بخش ۴ - در بیان آنکه ظاهر آدم محسوس است و مجسم، مقامش هم لایق او باشد محسوس و مجسم و روح را که معنوی است و بیچون مقامش هم معنوی و بیچون باشد. آسمان و زمین خانۀ اجسام است و عالم بیچون که اصل هستیهاست مقام ارواح است پس این عالم آخر باشد و عالم آخرت سرا از آن جهت پیغامبر علیه السلام جسم را مرکب خواند که نفسک مطیتک فارفق بها پس عیسی علیه السلام بر این صورت نرفته باشد بر آسمانی رفته باشد که آن بر این حاکم است و آن آسمان انوار و صفات خداست. و در تقریر آنکه شرط است دوبار زائیدن آدمی را یکی از مادر و بار دیگر از تن و هستی خود. تن مثال بیضه است گوهر آدمی باید که در این بیضه مرغی شود از گرمی عشق و از تن بیرون آید و در جهان جاویدان جان که عالم لامکان است پران شود که اگر مرغ ایمان او از هستی او نزاید حکم سقط گرفته باشد از او کاری نیاید و ابداً محجوب ماند که و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی.
هوش مصنوعی: این متن از مولانا جلالالدین رومی است که به موضوع ارتباط بین جسم و روح و ضرورت رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. مولانا با استفاده از تشبیهات مختلف، از جمله تولد و پرورش، به ما یادآوری میکند که جسم فقط یک مرکب برای روح است و روح باید از محدودیتهای جسمی رها شود.
او بیان میکند که در این دنیا، انسان باید به دنبال نور و حقیقت باشد و از دنیای مادی فاصله بگیرد. پیشرفت واقعی تنها زمانی ممکن است که فرد به درک عمیقتری از وجود خود و رابطهاش با خدا برسد. به همین دلیل، انسان باید تلاش کند تا حجابهای مادی و خودپرستی را کنار بزند و به سوی معنویت و آگاهی پیش رود.
در نهایت، مولانا به اهمیت عشق و ارتباط با خدا اشاره میکند و اظهار میدارد که فرد باید در جستجوی حقیقت و عشق الهی باشد تا به آرامش و رستگاری برسد.
مصطفی گفت تن بود مرکبروح یا عقل کی شود مرکب
هوش مصنوعی: مصطفی اشاره کرده است که تن همچون مرکبی برای روح یا عقل عمل میکند. در واقع، این بدن است که به روح یا عقل اجازه حرکت و فعالیت میدهد. بنابراین، بدون بدن، روح یا عقل نمیتوانند به درستی عمل کنند.
مرکبی دان بقول او تن رادر سرای بقا مجو تن را
هوش مصنوعی: بدن خود را مانند اسبی در نظر بگیر و در پی آن نباش که در این دنیا به دنبال زندگی جاودانه باشی.
پس یقین شد که آسمان و زمینگشت آخر برای نفس مهین
هوش مصنوعی: در نهایت، مشخص شد که آسمان و زمین برای نفس ذلیل و حقیر انسان شکل گرفتهاند.
گر تو مرکب نئی از این آخربدرآ همچنانکه از یم در
هوش مصنوعی: اگر تو بر مرکب جدیدی سوار شوی، باید از این آخر خود را به در بیاری، همانطور که از دریا بیرون میآیی.
قطره چون گشت در صدف گوهرکی بماند در آن صدف دیگر
هوش مصنوعی: وقتی که یک قطره تشکیل گوهر در صدف میشود، دیگر در آن صدف نمیماند.
بچۀ مرغ را چو روید پرشکند بیضه را بر آرد سر
هوش مصنوعی: وقتی جوجه بزرگ میشود، پرها را میشکند و تخممرغ را از بین میبرد تا بیرون بیاید.
گر بود صعوه ور بود عنقافکند بیضه را پرد بسما
هوش مصنوعی: اگر درختی وجود داشته باشد، مرغی هم خواهد بود که تخم آن را به آسمان پرتاب میکند.
چونکه نه ماهه شد بچه ز شکمبدر آید رهد ز تنگی و غم
هوش مصنوعی: زمانی که بچه به دنیا میآید، از تنگنا و سختیهای درون شکم آزاد میشود و به فضای بیرون میآید.
