بخش ۸۴ - در بیان آنکه هر نبی و ولی بر همه معجزات و کرامات قادر بود. اگرچه هر یکی معجزه و کرامتی ظاهر کرد، الا بر تمامت قادر بود. بحسب اقتضای هر دوری چیزی نمود یکی شق قمر کرد و یکی مرده زنده کرد و همچنین الی مالانهایه. چنانکه طبیب هر رنجوری را دوائی دیگر کند لایق رنجش نه از آن است که همان مقدار میداند اما در آن محل آن میباید، نظیر این بسیار است. چون اولیاء و انبیاء علیهم السلام مظهر و آلت حقاند هرچه آلت کند در حقیقت صانع کرده باشد همچنانکه قلم در دست نویسنده مختار نیست اختیار در دست کاتب است پس چون از صورت ایشان معجزهها و کرامتها را حق تعالی مینماید چون توان گفتن که حق بر بعضی قادر نیست این سخن و این اندیشه فی الحقیقه کفر باشد.
هوش مصنوعی: این متن دربارهٔ مقام نبیان و اولیا در نزد خداوند و ویژگیهای معجزات آنهاست. نویسنده به این نکته اشاره میکند که هر نبی و ولی با قدرت و کرامت خاصی از جانب حق تعالٰی آمده و معجزاتشان متفاوت است، اما همه آنها از یک منبع الهی نشأت میگیرند.
معجزات نبیان، همچون زنده کردن مردگان یا ایجاد آب از سنگ، نشانهٔ قدرت خداوند است و هر کدام متناسب با نیاز و شرایط زمانه و قوم خود انجام شدهاند. همچنین اشاره میشود که این اولیا و نبیان مظهر قدرت و علم الهیاند و نه خود قدرتی از خود دارند.
نویسنده به تشبیههایی مثل آب که از دریا میآید یا باد که درختان را حرکت میدهد، برای نشان دادن قدرت الهی استفاده میکند. در نهایت، او به وحدت الهی اشاره میکند و میگوید علم و نقشهای نبیان و اولیا از حق است واز خود آنها نیست.
هر ولی جملۀ کرامت داشتگرچه هر یک یکی دوزان افراشت
هوش مصنوعی: هر ولی (ولی یا پیشوای معنوی) دارای ویژگیهای خاص و کریمتی است، هرچند که هر یک از آنها در عین حال یک ویژگی مشترک دارند که آن را به نمایش میگذارند.
آن یکی از ضمیر خلقان گفتآن یک از روشنی هر جان گفت
هوش مصنوعی: یکی از روحها به دیگری گفت که هر انسانی از نوری درون خود سخن میگوید.
آن یکی نور داد ایمان راآن یکی شرح کرد جانان را
هوش مصنوعی: یکی به ایمان روشنی بخشید و دیگری جانان را به خوبی توضیح داد.
آن یکی از کلام مستی دادآن یکی کم زنی و پستی داد
هوش مصنوعی: یکی از آنها سخنی با شور و حال گفت و دیگری به او کم توجهی و بیاحساسی نشان داد.
آن یکی بر هوا نهاد قدمآن یکی زد بر آب نقش و رقم
هوش مصنوعی: یکی بر زمین قدم گذاشت و دیگری بر آب آثار و نشانههایی ایجاد کرد.
آن یک از سنگ چشمه کرد روانآن یک از نار گلشن و ریحان
هوش مصنوعی: یک نفر از سنگ، آبی زلال و زنده به جریان درآورد، و نفر دیگر با عطر گلها و گیاهان خوشبو، فضایی دلپذیر و سرشار از زندگی ایجاد کرد.
هر یکی را هزار چندان بوداندکی بهر خلق گرچه نمود
هوش مصنوعی: هر فردی به اندازهای که برای خودش سود و منفعت دارد، برای دیگران نیز خیر و خوبی دارد، هرچند که این خیر ممکن است کم باشد.
