هوش مصنوعی: سهل بن عبدالله تستری یکی از بزرگترین و معتبرترین عارفان و صوفیان زمان خود بود. او در امر تصوف و حقیقت اسلامی مجتهد و دارای مقام بلند در طریقت بود. او تحت تأثیر آموزههای شیخ خود ذوالنون مصری قرار داشت و در جوانی به عبادت و ریاضت اهتمام میورزید. سهل در جوع و سهر از خود انضباط و ارادهای قوی نشان میداد و بر این باور بود که کمخوری و سختکوشی در راه خدا موجب قرب الهی میشود.
سهل با توبه و آمرزش در زندگی خود راوی داستانهایی از تجلیات الهی و معارف عمیق درباره توکل، زهد و ورع بود. او گفتارهایی در مورد قناعت، پرهیز از دنیا و طلب معرفت الهی ارائه داد و بر اهمیت نیت و اخلاص تأکید میکرد.
در آستانه وفاتش، او آموزههای خود را به مریدانش انتقال داد و پس از مرگش، آثار و کراماتش میان پیروانش به یادگار ماند. سهل بن عبدالله تستری در طول زندگیاش نه تنها در علم و عمل سرآمد بود بلکه با نشان دادن عشق به خدا و بندگی صادقانه، بر دلهای بسیاری تأثیر گذاشت.
هوش مصنوعی: سهل بن عبدالله تستری یکی از شخصیتهای بزرگ و محترم در عالم تصوف و تصوف اسلامی بود. او در زمان خود به عنوان یکی از بزرگترین رهبران معنوی شناخته میشد و در زمینه حقیقت و معرفت عرفانی کارهای برجستهای انجام داده بود. او در علوم روحانی و معنوی مهارتهای بینظیری داشت و توانسته بود به عمق مسائل و حقایق دست یابد. سهل در ترکیب شریعت و حقیقت به نوعی بینظیر بود و سعی میکرد تا ارتباط میان این دو را برقرار کند. او تجربههای عمیق روحانی از کودکی داشت و بر این باور بود که در سنین پایینتری، حتی در دوران جنینی، با حقایق بزرگ آشنا شده است. او همچنین در عواطف و تجربیات عرفانی خویش از خالمش نیز الهام میگرفت و به شدت به جستجوی معنای عمیق زندگی و ارتباط با خداوند توجه میکرد.
2
گفت:یآکودکنهانداراینحالتوباکسمگوی.
هوش مصنوعی: گفت: ای کودک، این احساس را پنهان کن و به هیچکس نگویید.
هوش مصنوعی: سپس گفت: در هنگام خواب وقتی که از یک طرف به طرف دیگر میچرخید و زبانتان حرکت میکند، بگوید: خدا با من است، خدا مرا میبیند. شهادتی گفت: من این را به او میگفتم و او را آگاه کردم که او پاسخ داد.
4
هرشبهفتباربگوی.
هوش مصنوعی: هر شب این را هفت بار تکرار کنید.
5
گفت:پساوراخبردادم.
هوش مصنوعی: او گفت: پس من او را مطلع کردم.
6
گفت:پانزدهباربگوی.گفتم.
هوش مصنوعی: گفت: پانزده بار بگو. من گفتم.
7
پسازاینحلاوتیدردلمپدیدمیآمد.
هوش مصنوعی: پس از آن، احساسی خوشایند و لذتبخش در قلبم به وجود میآمد.
هوش مصنوعی: یک سال که گذشت، خالم به من گفت: آنچه را که به تو آموختم در خاطر نگهدار و همیشه به آن پایبند باش، زیرا این امر در زندگیات و در آخرت میوهای خواهد داشت. سپس ادامه داد:
هوش مصنوعی: سالها سپری شد و من همچنان به گفتههایم فکر میکردم تا اینکه تأثیر آن بر من نمایان شد. سپس عمهام گفت: ای سهل، هر کسی که خدا با اوست و او را میبیند، چگونه میتواند خدا را نافرمانی کند؟ بر تو واجب است که گناه نکنی. بعد از آن، من زمانی در تنهایی بودم و مرا به مدرسه بدبیرستان فرستادند. من نگران بودم که مبادا تمرکز من از بین برود.
هوش مصنوعی: وقتی هفت ساله بودم، روزه میگرفتم و غذای من همیشه نان جو بود. در سن دوازده سالگی با یک مسئلهای روبرو شدم که هیچکس نمیتوانست آن را حل کند. از من خواسته شد که به بصره بروم تا درباره آن مسئله بپرسم. وقتی به بصره رسیدم و از علما سوال کردم، هیچکس جوابی نداد. پس به عبادان رفتم و پیش مردی به نام حبیب بن حمزه رفتم و از او پرسیدم. او جواب داد و من مدتی در کنار او بوده و چیزهای زیادی از او یاد گرفتم. سپس به تستر برگشتم و برای تهیه نان از یک درهم که داشتم، اقدام کردم و غذا تهیه کردم.
هوش مصنوعی: هر شب وقتی سحر میشد، روزهای میگشتم که بدون نان و خورش و نمک بود و این وضعیت برای یک سال برایم کافی بود. سپس تصمیم گرفتم که هر سه روز یکبار روزهام را باز کنم. بعد توانستم آن را به پنج روز برسانم و سپس به هفت روز و بعد به بیست روز. نقل شده که به هفتاد روز نیز رسیدم و در برخی از چهل شب، مغز بادام میخوردم. به مدت چندین سال این تمرین را ادامه دادم و در آغاز، ضعف من ناشی از گرسنگی بود و قوت من از سیری. اما وقتی زمان گذشت، قوت من از گرسنگی شد و ضعف من از سیری.
