بخش ۱۱ - غزل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و انتظار برای معشوق سخن میگوید. او از دل پرآتش خود و شکایتهایی که از او دارد، سخن میگوید و از معشوق میخواهد که زودتر بیاید و او را در بین غم هجران رها کند. شاعر به عشق و پیمانی که با معشوق بسته اشاره کرده و از او میخواهد که در کنار او بماند و رازدارش باشد. همچنین زیبایی معشوق را تحسین کرده و از آن به عنوان دلیلی برای شوق و انتظار خود یاد میکند. در نهایت، او امید دارد که عشقشان پایدار بماند.
ای پر آتش داشته پیوسته دلهر شکایت کان ز ما داری بهل
هوش مصنوعی: ای دل که همیشه در آتش هستی، هر شکایتی که نسبت به ما داری را کنار بگذار.
بار عشق روی ما برجان منهتا نگردی در غم هجران خجل
هوش مصنوعی: عشق خود را بر دوش ما نگذار تا به خاطر جدایی، دچار شرمندگی نشویم.
چشم راهی میکشم زوتر بیاالعجل ای یار زیبا العجل
هوش مصنوعی: چشم به راه تو هستم، زودتر بیا، ای دوست زیبا، زودتر بیا.
پای ما چون سرو بستان ز انتظارهست یا سودات تا زانو بگل
هوش مصنوعی: پاهای ما مانند سروهای باغ در انتظار هستند، یا تا زانو در گل فرو رفتهاند.
با صبا همراه شو هنگام صبحگر شکایت نیستت ازما بدل
هوش مصنوعی: همراه نسیم به صبح برو، اگر از ما دلخور نیستی.
بر سر پیمان و عهدت آمدمتا نگوئی دیگرم پیمان گسل
هوش مصنوعی: من به خاطر وفاداری به عهد و پیمانی که با تو دارم، نزد تو آمدهام تا تو نتوانی بگویی که من پیمان شکنی کردهام.
متصل میباش با ما روز و شبراز دار ما شو و شو متصل
هوش مصنوعی: با ما در روز و شب همراه باش و اسرار ما را نگهدار، و پیوسته به ما متصل باش.
روی من میبینی که از خوبی گذشتاز جمال خوبرویان چگل
هوش مصنوعی: در نظر تو، من از جمال و زیبایی خوبرویان فاصله گرفتهام و به خوبیهای دیگر میاندیشم.