وانبیای گزیده تا آدممثل موسی و عیسی مریم
هوش مصنوعی: پیامبران برگزیدهای مانند موسی و عیسی مریم در نسل آدم وجود دارند.
معجز هر یکی دگرگون بودهر یکی سوی حق رهی بنمود
هوش مصنوعی: هر معجزهای که یک نفر دارد، متفاوت از دیگری است و هر یک از آنها راهی به سوی حقیقت را نشان میدهد.
آن یکی مرده زنده کرد بدموان یک از چوب اژدهای دژم
هوش مصنوعی: یکی به وسیله جادو یا قدرت خاصی، مردهای را زنده کرد و دیگری با استفاده از چوبی، اژدهایی را که بسیار ترسناک و غمگین بود، به حرکت درآورد.
زان یکی نار تیز شد گل ترزان یکی شد دو نیمه قرص قمر
هوش مصنوعی: از یک سو، گلِ تر به شعلههای تند آتش تبدیل شد و از سوی دیگر، ماه کامل به دو نیم تقسیم گردید.
از یکی کوه ناقه ای زائیدمدتی پیش منکران پائید
هوش مصنوعی: مدتی پیش، از کوهی شتر مادهای متولد شد که این تولد کسی را به انکار کشاند.
آن یکی آب از زمین جوشیدوز یکی کوه و دشت بخروشید
هوش مصنوعی: آبی از دل زمین بیرون آمد و دیگری از کوه و دشت به خروش درآمد.
از یکی شد چو موم آهن سختوز یکی شد هزار بخت چو تخت
هوش مصنوعی: وقتی دو چیز با هم یکی شوند، مانند آهن که نرم میشود و به راحتی شکل میگیرد. همچنین، وقتی چیزی به یکدیگر پیوسته میشود، مثل تختی که هزاران نعمت و شانس را همراه دارد.
هر یکی بود بر همه قادرگرچه جمله ز یک نشد ظاهر
هوش مصنوعی: هر فردی میتواند در همهجا توانا باشد، اگرچه همه آنها از یک منبع مشابه و واحد نشأت گرفتهاند.
همچو نقاش چست پر هنریکو کند شکل مرغ یا شجری
هوش مصنوعی: شخصی مثل یک نقاش ماهر و چابک است که قادر است به زیبایی تصویر یک پرنده یا درخت را بکشد.
نیست کو غیر آن نمیداندجملۀ نقش را همیداند
هوش مصنوعی: هیچکس جز او، بهخوبی نمیداند که تمام اجزای زندگی و هر نقش و نقشی در آن چگونه است.
یا که خیاط یک قبائی دوختنتوان گف کو جز آن ناموخت
هوش مصنوعی: یا اینکه خیاط لباس معینی را دوخته است، نمیتواند بگوید که این هنر را از جای دیگری فرا گرفته است.
یا که عالم ز دانش و تقویچون دهد بهر سائلی فتوی
هوش مصنوعی: آیا عالم به دانش و تقوی میتواند به سؤالات افرادی که نیاز به راهنمایی دارند، پاسخ دهد؟
هیچ گویند کو همان داندیا از این بیش گفت نتواند
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند چیزی بیشتر از آنچه را که میداند بگوید یا اظهار نظر کند.
یا طبیبی دهد یکی داروا رود خلط و صاف گردد رو
هوش مصنوعی: اگر پزشک دارویی بدهد، آن وقت مواد اضافی و ناخالصیها از بدن خارج شده و وضعیت بهبود مییابد.
کس نگوید که علمش آن قدر استوز بجز آن علاج بیخبر است
هوش مصنوعی: هیچکس نمیگوید که دانشش به اندازهای است و از این که راه دیگری برای درمان وجود ندارد، بیخبر است.
نی که یک آب میکند صد کاردر بساتین و روضه و گلزار
هوش مصنوعی: نی، با صدای خود هزاران کار انجام میدهد و زندگی را در باغها و گلزارها دگرگون میسازد.
