بخش ۲۴ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: بوسعید مهنه روزی در خانقاه بود که مردی مست و بیقرار وارد شد و شروع به گریه کرد. او پردهای از ناسازگاری برداشت و ناراحتیاش را ابراز کرد. شیخ بوسعید که او را دید، به او نزدیک شد و با مهربانی از او خواست که خشمگین نباشد و مشکلاتش را با او در میان بگذارد. اما مرد مست به شیخ گفت که او نمیتواند به او کمک کند و از او خواست که به مشکلات خود بپردازد. شیخ از درد و ناراحتی او متاثر شد و درخواست کرد که او را دستگیر کند و نگرانیش را به دوش بگیرد. در این حالت، مرد مست از شیخ خواست تا او را از گناهانش تطهیر کند. در نهایت، مرد مست به عنوان یک درویش از نزد شیخ دور شد.
بوسعید مهنه با مردان راهبود روزی در میان خانقاه
هوش مصنوعی: بوسعید مهنه روزی در میان درویشان و عارفان بود و در حال گفتگو با آنان بود.
مستی آمد اشک ریزان بیقرارتا در آن خانقاه آشفته وار
هوش مصنوعی: مستی به سراغم آمده و اشکهایم در حال ریختن است؛ بیقراری و آشفتگی مرا به آن خانقاه کشانده است.
پرده از ناسازگاری باز کردگریه و بد مستئی آغاز کرد
هوش مصنوعی: گریه پرده از ناهماهنگی برداشت و شروع به بدحالی کرد.
شیخ کو را دید آمد در برشایستاد از روی شفقت بر سرش
هوش مصنوعی: سندی با گیرایی و محبت، به ملاقات شیخی رفت و به نشانه احساس محبت و احترام، در مقابل او ایستاد.
گفت هان ای مست اینجا کم ستیزاز چه میباشی بمن ده دست خیز
هوش مصنوعی: بگو هان، ای نوشیده، چرا در اینجا به جدال مشغولی؟ چرا از من دستت را دراز نمیکنی که بلند شویم و بریم؟
مست گفت ای حق تعالی یار تونیست شیخا دست گیری کار تو
هوش مصنوعی: خمر (مست) میگوید: ای خداوند، یارت نیست، ای شیخ، برای کمک به تو کار من را انجام بده.
تو سر خود گیر و رفتی مردوارسر فرو رفته مرا با او گذار
هوش مصنوعی: تو خودت را در نظر بگیر و با جدیت قدم بردار، اما من را به حال خودم رها کن و بگذار در کنار او بمانم.
گر ز هر کس دستگیری آیدیمور در صدر امیری آیدی
هوش مصنوعی: اگر از هر کسی یاری برسانی، حتی مانند یک مور هم که باشد، به مقام عالیتری خواهی رسید.
دستگیری نیست کار تو برونیستم من در شمار تو برو
هوش مصنوعی: کمکی از تو برنمیآید، پس برو؛ من دیگر در زمرهی تو نیستم، پس برو.
شیخ درخاک اوفتاد از درد اوسرخ گشت از اشک روی زرد او
هوش مصنوعی: شیخ از شدت درد بر زمین افتاد و چهرهاش از گریه سرخ شد، در حالی که رویش زرد بود.
ای همه تو ناگزیر من تو باشاوفتادم دستگیر من تو باش
هوش مصنوعی: ای همه چیز من، من به تو نیاز دارم. در حال حاضر که به مشکل برخوردهام، لطفاً به من کمک کن.
ای جهانی خلق مور خاکیتپاک دامن کن مرا از پاکیت
هوش مصنوعی: ای جهانی که مخلوقی و خاکی، دامن پاک خود را به من بده تا به واسطه آن پاک شوم.
برامیدی آمد این درویش توچون بنومیدی رود از پیش تو
هوش مصنوعی: درویشی به امیدی به سراغ تو آمده است، مانند اینکه وقتی آب رودخانه از مقابل شما میگذرد، شما را ترک کند.