هوش مصنوعی: ابوعلی شقیق رحمة الله علیه، مشهور به زهد و عبادت، یکی از بزرگترین عارفان و صوفیان زمان خود بود. او در علوم مختلف سرآمد و شاگرد بیش از هزار استاد بود. شقیق در زندگی خود به توکل به خدا و زهد عمیق اهمیت میداد و میگفت ایمان و توکل به خداوند باید در چهار چیز خلاصه شود: امنیت در روزی، اخلاص در کار، دشمنی با شیطان و آماده بودن برای مرگ.
با دیدن بتپرستی در ترکستان، شقیق بر آن شد که به حقیقت خداوند ایمان آورد و از آن زمان به ترک دنیا و جستجوی راه حق پرداخته است. به بلخ برگشت و در آنجا با مشکلات و قحطی مواجه شد، اما همواره به روزی روزیدهنده دلخوش بود و به دیگران نیز یاری میرساند. شقیق به جوانمردی و صداقت مشهور بود و در زمان جنگها و غزوات نیز به یاری دوستان و برطرف کردن مشکلات مردم میپرداخت.
او به حقایق عمیق معنوی و اخلاقی تاکید میکرد، مانند ترس از خدا و شکرگزاری در برابر نعمتها. شقیق به مسافرتهای مختلف رفت، از جمله به بغداد و مکه، و در هر کجا به نصیحت کردن و هدایت مردم مشغول بود. او همواره بر اهمیت توکل به خدا و عدم وابستگی به دنیا تاکید میکرد و باور داشت که سخن گفتن در دین و دنیا باید به دور از ریا و خودخواهی باشد.
وصیتهای او به دیگران بر تعهدات دینی و مراقبه بر زبان تأکید داشت و میگفت که خشوع و صداقت در زندگی موجب نزدیکی به خداوند میشود.
هوش مصنوعی: ابوعلی شقیق رحمة الله علیه، شخصیتی برجسته و محترم بود که در علوم مختلف دانش فراوان داشت و در زهد و عبادت از تمامی اشخاص زمانهاش متمایز بود. او به توکل و اعتماد به خدا بسیار پرداخت و در طول زندگیاش همواره در این مسیر گام برداشت. شقیق در فنون علمی تألیفات زیادی داشت و در طریقت از ابراهیم ادهم پیروی میکرد و با بسیاری از معلمان و مشایخ وقت ارتباط داشت.
هوش مصنوعی: شقیق در سفر به ترکستان به تجارت و دیدن معابد بتپرستی رفت. او شاهد فردی شد که در حال پرستش بتی و گریه کردن بود. شقیق به او گفت: تو باید خدای زنده، توانا و عالم را پرستش کنی و از پرستش بتها خجالت بکشی، چرا که هیچ خیرو شرای از آنها نمیآید.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر واقعاً اینطور باشد که تو میگویی، نمیتواند در شهری که هستی، روزی تو را تأمین کند و تو باید به این سمت بیایی. شقیق تحت تأثیر این حرف قرار گرفت و به سمت بلخ رفت. یک گبر هم او را همراهی کرد و از او پرسید: در چه کاری به اینجا آمدهای؟
هوش مصنوعی: او گفت: اگر در جستجوی روزی هستی که برای تو مقدر نشده، هر چقدر هم تلاش کنی به آن نمیرسی؛ اما اگر به دنبال روزی هستی که برایت مقدر شده، نیازی به رفتن نیست زیرا آن روز خودش به تو خواهد رسید.
هوش مصنوعی: شقیق وقتی این حرف را شنید، بیدار شد و احساس سردی به دلش دست داد. سپس به بلخ رفت و جمعی از دوستانش دور او جمع شدند زیرا او شخصیتی بسیار دلیر و جوانمرد بود. در آن زمان علی بن عیسی بن ماهان، امیر بلخ بود و او سگان شکاری داشت. یکی از سگهای او گم شده بود و به او گفتند که سگی که گم شده، نزد همسایه شقیق است و آن شخصی که تو دنبالش هستی را پیدا کردهاند.
هوش مصنوعی: آنها همسایه را آزار میکردند. او به شقیق پناه برد. شقیق به امیر رفت و گفت: تا سه روز دیگر میتوانم سگ را به تو برسانم. لطفاً او را آزاد کن.
