بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، جوانی با پیری نامدار برخورد میکند که در گوشهای نشسته و تنهاست. جوان از او میپرسد چرا تنها و غمگین است، و پیر به او میگوید که او همیشه در حضور خداوند است و این باعث میشود که غم و دلتنگی را از خود دور کند. پیر به جوان میآموزد که هرکس با همراه خود باشد، بهتر است و یک لحظه در کنار عزیزانش شیرینتر از همهچیز است.
شد جوانی پیش پیری نامداردید او را کرده در کنجی قرار
هوش مصنوعی: یک جوان به نزد یک پیر معتبر رفت و او را در گوشهای نشسته دید.
بود تنها هیچکس با او نبودیک نفس یک همنفس با او نبود
هوش مصنوعی: او به تنهایی به سر میبرد و هیچ کس در کنارش نبود، حتی کسی که بتواند همدرد او باشد.
گفت تنها مینگردی تنگدلپیر گفتش ای جوان سنگدل
هوش مصنوعی: جوان به پیر میگوید که چرا تنها به تنگدلی اش خیره شدهای؟ پیر در پاسخ میگوید، ای جوان سنگدل، تو هم باید به عمق دل دیگران نگاه کنی و فقط به ظاهر توجه نکنی.
با خدای خویش دایم در حضورچون توان شد تنگدل از پیش دور
هوش مصنوعی: همواره با خدا در نزدیکی و حضور باش، چون اگر دلتنگ شوی، خودت را از او دور مکن.
هرکه او با همدم خود همبرستیک دم از ملک دو کونش خوشترست
هوش مصنوعی: هر کسی که با همزاد و دوست خود در کنار هم باشد، یک لحظه از تمام دنیای این دو جهان برایش خوشایندتر است.