بخش ۳۰ - باز گستاخی و حسد کردن مریدان بعد از آنکه توبه و استغفار کرده بودند
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به توصیف ترفندهای شیطان و تأثیرات منفی آنها بر انسانها و مومنان میپردازد. او بیان میکند که شیطان با شیوههای مختلف باعث ایجاد کدورت و دوری از نماز و دعا در دلها میشود. افرادی که در ابتدا به درستی و دیانت پایبند بودند، به تدریج از راه حق منحرف میشوند و به می و مستی روی میآورند. شاعر هشدار میدهد که هیچکس نمیتواند از مکر شیطان ایمن باشد و حتی اگر ظاهر عبادتشان خوب باشد، باید از ترس کمین قضا و مشکلات بترسند. در ادامه، او به زاهدان و عالمان توصیه میکند که باید همواره مراقب خطرات باشند، چرا که شیطان دشمن جانهاست و نباید از تلاش و مراقبت غافل شوند. همچنین، به سرنوشت آدم و نداشتن ایمنی از مکر شیطان اشاره میکند و نشان میدهد که حتی بزرگانی چون انبیا و اولیا نیز ممکن است فریب بخورند و در نهایت به گوشهای دورافتاده رانده شوند. در پایان، شاعر تأکید میکند که باید همواره در جستجوی حقیقت و دوری از فریبهای شیطانی بود.
باز شیطان به صورتی دیگرزد در ایشان کدورتی دیگر
هوش مصنوعی: شیطان دوباره با ظاهری متفاوت به سراغ آنان آمد و باعث به وجود آمدن ناخوشی و نگرانی جدیدی شد.
بعد چندین صفا و کشف عطابعد چندین عروج سوی علا
هوش مصنوعی: پس از مدتها آرامش و دریافت نعمتها، پس از تجربیات بسیار و بالارفتن به درجات عالی.
مکر شیطان ببین که چونشان بازکرد بیزار از نماز و نیاز
هوش مصنوعی: فریب و نیرنگ شیطان را ببین که چگونه سبب میشود انسانها از نماز و دعا فراری شوند و از آن متنفر شوند.
رخت اعمال جمله را دزدیدهر یکی ز اعتقاد برگردید
هوش مصنوعی: هر کس به دنبال دزدی و کلاهبرداری است، با از بین بردن اعتقادات درست و اصول اخلاقی خود، در واقع تمامی ثوابها و اعمال نیک خود را نیز از دست میدهد.
بازگشتند همچو اول بارمی و مستی گذشت و ماند خمار
هوش مصنوعی: آنها دوباره به حالت قبلی خود برگشتند، در حالی که نشئگی و نوشیدن به پایان رسیده است و فقط حالت خستگی و سنگینی باقی مانده است.
روشنی شد بدل به تاریکیصحت تن به رنج باریکی
هوش مصنوعی: نور و روشنی تبدیل به تاریکی شد و سلامت جسم به دلیل رنج و سختی تضعیف گردید.
چشم زخمی رسید از غیرتتا شود جمله خلق را عبرت
هوش مصنوعی: چشمهای زخمخورده از شدت غیرت، سبب میشود که تمام مردم عبرت بگیرند.
تا که خایف بُوَند در ره دیننشوند ایمن از بِلیس لعین
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مسیر دین ترس و واهمه وجود داشته باشد، نمیتوان از وسوسههای شیطان در امان بود.
تکیه بر زهد و بر عمل نکنندشادمانی به هر امل نکنند
هوش مصنوعی: اگر فقط به ظواهر زهد و اعمال بیاعتنا باشیم، نمیتوانیم به خوشی واقعی دست یابیم و نباید به هر امید و آرزویی اعتماد کنیم.
گرچه گردند از عمل دریاجمله باشند خایف و جویا
هوش مصنوعی: اگرچه همه دریا را از عمل خود شناختهاند، اما باز هم در جستجوی حقیقت و آگاهی هستند.
عاجزانه روند این ره رانهلند از کف خود آگه را
هوش مصنوعی: این شعر به تلاش و کوشش انسانها در مسیر زندگی اشاره دارد. به نوعی میگوید که اگر کسی به واقعیتها و آگاهیها توجه نکند و به صورت عاجزانه و بیهدف پیش برود، در نهایت در این مسیر به نتیجهای نخواهد رسید و ممکن است از دست رفتهها و فرصتهای مهم را از دست بدهد. این معنا نشاندهنده اهمیت آگاهی و هدفگذاری در زندگی است.
هیچ بیپیشوا قدم ننهنددامنش را ز دست خود ندهند
هوش مصنوعی: هیچکس بدون راهنما اقدام نمیکند و دامن خود را از دست نمیدهد.
