بخش ۲۹ - استغفار حسودان از کرده های خویش
هوش مصنوعی: در این شعر، گروهی از افراد که در گذشته منکر حقایق بودهاند، اکنون با توبه و استغفار به درگاه خداوند آمده و از عشق و محبت او اشک میریزند. آنها با صدق و اخلاص به سوی پروردگار روی میآورند و در برابر او سجده میکنند. خداوند با محبت خود به آنها پاسخ میدهد و به آنها آرامش و عشق میبخشد. پس از آن، همگی به حلقهای دور شه و مولانا تجمع میکنند و از سخنان شمس تبریزی که به زندگی و عشق میپردازد، الهام میگیرند.
در ادامه، هر یک از آنها به نوعی به عشق و سماع میپردازند و از داراییها و امکانات خود میگذارند تا در میهمانی عشق شریک شوند.
زمانی در چنین حالتی سپری میشود و همه در حضور این دو شخصیت بزرگ در پرتو عشق و رحمت خداوند غرق میشوند. شعر توصیفکننده حال و هوای معنوی و روحانی و سرشار از نور و عشق میان این افراد و ارتباط آنها با شه و مولاناست.
وان جماعت که منکران بودندمنکر قطب آسمان بودند
هوش مصنوعی: آن گروه که منکر بودند، در واقع از وجود مرزبان آسمان انکار میکردند.
جملهشان جانفشان به استغفارسر نهادند کای خدیو کبار
هوش مصنوعی: همهی آنها جان خود را در حال ذکر و استغفار به پیشگاه خداوند قرار دادند و از او درخواست عفو و بخشش کردند، ای خدای بزرگ و باعظمت.
توبهکاریم از آنچه ما کردیماز سر صدق روی آوردیم
هوش مصنوعی: ما با صداقت از کارهای گذشتهامان توبه میکنیم و به سوی خدا بازگشتیم.
هر یکی بر درش شده ساجداشکریزان ز عشق او واجد
هوش مصنوعی: هر شخصی در درگاه او با عشق و اشک زاری میکند و به دنبال اوست.
کردشان شه قبول چون دید ایندادشان از نوازش او تمکین
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه آنها را دید و متوجه شد که چقدر از توجه و محبت او خوشحال و راضی هستند، رفتارشان را پذیرفت.
بعد از آن جمله از وضیع و شریفحلقه شستند گرد شاه لطیف
هوش مصنوعی: پس از آن گفتار از افراد نازل و برتر، گرداگرد شاه لطیف جمع شدند.
پهلوی شه نشسته مولاناچون دو خور که زنند سر ز سما
هوش مصنوعی: مولانا در کنار پادشاه نشسته است، مانند دو خورشید که بر افرازندههای آسمان میتابند و روشنایی میبخشند.
شمس تبریز در سخن آمدزنده شد آنکه فهم کن آمد
هوش مصنوعی: شمس تبریز در کلامش زندگی را به کسانی هدیه میکند که توانایی درک آن را دارند.
هر یکی زان سخن به عشق پریدهر یکی از خودی تمام برید
هوش مصنوعی: هر یک از آن سخنان باعث شد که افراد به عشق و شوق پرواز کنند و از خود و خودپرستی خود جدا شوند.
بعد از آن هر یکی سماعی دادهر یکی خوان معتبر بنهاد
هوش مصنوعی: بعد از آن هر کس به نوبت مشغول رقص و شادی شد و هر یک آواز خوشی را شروع کرد.
هر یکی قدر وسع و طاقت خویشاز امیر و توانگر و درویش
هوش مصنوعی: هر فردی مطابق با قدرت و تواناییهای خود، از سلطنت و ثروت برخوردار است؛ چه او امیر باشد، چه ثروتمند، و چه درویش.
بخشش آورد و میهمانی کردتا شود یار مهربانی کرد
هوش مصنوعی: بخشیدن و مهمانی دادن راهی برای ایجاد دوستی و محبت است.
مدتی اینچنین گذشت زماندر حضور شهان هر دو جهان
هوش مصنوعی: مدتی در سرزمین پادشاهان و در مقابل چهرههای برجسته جهان سپری شد.
همه چون جام و آن دو شه چون راحهمه چون لیل و آن دو شه چو صباح
هوش مصنوعی: همه مانند جام هستند و آن دو پادشاه مانند راح (می) هستند. همه مانند شب هستند و آن دو پادشاه مانند صبح.
آن دو شه چون بهار و ایشان دشتهمه را تازه گشته ز ایشان کشت
هوش مصنوعی: آن دو نفر مانند بهار هستند و اینکه حضورشان همچون دشت، همه چیز را تازه و خرّم کرده است.
شاخ و برگ درونشان پر باررسته بیخار هر طرف گلزار
هوش مصنوعی: درون آنها با شکوفههای فراوان پر شده است و در هر سو، باغی از گلها و زیباییها وجود دارد، بدون هیچ گونه زحمتی یا ناگواری.
دیده بیپرده ای همه دیدارهمه گشته در آن جهان برکار
هوش مصنوعی: چشمی که بدون حجاب و پرده به همه چیز نگاه میکند، در آن دنیای دیگر همه چیز را نظاره میکند و به کار خود مشغول است.
در چنین عیش و در چنین وصلتهمه پر نور و غرق در رحمت
هوش مصنوعی: در این شادی و در این پیوند، همه جا روشنایی فراوان است و در نعمت و رحمت غوطهوریم.