هوش مصنوعی: سپس گفتم: خدایا، آسانی را از هر دو طرف بپوشان تا کسی در گرسنگی سیری و در سیری گرسنگی تو را ببیند و او در ماه شعبان روزه بیشتری گرفته باشد چون اخبار بیشتری در این ماه است. و هنگامی که رمضان آغاز شد، فقط یک بار چیزی خوردی و شب و روز به عبادت مشغول بودی. روزی فرمودی که توبه برای هر بندهای واجب است، خواه خاص باشد، خواه عام، خواه مطیع باشد یا عاصی.
هوش مصنوعی: مردی در تستر زندگی میکرد که به خاطر اعتقاداتش مورد هجمه قرار گرفت. او بر این باور بود که حتی گناهکاران باید توبه کنند و در واقع، مطیعین نیز باید از طاعت خود توبه کنند. این سخنان موجب شد که مردم او را به بدی بنگرند و دربارهاش شایعاتی بسازند. او سنتهای دینی را نشانه گرفت و تمام داراییهایش را فروخت و یک کاغذ نوشته درست کرد تا نظراتش را با دیگران درمیان بگذارد. او از مردم خواست تا آن کاغذها را بگیرند و به دیگران نشان دهند. بعد از آن، به سفر حج رفت و به نفس خود گفت که دیگر آرزویی نکند چون در حال حاضر بیکار و بیپول است. هنگام رسیدن به کوفه، نفسش از او خواست که یک تکه نان و ماهی بخواهد. وی با کمال میل به نفسش گفت که برای دستیابی به آرزوهایش، باید مشقت بکشد. در این سفر با واقعهای جالب رو به رو شد، وقتی دید کاری از او ساخته نیست و در برابر یک چوپان، موقعیت خود را تغییر داد. بعد از مدتی به شهر خود بازگشت و به جمع مشایخ و بزرگان پیوست. او هرگز در میان جمع حاضر نشد و حتی به سوالات دیگران جواب نداد. در یکی از این نشستها، درویشی از او پرسید که چرا انگشتان پایش بسته است و او پاسخ داد که هیچ مشکلی برایش پیش نیامده است. این درویش سپس به مصر رفت و به ملاقات ذوالنون رفت و او را در وضعیت مشابهی دید.
هوش مصنوعی: باز گفت: حساب کردم و فهمیدم که توافق شیخ ذوالنون آسان است، یعنی توافق باید بر اساس شرایط باشد. این موضوع را دوباره توضیح دادم. ذوالنون پاسخ داد: کسی وجود دارد که از درد ما آگاه است و با ما همنظر میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: تا زمانی که استاد زنده است، شاگرد باید با ادب باشد. تاریخ نگارش شده نشان میدهد که در آن زمان، ذوالنون فوت کرده بود. نقل شده که عمرو لیث بیمار شد به گونهای که تمام پزشکان از درمان او ناامید شدند. آنها گفتند: این کار نیاز به دعای کسی دارد.
هوش مصنوعی: گفتند سهل خیلی سریع دعاهایش مستجاب میشود. او را خواستند و به فرمان صاحباختیار، دعوتش را پذیرفت. وقتی در مقابل او نشسته بود، گفت دعا برای کسی مستجاب است که توبه کند و حالا که تو در زندان مظلومان هستی همه آزاد میشوند و تو توبه میکنی. سهل گفت: خدایا! همانطور که معصیت و گناه او را نشان دادی، عزت طاعت من را هم به او نمایش بده، همانطور که باطنش را با لباس توبه پوشاندی، ظاهرش را با لباس سلامت بپوشان. وقتی این دعا را کرد، عمرو لیث بهبود یافت و ثروت زیادی به او پیشنهاد شد که هیچکدام را پذیرفت و از آنجا خارج شد. یکی از مریدان گفت: اگر چیزی قبول کنی، تا به خاطر تو و آن دعا چیز کمی بگذاریم مفید خواهد بود، سهل به او گفت: آیا به تو پولی نیاز است؟ نگاه کن. آن مرید نگاه کرد و همه دشت و صحرا را دید که تبدیل به طلا و لؤلؤ شده است. گفت: کسی که با خدا این حال را دارد، چرا از مخلوق چیزی بگیرد؟ نقل است که وقتی سهل به صدای موسیقی گوش داد، حالتی از وجد بر او عارض شد و بیست و پنج روز در آن حالت باقی ماند و طعام نخورد، حتی اگر در زمستان هم بود، عرق میکرد و لباسش خیس میشد. در آن حال، علما از او سؤال کردند و او گفت: از من سؤال نکنید، که کلام من در این حالت هیچ نفعی برای شما نخواهد داشت. نقل است که او بر روی آب میرفت و پایش تر نمیشد. یکی گفت: برخی میگویند تو بر روی آب قدم میزنی!
24
گفت:موذناینمسجدرابپرسکهاومردیراستگویاست.
هوش مصنوعی: او گفت: از موذن این مسجد بپرس که او فردی راستگو است.
هوش مصنوعی: گفت: من از مؤذن پرسیدم و او گفت که روزها در حوضی رفته بود تا غسل کند و به داخل حوض افتاد، و اگر من آنجا نبودم، او میمرد. شیخ بوعلی دقاق وقتی این را شنید، گفت: او کرامات زیادی دارد، اما میخواهد آنها را پنهان کند. نقل شده که یک روز در مسجد نشسته بود و یک کبوتر به خاطر گرما و خستگی زمین افتاد. سهل گفت: شاه کرمانی مرد. وقتی نگاه کردند، او همچنان زنده بود. نقل شده که یکی از بزرگان گفت: روز جمعه قبل از نماز، نزدیک سهل شدم و ماری در آن خانه دیدم، که باعث ترسم شد.
