بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی اهمیت بندگی و حقگزاری در زندگی است. شاعر از شبنشینی با رفیق خود یاد میکند و دربارهی تلاش برای تأمین روزی صحبت میکند. او به یاد آوردن مسئولیتها و احترام به نان و نمک اشاره میکند و میگوید که اگر آدم بداند و از اعتقادات خود پیروی کند، به مقامهای بالا دست مییابد.
شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر انسان در راه حق و بندگی ثابتقدم باشد، به مقامهای بالا و خوبیها میرسد. او اسامی شخصیتهای بزرگ تاریخی و مذهبی را ذکر میکند تا نشان دهد که چه ویژگیهایی باید داشت تا در مسیر درست پیش رفت.
در نهایت، شاعر به اهمیت شفقت و مهربانی اشاره میکند و از شنونده میخواهد که این صفات را در زندگی خود لحاظ کند تا به سعادت دست یابد.
با رفیقی شب روی فرزانهٔشد بدزدی نیم شب درخانهٔ
هوش مصنوعی: در شب، با دوستی به خانهٔ شخصی دانا رفتیم و در نیمه شب به طور مخفیانه از آنجا خارج شدیم.
ناگهی آن یار خود راگفت زودپای بیرون نه ازین خانه چو دود
هوش مصنوعی: ناگهان آن دوست به او گفت که زود از این خانه بیرون برو، مثل دودی که به سرعت پراکنده میشود.
یار ازو پرسید کآخر حال چیستنیست کس بیدار پرهیزت ز کیست
هوش مصنوعی: دوست از او پرسید که بالاخره وضعیت چیست؟ کسی بیدار وجود ندارد، پس پرهیز تو از چه کسی است؟
گفت میکردم طلب تا هیچ هستپارهٔ نانم مگر آمد بدست
هوش مصنوعی: گفت: من بارها درخواست کردم تا بتوانم حتی تکهای نان به دست آورم، اما آیا آمدن آن به دست من ممکن شد؟
بر فراموشی نهادم در دهانچون بخوردم یادم آمد در زمان
هوش مصنوعی: من برای فراموشی چیزی را در دهان گذاشتم، اما به محض اینکه آن را خوردم، یادم آمد که در گذشته چه بود.
کآخر اینجا خورده شد نان و نمکگر بد اندیشی شوی رد فلک
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که اگر کسی با بدبینی و ناپسند فکر کند، ممکن است عواقب ناخوشایندی برایش پیش بیاید، حتی اگر در گذشته به وی محبت و محبت شده باشد. دقت کنید که روابط و احساسات باید با تفکر مثبت و حسن نیت همراه باشد تا به خوبی پیش بروند.
کاملان در راه خود خون خورده اندبندگی و حق گزاری کرده اند
هوش مصنوعی: افرادی که در مسیر خود به کمال رسیدهاند، برای تحقق هدفهای خود تلاش زیادی کرده و جانفشانی کردهاند و در عین حال به اصول و حقوق دیگران احترام گذاشتهاند.
لاجرم در بندگی سلطان شدندبهتر خلق جهان ایشان شدند
هوش مصنوعی: بنابراین، در خدمتگزاری به سلطان، بهترین انسانها به وجود آمدند.
بندگی و چاه باید حبس نیزتا شوی در مصر چون یوسف عزیز
هوش مصنوعی: برای اینکه مانند یوسف عزیز در مصر شوی، باید در چاه و بندگی نیز حبس و محبوس باشی.
گر چو جعفر آمدی صادق بباشور چو معشوق آمدی عاشق بباش
هوش مصنوعی: اگر مانند جعفر باشی، باید صادق و درستکار باشی، و اگر همچون معشوق وارد شوی، باید عاشق و پر از محبت باشی.
چون حسن شو هم بعلم و هم بکارتا حسن آئی تونیز اندر شمار
هوش مصنوعی: برای اینکه به زیبایی و نیکی برسید، هم به دانش و هم به عمل توجه کنید، تا شما نیز در زمره نیکوکاران قرار بگیرید.
لعب کم کن چند بازی کعب راتا چو کعب آئی تو کار صعب را
هوش مصنوعی: زیاد در بازیها و شور و شوق نپرداز، تا وقتی به موقعیتهای سخت و دشوار میرسی، توانایی و آمادگی رویارویی با آنها را داشته باشی.