هوش مصنوعی: او را نجات داد. سه روز بعد، کسی آن سگ را پیدا کرد و گرفت. او تصمیم گرفت که این سگ را پیش شقیق ببرد، چون او فردی جوانمرد است و ممکن است از او کمک بگیرد. بنابراین، او سگ را پیش شقیق برد. شقیق سگ را پیش امیر برد و از مسئولیتش رها شد. در اینجا، تصمیم گرفت که به طور کامل از دنیا کنارهگیری کند.
هوش مصنوعی: داستانی نقل شده که در بلخ قحطی سختی رخ داده بود و مردم در حالت ناراحتی و گرسنگی به سر میبردند. در این میان، غلامی در بازار مشاهده شد که بسیار شاد و خندان بود. شخصی به او گفت: ای غلام، در این وضعیت چه دلیلی برای شادیات داری؟ آیا نمیبینی که مردم از گرسنگی به چه حالتی افتادهاند؟
هوش مصنوعی: شقیق به این فکر افتاد که جایگاهش از دست رفته است. سپس گفت: خداوندا، چه خوب است که این بنده در خدمت آقایی باشد که انباری داشته باشد و اینگونه شاد باشد. تو مالک همه ملوک هستی و رزق و روزی ما را میپذیری، پس چرا باید غمگین باشیم؟
هوش مصنوعی: او از شغل دنیوی خود کنارهگیری کرد و با صداقت کامل به سوی توبه رفت و به مسیر درست زندگی توجه کرد. او به بالاترین حد از اعتماد به خدا رسید و همواره میگفت: من شاگرد یک خدمتگزار هستم.
هوش مصنوعی: حکایت شده که حاتم اصم گفته است: یک روز به همراه شقیق به جنگ رفته بودیم و روزی سخت و دشوار بود. جنگی در میگرفت که جز نوک نیزه هیچ چیز دیده نمیشد و تیرها از آسمان به سوی ما میریخت. شقیق به من گفت: ای حاتم! حال تو چگونه است؟ آیا فکر میکنی همچنان در خوابگاه خود با همسر خود در لباس خواب هستی؟
هوش مصنوعی: سپس شب فرا رسید. او به خواب رفت و لباسش را زیر سر گذاشت و خوابش برد. به خاطر اعتمادی که به خدا داشت، در آن وضعیت به طرز خاصی آرامش پیدا کرد و دشمنانش هم در خواب شدند.
هوش مصنوعی: روزی مجلس بزرگی برپا بود و خبر آن در شهر پخش شد که فردی کافر به محل آمده است. شقیق فوراً بیرون رفت و با کافران مقابله کرد و آنها را شکست داد. سپس به مجلس برگشت. یکی از مریدان چند گل نزد سجاده شیخ گذاشت و شروع به بوییدن آن کرد. یک جاهل این صحنه را دید و با تعجب گفت: در حالی که لشکری از کافران در دروازه شهر است، امام مسلمانان گل در دست دارد و بوی آن را استشمام میکند؟
20
شیخگفت:منافقهمهگلبوییدنبیندهیچلشکرشکستننبیند.
هوش مصنوعی: شیخ گفت: آدمهای دو رو فقط بوی گل را استشمام میکنند، اما هرگز با واقعیت سختیها و شکستها روبهرو نمیشوند.
هوش مصنوعی: روزی کسی در حال عبور بود که فردی غریبه او را دید و گفت: ای شقیق! شرم نمیکنی که خود را در مقام خاصی قرار دهی و چنین سخنانی بگویی؟ این سخنان شبیه به این است که کسی که او را میپرستد و به او ایمان دارد، در واقع به خاطر نعمتهایی که به او میدهد، او را پرستش میکند.
هوش مصنوعی: شقیق در سمرقند سخنرانی میکرد و به مردم گفت: ای مردم! اگر مردهاید به گورستان بروید، اگر کودک هستید به دبیرستان بروید، و اگر دیوانهاید به بیمارستان بروید. اگر کافر هستید به کافرستان بروید، و اگر بندهاید به خودتان مسلمانی بیاموزید، ای پرستندگان مخلوق.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر تو پنج عیب نداشتی، به این صورت رفتار نمیکردم. اول اینکه ممکن بود داراییات کاهش یابد، دوم اینکه ممکن بود دزد چیزی از تو بدزدد، سوم اینکه ممکن بود پس از آن پشیمان شوی، چهارم اینکه اگر از من عیبی ببینی و مجازاتی از من بگیری، دور نیست که این اتفاق بیفتد و پنجم اینکه ممکن است مرگ به سراغم بیاید و بدون عذر بمانم. اما من کسی را دارم که از تمام عیوب پاک و منزه است.