هوش مصنوعی: یک مرد گفت: بیا داخل. من پاسخ دادم: میترسم. او گفت: کسی به حقیقت ایمان نخواهد آورد تا زمانی که از چیزی غیر از خدا نترسد. سپس از من پرسید: در نماز جمعه چه میگویی؟ گفتم: بین ما و مسجد یک شبانهروز فاصله است. او دستم را گرفت و وقتی نگاه کردم، خود را در مسجد جمعه دیدم. نماز خواندیم و بیرون آمدیم و من به مردم نگاه میکردم. او گفت: اهل لا اله الا الله بسیارند، اما مخلصان اندک. نقل شده که شیران و حیوانات درنده بسیاری به او نزدیک شدند و او به آنها غذا داد و مراقبت کرد. امروز آن مکان در تستر، بیت السباع نامیده میشود. به خاطر اینکه او خیلی عبادت کرده و رنجهای زیادی کشیده بود، به شدت نیاز پیدا میکرد و در مدت کوتاهی نیازش چندین بار به وجود میآمد. او همیشه جامی با خود داشت تا از این مشکلات کاسته شود. اما وقتی وقت نماز میشد، از کارهایش دست میکشید، وضو میگرفت و نماز میخواند و سپس به جای خود برمیگشت. وقتی بر منبر میرفت، تمام دردها از او برطرف میشد، اما وقتی پایین میآمد، دوباره دردها برمیگشت. اما هیچ یک از واجبات دین بر او فوت نمیشد. نقل شده که او به یکی از مریدانش گفت تلاش کن تا تمام روز بگویی "الله الله". آن مرد گفت که پس از مدتی به این کار عادت کرد. او به طوری عمیق به گفتن "الله" مشغول شد که حتی در خواب نیز همان را میگفت تا اینکه به او گفتند از این کار بازگردد و یادش باشد. یک روز در خانهای بود که یک چوب از بالا به سر او افتاد و او را جراحت کرد و قطرات خون او بر زمین ریخت و در آنجا عبارت "الله الله" نمایان شد. همچنین نقل شده که مریدی به او گفت: نمیتوانم از خوف زبان مردم کاری انجام دهم. سهل به رفقایش گفت: حقیقت این است که این کار محقق نمیشود، مگر اینکه یکی از دو حالت در شخص حاصل شود: یا اینکه مردم او را نادیده بگیرند و فقط خدا را ببینند، یا اینکه خودش را نادیده بگیرد و نسبت به آنچه مردم دربارهاش میگویند بیتوجه باشد. او میبینید که در آن زمان مریدی را در بصره به نانوایی رسید که مقام بلندی دارد. مرید به بصره رفت و آن نانوا را دید که چادرش را مانند نانوایان بسته بود. وقتی مرید به او نگاه کرد، به خاطرش آمد که اگر او مقام بلندی داشت، باید از آتش دوری میکرد. سپس سلام کرد و سوالی پرسید. نانوا گفت: چون با نگاه حقارت به من نگریستی، کلام من نخواهد داشت. همچنین شیخ گفت که وقتی در بیابان بودم، پیرزنی را دیدم که عصایی به دوش داشت و به سمت من میآمد. به او گفتم آیا از قافله جا ماندهای؟ دست در جیبم بردم و چیزی به او دادم تا از هدفش بازنماند. آن پیرزن به شکفتگی انگشت در دندان گذاشت و دستی به هوا کرد و مقداری طلا گرفت و گفت: تو از جیب میگیری، من از غیب میگیرم؛ و با این گفتار ناپدید شد. من در حیرت به راه رفتم تا به عرفات رسیدم. وقتی به طواف خانه کعبه رسیدم، دیدم که آن پیرزن گرد کعبه طواف میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: ای سهل! هر کس بخواهد و قدمی بردارد تا زیبایی کعبه را ببیند، باید او هم طواف شود، اما هر کس بخواهد به دیدار زیبایی حق برسد، کعبه باید به دور او بچرخد. او ادامه داد که مردی از گروه ابدال به ملاقاتم آمد و با او صحبت کردم. او از من درباره حقیقت میپرسید و من جواب میدادم، تا زمانی که نماز صبح را خواند و به زیر آب رفت. او زیر آب نشسته بود تا وقت زوال، و وقتی که ابراهیم برای نماز بانگ زد، او از زیر آب بیرون آمد و هیچ موئی از او خیس نشده بود. او نماز پیشین را خواند و دوباره به زیر آب رفت و فقط هنگام نماز بیرون میآمد. او مدت زمانی با من بود و به همین شیوه زندگی کرد، بدون اینکه چیزی بخورد و با کسی نشیند تا اینکه رفت. او گفت: شبی در خواب قیامت را دیدم و در وسط میدان ایستاده بودم. ناگهان پرندهای سفید را دیدم که از میان میدان میگرفت و یکی یکی به بهشت میبرد. پرسیدم: آیا این پرنده چیست که خداوند بر بندگانش منت گذاشته؟ ناگهان کاغذی از هوا ظاهر شد و باز کردم، نوشته بود که این پرنده نشانه ورع است. هرکس در دنیا با ورع زندگی کند، حال او در قیامت اینگونه خواهد بود. او همچنین گفت که در خواب دیدم که مرا به بهشت بردند و سیصد نفر را دیدم.
هوش مصنوعی: سپس از آنها پرسیدم: ترسناکترین چیزی که باعث افزایش ترس شما شد چه بود؟ آنها پاسخ دادند: ترس از سرنوشت نهایی. سپس گفت: خداوند اراده کرد که روح را در وجود آدم بدمد و آن روح را به نام محمد دمید.
هوش مصنوعی: و او گفت که نامش ابومحمد است و در کل بهشت هیچ برگی نیست که نام محمد بر آن نوشته نشده باشد و هیچ درختی در بهشت وجود ندارد که با نام او کاشته نشده باشد. همچنین، آغاز هر چیزی به نام اوست و خاتمه همه پیامبران به او خواهد رسید، به همین دلیل نامش خاتم النبیین است. او همچنین گفت که ابلیس را در خواب دید و بیان کرد که ابلیس را در میان گروهی مشاهده کرده است و این نشاندهنده حال دلهای بندگان خداوند است.
