بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده به توصیف دیوانهای میپردازد که مورد آزار کودکان قرار گرفته و از قصر عمید فرار کرده است. در قصر، عمید از او میپرسد چرا چنین شده است و دیوانه توضیح میدهد که به دلیل پرتاب سنگهای کودکان، خون از دیدش میچکیده و مجبور به فرار شده است. او عمید را به چالش میکشد و میگوید که اگر او در مقام بازرسی بالاتر است، چرا نمیتواند از خود دفاع کند. دیوانه عمید را به اسیری محکوم میکند و میگوید که پادشاهی حقیقی کسی است که بر دیگران تسلط و کمال داشته باشد، نه کسی که در برابر مگسها و مشکلهای کوچک عاجز باشد. در نهایت، پیامی فلسفی درباره قدرت و سلطنت ارائه میشود که هیچ سلطانی بدون کمال واقعی نمیتواند باقی بماند.
آن یکی دیوانه را میتاختندکودکانش سنگ میانداختند
هوش مصنوعی: یک دیوانه را عدهای از کودکان تعقیب میکردند و به او سنگ میزدند.
درگریخت او زود در قصر عمیدبود او در صدر آن قصر مشید
هوش مصنوعی: او به سرعت از آنجا دور شد و در قصر عمید بود و در بالاترین نقطه آن قصر قرار داشت.
دید در پیشش نشسته چند کسباز میراندند از رویش مگس
هوش مصنوعی: چند نفر در جلوی او نشسته بودند و مگسها را از روی او دور میکردند.
بانگ بر وی زد عمید از جایگاهگفت « ای مدبر که داد این جات راه ؟»
هوش مصنوعی: صدای عمید از جایگاه بلند شد و گفت: «ای تدبیرکننده! چه کسی این مقام را به تو داد؟»
گفت « بود از دیدهٔ من خون چکانزانکه سنگم میزدند این کودکان
هوش مصنوعی: او گفت: «من از چشمم خون میریزد، زیرا این کودکان مانند سنگ به من میزنند.»
آمدم کز کودکان بازم خریخود تو صد باره ز من عاجزتری
هوش مصنوعی: من به دنیا آمدهام و از کودکی خود را باز میشناسم. تو بارها و بارها از من ناتوانتری.
چون ترا در پیش باید چند کستا ز رویت باز میراند مگس
هوش مصنوعی: وقتی که در حضور تو افرادی هستند، مگسها از روی تو دور میشوند.
کودکان را چون ز من داری تو باز ؟سرنگونی تو به حق نه سرفراز
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی کودکان را از من بگیری؟ سقوط تو به حقیقت به معنای افتخاری نیست.
تو نهای میری اسیری دایمیزانکه محکومی بحق نه حاکمی »
هوش مصنوعی: تو کسی نیستی که آزاد باشی، چون همیشه در بند و اسیری. دلیلش هم این است که نه حق داری و نه در موقعیتی هستی که بتوانی بر دیگران تسلط داشته باشی.
میر آن باشد که با او در کمالدیگری را نبود از میری مجال
هوش مصنوعی: آن که در کمال خود میتواند به دیگران کمک کند، باید از مقام و جایگاه برتری برخوردار باشد؛ در غیر این صورت، فرصتی برای هدایت دیگران نخواهد داشت.
نیست باقی سلطنت بر هیچکستا بدانی تو که یک سلطانست بس
هوش مصنوعی: سلطنت و قدرت برای هیچکس پایدار نیست، تا زمانی که درک کنی که تنها یک سلطان واقعی وجود دارد.