ور نیاید برون تو مردهش داندر شکم یا که نیست خود بچه آن
هوش مصنوعی: اگر چیزی از درون تو بیرون نیاید، بدان که یا مردهای در دل داری یا این که آنچه در شکمت هست، هنوز طفل (کوچک) است.
همچو بادی بود درون جگرباد را زن گمان ببرده پسر
هوش مصنوعی: مانند بادی که در دل جگر وجود دارد، پسر نیز از حسرتی که دارد غافل است.
گر بدی آن پسر زدی خوش سراندر این عالم از تن مادر
هوش مصنوعی: اگر آن پسر بد کرده، خوشحال است که در این دنیا از تن مادرش جدا شده است.
در جهان بزرگ با پهناکه شد آراسته ز ارض و سما
هوش مصنوعی: در دنیا و برای تماشای زیباییهای آن، که از زمین و آسمان شکل گرفته است، همه چیز به خوبی و زیبایی به هم پیوند خورده است.
بی شمار است کوه و صحراهاشبی کنار است آب و دریاهاش
هوش مصنوعی: کوهها و دشتهای زیادی وجود دارد و دریاها و آبهای آن بیپایان هستند.
ور تو هم حاملی از آن انوارزین جهان ظلام سر بدر آر
هوش مصنوعی: اگر تو هم از آن نورها داشته باشی، از این دنیای تاریک به بیرون بیا و خود را روشن کن.
از تن همچو مریم ای جویاعیسئی زای بی پدر گویا
هوش مصنوعی: ای جویا، همچون مریم، از تن زایشی داری که عیسی را بدون پدر به تصویر میکشد.
هین ممان در خودی چو زان کانیدل بر این تن منه اگر جانی
هوش مصنوعی: آگاه باش که در خودت غرق نشو، چرا که اگر دلت به این جسم وابسته است، جانت را در این بدن نگذار.
جنبشت در شکم اگر زولاستبی گزاف و عبث چو باد هواست
هوش مصنوعی: حرکت و جنبش تو در شکم اگر تنها به خاطر لذت و بیفایده باشد، مانند بادی است که بیهدف در فضا میوزد.
بار دیگر برآ ز جسم جهانشو روان در جهان عقل و روان
هوش مصنوعی: بار دیگر از این دنیا به دنیای معنوی و عقلانی قدم بگذار و روح خود را در آن فضا پرورش ده.
همچو از معدنی که آری خاکبود آمیخته بنقرۀ پاک
هوش مصنوعی: مانند معادنی که خاک وجود دارد و با نقره خالص ترکیب شده است.
باشد آن نقره اندر او پنهانخاک چون تن عیان و نقره چو جان
هوش مصنوعی: نقرهای که در دل خاک نهفته است، همچون جسمی نمایان و نقره مانند روح میباشد.
چون برآید زخاک کان نقرهماند از خاک خوار و بی بهره
هوش مصنوعی: زمانی که نقره از خاک استخراج شود، دیگر به خاطر خلوص و ارزشش، خاک محسوب نمیشود و از نظر ارزش، به چیزی بینقص و باارزش تبدیل میشود.
بهر نقره است خاک را مقدارورنه بی نقره خاک باشد خوار
هوش مصنوعی: خاک ارزش و بهایی ندارد مگر اینکه نقرهای در آن نهفته باشد. در غیر این صورت، خاک بدون نقره ارزشی ندارد و حقیر خواهد بود.
گرچه آن خاک شد ز کان بیروننشود همچو نقره آن موزون
هوش مصنوعی: هرچند آن خاک از دل کوه بیرون آمده، اما مانند نقرهای خوش صدا و هماهنگ نمیشود.
تا نزاید ز خویش بار دگرماند آن خاک در خودی ابتر
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی از خود نداشته باشد، مانند خاکی است که نمیتواند جوانه بزند و تنها باقی میماند.
هیچگونه بکار ناید آنکی شود چون درم عزیز و روان
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند به کار آید وقتی که انسان گرانبها و خوشنفس شود.
یا مثال صدف که از دریابدر آید درست ای دانا
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن موجودی شبیه صدف است که از عمق دریا به بیرون میآید. این تصویر به نوعی نماد انسانهایی است که پس از گذراندن تجربههای مختلف، درک و دانشی به دست میآورند و به سطح جامعه قدم میگذارند. در واقع، به نوعی به ظهور و شکوفایی استعدادها و دانایی اشاره دارد.