هوش مصنوعی: بند را به هم زدم زیرا آن قوم رفتند. گفتم: رها نکن، بیا درباره توحید صحبت کنیم. او گفت: ابلیس در میان آمد و موضوعی را مطرح کرد: درباره توحید. اگر عارفان آنجا بودند، همه انگشت به دندان میگذاشتند و می گفتند: من کسی را دیدم که در شبی بسیار گرسنه بود و لقمهای به او دادند، اما چون آن لقمه مشکوک بود، آن را ترک کرد و نخورد. آن شب نمیتوانست به عبادت بپردازد و برای مدت سه سال هر شب در عبادت بود. آن شب، اجر آن یک گرسنگی و ترک طعام شبههدار، برابر با آن سه سال عبادت قرار داده شد. سپس او گفت: شکم پر از شراب برای من بهتر است از شکم پر از غذای حلال. از او پرسیدند: چرا؟
هوش مصنوعی: او بیان کرد که وقتی شکم او پر از شراب میشود، عقلش آرام میگیرد و آتش شهوات خاموش میشود و مردم از زبان و دستش در امان میمانند. اما زمانی که شکم از غذای حلال پر میشود، آرزوهای بیهوده به سراغش میآید و شهواتش تقویت میشود و نفس به دنبال برآورده کردن خواستههایش برمیخیزد. او افزود که خلوت تنها با خوردن حلال ممکن میشود و خوردن حلال نیز نیازمند حقطلبی و اعطای به خدا است. او گفت که هر کسی در یک شبانهروز یک بار بخورد، از صدیقان است و همچنین تأکید کرد که عبادت هیچکس خالص نیست و عمل او درست نیست تا زمانی که او گرسنه نباشد. او اشاره کرد که برای درست بودن عبادت باید از چهار چیز دوری کرد: گرسنگی، فقر، خواری و قناعت.
هوش مصنوعی: هر کسی که از حرام بخورد، هفت عضو بدنش در گناه غرق میشود، خواه بخواهد یا نخواهد، و در نتیجه ناچار به ارتکاب معصیت میشود. اما هر کس که از حلال بخورد، هفت عضو بدنش در عبادت و اطاعت قرار میگیرد و توفیق انجام کارهای نیک همیشه به او خواهد رسید.
36
وگفت:حلالصافیآنبودکهاندرویخدایرافراموشنکند.
هوش مصنوعی: و او گفت: حلال و پاک آن است که در آن هیچ گاه خداوند را فراموش نکند.
37
نقلستکهشاگریراگرسنگیبغایترسیدوچندروزبرآمد.
هوش مصنوعی: داستان میگوید که یک شاگرد به شدت گرسنه شد و چند روز در این وضعیت به سر برد.
38
گفت:یااستادماالقوتقالیذکرالحیالذیلایموت.
هوش مصنوعی: او گفت: ای استاد، ما قوت و نیروی خود را از یاد خداوندی میگیریم که هرگز نمیمیرد.
هوش مصنوعی: او گفت: مردم به سه دسته تقسیم میشوند؛ یک دسته برای خدای بزرگ با خودشان میجنگند، دستهای دیگر برای خدا با مردم میجنگند و دسته سوم برای خودشان با حق میجنگند، به این دلیل که چرا سرنوشت تو با خواسته ما تطابق ندارد؟
هوش مصنوعی: او گفت: من به عبادت و بندگی نمیتوانم بپردازم تا زمانی که در حالت عدم، نشانی از محبت را در خود احساس نکنم و در حالت فنا، تأثیری از وجود را مشاهده نکنم.
هوش مصنوعی: او گفت: دانشمندان، عبادتکنندگان و زاهدان از دنیا خارج شدند، اما دلهایشان هنوز در قید و بند بود و تنها دلهای صادقان و شهیدان باز شد. او همچنین افزود که ایمان یک مرد کامل نمیشود تا زمانی که عمل او از پرهیزکاری و ورع برخوردار نباشد و ورع او با اخلاص همراه نباشد و اخلاص او نیز از طریق مشاهده و برائت از هرچیزی که به غیر خدا مرتبط است، حاصل نشود.
هوش مصنوعی: و گفت: آن مردمی که به این مقام رسیدند، به خاطر بلا و مشکلاتی که بر آنها وارد شد، به حرکت درآمدند. اگر حرکتی کنند، از هم جدا میشوند و اگر ساکن شوند، به هم میپیوندند.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که چهل روز با دل پاک و خالصانه زندگی کند، زاهد میشود و ویژگیهای خاص و کرامتی به او عطا میشود. اما اگر چنین ویژگیهایی از او ظاهر نشود، نشانهای است از اینکه در زهد او اشکالی وجود دارد.
57
گفتند:چگونهپدیدآیداوراکرامت؟
هوش مصنوعی: پرسیدند: چطور او صاحب ویژگیهای برجسته و شایسته میشود؟
58
گفت:بگیردآنچهخواهدچنانکهخواهد.
هوش مصنوعی: گفت: هر چیزی را که میخواهد، به هر شکلی که بخواهد، بگیرد.
هوش مصنوعی: هر دلی که بر اثر علم و دانش سخت شود، از تمامی دلها سختتر خواهد بود. نشانه این دلهای سخت، این است که تحت تأثیر تدبیرها و فریبها قرار میگیرند و نمیتوانند تدبیر خود را به خداوند واگذار کنند. اگر خداوند به کسی اجازه دهد که فقط به تدبیر خود تکیه کند، او را هم در این دنیا و هم در آن دنیا به عذاب و عواقب بد دچار خواهد ساخت.
هوش مصنوعی: علما به سه دسته تقسیم میشوند: دستهای هستند که دانستههای خود را به اهل ظاهر میگویند و به علم ظاهری مشغولند؛ دستهی دیگری هستند که به علم باطن پرداخته و دانستههای خود را با اهل باطن در میان میگذارند؛ و دستهی سومی هستند که علم آنها بین خود و خداوند است و نمیتوانند آن را با هیچ کس در میان بگذارند.
