هوش مصنوعی: معروف کرخی، عارف برجسته و راهنمای معنوی زمان خود بود که در طریقت و حقیقت به مقام والایی دست یافته بود. او از خانوادهای ترسا زاده شد و پس از آموختن های مختلف، به اسلام گروید و از آن زمان به ریاضت و عبادت مشغول شد. معروف ویژگیهای بارزی همچون فلاح و نیکی، اخلاص به خدا و توبه و انابت داشت و در انجام امور خیریه و کمک به نیازمندان کوشا بود.
وی به خاطر حلم و اخلاق نیکو، در دل مردم جایگاه ویژهای یافت و در موقعیتهای مختلف تجلی خوبیها و کرامتهایش را نشان داد. معروف همیشه بر این اصل تأکید داشت که ارتباط با خدا باید بدون وابستگی به دنیا باشد و عارفان واقعی باید به دنبال حقیقت و محبت خدا باشند. او بر این باور بود که انسان وقتی در مسیر نزدیک شدن به خدا باشد، در حقیقت در تمامی نعمتها به سر میبرد.
پس از وفات او، مردم از نعمتهایش بهرهمند شدند و حتی خاک او منشأ شفا و کرامت برای دیگران محسوب میشد. معروف کرخی به عنوان یک شخصیت معنوی، نه تنها در زمان خود بلکه در تاریخ بعدی نیز مایه الهام و عبرت بسیاری از عارفان و پیروان طریق حقیقت بوده است.
هوش مصنوعی: معروف کرخی، شخصیت برجستهای در تاریخ تصوف و عرفان اسلامی است که به عنوان یکی از بزرگترین عارفان زمان خود شناخته میشود. او در خانوادهای غیرمسلمان متولد شد، اما با تلاشهای مداوم و جستجوی حقیقت به دین اسلام گرایش پیدا کرد. معلم او به او یاد میدهد تا درباره خداوند بحث کند، اما معروف به شدت بر باور خود اصرار میورزد که خدا واحد است. پس از مواجهه با چندین چالش و مخالفت از سوی والدینش، او تصمیم میگیرد که به دین اسلام روی بیاورد و در نهایت با ایمان به پیامبر اسلام، محمد (ص)، مسلمان میشود. پس از مسلمان شدن، معروف راهی پرمشقت و پر زحمت را در مسیر عرفان و عبادت طی میکند و در این راه به اوج صدق و حقیقت میرسد. او به عنوان یکی از بزرگترین عارفان زمان خود مورد احترام و محبت مردم قرار گرفت و یاد و خاطرهاش همچنان در تاریخ باقی مانده است.
2
گفت:چیزیکهتراچارهاستمپرسوپرسازچیزیکهترابکارآید؟
هوش مصنوعی: او گفت: از چیزهایی که به تو کمک نمیکند نپرس و از چیزهایی بپرس که برایت مفید است.
هوش مصنوعی: گفت: دیشب مشغول نماز بودم و خواستم به مکه بروم و طواف کنم. به سمت آب زمزم رفتم تا آب بنوشم، اما پایم بلغزید و به زمین افتادم. این نشانهای است. نقل شده که معروف به جای وضو رفت و قرآن و سجادهاش را در مسجد گذاشت. یک زن پیر آمد و آنها را برداشت و میخواست برود. معروف در پی او رفت تا به او رسید و با او سخن گفت و سرش را پایین انداخت تا او را نبیند. از او پرسید آیا پسری دارد که قرآن میخواند؟ او پاسخ داد که نه. زن از او خواست که مصحف و سجادهاش را بدهد. آن زن از صبر و حلم معروف شگفتزده شد و هر دو آنجا ماندند. معروف گفت سجادهات را حلال بگیر. آن زن از خجالت شتابزده رفت.
هوش مصنوعی: روزی گروهی در حال حرکت بودند و جوانانی را دیدند که فساد میکردند. وقتی به بلب دجله رسیدند، یاران از شیخ خواستند که دعا کند تا خداوند این جوانان را غرق کند تا شرّ آنها از مردم قطع شود.
هوش مصنوعی: او گفت: خداوندا، چنانکه در این دنیا به بندگانت خوشی عطا میکنی، در آن جهان نیز به آنها خوشی بده. یاران او از تعجب ماندند و گفتند: پیشوای ما، دلیل این دعا چیست؟ او پاسخ داد: کسی که با او صحبت میکنم، میداند. مکث کنید که به زودی دلیل این موضوع روشن خواهد شد. وقتی آن گروه شیخ را دیدند، سازهایشان را شکستند و شرابها را ریختند و دچار لرز و اضطراب شدند و به پای شیخ افتاده و توبه کردند.
هوش مصنوعی: روزی شخصی به نام سری سقطی در روز عید معروف، دانههای خرما را چیده بود. من از او پرسیدم که چه کار میکند و او پاسخ داد: «دیدم که این کودک در حال گریه است.»