تا نزاید از آن صدف گوهرکی خرندش بنقره و ب ا زر
هوش مصنوعی: تا وقتی که لؤلؤ از صدف به وجود نیاید، کسی نمیتواند آن را با نقره و زر خریداری کند.
قیمتش کی شود چنان پیداپیش هر پیر و نزد هر برنا
هوش مصنوعی: چه زمانی ارزش او بهقدری مشخص خواهد شد که برای هر بزرگسال و جوانی آشکار باشد؟
پس رو از خود بزای بار دگرهمچنانکه ز خاک نقره و زر
هوش مصنوعی: پس باید از خود بازآفرینی کنی، همانطور که خاک نقره و طلا را به وجود میآورد.
تا رهی از خطر شوی ایمندر پناه خدای شو ساکن
هوش مصنوعی: برای اینکه از خطرات دور بمانید و احساس امنیت کنید، در سایه رحمت و حمایت خداوند آرامش پیدا کنید.
چون ملک بر فلک شوی باقیحقت از خمر جان شود ساقی
هوش مصنوعی: زمانی که سلطنت تو در آسمانها قرار گیرد، باقی مانده حقیقت الهی از نوشیدنی جان، به سقا تبدیل میشود.
خاک کانی چو رفت در آتشبگدازید و گشت کارش خوش
هوش مصنوعی: وقتی خاک معدنی به درون آتش میرود، ذوب میشود و این امر باعث میشود که کار آن به خوبی پیش برود.
رست از خواری و عزیز شد آنخاک بد بسته نقره گشت روان
هوش مصنوعی: زمین که زمانی تحت فشار و ذلت بود، اکنون آزاد شده و به مرحلهای از ارزش و عظمت دست یافته است؛ مانند نقرهای که در جریان آب زنده و درخشان میشود.
هم تو گر طالبی در آتش عشقبگداز اندر کورۀ صدق
هوش مصنوعی: اگر تو هم عاشق هستی، در آتش عشق بسوز تا به حقیقت و صداقت دست یابی.
تا رهی از حجاب این هستیتا کنی از می خدا مستی
هوش مصنوعی: به دنبال راهی باش تا از محدودیتهای این جهان عبور کنی و به لذت نوشیدن می الهی دست یابی.
چون دوبار است شرط زائیدنیک ز مادر یک از خود ای پر فن
هوش مصنوعی: زیرا برای زاییدن، دو بار شرط لازم است؛ یک بار از مادر و یک بار از خودت.
یک بزادن در این جهان غروریک شدن زی ظلام تن سوی نور
هوش مصنوعی: در این دنیا، تولد یک فرد میتواند با غرور همراه باشد، ولی باید بیدار شد و از تاریکیهای جسم به سمت نور و روشنی حرکت کرد.
زادن اولین چو شد حاصلدردوم کوش تا شوی واصل
هوش مصنوعی: زمانی که نخستین بار به وجود میآیی، به خاطر زحماتی که کشیدهای، کوشش کن که به هدف و مقصد خود برسی.
جان خود را بیار در ره حقتا بری از اله درس و سبق
هوش مصنوعی: خودت را در مسیر درست قرار بده تا از دروس و تجربیات الهی بهرهمند شوی و آزاد شوی.
بهرجانی بری هزاران جانعوض دانۀ دو صد بستان
هوش مصنوعی: بهرجانی، برای تو ارزش یک هزار جان را دارد، در عوض دوصد دانه را بگیر.
عوض خار زار گلزاریعوض پشگ مشگ تاتاری
هوش مصنوعی: به جای داشتن یک محیط پر از خار و خارا، بهتر است در مکانی پر از گل و زیبایی باشید. به جای داشتن بویی ناگوار و ناپسند، بهتر است بویی دلانگیز و خوش بیابید.
آن چنان که بپیش آن عالمهمچو چاهی است تنگ و تار شکم
هوش مصنوعی: انسانها در کنار دانشمندان و دانشپژوهان مانند چاهی تنگ و تاریک هستند که هنوز باید آموختن و دانستن را بیشتر کنند.
پیش آن ملک و عالم پادارکاندر آن است مسکن احرار
هوش مصنوعی: در حضور آن پادشاه و عالم بزرگ، جایگاه آزادگان است.