29
نقلاستکهیکیپیشاوآمدوگفت:خواهمکهبهحجروم.
هوش مصنوعی: داستانی نقل شده که یک نفر به نزد او آمد و گفت: میخواهم به حج بروم.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچکس را نزدیکتر به روزی خود از خودم نمیبینم و هیچکس را دورتر از غیر خود نمیدانم. من این را قضا و قدر خدا میدانم که پیوسته با من است. هرجا که باشم و در هر شرایطی که باشم، میدانم که خداوند بهتر از خودم به حال من آشنایی دارد.
34
شقیقگفت:احسنت!نیکوزادیاست.مبارکتباد.
هوش مصنوعی: شقیق گفت: خوب است! این فرد به خوبی تولید شده است. تبریک میگویم.
هوش مصنوعی: او گفت: بیدار باش که خداوند تو را به مقام صدیقین منصوب کرده است. از تو انتظار میرود که راستگویی کنی همانطور که او اینگونه است؛ و به مقام فارقین قرار داده است، از تو نیز انتظار میرود که حق را از باطل تشخیص دهی همانطور که او این کار را انجام میدهد؛ و به جای ذوالنورین، از تو انتظار حیا و بخشندگی میرود همانطور که او دارد؛ و به جای مرتضی، از تو علم و عدالت خواسته شده است همانطور که او در این زمینهها عمل میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: خداوند خانهای دارد که آن را دوزخ مینامند و تو به عنوان نگهبان آن تعیین شدهای. به تو سه ابزار داده است: مال، شمشیر و تازیانه، و گفته شده است که با این سه چیز باید مردم را از دوزخ دور کنی. هر کسی که به درگاه تو بیاید، باید به او مال بدهی و آن را از او دریغ نکنی. اگر کسی فرمان خدا را زیر پا گذاشت، باید با تازیانه او را تنبیه کنی، و اگر فردی انسانی را بکشد، باید با شمشیر قصاصش کنی طبق دستور. اگر این کارها را انجام ندهی، خودت جزو دوزخیان خواهی بود.
هوش مصنوعی: او گفت: تو مانند یک چشمه هستی و دیگران مثل جویهایی که از آن منشأ میگیرند. اگر چشمه خود روشن و زلال باشد، هیچگونه آسیب و تاثیری از تاریکی جویها نمیبیند. اما اگر چشمه تیره و کدر باشد، به روشنایی جویها امیدی نیست.
هوش مصنوعی: گفت: اگر آن آب را بنوشی، احتمال دارد که هرگز از تو خارج نشود و این ممکن است باعث خطر مرگ تو شود. کسی میگوید من میتوانم تو را درمان کنم، اما در عوض نیمی از داراییات را میخواهم. تو چه کار میکنی؟
هوش مصنوعی: شقیق به مکه رفت و مردم آنجا دور او جمع شدند و گفتند: در اینجا دنبال روزی و معاش گشتن نادانی است و کار کردن برای به دست آوردن روزی جایز نیست.
هوش مصنوعی: شقیق اظهار کرد: سگان بلخ همین کار را انجام میدهند که وقتی چیزی در دسترس باشد، مراقب هستند و دم خود را تکان میدهند و اگر چیزی نباشد، صبر میکنند.
56
ابراهیمگفت:شماچگونهکنید؟
هوش مصنوعی: ابراهیم پرسید: شما چه کار میکنید؟
57
گفت:اگرماراچیزیرسدایثارکنیمواگرنرسدشکرکنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر چیزی به ما برسد، ایثار خواهیم کرد و اگر چیزی به ما نرسد، شکرگذاری خواهیم داشت.
58
ابراهیمبرخاستوسراودرکنارگرفتوببوسید.
هوش مصنوعی: ابراهیم ایستاد و سر او را در آغوش گرفت و بوسید.
59
وقالانتالاستادوالله.
هوش مصنوعی: او گفت: «شما استاد هستید، به خدا قسم!»
هوش مصنوعی: وقتی از مکه به بغداد رسید، صحبتهایی را آغاز کرد و بیشتر بر روی مفهوم توکل تأکید داشت. در حین صحبتهایش بیان کرد که در بیابان رفته بوده و در آن زمان چهار دانگ سکه نقره در جیبش داشته و هنوز هم همان مقدار را دارد.