هوش مصنوعی: کسی از او پرسید علم شما چیست. او پاسخ داد: این علم در اختیار ما نیست، اما نمیتوانیم نسبت به آن علم، بیتفاوت باشیم. زیرا وقتی این حدیث بیاید، تمامی آن را از تو خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: او گفت: اصول ما شامل شش مورد است: نخست، پایبندی به کتاب خدا؛ دوم، پیروی از سنت پیامبر اسلام؛ سوم، حلال خوردن؛ چهارم، خودداری از آزار رساندن به دیگران، حتی اگر دیگران به ما آسیب برسانند؛ پنجم، دوری از کارهای ممنوع؛ و ششم، شتاب کردن در انجام حقوق و وظایف.
هوش مصنوعی: مقتدی برای شروع نیاز به توبه دارد. توبه به معنای پشیمانی است، که فرد باید شهوات را از دل خود بیرون کند و از اعمال ناپسند به رفتارهای پسندیده روی آورد. این توبه زمانی به وقوع میپیوندد که شخص به سکوت و آرامش نیازمند شود، و این آرامش بهدست نمیآید مگر اینکه در خلوت باشد. در خلوت، شخص باید فقط از حلال استفاده کند و وقتی که خوردن حلال را ترک نمیکند، به حق خدا توجه نخواهد کرد. برقراری این حق به این بستگی دارد که شخص مراقب اعضای بدن خود باشد. اما هیچکدام از این مراحل ممکن نخواهد بود مگر اینکه او از خداوند درخواست یاری کند.
هوش مصنوعی: او گفت: نخستین مرحله در عبودیت، رها کردن اختیار و دوری جستن از قدرت و تواناییهای خود است. همچنین بیان کرد: بالاترین مقام این است که انسان ویژگیهای بد خود را به ویژگیهای نیک تبدیل کند.
69
وگفت:آدمیانرادوچیزهلاکگرداند.طلبعزوخوفدرویشی.
هوش مصنوعی: ایشان فرمودند: دو چیز باعث نابودی انسانها میشود. یکی جستجوی مقام و عزت و دیگری ترس از فقر و بینیازی.
70
وگفت:هرکهدلویخاشعتربوددیوگردوینگردد.
هوش مصنوعی: او گفت: هرکس که دلش خاشعتر باشد، دیو به دور او نخواهد چرخید.
هوش مصنوعی: او گفت که پنج ویژگی از جوهر وجود انسان است: کسی که در وی درویشی وجود دارد ولی خود را ثروتمند نشان میدهد، فردی که در حال گرسنگی است اما خود را سیر نشان میدهد، کسی که در حزن و اندوه به سر میبرد اما شادی را ابراز میکند، مردی که با کسی دشمنی دارد اما در ظاهر دوستی میکند، و کسی که در شب نماز میخواند و در روز روزه میگیرد و از خود توانایی و قدرت نشان میدهد.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچ چیز بیشتر از دعاوی و ادعاها میان خدا و بندگان جدایی نمیاندازد و هیچ راهی برای نزدیکتر شدن به خداوند بهتر از نیازمند بودن به او نیست.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که ادعای بیخوفی دارد، در واقع ترسویی است و هر کس که ترس ندارد، قابل اعتماد نیست و هر کسی هم که قابل اعتماد نیست، چیزی از خزائن پادشاه نمیداند.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که با مبتدعان (بدعتگذاران) مدارا کند و با آنها مهربان باشد، خداوند سنت (روش صحیح دین) را از او میگیرد و هر کس در مقابل مبتدعان بخندد، خداوند نور ایمان را از دل او برمیدارد.
هوش مصنوعی: او گفت: همانطور که بهشت در آخرت امن و آسوده است، در دنیا نیز پیروی از سنتها به منزلهی بهشت است. هر کس که به بهشت وارد شود، از ترس بلا در امان خواهد بود. به همین ترتیب، هر کس که بر مبنای سنتها عمل کند، از بدعت و هواهای نفسانی در امان خواهد ماند.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که به کسب (کسب و کار) در سنت (روش ها و الگوهای صحیح) انتقاد کند، در واقع به سنت انتقاد کرده است. و هر کس به توکل (تکیه بر خدا) انتقاد کند، در واقع به ایمان انتقاد کرده است. کسب و کار افرادی که به توکل عمل میکنند، تنها در مسیر سنت درست انجام میشود. و اگر کسی اهل توکل نباشد، کسب او صحیح نخواهد بود مگر اینکه هدفش همکاری و کمک به دیگران باشد، به طوری که دل مردم از او رنجیده نشود.
هوش مصنوعی: او گفت: اصل جمله این است که انسان باید در برابر مشکلات کمی صبر کند و نهایت شکرگزاری عارف این است که بداند نمیتواند به اندازه شایستهای برای نعمتها شکرگزاری کند یا به حد کمال شکر برسد.
هوش مصنوعی: خداوند هیچ مکانی را از دل مؤمن با ارزشتر نیافرید، زیرا هیچ عطایی به مخلوقات از معرفت مهمتر نیست و بهترین نعمتها را در باارزشترین مکانها قرار داده است. اگر در عالم، جایی بود که معرفت خود را در آن قرار دهد، آن مکان دل مؤمن بود.
85
وگفت:عارفآنستکههرگزطعموینگرددهردمخوشبویتربود.
هوش مصنوعی: او گفت: عارف کسی است که هرگز طعم وی را نمیچشد، اما هر لحظه بوی خوشتری دارد.
هوش مصنوعی: و گفت: هیچ یار و یاور دیگری نیست جز خداوند و هیچ راهنمایی نیست جز پیامبر خدا و هیچ ذخیرهای نداریم جز پرهیزگاری و هیچ عملی وجود ندارد مگر صبر بر این پنج موردی که اشاره کردیم.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچ روزی نیست که خداوند مهربان ندا نکند که ای بنده من، تو انصاف نمیدهی. من تو را یاد میکنم و تو مرا فراموش میکنی. من تو را به سوی خود میخوانم و تو به درگاه دیگری میروی. من بلاها را از تو دور میکنم و تو همچنان در گناهت باقی میمانی. ای فرزند آدم، وقتی که فردا در قیامت حاضر شوی، چه عذری برای خود خواهی داشت؟
هوش مصنوعی: و گفت: خداوند بندگان را آفرید و فرمود: اگر میخواهید با من صحبت کنید، باید رازهایتان را با من در میان بگذارید. اگر این کار را نکنید، به من نگاه نکنید و اگر این کار را انجام ندهید، نیازهایتان برآورده نخواهد شد.
