
پیش شیخی رفت مردی نامداراز سر بی خویشئی بگریست زار
هوش مصنوعی: مردی معروف به پیش یک شیخ رفت و از روی نداشتن آرامش و حسی عمیق، به شدت گریه کرد.
گفت سیرم از عبودیت همیوز ربوبیت بمن نرسد دمی
هوش مصنوعی: گفت که از بندگی خستهام و دیگر نمیتوانم هیچ لحظهای در بند خداوند بمانم.
مانده ام بی این و بی آن من مدامچون کنم گفتا که سر می زن مدام
هوش مصنوعی: من در حالتی بلاتکلیف هستم و نمیدانم چه کار کنم. در پاسخ به این حال، گفته شده که باید به طور مداوم و پیوسته بر سر کارها و مشغولیتهایم بزنم و فعالیت کنم.
این سخن را گر محل آید پدیداز سر علم و عمل آید پدید
هوش مصنوعی: اگر این سخن در جای خود مطرح شود، از سر دانش و عمل به وضوح مشخص خواهد شد.
چشم باید داشت بر لوح ازلچند دارم چشم بر علم و عمل
هوش مصنوعی: انسان باید توجه کند به سرنوشت و تقدیر ازلیاش، نه تنها به دانشی که دارد و کارهایی که انجام میدهد.