بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: مجنون به سوی کعبه میرود تا دعا کند و امیدوار است که از عشق لیلی رهایی یابد. وقتی به مکان مقدس میرسد، با دل quebranده و نزار از خدا درخواست میکند که عشقش را از دلش دور کند. او از خدا میخواهد که درد عشق را از او بگیرد و برای پدرش شفا بخواهد. مجنون در حالی که مست از عشق است، میگوید که میتواند دردش را بیشتر کند و هر چه دارد برای عشق لیلی از بین برود. در آخر، او آرزو میکند که اگر جهان شاد و رنگین شود، دلش نیز همیشه در آرامش باشد.
برد مجنون را سوی کعبه پدرتادعا گوید شفا یابد مگر
هوش مصنوعی: مجنون را پدر به سوی کعبه میبرد تا از خدا بخواهد که شفا بگیرد.
چون رسید آنجایگه مجنون ز راهگفت اینجا کن دعا اینجایگاه
هوش مصنوعی: مجنون وقتی به آن مکان رسید، گفت: اینجا بایستی دعا کنم، چون اینجا جایگاه ویژهای است.
گو خداوندا مرا بی درد کنعشق لیلی بر دل من سرد کن
هوش مصنوعی: خداوندا، مرا از دردها و رنجها رها کن و به من آرامش بده. عشق لیلی را که به قلبم افتاده، از من دور کن.
تو دعا کن تا پدر آمین کندبوکه حق این مهربانی کین کند
هوش مصنوعی: تو دعا کن تا پدر هم قبول کند، زیرا حق این محبت را به تو عطا میکند.
دست برداشت آن زمان مجنون مستگفت یارب عشق لیلی زآنچه هست
هوش مصنوعی: مجنون در حال مستی، دستانش را بالا برد و گفت: ای پروردگار، عشق لیلی را به هر آنچه که هست، تقدیم میکنم.
میتوانی کرد و صد چندان کنیهر زمانم بیش سرگردان کنی
هوش مصنوعی: میتوانی کارهایی کنی که هر بار بیشتر از قبل مرا گیج و سردرگم نمایی.
درد عشق او چو افزون گرددتهرچه داری تا بدل خون گرددت
هوش مصنوعی: اگر عشق او برایت بیشتر از پیش سخت و دردناک شود، هر چیزی که داری را فدای او خواهی کرد و جانت را در این راه میگذاری.
چون همه عالم شود همرنگ خونزآن همه خون یک دلت آید برون
هوش مصنوعی: وقتی که تمام دنیا تحت تأثیر احساسات شدید قرار گیرد، از دل او یک قطره خون خارج میشود.
آن دل آنگه در حضور افتد مدامشادی دل تا ابد گردد تمام
هوش مصنوعی: دل کسی که در حضور محبوب قرار گیرد، همیشه شاد و دلنشین خواهد بود و این شادی تا ابد ادامه پیدا میکند.