هوش مصنوعی: او گفت: من یتیم هستم و نه پدر دارم و نه مادر. دیگر کودکان لباس دارند و من ندارم. آنها آجیل دارند و من ندارم. این دانهها را جمع میکنم تا بفروشم و با پول آن آجیل بخرم تا او خوشحال باشد و بتواند بازی کند.
هوش مصنوعی: سری گفت که من این کار را انجام میدهم تا بتوانی نگرانیات را کنار بگذاری. من کودک را بردم و لباسش را عوض کردم و چیزهایی برایش خریدم تا دلش شاد شود. در آن لحظه، نوری در دلم حس کردم و احساسم تغییر کرد.
هوش مصنوعی: روزی مسافری به خانقاه معروفی رسید و از سمت قبله بیخبر بود و به سمتی دیگر نماز خواند. وقتی زمان نماز فرا رسید، دیگران رو به قبله کردند و نماز خواندند و آن مسافر خجالت کشید. او گفت: چرا به من خبر ندادید؟ شیخ پاسخ داد: ما درویش هستیم و درویش را با تصوف چه کار؟
14
آنمسافرراچندانمراعاتکردکهصفتنتوانکرد.
هوش مصنوعی: او آن مسافر را به قدری مورد احترام و توجه قرار داد که هیچگونه نقصی نمیتوان در رفتار او پیدا کرد.
هوش مصنوعی: روزی والی شهر در حال عبور از مکانی خراب بود. در آنجا معروف را دید که نشسته و نان میخورد و در جلوی او سگی بود. معروف یک لقمه از نان را به دهان خود میگذاشت و یک لقمه دیگر را به دهان سگ میداد.
16
خالگفت:شرمنمیداریکهباسگنانمیخوری؟
هوش مصنوعی: خال گفت: آیا از این که با سگ نان میخوری شرم نمیکنی؟
17
گفت:ازشرمنانمیدهمبدرویش.
هوش مصنوعی: گفت: به خاطر شرم و حیای خود، نان را به درویش میدهم.
هوش مصنوعی: سپس سر بلند کرد و مرغی را از آسمان فراخواند. مرغ فرود آمد و بر دست او نشست و با پرهایش سر و چشم او را پوشاند. معروف گفت: هرکسی که از خدا شرم کند، همه چیز از او شرم خواهد کرد. در آن لحظه، او به شدت خجالتزده شد.
هوش مصنوعی: گفت که ممکن است زمانی نداشته باشم تا به آنجا برسم. نقل شده که یک بار شوق زیادی به او دست داد و به سمت ستونی رفت و آن را محکم در آغوش گرفت، به طوری که احتمال میرفت آن ستون شکسته شود. او کلماتی عمیق و قابل تأمل دارد. او میگوید نشانههای جوانمردی سه چیز است: اول وفاداری بدون خیانت. دوم، ستایش بدون خودپسندی. سوم، بخشش بدون اینکه بخواهی چیزی در ازای آن.
هوش مصنوعی: او گفت که نشانه دوستی خدا این است که فرد را به کاری مشغول کند که در آن سعادت او نهفته باشد و از کارهایی که به او سودی نمیرساند، دور نگه دارد. همچنین اشاره کرد که نشانه این است که اگر خداوند کسی را به کاری مشغول کند که به نفع او نیست، آن فرد از محبت خداوند دور است. او درباره اولیای خدا گفت که سه مشخصه دارند: اول این که افکارشان مربوط به خداست، دوم این که ارتباطشان با خدا استوار است و سوم این که در همه کارهایشان خدا را مد نظر دارند.
هوش مصنوعی: وقتی خداوند بخواهد به کسی خیری عطا کند، او را در انجام کارهای خیر توفیق میدهد و در عوض، زبانش را از حرف زدن در موضوعات بیمورد میبندد. صحبت کردن کسی درباره مسائلی که به او نمیخورد، نشانهای از بیلطفی و غفلت است. اما اگر خواسته خدا برعکس باشد و بدی به کسی پیش آید، این روند وارونه خواهد بود.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که خواستن بهشت بدون عمل نیک، خطا است و انتظار شفاعت در حالی که به سنن دین عمل نمیکنیم، نوعی کبر و خودبزرگبینی است. همچنین امید به رحمت خداوند در حالی که نافرمانی میکنیم، ناشی از نادانی و بیخردی است. سپس از او پرسیدند تصوف چیست؟
هوش مصنوعی: او گفت: به دست آوردن حقیقتها و بیان جزئیات آنها و ناامید شدن از وضعیت موجود در دستان مردم، نشان میدهد که هر کسی که عاشق قدرت و رهبری است، هرگز به موفقیت نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: او گفت: زبان خود را در مدح و ستایش نیز همانند ذم و نکوهش نگه دارید. وقتی از او پرسیدند که چگونه میتوانیم به طاعت و فرمانبری دست یابیم، پاسخ داد: باید دنیا را از دل خود بیرون کنید؛ زیرا اگر حتی اندکی از دنیا در دل شما وارد شود، هر سجدهای که کنید، آن چیز را میپرستید. سپس از او درباره محبت سوال کردند.