89
وگفت:دلهرگززندهنشودتانفسنمیرد.
هوش مصنوعی: او گفت: دل هرگز جوان و شاداب نخواهد شد تا زمانی که نفس حیات پایان نیابد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که بر نفس خود تسلط پیدا کند، شخصی محترم و عزیز میشود و به همین ترتیب بر دیگران نیز تسلط خواهد داشت. به این معنا که اگر انسان نتواند بر خود کنترل داشته باشد، هیچکس نمیتواند با او مبارزه کند. به همین دلیل، هر کسی که تحت تسلط نفس خود قرار بگیرد، ذلیل میشود. نخستین گناه کسانی که راستگو و صادق هستند، این است که نتوانند بر نفس خود تسلط یابند.
91
وگفت:خدایراهیچعبادتنکنند.فاضلترازمخالفتهواونفس.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچکس نباید خدای را عبادت کند، مگر این که از پیروی خویشتن و تمایلات آن فراتر برود.
هوش مصنوعی: او گفت: نخستین جایگاه شناخت این است که بنده را در دل و تمام اعضای بدنش به یقین برساند تا روحش آرام بگیرد. به عبارتی، یادآوریهای بد ناشی از ضعف یقین است.
96
وگفت:اهلمعرفتخدایاصحاباعرافندهمهرابنشاناوشناسند.
هوش مصنوعی: او گفت: افرادی که به شناخت و معرفت دست یافتهاند، همانند کسانی هستند که در آیات اعراف حضور دارند و میتوانند همه را شناسایی کنند.
هوش مصنوعی: او گفت: راست آن است که خداوند فرشتهای را مقرر کرده که وقتی وقت نماز فرا برسد، بندهای را انتخاب کند تا نماز بخواند و اگر او خواب باشد، او را بیدار کند.
هوش مصنوعی: او گفت: باور به اینکه هیچ خدایی جز الله نیست، ضروری است. این اعتقاد باید در دل وجود داشته باشد، باید به آن اعتراف کرد و آن را با زبان بیان نمود و با عمل به آن وفادار بود.
هوش مصنوعی: او گفت: ابتدا توبه پذیرفته میشود و سپس بازگشت به سوی خدا صورت میگیرد. پس از آن، توبه و در نهایت استغفار انجام میشود. اجابت به خاطر عمل است، انابت جایگزین و توبه به نیت مربوط میشود و استغفار به خاطر کوتاهیها و لغزشهاست.
هوش مصنوعی: او گفت: صوفی کسی است که از آلودگیها پاک شود و ذهنش پر از تفکر گردد. در نزدیکی خداوند، از انسانها جدا میشود و در نظر او، خاک و طلا یکسان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: و گفت: نخستین مرحله در توکل این است که در حضور خدا به گونهای باشی که همچون مردهای در برابر مرده بایستی؛ به این معنا که به هیچ خواستهای از خود نپردازی و هیچ حرکتی نداشته باشی، تا به خواسته او به طور کامل تسلیم شوی.
هوش مصنوعی: او گفت: نشانه توکل بر خدا سه چیز است: اول این که فرد سوالی نپرسد، دوم وقتی چیزی برایش مشخص شد، آن را قبول نکند و سوم وقتی آن را قبول نکرد، آن را رها کند.
هوش مصنوعی: و گفت: به افرادی که به توکل روی خداوند ایمان دارند، سه چیز اعطا میشود؛ راستگویی، باور قوی و تجربههای معنوی که موجب نزدیک شدن به حق تعالی میشود.
هوش مصنوعی: زهد و تقوا به معنای دوری از دنیای مادی و مبارزه با نفس و خواهشهای آن است. دانش و معرفت، درک و شناخت اشیاء را شامل میشود. ترس و امید ناشی از لطف و عظمت خداوند است. تسلیم شدن و واگذاری امور به خدا در زمان سختی و مشقت معنا دارد. رضایت به سرنوشت، شکرگذاری بر نعمتها و صبر در مواجهه با مشکلات از ویژگیهای دیگر است. توکل به خدا، به معنای اعتماد و تکیه بر اوست. لازم به ذکر است که کسی اگر بگوید که دوستی نیز به نوعی شبیه توکل بر خدا است، باید گفت که دوستی با خدا نیست، بلکه دوستی در کنار خداست.
113
وگفت:دوستیدستبگردنطاعتکردنبودوازمخالفتدوربودن.
هوش مصنوعی: او گفت: دوستی به معنای اطاعت و دوری از مخالفت است.
114
وگفت:هرکهخدایرادوستداردعیشاورادارد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که خدا را دوست داشته باشد، خوشحالی و شادی را تجربه خواهد کرد.
115
وگفت:حیابلندتراستازخوفکهحیاخاصگیانرابودخوفعلمارا.
هوش مصنوعی: او گفت: حیا از ترس بلندتر و بالاتر است، زیرا حیا مخصوص اشخاص خاصی است، در حالی که ترس متعلق به دانشمندان میباشد.
116
وگفت:عبودیترضادادناستبهفعلخدای.
هوش مصنوعی: او گفت: عبودیت به معنای رضایت دادن به اعمال خداوند است.
117
وگفت:مراقبتآنستکهکهازفوتدنیانترسیوازفوتآخرتترسی.
هوش مصنوعی: او گفت: مراقبت این است که از از دست دادن دنیا نترسی و از دست دادن آخرت بترسی.
118
وگفت:خوفنراستورجاماده،وفرزندهردوایمانست.
