بخش ۱۰۳ - در بیان آنکه در مخلوقات و مصنوعات آدمی است که مختار است و باقی مجبوراند اختیاری ندارند. چنانکه آتش قادر نیست که گرمی نکند و آب نتواند که تری نکند و آفتاب نتواند که روشنی ندهد. پس آدمی در محل حساب از آن است که مختار است و بربد و نیک قادر است. و اگر گوید مجبور و قادر نیستم خلاف میگوید زیرا پشیمانی او بر کار کرده مکذب دعوی اوست
هوش مصنوعی: این متن درباره قدرت انسان و سرنوشت او در جهان است. شاعر میگوید که انسان مختار است و میتواند در مسیر درست یا نادرست حرکت کند. او به قدرت و اختیار انسان نسبت به سایر موجودات (مانند جانداران و نباتات) اشاره میکند که مجبور به پیروی از قوانین طبیعی هستند. همچنین تأکید میکند که هر عملی که انسان انجام میدهد، پیامدی دارد و انسان مسئول اعمال خود است.
شاعر به انسان توصیه میکند که به جای گناهکاری، به سوی نیکی و تقوا حرکت کند و از خداوند طلب بخشش کند. همچنین به این نکته اشاره میشود که رنج و مشکلات دنیا میتوانند به انسان در رسیدن به رشد روحی و معنوی کمک کنند، و ترک دنیای مادی میتواند انسان را به سوی حقیقت و بهشت رهنمون کند.
در نهایت، شاعر با تأکید بر اهمیت عمل نیک و دوری از گناه، انسان را به تفکر و توبه دعوت میکند تا از عذابها و گناهان رهایی یابد و به حقیقت نائل شود.
زان سبب آفریدت او مختارکه تو باشی زرای خود برکار
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو اختیار و انتخاب داری، او تو را آفریده است، تا خودت بر کارهایت تسلط داشته باشی.
قدرتت داد بر همه اشیاجبر بگذار و شو مطیع او را
هوش مصنوعی: قدرتت به تو اجازه میدهد که بر تمام مخلوقات تسلط داشته باشی، بنابراین تسلیم او شو و از او پیروی کن.
غیر انسان ز دیو و از پریاناز جماد و نبات و از حیوان
هوش مصنوعی: غیر از انسان، همه موجودات شامل دیوان، پریها، اجسام بیجان، گیاهان و حیوانات هستند.
هم زخ اک و ز باد و آب و زناراز بد و نیک و از گل و از خار
هوش مصنوعی: این جمله به ترکیب و تأثیرات مختلف عناصر زندگی اشاره دارد. در آن، زندگی به عنوان ترکیبی از جنبههای مثبت و منفی، خوبی و بدی، زیبایی و زشتی توصیف میشود. میتوان گفت که در زندگی، هر چیز خوب یا بد، زیبایی و نازیبایی در کنار هم وجود دارند و همه اینها جزء اصلی تجربه انسانی هستند.
نیستشان اختیار و مجبوراندهمه مشغول آنچه مأموراند
هوش مصنوعی: آنها هیچ اختیاری ندارند و همهٔ آنها ناچارند به انجام کارهایی که به آنها محول شده است.
نار سوزاند و کند گرمیزاب آید تری و هم نرمی
هوش مصنوعی: آتش میسوزاند و گرما را ایجاد میکند، اما اگر زاب بیاید، رطوبت و نرمی هم به وجود میآورد.
آید از هر یکی دگر کاریبرگ گل کی خلید چون خاری
هوش مصنوعی: از هر کسی، یک کار متفاوت انجام میشود، اما همچنان گل در بین خاروخسها میروید.
بهر آنشان که ساخت الرحمنکار دیگر نیاید از ایشان
هوش مصنوعی: برای آنها که خداوند کارهایشان را به دست خود ساخته است، دیگر چیزی از آنها ساخته نخواهد شد.
لیک تو که زنسل انسانیهرچه خواهی کنی و بتوانی
هوش مصنوعی: اما تو که از نسل انسان هستی، هرکاری که بخواهی میتوانی انجام دهید.
پای از آن داده تا براه رویسوی طاعات و بر روانه شوی
هوش مصنوعی: پایت را گذاشتهای تا به سوی کارهای نیک و عبادت حرکت کنی و در این راه پیش بروی.
