بخش ۷ - در بیان آنکه معانی چنانکه هست حق آنست که در زبان و عبارت نگنجد زیرا که سخن را سه مرتبه است یکی نثر و یکی نظم و یکی اندیشه که در اندرون روی مینماید آنچه در اندرون است عرصهاش عظیم با گشاد و واسع و بسیط است و چون در عبارت نثر میآید تنگ میگردد و چون در نظم میآید هم تنگتر میشود و بالای این هر سه مرتبه عالم غیب است که فیض از آنجا در سینه میآید سعت و بسط آن بیحد و بیپایان است
هوش مصنوعی: این متن به بیان رابطه میان نثر و نظم، خاموشی و سخن و همچنین مقام مصطفی و شرع میپردازد. شاعر به تشبیههایی میپردازد و میگوید که خاموشی اصلی و گفتوگو فرعی است. او مصطفی را به عنوان اصل معرفی میکند و شرع را به عنوان فرع. در ادامه، شاعر به ویژگیهای انسانها اشاره میکند که گاهی در صلح و گاهی در جنگ هستند و تغییرات متعدد در رفتار و روحیهی آنها را بیان میکند.
شاعر بیان میکند که اثرات انسان از جمله شادی و غم، و همچنین نقش او در ایجاد خوشی و آبادانی، به مانند دریا و جویبار است. او در نهایت از دو سوی نور و ظلمت صحبت میکند و تأکید میورزد که در مقابل خوبیهایی که از نور و حقیقت میآید، بدیها همچنان در حال افزایش هستند و هیچ کس نظیر آن ظلمات را در دنیا ندیده است.
در یم ِ نثر، نظم یک قطره استدر خور خامشی، سخن ذره است
هوش مصنوعی: در میان نوشتهها، نظم مانند یک قطره در دل سکوت است و سخن مانند ذرهای کوچک.
در خموشی تویی یقین دریاشبنمی، چون شوی به لب گویا
هوش مصنوعی: وقتی در سکوتی، تو همچون قطرهای از دریا هستی، وقتی که به زبان میآیی، روشن و گویا خواهی شد.
خمشی اصل و گفتگو فرع استخمشی احمد و سخن شرع است
هوش مصنوعی: خاموشی و سکوت در اصل اهمیت بیشتری دارد، در حالی که گفتگو و حرف زدن امری فرعی و ثانویه است. سکوت نبی اکرم (احمد) است و کلام او تابع و بر اساس اصول دین و شریعت است.
مصطفی چشمه است و شرعش آبمصطفی آفتاب و شرعش تاب
هوش مصنوعی: مصطفی مانند چشمهای پُرآب است و قوانین او مانند آب زندگانی است. او مانند آفتابی درخشان است و دستوراتش مانند نوری تابان بر راه ماست.
شرع فرع است و مصطفی اصل استمصطفی جد و شرع چون نسل است
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که قوانین و احکام شرعی تنها فرعی از دین هستند و اصل و بنیان دین، شخص پیامبر (مصطفی) است. به عبارتی، پیامبر مانند جد خانواده است و قوانین دین مانند نسل آن جد به شمار میآیند که وابسته و ناشی از او هستند.
همچنانی تو نیز چون جوییمثل او بحر و چشمه و جویی
هوش مصنوعی: تو هم مانند جویبار هستی، که در کنار دریا، چشمه و دیگر جویها وجود دارد.
گاه در صلح و گاه در جنگیگاه دمساز مطرب و چنگی
هوش مصنوعی: گاهی در آرامش و صلح هستی و گاهی در حال نبرد، گاهی هم همنوا با نوازندهای و ساز و آواز را با او شریک میشوی.
گاه گردی خراب و گه معمورگه شوی مست و گه شوی مخمور
هوش مصنوعی: گاهی در حالت خراب و بیهوا هستی، گاهی شاد و سرحال، گاهی مست و شادابی و گاهی در حال گسست و بیتوجهی.
گه کنی خانهها ز خشت و ز طینگه شود شادمان ز تو غمگین
هوش مصنوعی: گاهی خانههای تو از خشت و گل ساخته میشود و گاهی به خاطر وجود تو، شاد و سرزنده میشود و گاهی هم غمگین میگردد.
صورت از تست دائماً آبادهم معانی ز تو خوش و دلشاد
هوش مصنوعی: چهرهات همیشه سرزنده و شاداب است و معانی تو باعث خوشحالی و شادی دلها میشود.
تو چو بحری و فعل تو قطرهتو چو شمسی و قول تو ذره
هوش مصنوعی: تو مانند دریا هستی و کارهایت مانند قطرهای از آن دریاست. تو مانند خورشید هستی و گفتههایت مانند ذرهای از نور آن.
همچنین است فعل و قول رسولفهم کن این مشو ز فکر ملول
هوش مصنوعی: عمل و گفتار پیامبر نیز چنین است؛ این را درک کن و از اندیشههای خستهکننده دور شو.
صدهزاران چو شرع از او برخاستوی از ان نی فزون شد و نی کاست
هوش مصنوعی: صدها هزار نفر از او پیروی کردند و او نه تنها از این پیروان کم نشد، بلکه بیشتر هم شد.
پس چنین زو برند و کم نشودزآب بحرش خورند و کم نشود
هوش مصنوعی: بنابراین آنها از او میگیرند و چیزی از مایحتاج او کم نمیشود. مانند اینکه از دریا بهرهبرداری میکنند و چیزی از آب آن کاسته نمیشود.
نی که بوجهل در بدی بود آن؟که نظیرش ندید کس به جهان
هوش مصنوعی: نی که بدیای مانند بوجهل در دنیا وجود نداشت، کیست؟ هیچکس در جهان نظیر او را ندیده است.
زان بدیهاش هیچ کم میشد؟بلکه هر لحظه در فزونی بد
هوش مصنوعی: از آن بدیها هیچ چیزی کم نمیشد، بلکه هر لحظه بر شدت بدیهایش افزوده میشد.
بود مانند چشمه جوشندهنزد جنسش چو ماه رخشنده
هوش مصنوعی: او مانند چشمهای پرآب و جوشان است که در کنار زیباییاش مانند ماه میدرخشد.
لیکن آن ظلمت است و آن نور استاین همه ماتم آن همه سور است
هوش مصنوعی: این دنیا پر از تاریکیها و روشناییهاست. در حالی که بسیاری از غمها و اندوهها وجود دارد، شادیها و جشنها نیز در کنار آن هستند.
این کند کور و آن ببخشد چشمآن دهد حلم و این کند پر خشم
هوش مصنوعی: این تصویر میگوید که برخی افراد میتوانند سبب نابینایی و خشم دیگران شوند، در حالی که دیگران میتوانند مهربانی و صبر را هدیه دهند. به عبارت دیگر، بعضی ویژگیها میتوانند آسیبزا باشند و برخی دیگر میتوانند آرامش و درک را به افراد بدهند.
آن دهد حور و جنت و کوثراین برد بیگمان به قعر سقر
هوش مصنوعی: او به انسان بهشت و حوری و چشمه کوثر را عطا میکند، در حالی که این شخص بدون شک به قعر جهنم سقوط خواهد کرد.