هوش مصنوعی: او گفت: در خواب دیدم که به من گفتند: هر کسی که به خدا اعتماد کند، رزق و روزی خوبش افزایش مییابد و او سخاوتمند میشود و در انجام عبادتهایش تردید نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانه ترس این است که از محرمات دوری کنیم، نشانه امید این است که همیشه به اطاعت خدا بپردازیم و نشانه عشق این است که شوق و بازگشت به سمت او ضروری است.
هوش مصنوعی: او گفت: نابودی انسان ناشی از سه چیز است. اول اینکه مرتکب گناه میشود و به امید توبه به ادامه کارش ادامه میدهد، سپس توبه نمیکند و به امید زندگی بیشتر میماند، و در نهایت، بدون اینکه توبه کرده باشد، به امید رحمت ادامه میدهد. بنابراین، چنین فردی هرگز توبه نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: او گفت: سه ویژگی منحصر به فقرایند: آرامش درونی، آسانی در محاسبات، و آسودگی خاطر. و سه ویژگی برای ثروتمندان ضروری است: زحمت بدنی، تلاش ذهنی، و دشواری در محاسبات.
79
وگفت:مرگراساختهبایدبودکهچونمرگبیایدبازنگردد.
هوش مصنوعی: گفت: باید با مرگ کنار آمد، زیرا وقتی که مرگ بیاید، دیگر بازنمیگردد.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر به کسی چیزی بدهی و اگر او را بیشتر از کسی که به تو چیزی میدهد دوست داشته باشی، به راستی که تو دوست واقعی او هستی، وگرنه تنها دوست دنیاییاش خواهی بود.
هوش مصنوعی: او گفت: من هیچ چیزی را بیشتر از مهمان دوست ندارم. چون روزی و برکت او به دست خداست و من در میان هیچ کس نیستم، و پاداش و اجر من در این کار است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در شرایطی که از نعمت برخوردار است به تنگدستی بیفتد و این تنگدستی برای او بزرگتر از نعماتی که دارد به نظر برسد، در دو غم بزرگ گرفتار شده است: یکی در زندگی دنیا و دیگری در زندگی آخرت. اما اگر کسی از میان نعمتها به تنگدستی بیفتد و این تنگدستی برای او نسبت به نعمتهایش کوچکتر به شمار آید، او در دو شادی قرار میگیرد: یکی در این دنیا و دیگری در آخرت.
هوش مصنوعی: تقوی به سه جنبه قابل شناخت است: اول ارسال، که به معنای عمل به دستورات دینی است؛ یعنی هر چیزی که انجام دهی به عنوان عمل دینی محسوب میشود. دوم منع کردن، که مربوط به دنیا است و به این معناست که باید از مال و ثروتی که به تو داده میشود، طمع نکنی. سوم سخن گفتن، که شامل صحبت در مورد مسائل دینی و دنیوی میشود؛ یعنی میتوان از هر دو حوزه کلامی داشت. در واقع، عمل به اوامر دینی و دوری از نواهی دنیایی تقوی را به خوبی نشان میدهد. به طور کلی، از طریق کلام میتوان به این نتیجه رسید که فرد در کدام مسیر قرار دارد، چه در مسیر دین و چه در مسیر دنیا.
هوش مصنوعی: او گفت: از هفتصد مرد دانشمند درباره پنج موضوع پرسیدم: خردمند کیست، توانگر کیست، زیرک کیست، درویش کیست و بخیل کیست؟ هر هفتصد نفر به یک جواب رسیدند. همه آنها گفتند که خردمند فردی است که به دنیا علاقهای ندارد؛ زیرک کسی است که دنیا او را فریب نمیدهد؛ توانگر کسی است که به قسمت و تقدیر خداوند راضی است؛ درویش کسی است که در دلش آرزوی زیادی ندارد؛ و بخیل کسی است که حق مال خدا را از خدا دریغ میکند.
هوش مصنوعی: حاتم اصم میگوید: از او خواستم که به چیزی وصیت کند که مفید باشد. او گفت: اگر میخواهی وصیتی عام داشته باشی، زبانت را حفظ کن و هرگز سخن مگو تا پاداش آن گفتار را در ترازوی خود ببینی. و اگر وصیت خاص میخواهی، مراقب باش تا فقط زمانی سخن بگویی که خود را طوری احساس کنی که اگر نگویی، عذاب میکشی. خداوند بهتر میداند.