هوش مصنوعی: او گفت: ترس نر است و امید ماده، و فرزند هر دوی آنها ایمان است.
119
وگفت:درهردلکهکبربود.خوفورجادرآنقرارنگیرد.
هوش مصنوعی: و گفت: در هر دلی که تکبر وجود داشته باشد، نه ترس جای میگیرد و نه امید.
هوش مصنوعی: او گفت: بالاترین حالت ترس این است که بنده از آنچه که خداوند برای او مقرر کرده، بترسد. شخصی ادعای ترس میکرد و گفت: آیا در وجود تو هیچ ترسی از قطعیت وجود ندارد؟ او جواب داد: بله، ترس دارم. آن شخص گفت: تو خدایی را که قطعیت دارد، به درستی نشناختهای و از قطعیت او نمیترسی.
122
وگفت:صبرانتظارفرجاستازخدایتعالی.
هوش مصنوعی: او گفت: صبر و انتظار برای ظهور و نجات، از سوی خداوند متعال است.
123
وگفت:مکاشفهآنستکهگفتهاندلوکشفالغطاماازددتیقینا.
هوش مصنوعی: و گفت: وحی و الهام به معنای این است که اگر حجابها کنار بروند، انسان به حقیقت و واقعیتها پی میبرد و به طور قطع میفهمد.
هوش مصنوعی: زهد به معنای پرهیز و دوری از دنیای مادی است و در اینجا به سه چیز اشاره شده است: نخست، زهد در لباسها که سرانجام به زبالهدانها ختم میشود؛ دوم، زهد در برادران که به جدایی و فراق منتهی میشود؛ و سوم، زهد در دنیا که در نهایت به زوال و نابودی انجامیده میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: ورع یعنی پرهیزگاری و دوری از دنیا. دنیا به معنای نفس و خواستههای نفسانی است. هرکس که نفس خود را مهار کند، در واقع دشمن خدا را شکست داده است.
127
وگفت:سفرکردنازنفسبخدایصبراست.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که سفر کردن نشانهای از صبر خداوند است.
128
وگفت:نفسازسهصفتخالینیستیاکافراستیامنافقیامرائی.
هوش مصنوعی: او گفت: نفس هیچگاه از سه ویژگی خالی نیست؛ یا کافر است، یا منافق، یا ریاکار.
هوش مصنوعی: او گفت: نفس انسان دارای بسیاری از شرارتهاست که یکی از آنها این است که به فرعون نادان نشان داده شد و فقط به فرعون نادان نشان داده نمیشود، بلکه آن ادعای خدایی است.
130
وگفت:انسبکسیگیرکهبنزدیکاوستهرچهترامیباید.
هوش مصنوعی: او گفت: با کسی دوست شو که نزدیک توست و هر چیزی که به آن نیاز داری را به تو میدهد.
131
وگفت:حقتعالیقربندادابراررابخیراتوقربدادبیقین.
هوش مصنوعی: و گفت: خداوند بندگان نیکوکار را به خوبیها نزدیک نکرد، بلکه به یقین نزدیک کرد.
هوش مصنوعی: او گفت: تجلی به سه حالت وجود دارد: تجلی ذات که همان مکاشفه است، تجلی صفات که به منزله نور میباشد و تجلی حکم ذات که مربوط به آخرت و مسائل آن است.
هوش مصنوعی: از انس پرسیدند و او پاسخ داد که انس به این معنا است که اعضای بدن با عقل مرتبط شوند، و عقل با دانش درآمیزد، و دانش به بنده نزدیک شود، و در نهایت بنده به خداوند انس بگیرد.
هوش مصنوعی: پرسیدند که وضعیت آغازین و پایانی چیست. او گفت: پرهیز از دنیا، شروع زهد است و زهد، آغاز توکل بر خداست. توکل اولین مرتبه در عرفان است و شناخت حقیقی شروع قناعت است. قناعت به معنای ترک خواستههای نفسانی است و ترک این خواستهها، مقدمه رضایت است و رضایت، نخستین مرحله هماهنگی با اراده الهی است.
هوش مصنوعی: او گفت: اخلاص به معنای پاسخگویی به خواستهها است، و اگر کسی پاسخگو نباشد، اخلاص هم در او وجود ندارد. زمانی که از او درباره اخلاص پرسیدند، پاسخ داد که اخلاص به این معناست که همانطور که دین را از خداوند گرفتهای، آن را به هیچ کس دیگری جز خدا ندهی.
138
گفتند:ماراوصفصادقانکن.
هوش مصنوعی: گفتند: ما را توصیف کن که صادقان چه کسانی هستند.
هوش مصنوعی: او گفت: شما اسرار راستگویان را بیاورید تا من شما را از ویژگیهای راستگویان آگاه کنم.
140
گفتند:مشاهدتچیست؟
هوش مصنوعی: گفتند: مشاهدت چیست؟
141
گفت:عبودیت.
هوش مصنوعی: عبودیت به معنای بندگی و servitude است. این واژه به رابطهای اشاره دارد که در آن فرد خود را در خدمت و اطاعت از دیگری قرار میدهد، به ویژه در زمینههای مذهبی یا معنوی. عبودیت به نوعی تعهد و وفاداری به خالق یا مقام بالاتر را نشان میدهد.
142
گفتند:عاصیانراانسبود.
هوش مصنوعی: گفتند: عاصیان با یکدیگر انس و دوستی دارند.
143
گفت:نهونههرکهاندیشهمعصیتکند.
هوش مصنوعی: او گفت: نه و نه، هر کسی که به انجام کارهای ناپسند فکر کند.
144
گفتند:بهچهچیزبدانثوابرسد؟
هوش مصنوعی: گفتند: به چه چیزی میتوان ثواب و پاداش به دست آورد؟
145
گفت:کهنمازشبکندبدانکهروزجنایتنکند.
هوش مصنوعی: گفت: کسی که شب نماز بگزارد، در روز مرتکب گناه نمیشود.