این جهان تنگتر ز آن چاهستهرکه زین بو نبرد گمراهست
هوش مصنوعی: این دنیا از چاه تنگتر است و هر کسی که از این بوی خوش دور باشد، گمراه خواهد بود.
اینقدر نسبتش نباشد همهیچ ماند بشاد کامی غم
هوش مصنوعی: اینقدر رابطهاش نباید باشد که هیچ وقت به شادی و خوشحالی نرسد. غم و اندوه نباید غالب باشد.
شرط صحت مجوی هیچ از رنجکی دهد بی نوا خبر از گنج
هوش مصنوعی: شاید گمان کنی که برای به دست آوردن چیزی با ارزش، باید تلاش و زحمت کشید، اما حقیقت این است که هیچ کس نمیتواند از درد و رنج خود چیزی به دست آورد، مگر اینکه از راز ارزشمند این تلاش آگاهی پیدا کند.
کی بود کور آگه از دیداریا ز ذوق سخن در و دیوار
هوش مصنوعی: کیست که از دیدن زیبایی یا از لذت شنیدن صحبتها و گفتگوها بیخبر باشد؟
آن جهان چون حیات محض آمدخاک مرده از او می آشامد
هوش مصنوعی: آن جهان مثل زندگی خالص است و خاک مرده از آن انرژی میگیرد.
زنده و تازه این جهان همه زوستورنه بی نور اوست مرده و پوست
هوش مصنوعی: این دنیا به خاطر وجود او زنده و شاداب است، در غیر این صورت بدون نور او، این دنیا مرده و بیروح خواهد بود.
نیست با مرده زنده را نسبتکو جحیم و کجا بود جنت
هوش مصنوعی: مقایسهای بین زندگان و مردگان وجود ندارد، چون زندگی و مرگ هیچگونه تشابهی با یکدیگر ندارند؛ جایی که عذاب باشد، جهنم است و جایی که آسایش و سعادت باشد، بهشت نامیده میشود.
آن همه روشنی و عیش و بقاستوین همه ظلمت و عنا و فناست
هوش مصنوعی: زندگی پر از شادی و نور و دوام است، در حالی که اینجا پر از تاریکی، رنج و زوال است.
حاصل اینست کز خودی بگذرتا کنی در خدا مدام نظر
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که برای نزدیک شدن به خدا و رسیدن به مقام معنوی، باید از خودخواهی و منیت خود عبور کنیم و به خداوند توجه کنیم. وقتی خود را کنار بگذاریم، میتوانیم همواره به خدا نگاه کنیم و در حضور او باشیم.
پاک شو ار غرور و از هستیتا که بی جام و می رسد مستی
هوش مصنوعی: خود را از غرور و وجودت خالی کن تا به حالتی برسد که بدون نیاز به شراب و جام، مست و سرخوش شوی.
بی حر تن برآی چون عیسیبر فلک ها و بگذر از موسی
هوش مصنوعی: بینیاز و آزاد مانند عیسی به آسمان برو و از موسی فراتر برو.
رخت دل را بر آسمان کش هینبی حجابی جمال مه را بین
هوش مصنوعی: دل خود را به آسمان ببرید و با جسارت زیباییهای ماه را تماشا کنید.
نی بر این آسمان و چرخ کبودکه شد آن هست از بخار و ز دود
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف آسمان و فضای بالای سر پرداخته و اشاره دارد که آنچه که میبینیم و وجود دارد، از بخار و دود شکل گرفته است. به این معنا که آسمان و چرخهای آبی رنگی که میبینیم، نتیجهی تجمیع و تحول عناصر مختلف مانند بخار و دود هستند.
بل بر آن آسمان که حاکم اوستآن چو مغز است و این بود چون پوست
هوش مصنوعی: آن آسمانی که حاکم است، مانند مغز میماند و اینجا به ما میگوید که آن چه در زیر است شبیه پوست است.
نی سنائی که بد بحکمت فرددر کتابش بیان این را کرد
هوش مصنوعی: سنایی، شاعر و حکیم بزرگ، در کتابش به این موضوع اشاره کرده که حالتی خاص و عمیق را درک میکند.
کاسمانهاست در ولایت جانکارفرمای آسمان جهان
هوش مصنوعی: آسمانها در سرزمین وجود و حیات، تمام کارها و تدبیرهای خداوند را در بر دارند.
پس بر آن آسمان رود دانانی بر این چرخ گنبد مینا
هوش مصنوعی: پس دانشمند به آسمان بالا میرود، نه به این چرخ گنبد مانند آبی.
