بخش ۲۳ - حسد بردن مریدان مولانا بر شمس الدین
هوش مصنوعی: در این شعر، مریدان شیخی از شخصیت و عظمت او صحبت میکنند و از محبت و ارادت خود نسبت به او میگویند. آنها شیخ را مظهری از حقیقت و دلیلی بر بهترینی خود میدانند و بر این باورند که او به آنها دانش و بصیرت عطا کرده است. شیخ بهخاطر کمالاتش مشهور شده و محبتش در دلها نشسته است. اما با این حال، آنها به این حقیقت پی میبرند که شیخ به ناگاه ناپدید شده و دیگر نمیتوانند او را ببینند. مریدان از فقدان او رنجیده و نگران آینده هستند؛ بعضی از آنان به دشمنی و کینهورزی در برابر او میاندیشند و به دنبال انتقام از او هستند. در نهایت، آنها نگران این هستند که آیین و راه او پس از فقدانش دچار مشکل شود و تشنگی برای محبت و هدایت او در دلشان باقی بماند.
در شناعت درآمدند همهآن مریدان بیخبر چو رمه
هوش مصنوعی: همه آن پیروان نادان مانند گوسفند، بدون آگاهی و شناخت، به درون جریان فتنه و فریب افتادند.
گفته باهم که شیخ ما ز چه روپشت بر ما کند ز بهر چه او
هوش مصنوعی: چرا شیخ ما به ما پشت کرده و دوری میکند؟ چه دلیلی دارد که چنین کند؟
ما همه نامدار ز اصل و نسباز صغر در صلاح و طالب رب
هوش مصنوعی: همه ما از خانواده و اصل و نسب خود شناخته شدهایم و از سنین کودکی در تلاش برای بهبود خود و نزدیک شدن به خدا هستیم.
بندۀ صادقیم در ره شیخما همه عاشقیم در ره شیخ
هوش مصنوعی: ما کیفر دهندهایم که در راه استاد خود صادقیم و همه ما در این مسیر عاشقانه حرکت میکنیم.
جمله دیده از او کرامتهادیده هر یک در او علامتها
هوش مصنوعی: همه چشمها از او بخششها را مشاهده کردهاند و هر کدام از آنها نشانههایی را در او میبینند.
شده ما را یقین که مظهر حقاوست بیشک و ز او بریم سبق
هوش مصنوعی: ما به یقین رسیدهایم که او نمایانگر حقیقت الهی است و بدون شک از او برتری و پیشی گرفتهایم.
گشته ما هر یکی از او داناهمه زو برده بیشمار عطا
هوش مصنوعی: هر کدام از ما به واسطه او آگاهی یافتهایم و از او بخششهای بیشماری دریافت کردهایم.
برتر از فهم و عقل این ره ماستشاه جمله شهان شهنشه ماست
هوش مصنوعی: راهی که میرویم فراتر از درک و عقل انسانهاست و کسی که این راه را میشناسد، برترین پادشاهان است.
آنچه ما دیدهایم کم کس دیدگوش هر کس چنین سخن نشنید
هوش مصنوعی: آنچه ما مشاهده کردهایم، کمتر کسی تجربه کرده است و هیچکس به این شکل چنین صحبتهایی را نشنیده است.
چشم ما را گشاد و بینا کردسینۀ جمله را چو سینا کرد
هوش مصنوعی: چشمهای ما را باز و روشن ساخت و دلهای همه را مانند دل سینا پر از بینش و آگاهی کرد.
همه از وعظ او چنین گشتیمدر دل غیر مهر او کشتیم
هوش مصنوعی: همه به واسطه نصایح و موعظههای او به این وضعیت رسیدیم که جز عشق و محبت او در دلمان چیزی دیگر نمانده است.
همه چون باز صیدها کردیمصیدها را به شاه آوردیم
هوش مصنوعی: همه ما مانند شکارچیانی عمل کردیم و شکارهای خود را به پیشگاه پادشاه آوردیم.
خلق عالم همه مرید شدندگرچه زاین پیشتر مرید بدند
هوش مصنوعی: مردم جهان همه به راه و روش new جذب شدهاند، هرچند که قبل از این نیز پیروانی داشتهاند.
شد ز ما شیخ در جهان مشهوردوستش شاد و دشمنش مقهور
هوش مصنوعی: شیخ ما در دنیا مشهور شد؛ دوستش شاد است و دشمنش تحت فشار.
چه کس است اینکه شیخ ما را اوبرد از ما چو یک کهی را جو
هوش مصنوعی: چه کسی است که شیخ ما را از دست ما ربوده است، مانند اینکه یک کهی (مشت) را از کسی بگیرند؟
آن چه جوی است کانچنان کاو راهمچو کاهی ربود و برد از جا
هوش مصنوعی: هر آنچه که در جوی وجود دارد، همانند کاهی که به راحتی جابهجا میشود و از جایی میرود.
کرد او را ز جمله خلق نهانمینیابد کسی ز جاش نشان
هوش مصنوعی: او را از میان همه موجودات پنهان کردهاند، هیچکس نمیتواند نشانی از او پیدا کند.
روی او را دگر نمیبینیمهمچو اول برش نمیشینیم
هوش مصنوعی: حالا دیگر نمیتوانیم همچون گذشته به چهره او نگاه کنیم و به نزد او برویم.
ساحر است این مگر به سحر و فسونکرد بر خویش شیخ را مفتون
هوش مصنوعی: این شخص به طوری جادویی و فریبنده عمل کرده که باعث شده شیخ تحت تأثیر او قرار بگیرد و مجذوب او شود.
ورنه خود کیست او و در وی چیستبا چنین مکر میتواند زیست
هوش مصنوعی: اگر این فرد خود را نمیشناسد و درونش چه خبر است، با این همه فریب و تظاهر چگونه میتواند زندگی کند؟
کمترینی ز ماست بهتر از اودر سرش اینکه نیست مهتر از او
هوش مصنوعی: بهترین ویژگیهای ما کمتر از اوست، چرا که هیچکس نمیتواند به مقام او برسد.
نی ورا اصل و نی نسب پیداستمیندانیم هم که او ز کجاست
هوش مصنوعی: ریشه و اصل وجود او مشخص است و ما میدانیم که او از کجا آمده است.
ای دریغا دگر چه زخم است اینکه از او شد خراب این آیین
هوش مصنوعی: ای کاش بدانیم چه زخمی است که باعث ویرانی این روش و آئین ما شده است.
همه خلقان ز وعظ شد محرومطالع سعد ما از او شد شوم
هوش مصنوعی: همه مردم از نصیحت و اندرز بیبهره ماندهاند و بخت خوش ما هم از آنچه پیش آمده، بدی است.
جمله گشته به خون او تشنهساخته بهر کشتنش دشنه
هوش مصنوعی: همه به خاطر خون او تشنه شدهاند و برای کشتن او آمادهاند با چknife.
گاه گاهیش چون بدیدندیتیغ بر روی او کشیدندی
هوش مصنوعی: هر از گاهی که کسی او را میدید، بیدرنگ تیارش را بیرون میکشیدند.
فحشها پیش و پس بگفتندیهمه شب از غمش نخفتندی
هوش مصنوعی: همه شب از درد و غم او صحبت میکردند و فحش میدادند و به خاطر این مسائل نتواستند بخوابند.
همه در فکر این که کی از شهررود او یا فنا شود از قهر
هوش مصنوعی: همه در نگرانی هستند که کی از این شهر خارج شود یا از شدت غضب نابود گردد.