هوش مصنوعی: او گفت: کمترین حالت این است که بار گناه دیگری را به دوش بکشید و به خاطر بدیهایی که انجام داده، از او عذرخواهی کنید و او را ببخشید. همچنین بیان کرد که روی آوردن بندگان به خداوند در زهد نهفته است.
156
پرسیدند:بهچهچیزاثرلطفخودبهبندهآورد؟
هوش مصنوعی: از او پرسیدند: علت این که به من لطف کردید، چه بود؟
157
گفت:چوندرگرسنگیوبیماریوبلاصبرکندالاماشاالله.
هوش مصنوعی: گفت: وقتی انسان در شرایط گرسنگی، بیماری و مشکلات طاقتفرسا صبر کند، تنها به مدد خداوند است که قادر به تحمل آنها میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: آن نار (آتش) را نور نشاند و اضافه کرد: گرسنگی سه مرحله دارد. اولین مرحله، جوع طبع است که مربوط به عقل میشود. دومین مرحله، جوع موت است که با فساد ارتباط دارد. سومین مرحله، جوع شهوت است که به اسراف مربوط میشود.
160
پرسیدند:کهتوبهچیست؟
هوش مصنوعی: از او پرسیدند: به چه چیزی مشغولی؟
161
گفت:آنکهگناهفراموشکنی.
هوش مصنوعی: او گفت: کسی که از گناه خود غافل شود.
162
مردگفتتوبهآنستکهگناهفراموشنکنی.
هوش مصنوعی: مرد گفت که توبه زمانی واقعی است که انسان گناههای خود را فراموش نکند.
هوش مصنوعی: او گفت: عارفان به این دلیل که هیچ چیز را زیاد نمیشمارند و هر اتفاقی که برای آنها بیفتد، تأویلی دارد و از این رو در تمام حالات، تو را معذور میدانند. او در مناجاتش میگوید: "خدایا، مرا یاد کردی و من چیزی نیستم. اگر من تو را یاد کنم، چون چیزی نیستم این شادی برای من کافی نیست و من از همه کس بیارزشتر هستم." سهل بن عبدالله، واعظی واقعی بود و بخشی از مردم به واسطه او به راه حق هدایت شدند. روزی که وفات او نزدیک شد، چهارصد مرد مرید در کنار بستر او بودند.
174
گفتند:برجایتو،کهنشیندوبرمنبرتوکهسخنگوید؟
هوش مصنوعی: آنها گفتند: چه کسی میتواند جای تو بنشیند و بر منبر تو سخن بگوید؟
هوش مصنوعی: وقتی که شاددل به نزد شیخ آمد، شیخ به او گفت: پس از گذشت سه روز از فوت من، بعد از نماز، بر منبر برو و به جای من بنشین و با مردم سخن بگو و نصیحت کن.
هوش مصنوعی: در روز سوم پس از نماز، تعداد زیادی مردم گرد هم آمدند. شاددل به منبر رفت و مردم به تماشای او ایستادند تا بدانند چه تصمیمی دارد. او با کلاه مخصوص گبری و نوار زناری به دور کمرش، گفت: «من پیشوای شما هستم، و برای شما فرستاده شدهام. به من گفتند: ای شاددل، زمانی خواهد رسید که باید نوار گبر را از دور کمرت برداری.»
هوش مصنوعی: گفت: حالا از دستم بریده شده و کارد را روی پوست گذاشته و بند را جدا کرد. همچنین گفته است که ممکن است وقتی بیفتد که کلاه گبری را از سر برداشته باشی؟
هوش مصنوعی: گفت که اکنون این را دارم و گفتم: گواهی میدهم که هیچ معبودی جز خدا نیست و محمد پیامبر اوست. سپس گفت شیخ گفته است که بگویید این پیر شما و استاد شما بود و نصیحت کرد و پذیرش نصیحت استاد از شروط است. اکنون با دل شاد زنار ظاهری را بکشید اگر میخواهید ما را در قیامت ببینید با جوانمردی زنارهای باطن را ببرید. پس از این صحبت، قیامتی از آن قوم به وجود آمد و حالات عجیب ظاهر شد. نقل شده که روزی که جنازه شیخ را برداشتند، مردم بسیار زحمت میکشیدند. یک یهودی هفتاد ساله چون صدای جلبه را شنید به بیرون آمد و پرسید چه خبر است؟ وقتی جنازه رسید، فریاد زد ای مردم آنچه من میبینم شما میبینید. فرشتگان از آسمان فرود میآیند و خود را بر جنازه او میمالند و در همان حال کلمه شهادت را گفت و مسلمان شد. ابوطلحه بن مالک گفت سهل آن روز که به دنیا آمد روزهدار بود و آن روز که رفت هم روزهدار بود و با حق روزهای را که نگشود به پایان رساند. نقل شده سهل روزی نشسته بود و با یارانش بود که مردی از آنجا گذشت، سهل گفت این مرد سری دارد و وقتی نگاه کردند مرد رفته بود.
هوش مصنوعی: پس از فوت سهل، یکی از پیروانش بر سر مزار او نشسته بود. مردی از آنجا عبور کرد و پیرو گفت: ای خواجه، این پیر در این خاک آرمیده، گفته که تو صاحب مقامی هستی. خداوندی که به تو این مقام را بخشیده، به ما چیزی نشان بده. آن مرد به سمت قبر سهل اشاره کرد و گفت: ای سهل، پاسخ بده. سهل از درون قبر با صدای بلند گفت: «لا اله الا الله وحده لا شریک له» (هیچ معبودی جز خدا نیست و او شریکی ندارد). پیرو پرسید: میگویند هر کس که اهل این کلمه باشد، در قبرش تاریکی نخواهد بود، آیا این واقعیت دارد یا نه؟
184
سهلازگورآوازدادوگفتراستاست.رحمةاللهعلیه.
هوش مصنوعی: سهل از قبر صدایی زد و گفت: درست است. رحمت خدا بر او باد.