فلک الروح مجلس الاحرارفوقه یسبحون فی الانوار
هوش مصنوعی: فضای روحانی مکان تجمع آزادگان است و در آنجا در نورها شناورند.
نظر الحس لا یراه مداصورة الجسم حائل ابدا
هوش مصنوعی: چشم حس نمیتواند هیچگاه تصویر جسم را ببیند؛ چرا که حجاب آن، مانع میشود.
بصر الحس ناظر الاشباحنظر العقل شاهد الارواح
هوش مصنوعی: چشم حس فقط قادر به دیدن اشیاء مادی است، در حالی که عقل میتواند حقایق و ارواح را درک کند.
فلک الجسم جمرة و دخلنفلک الروح روضة و جنان
هوش مصنوعی: بدن همچون شمعی در حال سوختن است و روح در باغ و بهشت زندگی میکند.
فلک الروح لامکان لهما جری منه لا زمان له
هوش مصنوعی: روح در آسمان بیکران خود جایی ندارد و از زمان و مکان آزاد است.
فلک الدهر فی هواه یدوریغتدی من ضیائه و ینور
هوش مصنوعی: زمانه به دور خود میچرخد و از نور و روشنایی عشق بهره میگیرد.
فلک الکون هالک فانیکل من قال دائم جانی
هوش مصنوعی: جهان گذرا و نابود است و هر کسی که بگوید جاودان و پایدار است، در واقع به اشتباه میگوید.
آسمان صورت است و معنی نیستآسمان کی مقام اهل هویست
هوش مصنوعی: آسمان فقط یک ظاهر است و واقعیتی در آن نیست. آسمان چه جایگاه و مقامی برای کسانی دارد که به دنبال هوسهای دنیوی هستند؟
آسمان و زمین که فانی اندهفتشان پست گشت و هفت بلند
هوش مصنوعی: آسمان و زمین که زائل و نابودشدنی هستند، هر دو به درجاتی پایینتر از هفت دسته تقسیم شدهاند و هفت دسته دیگر بالاتر از آنها قرار دارند.
صورت ار شد بلند پست شودعاقبت جز سوی عدم نرود
هوش مصنوعی: اگر زیبایی یا جلالی به اوج برسد، در نهایت به افول و زوال دچار میشود و جز به عدم و نیستی نخواهد رفت.
قدرتی هست کان بلند از اوستوین پستی نیازمند از اوست
هوش مصنوعی: قدرتی وجود دارد که منبع بلندیهاست و این پستیها به آن نیاز دارند.
بی مکان است قدرت یزدانگرچه اندر مکان شده است روان
هوش مصنوعی: قدرت خداوند نامحدود و بینهایت است، هرچند که او در جهان مادی و مکانی به شکل زندگی و روح وجود دارد.
در مکانش بحس توان دیدنبی مکانش شود بجان دیدن
هوش مصنوعی: در جایی که او هست، میتوان او را دید، اما اگر بخواهی او را از راه دور ببینی، باید با دل و جان به جستجویش بروی.
هرکه از حس و از جهت برهیدیار را دید و از خطر بجهید
هوش مصنوعی: هر کسی که از احساسات و محدودیتها فراتر رود، دوست واقعی را میبیند و خود را از خطر دور میکند.
چون صور پرده اند نی مقصودپرده را عقل کی کند معبود
هوش مصنوعی: وقتی که صورتها همچون پرده جدایی هستند، عقل چگونه میتواند به هدف واقعی و معبود پی ببرد؟
پس بر این آسمان نرفت مسیحاو ملیح است رفت سوی ملیح
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه مسیح، به عنوان یک شخصیت با ویژگیهای زیبا و دلنشین، به جای سفر به آسمان، به سوی زیباییها و جذابیتهای دیگر میرود. به عبارتی، او به دنبال زیباییهای زمینی و دلپذیر است و به آسمان نمیرود.
حق جمیل و جمال منظر اوغیر خوبی نگشت در حور او
هوش مصنوعی: زیبایی و جمال او به قدری خاص و بینظیر است که هیچ چیز دیگری نمیتواند به پای آن برسد، حتی در میان زیباترین و بهترین چیزهایی که تصور میشود.