گاه از او آسیاب در کار استگاه از او باغ و کشت پربار است
هوش مصنوعی: گاهی او به ما اجازه میدهد که در مسیر سختی و تلاش قرار بگیریم، و گاهی هم برکت و رونق میآورَد که نتیجهاش خوشبختی و بهرهوری است.
بمحلی رسد کند کاریلایق آن محل دهد باری
هوش مصنوعی: در جایی که شایسته و مناسب است، کارهای متناسب و ارزشمندی انجام میشود و برآورده میشود.
هست این را مثال بی عدو حددر گذر زین عدد گرو باحد
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که وجود عدو یا دشمن، مرز و حدودی را مشخص میکند و در عبور از این مرز، به یک عدد خاص میرسیم که به نوعی نمایانگر حد و مرز ما در مواجهه با چالشهاست. به عبارت دیگر، وجود موانع و دشمنان میتواند ما را به سمت تعیین دقیقتر هویت و مرزهایمان سوق دهد.
قدرت از حق بود نه از اجسامزانکه معنی حق است و باقی نام
هوش مصنوعی: قدرت از ذات حق به وجود میآید و نه از اشیای مادی. چرا که حقیقت و معنا در وجود حق نهفته است و اوست که ازلی و باقی است.
انبیا آلت اند و حق بر کارهمه بی اختیار و او مختار
هوش مصنوعی: پیامبران وسیلهای هستند و خداوند بر همه امور تسلط دارد، در حالی که آنها و دیگران هیچ اختیاری ندارند و فقط اوست که اختیار تام دارد.
آب اگرچه شود زلوله رواننبود اصل آب لوله بدان
هوش مصنوعی: هر چند که آب از لوله به حرکت درآید، اما اصل و منشأ آب همچنان در لوله باقی میماند.
اصل آن آب باشد از دریاگرچه از لوله ها شود پیدا
هوش مصنوعی: آب اصلی از دریا سرچشمه میگیرد، هرچند که از لولهها به شکل دیگری ظاهر شود.
تن چو لوله است و قدرت حق آبدر مسبب نگر گذر ز اسباب
هوش مصنوعی: تن مثل لولهای است و قدرت الهی مانند آبی است که در آن جریان دارد. به تاثیرات و علل دقت کن و به واسطهها توجه کن.
اولیا مظهر حق اند نه حقحق از ایشان دهد بخلق سبق
هوش مصنوعی: اولیای الهی نمونه و تجلیات حق هستند و نه اینکه خود حق باشند، بلکه حق از طریق آنها به مردم شناخت و هدایت میدهد.
مظهر باد برگ و شاخ تراستکس نگوید که باد در شجر است
هوش مصنوعی: عوامل طبیعت و عناصر زندگی را نمیتوان جدا از هم دید. مثلاً، نمیتوان فقط به باد اشاره کرد و آن را از درخت و برگها جدا کرد، زیرا وجود این عناصر به یکدیگر وابسته است. در واقع، درخت و برگها نشانهای از وجود باد هستند و برعکس، باد نیز تأثیری مستقیم بر شکل و حالت درختان دارد.
کرۀ باد از نظر دور استاصل و فرع وی از شجر دور است
هوش مصنوعی: باد به دوردستها میوزد و از نظر ما پنهان است، ریشه و شاخههایش از درختی که در پیش چشم ماست دور هستند.
چون رسد باد گردد او آلتهمچو صوفی کند بسر حالت
هوش مصنوعی: وقتی باد میوزد، او تبدیل به ابزاری میشود، مانند صوفی که به حالت خاصی در میآید.
همه بینند در سرش آن بادهمه دانند کز درخت نزاد
هوش مصنوعی: همه میدانند که در سر او چه میگذرد و همه میفهمند که او از کجا به دنیا آمده است.
لیک اگر شاخ تر نجنبیدیباد را چشم کس کجا دیدی
هوش مصنوعی: اما اگر شاخ تازهای تکان نخورد، هیچکس دیده است که باد کجا میوزد.