هست در حکم تو دو دست و دو پاراست نه دست و پای را برجا
هوش مصنوعی: در وجود تو، دو دست و دو پا به درستی وجود دارد، نه اینکه فقط دست و پاها باشند و باقیماندهای نداشته باشی.
تو بیاراه کژ مرو که بداستبجز از راستی مگیر بدست
هوش مصنوعی: به راه کج مرو و مسیر نادرست را دنبال نکن، زیرا هیچ چیزی جز راستی و حقیقت به دست نخواهی آورد.
دادت آلت که کار خیر کنیسوی راه صواب سیر کنی
هوش مصنوعی: به تو قدرتی داده شده تا کارهای نیک انجام دهی و در مسیر درست حرکت کنی.
تو بعکس از چنین نکو آلتگردن خود زنی بهر حالت
هوش مصنوعی: تو برخلاف چیزهای زیبا و خوب، به خودت آسیب میزنی و خودت را ناراحت میکنی.
آلتت داد بهر معماریتو خرابی کنی و بدکاری
هوش مصنوعی: ابزار و وسایلت را به من دادهای تا برای تو ویرانی و بدیها را بسازم.
نیکوئی کن بآلت ار مردیگرم رو باش و بگذر از سردی
هوش مصنوعی: اگر مردی نیکو رفتار کن، با دیگران گرم و دوستانه برخورد کن و از یخ و سردی دوری کن.
جرم خود را مگو که از قدر استاینچنین اعتقاد چون ق ذراست
هوش مصنوعی: جرم و خطای خود را بیان نکن، زیرا ارزش و مقام انسان بالاتر از این حرفهاست. اعتقاد به این نکته مانند این است که در نظر بگیریم انسان به اندازهای کوچک و بیارزش است.
رو مکن بر قضا حوالۀ آنکز تو می آید آن خط ا و زیان
هوش مصنوعی: به تقدیر و سرنوشت خود تکیه نکن، چرا که آنچه از تو ناشی میشود، ممکن است به خوبی یا بدی باشد.
جرم خود بر خدا منه دیگرگوش خود را مکن بقاصد کر
هوش مصنوعی: دیگر بهانهجویی نکن و جرم خود را به گردن خدا نینداز. گوشهایت را نیز به چیزی نده که کر باشد و نشنود.
بر خدا این گمان بد است عظیمکه کند بیگناه را بجحیم
هوش مصنوعی: این تصور نادرست و بسیار زشت است که خداوند بیسبب و بدون دلیل، فردی بیگناه را به عذاب بکشاند.
هیچ دونی روا ندارد اینکه کشد بیگناه از کس کین
هوش مصنوعی: هیچ کس حق ندارد که به کسی بیدلیل و به ناحق آسیب برساند، حتی اگر آن شخص گناهکار باشد.
گر زند بیگناه کس کس راهمه لعنت کنند آن خس را
هوش مصنوعی: اگر شخصی بیگناهی را به زندان بیندازند، همه به او بد و بیرحمی نشان میدهند و او را لعنت میکنند.
پس تو این خلق چون روا داریبر خدائی کزو رسد یاری
هوش مصنوعی: بنابراین، تو چگونه میتوانی بر این مخلوقات، که به او تعلق دارند، برتری جویی در حالی که کمک و حمایت به او میرسد؟
اعتقاد بدت چو این باشدخور دین بر تو نور کی پاشد
هوش مصنوعی: اگر اعتقاد تو به این شکل باشد، نور دین بر تو نخواهد تابید.
گر ترا درد و رنج پیش آیدوز پی ذوق نوش نیش آید
هوش مصنوعی: اگر برایت درد و رنجی پیش بیاید، از روی لذت ممکن است زهر هم بچشی.
تو یقین دان که کرده ای کاریزان سبب میکشی چنین باری
هوش مصنوعی: بدان که تو به خاطر کارهایی که انجام دادهای، حالا بار سنگینی را به دوش میکشی.
لیک آن جرم را نمیدانیتا از آن آیدت پشیمانی
هوش مصنوعی: اما تو نمیدانی که این عمل چقدر نادرست است و وقتی متوجه شوی، حسرت آن را میخوری.