بی گمان خوب پیش خوب آیدزشت با زشت هم بیاساید
هوش مصنوعی: بدون شک، زیبایی با زیبایی سازگار است و زشتی هم با زشتی.
طیبین سوی طیبات روندهم خبیثین بجنس خود گروند
هوش مصنوعی: افراد خوب به سوی چیزهای خوب میروند و افراد بد نیز به جنس و نوع خود جذب میشوند.
یطلب المرء ما یجاش هعند تلقائه یؤان س ه
هوش مصنوعی: انسان به دنبال آن چیزی است که با آن روبرو میشود و در زندگیاش به آن نیاز دارد.
صنف شیئی بصنفه بقویحین لقیائه به یروی
هوش مصنوعی: وقتی دو چیز با یکدیگر برخورد میکنند، ویژگیها و قدرتهای هر یک در مواجهه با دیگری مشخص میشود.
اجتماع المیاه و القطراتجمعها یرتقی یصیر فرات
هوش مصنوعی: گرد آمدن آبها و قطرات آنها باعث میشود که به تدریج تجمیع شوند و در نهایت به زلالی و طراوتی تازه تبدیل شوند.
هکذا النار و الهوا اعلمکل شیئی بجنسه یفخم
هوش مصنوعی: به این ترتیب، آتش و علاقه، هر چیزی را به نوع خود بزرگ میدارند.
عکس هذا لقاء غیر الجنسذاک کاالجن فی هلاک الانس
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این ملاقات و دیدار با یکدیگر، به صورتی غیر از نوع معمولی و طبیعی است، مانند جن که میتواند به انسان آسیب برساند و او را به هلاکت برساند. در واقع، این نوع ارتباط میتواند خطرناک و آسیبزننده باشد.
جنس از جنس میشود افزونجنس از غیر جنس ناموزون
هوش مصنوعی: هر چیزی که از چیزی مشابه خود درست شده باشد، به طور طبیعی با آن همخوانی دارد؛ اما وقتی از چیزی غیر از خود به وجود آید، ناهماهنگ و نامناسب خواهد بود.
جنس خود را چو یافت جویندهگرچه لال است گشت گوینده
هوش مصنوعی: هرکس که دنبال چیزی باشد، وقتی به آن دست یافت، حتی اگر به زبان نیاید، در دلش شادمانی و لذت وجود دارد و احساساتش را ابراز میکند.
لیک دریاب نیک ای داناکه نه هر جنس در خور است ترا
هوش مصنوعی: اما ای دانا، خوب درک کن که هر چیزی مناسب تو نیست و باید انتخابهای درستی داشته باشی.
دو صفت هست در تو چشم گشایک ز فرش و یکی ز عرش علا
هوش مصنوعی: دو ویژگی در تو وجود دارد که چشمها را باز میکند؛ یکی از زمین و دیگری از آسمان بلند.
اهل فرش از سپهر جان دوراندعرشیان همچو خور پر از نوراند
هوش مصنوعی: اهل زمین از آسمان و روح دور هستند، اما کسانی که مقام بالاتری دارند، مانند خورشید پرنور هستند.
رو بعرشی گرو کز آن جنسیسوی جنی مرو اگر انسی
هوش مصنوعی: اگر به سوی کسی میروی که از جنس دیگری است، به عشق و دوستی آن کسی بپرداز و به طرف او متمایل شو، وگرنه از آن طرف دوری کن.
چون دو جنس آمد این گزین به راترک که کن چو یافتی مه را
هوش مصنوعی: زمانی که دو نوع چیز در مقابل هم قرار گیرد، انتخاب کن و به سمت آن برو که اگر به حقیقت رسیدی، دیگر به چیزهای ناچیز نپرداز.
دائماً عاشقان حق را جوهرچه گوئی همیشه زیشان گو
هوش مصنوعی: عاشقان حق به طور مداوم در دنبالهٔ حق هستند، هر چه که بگویی، همیشه باید از آنها بگویی.
عشقت از عاشقان شود افزونچون شدی یارشان شوی موزون
هوش مصنوعی: عشق تو باعث میشود که عاشقان بیشتری به تو جذب شوند، وقتی که به آنها محبت کنی و با آنها هماهنگ باشی.
ای برادر بغیر جنس مشینتا بری ره بسوی منزل دین
هوش مصنوعی: ای برادر، جز از راه حقیقت و معنای خالص پیروی نکن تا به مقصد دینی خود برسی.