روی را گر کنی بهر طرفیزیر و بالا و سوی هر غرفی
هوش مصنوعی: اگر روی را به هر سمتی بگردانی، چه بالا و چه پایین، یا به سمت هر اتاقی، به هر حال تغییر نمیکند.
نقش خود را عیان کجا بینیاز جمالت نشان کجا بینی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی از زیباییهای خود، نشانهای را آشکار ببینی یا اثری از آن در خود احساس کنی؟
مگر آئینه ای بدست آیدتا در آن نقش روت بنماید
هوش مصنوعی: آیا هیچ چیزی پیدا میشود که بتواند تصویر چهرهات را به تو نشان دهد؟
همچنان روی باداز که ودشتننماید مگر ز شاخ و ز کشت
هوش مصنوعی: همچنان در حال پروازیم، مانند باد که در دشت نمیتوان دید، مگر به خاطر درختان و زمینهای کشت شده.
زانکه جنبان شوند چون آیدهمه بیجان شوند چون آید
هوش مصنوعی: چون چیزی رخ میدهد، همه بیحال و بیتحرک میشوند.
آینۀ باد شاخ تر باشدلیک شاخی که بر شجر باشد
هوش مصنوعی: آیینهای که به خاطر باد حرکت میکند، از شاخ درختی که به زمین چسبیده، ناپایدارتر و غیرقابلاعتمادتر است. این نشان میدهد که چیزهای ظاهری و ناپایدار مانند یک آیینه در واکنش به تغییرات محیط، نمیتوانند به اندازه شاخ درخت که ثابت و پایدار است، قابل اعتماد باشند.
قدرت و معجزات از حق خاستکه بود عجز آن طرف که خداست
هوش مصنوعی: قدرت و شگفتیها از خداوند سرچشمه میگیرد و طرفی که در مقابل او قرار دارد، عاجز و ناتوان است.
پس بود جمله معجز از یک ذاتذات را گیر و در گذر ز صفات
هوش مصنوعی: همه معجزات از یک حقیقت سرچشمه میگیرند، بنابراین به عمق آن حقیقت توجه کن و از ویژگیها و صفات آن بگذر.
میتوان گفتش این بدان تقدیرکه کنی فهم از من این تقریر
هوش مصنوعی: میتوان گفت که میخواهی از من به گونهای خاص بفهمی و درک کنی که موضوع به همین شکل تفسیر شده است.
هر نبی معجزات آن همه داشتگرچه هر یک دو سه از آن افراشت
هوش مصنوعی: هر پیامبر معجزات بسیاری داشت، هرچند که هر یک تنها یکی دو تا از آنها را به نمایش گذاشت.
هر یکی آن قدر نبد که نمودهر یکی صد هزار چندان بود
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهای که ارزش داشت، خود را نشان میداد و هر یک از آنها به اندازهای نمایان میشد که بسیار بیشتر از آنچه که به نظر میرسید، ارزش داشتند.
بهر امت رسید معجزه ایبرد از هر نبی امم مزه ای
هوش مصنوعی: برای مردم معجزهای آورد که از هر پیامبری خاصیت و طعم ویژهای داشت.
هر نبی وفق حال امت خودکرد انعامها ز نعمت خود
هوش مصنوعی: هر پیامبری به نسبت وضعیت و نیازهای مردم خود، از نعمتها و برکات الهی برای آنها بهرهمند میشده است.
اولیا را همه چنین میدانهمه هستند از خدا گویان
هوش مصنوعی: همه اولیا و بزرگواران را به یک شکل میشناسند و همگی به زبان خداوند آشنا هستند.
همه از خود تهی و از حق پ ردر صدف گشته قطره هاشان در
هوش مصنوعی: همه از خود خالی شدهاند و پر از حقیقت، مانند قطرههایی که در صدف قرار گرفتهاند.