هوش مصنوعی: گفت: عشق و محبت چیزی نیست که بتوان آن را با آموزش و تربیت به دست آورد، بلکه این یک نعمت الهی و از فضل خداوند است. همچنین اشاره کرد که اگر عارفی هیچ نعمتی نداشته باشد، باز هم او در حقیقت در همه نعمتها وجود دارد و بهرهمند است.
هوش مصنوعی: روزی او غذایی خوشمزه تناول میکرد و از او پرسیدند چه میخوری؟ او پاسخ داد: من مهمان هستم و هرچه به من بدهند میخورم. با این حال، یک روز به نفسش گفت: ای نفس، مرا رها کن تا تو هم رهایی یابی. همچنین، ابراهیم یک بار از او خواست که وصیتی به او بدهد.
هوش مصنوعی: گفت: به خدا توکل کن تا او با تو باشد و همراهیات کند. وقتی به او اعتماد کنی، دیگر نیازی نیست از کسی شکایت کنی، چون هیچکس نمیتواند به تو نفعی برساند یا ضرری از تو دور کند.
هوش مصنوعی: هر زمان که دچار مشکلات یا سختیهایی شوی، بدان که درمان و راه نجات نزدیک است. اگر با صبر و تحمل به آنها نگاه کنی، میتوانی به حل مشکل برسید. همچنین، شخصی دیگر خواسته است که به او نصیحتی شود.
هوش مصنوعی: سری گفت: معروف به من گفت: اگر به خدای عزیزی حاجتی داری، او را سوگند بده و بگو که با حق معروف کرخی، حاجت من را برآورده کند تا به این ترتیب، اجابتش نزدیک شود.
هوش مصنوعی: روایت شده است که یک روز، شیعهها به در خانه امام رضا (علیهالسلام) رفتند و در آنجا مزاحمتی ایجاد کردند که موجب شکست پهلوهای معروف کرخی شد و او بیمار شد. در آن حال، شخصی به نام سری سقطی از او خواست که برایش وصیتی کند.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که من بمیرم، پیراهنم را صدقه بدهید؛ زیرا میخواهم از دنیا برهنه بیرون بروم، همانطور که از مادر به دنیا آمدهام. بنابراین، در حالت تجرد هیچ همتا و مشابهی نداشت و بر اثر همین تجرد، پس از وفاتش، خاکش را مادهای مجرب میدانند که هر کسی به خاک او دسترسی پیدا کند، خداوند برایش برآورده میکند. پس از وفات او، به خاطر شدت محبت و تواضعش، همه ادیان به او نسبت دادند؛ یهودیان، مسیحیان و مؤمنان هر کدام ادعا کردند که او از آنهاست.
هوش مصنوعی: او گفته است که هر کسی که بتواند جنازه من را از زمین بردارد، من از آن قوم هستم. مسیحیان نتوانستند این کار را انجام دهند، یهودیان هم نتوانستند، اما مسلمانان آمدند و جنازهام را برداشتند و نماز خواندند و دوباره او را در آنجا به خاک سپردند.
هوش مصنوعی: روزی شخصی روزهدار بود و وقتی زمان نماز دیگر نزدیک شده بود، در بازار حرکت میکرد. در این هنگام، آبفروشی گفت: خدای رحمت کند بر کسی که از این آب بنوشد. او آن آب را گرفت و نوشید.
هوش مصنوعی: او گفت: در کار دعا مرا به سقا بودن برگزید و محمد بن الحسین رحمتالله علیه به من گفت: معروف را در خواب دیدم و از او پرسیدم خداوند با تو چه کرد؟
هوش مصنوعی: گفتم: آیا درستکاری و پرهیزگاری؟ او جواب داد: نه، به یک سخن که از پسر سماک شنیدم اشاره میکنم. در کوفه گفته بود که هر کس به سوی خدا برگردد، خدا نیز با رحمتش به سوی او برمیگردد و همه خلق را به سمت او میآورد. این حرف در درون من تاثیر گذاشت و به سوی خدا بازگشتم. در تمام کارهایم کنارهگیری کردم به جز خدمت به علی بن موسی الرضا. وقتی این حرف را به او گفتم، واکنش نشان داد.
45
اگرپندپذیریاینتراکفایتاست.سریگفت:
هوش مصنوعی: اگر میخواهی یاد بگیری، این نکته کافی است.
هوش مصنوعی: معروفی را در خواب دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود و چشمانش را با هیجان و شگفتی باز کرده بود. او مانند شخصی دیوانه به نظر میرسید و از جانب خداوند صدایی به فرشتگان میرسید که میپرسید: «این کیست؟»
47
گفتندبارخدایاتوداناتری؟
هوش مصنوعی: گفتند: ای خداوند، تو از همه داناتر هستی.
هوش مصنوعی: فرمان آمده است که به خاطر دوستی ما، دلبسته و شیدا شده و تنها با دیدن ما به حال طبیعی بازخواهد گشت و جز با ملاقات ما هیچ چیز از حال خود نخواهد دانست.