نیست ازتو چون ربیع آئی بدیعچون خریف نفس رفت اینک ربیع
هوش مصنوعی: هیچکس به زیبایی و تازگی تو نمیآید، همانطور که پاییز روح را میگیرد، اکنون بهار فرا رسیده است.
اعجمی شو چون حبیب از غیر دورتا حبیبت نام آید از غیور
هوش مصنوعی: چون حبیب (دوست) تو دور است، مانند غیرتمندان، خود را اعجم (بیزبان و بیاحساس) نشان بده تا وقتی که نام محبوبت به گوشت برسد.
گر چو معروف از خدا واقف شویزود هم معروف و هم عارف شوی
هوش مصنوعی: اگر مانند معروف درک عمیقی از خدا پیدا کنی، به سرعت هم مشهور و هم عارف خواهی شد.
گر چو ابراهیم ادهم بایدتاشهب تقوی مسلم بایدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همچون ابراهیم ادهم باشی، باید تقوای خالص و درست را در خود پرورش دهی.
گر چو ثوری بایدت در دل چراغطالع ثوری برون کن از دماغ
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند یک گاو نر (ثور) قوی و نیرومند باشی، باید روشنایی و امید را از درون خود بیرون بیاوری و به نمایش بگذاری.
گر چو طاووس یمانی بایدتپر طاووس معانی بایدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همچون طاووس یمانی زیبا و با شکوه باشی، باید از معانی عمیق و ارزشمند برخوردار باشی.
گر ترا چون فتح میباید مقامکار کن تا فتح بینی والسلام
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به پیروزی برسی، باید تمام تلاش خود را به کار ببندی تا به آن هدف برسی و نتیجه مثبت را ببینی.
گر تو خود را سهل خواهی اهل باشدین چو سهل افتاد هم چون سهل باش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خودت را آسان بگیری، باید مانند اهل دین باشی؛ چون اگر دین آسان شد، تو هم باید آسان بگیری.
گر تو در دین چون سری داری سریاین سری را ترک کن چون آن سری
هوش مصنوعی: اگر در دین مانند کسی که سر دارد، سر داری، این سر را رها کن، چون آن سر هم باید رها شود.
ور ترا همچون شه کرمانست سوزپس شه کرمان توئی و نیمروز
هوش مصنوعی: اگر تو مانند پادشاه کرمان در سوز و گداز باشی، پس خود نیز همانند پادشاه کرمان هستی و در اوج هستی.
ور عطا دانی تو نه کسب و جزاپس ابوالفضلی تو و ابن عطا
هوش مصنوعی: اگر دانی که بخشش به دلیل تلاش و پاداش نیست، پس تو همان ابوالفضل و ابن عطا هستی.
ور کمال و صفو نوری بایدتاز زر تاریک دوری بایدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به کمال و روشنی برسی، باید از تاریکی و زشتی فاصله بگیری.
هرکه او مالک بوددینار رامالک دینار نبود کار را
هوش مصنوعی: هر که تنها صاحب دینار باشد، در واقع صاحب ارزشهای معنوی و واقعی نیست و نمیتواند به کارهای بزرگ و مهم دست یازد.
چون نمانی و بمانی این همهگر نمیدانی بدانی این همه
هوش مصنوعی: اگر نخواهی رفتن و در جا بمانی، حتی اگر ندانسته باشی، باید بفهمی که این وضعیت ادامه خواهد داشت.
چون بدانی هیچ نادانی مکنتا توانی هرچه بتوانی مکن
هوش مصنوعی: اگر به دانشی دست یافتی، هیچگاه نادانی نکن و (تا جایی که میتوانی) هرکاری که میتوانی انجام بده.
لطف و شفقت مهربانی پیش گیرراه از بهر صلاح خویش گیر
هوش مصنوعی: با مهربانی و محبت رفتار کن و راهی را انتخاب کن که برای بهتر شدن وضعیت خودت مفید باشد.
ذرهٔ گر شفقت جانت دهندپایگاه آل عمرانت دهند
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از محبت و مهربانی را به جانت ببخشند، جایگاه و مقام آل ابیعمرت را به تو میدهند.