همه را آن کرامت و داد استهمه را آن علوم و ارشاد است
هوش مصنوعی: همه مردم از لطف و بخشش برخوردارند و همگی به دانش و راهنمایی نیاز دارند.
گذر از نام و جمله را یک بینچون بحق قایم اند جمله یقین
هوش مصنوعی: برای درک حقیقت، باید از نامها و ظواهر عبور کرد، چون در نهایت همه چیز به یک حقیقت واحد و مسلم بازمیگردد.
نطقشان از خدا بود نه ز خودشده فارغ همه ز نیک و ز بد
هوش مصنوعی: کلام آنها از خداوند بود و نه از خودشان. آنها از همه چیز، چه خوب و چه بد، بینیاز شده بودند.
این بدو نیک ضد همدگرندکی در اضداد اهل دل نگرند
هوش مصنوعی: این دو چیز هر کدام خاصیتهای متضادی دارند و کسانی که اهل دل و بینش هستند میتوانند این تضادها را درک کنند.
ضد و ندرا نباشد آنجا جاهست دل از ورای خوف و رجا
هوش مصنوعی: در آنجا جایی برای تضاد و تناقض وجود ندارد، دل از ترس و امید فراتر میرود.
آن طرف وحدت است بی اعدادره ندارد در آن سرا اضداد
هوش مصنوعی: در آن سوی وحدت، دیگر عددی وجود ندارد و در آنجا هیچ تناقضی نمیتوان یافت.
فعل و قول همه بود از حقدمبدمشان دهد خدای سبق
هوش مصنوعی: تمام اعمال و گفتارشان از سوی حق است و خداوند همیشه بر این کارها نظارت دارد و به آنها توفیق میدهد.
غیر ایشان سخن ز خود گویندگرچه از علم و از خرد گویند
هوش مصنوعی: تنها کسانی که غیر از ایشان صحبت میکنند، اگرچه در مورد علم و دانایی سخن میگویند، در واقع از خودشان حرف میزنند.
علم بر جانشان شده است روانحظ ندارند هیچ از آن ایشان
هوش مصنوعی: دانش در وجود آنها بهطور عمیق نفوذ کرده است، اما از آن هیچ بهره و لذتی نمیبرند.
بر همه آن علوم عاریه استهمچو در چوب کاب جاریه است
هوش مصنوعی: تمام آن علمهایی که به طور موقتی از دیگران گرفته شدهاند، مانند آبی است که در درخت چوبی جاری است.
عاقبت علمها باصل روندصاف چون رفت درد محض شوند
هوش مصنوعی: در نهایت، دانشها به روش صحیح و روشن پیش میروند؛ همانطور که وقتی درد خالص از وجود رخت ببندد، آرامش و clarity حاصل میشود.
چون نگشتی تو عین علم اکنونکی شوی واقف از علوم درون
هوش مصنوعی: وقتی که تو حقیقت علم را درک نکردی، چطور میتوانی از مسائل عمیق و درون علوم آگاهی پیدا کنی؟
بیخبر چون جماد مانی توگر سوی بیسوئی نرانی تو
هوش مصنوعی: اگر مانند یک جسم بیروح و بیخبر بمانی، تو را به سمت عدم و بیطرفی میکشانند.
آن جهان از تو چون نهان باشدعلم تو بهر این جهان باشد
هوش مصنوعی: اگر آن دنیا از تو پنهان باشد، دانش تو فقط به همین جهان تعلق دارد.
گوش و هوشت بود سوی دنیابیخبر باشی از سر عقبی
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که به دنیا و مسائلش توجه کنی، نباید فراموش کنی که باید از عواقب کارها و آیندهات باخبر باشی و نباید غافل باشی.
آن فواید بتن رسد نه بجانباشد آن علم بهر این ابدان
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که اگر دانشی برای بهبود زندگی و سلامت جسمی انسانها مفید نباشد، ارزش چندانی ندارد. به عبارت دیگر، دانش باید به نفع و رفاه بشر باشد تا واقعاً اهمیت پیدا کند.