گرچه آن خمرشان کند مسرورنشوند از بله بدان مغرور
هوش مصنوعی: هرچند نوشیدنی خوشمزهای آنها را شاد میکند، اما از حقیقت مست نمیشوند و به خاطر آن خوشخیالی به اشتباه نمیافتند.
حال آن جمع یادشان آیدترسشان هر نفس بیفزاید
هوش مصنوعی: حالت آن گروه به یادشان میآید و ترسشان هر لحظه بیشتر میشود.
گر رسدشان ز حق هزار عطانشوند ایمن از کمین قضا
هوش مصنوعی: اگر هزار نعمت از طرف حق به آنها برسد، باز هم از تلههای تقدیر و سرنوشت در امان نخواهند بود.
قوت و زور زارشان دارددر عبادت بکارشان دارد
هوش مصنوعی: قدرت و نیروی ضعیفان در عبادتشان به کار میآید.
در تنعم کنند مسکینیگاه شادی و عیش غمگینی
هوش مصنوعی: گاهی در زندگی خوشبختی و شادی با قناعت و سادگی همراه است، اما در عوض، ممکن است شادکامی با اندوه و غم هم همراه باشد.
زان چنان چشم زخم روز و شبانترس ترسان بوند ناله کنان
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه بد و حسادتهای روز و شب، از ترس و اضطراب دائم در حال ناله و شکایت هستند.
هله ای زاهدان شب بیدارهله ای عالمان خوشرفتار
هوش مصنوعی: ای زاهدان شبزندهدار، و ای عالمان نیکو کردار، بشنوید! شما که در شبها بیدارید و در رفتار خود نیکو هستید، توجه کنید به پیامی که در این دعوت وجود دارد.
هله ای رهروان ز پیر و فتیهله ای صادقان بیهمتا
هوش مصنوعی: ای پیشروان، توجه کنید به سخنان پیران و جوانان. ای انسانهای راستین و بینظیر، به خود بیندیشید.
هله ای بندگان آن حضرتهله ای طالبان آن دولت
هوش مصنوعی: ای بندگان آن بزرگوار، بیایید و شادمانه به سوی آن نعمت و فضیلت بینظیر بشتابید.
هله آنها که از جهان رستیداز چنین دام بیامان جستید
هوش مصنوعی: بیایید به کسانی که از این دنیای فانی رهایی یافتهاند و از این دام سخت و بیپایان آزاد شدهاند، توجه کنیم.
هله آنها که پاکبازانیدهر یکی در شکار بازانید
هوش مصنوعی: بیایید به آنهایی توجه کنیم که اهل فداکاری و پاکدامنی هستند، هر کدام از آنها در پی شکار شایستگیها و خوبیها هستند.
هله آنها که فارغ از خلقیدشده قانع به کهنهی دلقید
هوش مصنوعی: بیدار شوید ای کسانی که از مردم بینیازید و به آنچه دارید راضیاید، حتی اگر چیزی که دارید قدیمی و کهنه باشد.
هله آنها که بیخورش سیریددر چنین بیشه هر یکی شیرید
هوش مصنوعی: بیایید کسانی را که بدون خوراک در این جنگل سرگردان هستند، بشناسیم؛ هر یک از آنها به دنبال چیزی میروند.
هله آنها که بر شما آتشهمچو گل شد لطیف و تازه و خوش
هوش مصنوعی: به تماشا بنشینید، کسانی که بر شما آتش عشق شعلهور شده است، مانند گلی لطیف و تازه و خوشبو میدرخشند.
هله آنها که بر شما طوفانگشت چون جسر تا روید بر آن
هوش مصنوعی: ای کسانی که بر شما طوفانی به پا شده است، مانند پلی بکشید تا به آن عبور کنید و بر آن بروید.
هله آنها که بر هوا رفتیدسبک ار چه به تن قوی زفتید
هوش مصنوعی: آه! کسانی که به خیال و خواب خود رفتید، هرچند که بدن شما قوی و نیرومند است.
ترس ترسان روید این ره راتا ببینید روی آن شه را
هوش مصنوعی: این راهی که در پیش داریم، پر از ترس و نگرانی است، اما اگر از آن عبور کنیم، میتوانیم چهرهی آن پادشاه را ببینیم.
دشمن جانتان چو شیطان استنبود ایمن آنکه انسان است
هوش مصنوعی: دشمن جان شما مانند شیطان است، هیچکس از خطر آن ایمن نیست، حتی اگر انسان باشد.
دشمن خرد نیست زو ترسیدمکر او را ز رهروان پرسید
هوش مصنوعی: دشمنی که عقل ندارد از او نمیترسید، فریب او را از رهروان جویا شد.
صدهزاران هزار چون ما راقصد کرد از برای یغما را
هوش مصنوعی: وقتی که عدهای بسیاری به قصد دزدی به ما حمله کردند، ما در برابر آنها ایستادگی کردیم.
همچو آدم که اصل و بابا بودجد هر مؤمنی و ترسا بود
هوش مصنوعی: همانطور که آدم، بنیانگذار و پدر هر آدم مؤمنی و غیرمؤمنی بود.
انبیا و اولیا ز پشت ویاندگرچه از مصر و از عراق و ریاند
هوش مصنوعی: پیامبران و دوستان خدا از نسل او هستند، هرچند که از سرزمینهای مختلفی مانند مصر، عراق و ری آمدهاند.
مقتدا و خلیفهی یزدانهر فرشتهاش سجود کرده ز جان
هوش مصنوعی: رهبر و جانشین خداوند، هر فرشتهای برای او از دل و جان احترام میگذارد و به او سجده میکند.
با چنین آدم علیم صفیبا چنین پیشوا و یار وفی
هوش مصنوعی: با این دانشمند بزرگ و با این پیشوای وفادار، چه کسانی در کنار ما هستند.
مکرها کرد و عاقبت او راکرد بیرون ز جنة المأوی
هوش مصنوعی: با تدبیر و فریبکاریهایش، در نهایت او را از بهشت و مکان آرامش خود بیرون کرد.
از کمین نقل نقل کرد از عهدگندمی را نمود بیش از شهد
هوش مصنوعی: نقل از کمین بیرون آمد و از زمان قدیم، گندمی را نشان داد که ارزشش بیشتر از عسل است.
دام ر ا زیر دانه پنهان کردتا ورا صید همچو مرغان کرد
هوش مصنوعی: دام را زیر دانه پنهان کرد تا شکارش کند مانند پرندگان.
با تو مسکین که کم ز عصفوریچه کند فکر کن چه مغروری
هوش مصنوعی: با تو که حتی از یک پرنده هم کمارزشتر است، چگونه ممکن است فکر کند؟ به خودت بیندیش که چه قدر مغرور هستی.
دشمن آدم است بچگانشکو کسی کو نشد پریانش
هوش مصنوعی: بچهها دشمن آدم هستند، آیا کسی را میشناسی که به خیال و رویاهایش دست نیافته باشد؟
باز چون شمس دین بدانست اینکه شدند آن گروه پر از کین
هوش مصنوعی: پس از آنکه شمس دین متوجه شد که آن گروه پر از کینه و دشمنی هستند.
آن محبت برفت از دلشانباز شد دل زبون آن گلشان
هوش مصنوعی: آن عشق و محبت از دلشان رفته و دوباره دلشان به زبان گلشان باز شده است.
عقلشان شد اسیر نفس و هویمؤمنان گشته از هوا ترسا
هوش مصنوعی: عقل آنها به دست نفس و خواستههای غیرخودشان گرفتار شده و مؤمنان از آرزوها و تمایلات دنیوی دور شدهاند.
نفسهای خبیث جوشیدندباز در قلع شاه کوشیدند
هوش مصنوعی: نفسهای بد و شیطانی دوباره فعالیت خود را آغاز کرده و در تلاش هستند تا به زعم خود، بر قدرت شاه فائق آیند.
گفت شه با ولد که دیدی بازچون شدند از شقا همه دمساز
هوش مصنوعی: شاه به فرزندش گفت: آیا دیدی که چطور همه از سختی و درد به یکدیگر نزدیک شدند و همدل شدند؟
که مرا از حضور مولاناکه چو او نیست هادی و دانا
هوش مصنوعی: کسی که مانند مولانا وجود ندارد، در آگاهی و رهبری، مرا به خود دعوت میکند.
فکنندم جدا و دور کنندبعد من جملگان سرور کنند
هوش مصنوعی: مرا از خود دور میکنند و پس از رفتنم، همه شاد و خوشحال خواهند شد.
خواهم این بار آنچنان رفتنکه نداند کسی کجایم من
هوش مصنوعی: میخواهم این بار به گونهای بروم که هیچکس نفهمد من کجایم.
همه گردند در طلب عاجزندهد کس نشان ز من هرگز
هوش مصنوعی: همه به دنبال من هستند، اما هیچکس هرگز نشانی از من نمیدهد.
سالها بگذرد چنین بسیارکس نیابد ز گرد من آثار
هوش مصنوعی: سالها میگذرد و کمتر کسی خواهد توانست نشانهای از من پیدا کند.
چون کشانم دراز گویند اینکه ورا دشمنی بکشت یقین
هوش مصنوعی: وقتی که من را به حالت دراز میکشند، مردم میگویند که دشمنی از او کشته شده است، به یقین.
چند بار این سخن مکرر کردبهر تأکید را مقرر کرد
هوش مصنوعی: او بارها این حرف را تکرار کرد تا بر اهمیت آن تأکید کند.