توبه کن زود و ناله کن بخداگو که دانم یقین که هیچ جز
هوش مصنوعی: فورا توبه کن و از دل از خدا طلب بخشش کن، زیرا میدانم که هیچ چیز جز او نمیتواند به دردهایمان رسیدگی کند.
نرسد بیگناه بر سر کستوبه کردم توئی پناهم و بس
هوش مصنوعی: من از اشتباهی که ممکن است در حق دیگران کنم دوری میکنم و تنها به تو پناه میبرم.
تا نیاید زمن چنان جرمیکی رسد در پیش چنان غرمی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از من خطایی سر نزند، چگونه میتوانم در مقابل آن هیاهو و غوغا قرار بگیرم؟
زان گناه ارچه من نمیدانمتوبه کردم ببخش بر جانم
هوش مصنوعی: هرچند من از گناهی که مرتکب شدهام آگاهی ندارم، ولی با دل و جانم توبه کردهام. خواهش میکنم مرا ببخش.
چون جزا با گنه نمیماندبخشد آنکس که جمله میداند
هوش مصنوعی: کسی که همه چیز را میداند، به گناه جزا نخواهد داد و بخشش او باقی میماند.
جرم تخم است هر که آنرا کاشتحق از آن طرفه صورتی بنگاشت
هوش مصنوعی: هر کسی که تخم و بذر بدی را بکاری، باید بداند که عواقب آن را در آینده میبیند؛ زیرا هر عمل ناپسند، نتیجهاش در زندگیاش نمایان خواهد شد.
دانۀ جرم را بپوشانیدکرد آنرا نهال و رویانید
هوش مصنوعی: دانهای از جرم را درون خاک پنهان کردند و از آن نهالی رویید.
هر یکی دانه است شکل دگرهمچو ریحان و همچو نیلوفر
هوش مصنوعی: هر یک از موجودات شکل و ظاهری متفاوت دارند، درست مانند گیاهان ریحان و نیلوفر که هر کدام زیبایی خاص خود را دارند.
شد ز هر تخم صورتی پیداکه نماند بتخم ای جویا
هوش مصنوعی: از هر دانه، صورتی زیبا ظاهر شد که هیچ کدام به دانه بازنگشتند، ای جوینده.
همچنین جرمها و طاعت هاجمله بخشند در زمین خدا
هوش مصنوعی: تمام کارهای خوب و بد انسانها در زمین خدا وجود دارد و همهها سهمی در این سرزمین دارند.
می نماند جزا بنقش گناهاینچنین کرده است حکم آله
هوش مصنوعی: هیچ پاداشی باقی نمیماند جز به خاطر گناه؛ زیرا اینگونه سرنوشت و قضاوت خداوند است.
عدل هر جرم را جزائی دادصورتش بر خلاف جرم نهاد
هوش مصنوعی: هر عملی که مرتکب میشوی، مجازاتی در انتظار توست که با آن عمل تناسب دارد و در واقع، نتیجهاش به گونهای دیگر بر تو تأثیر میگذارد.
نی ز دانه شجر همیزایدنی ز نقطه بشر همیزاید
هوش مصنوعی: نه درخت از دانهاش میروید و رشد میکند، نه انسان از نقطهای که در آن قرار دارد، به تنهایی به کمال میرسد.
هیچ ماند بدانۀ شجریهیچ ماند بنطفۀ بشری
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بدون داشتن ریشه و اصل خود زندگی کند؛ همانطور که دانهی درخت به ریشهاش وابسته است، انسان نیز به نطفه و نسلش وابسته است.
هیچ دزدی بدار میماندهیچ گلشن بخار میماند
هوش مصنوعی: هیچ دزدی نمیتواند بر دار بماند و هیچ گلشن نیز نمیتواند برای همیشه با شکوه باقی بماند.
همچنین دان که شرو خیر ترابیعدد صورت است در بیجا
هوش مصنوعی: بدان که خوب و بد تو در حقیقت بیشمار است و در مکانهای نامناسب خود را نشان میدهد.
صورت شر و شور گشت جحیمصورت برو خیر خلد نعیم
هوش مصنوعی: چهره جهنم پر از آتش و هیاهو است، در حالی که چهره بهشت پر از آرامش و خوشی میباشد.
گرچه در خیر رنج تن باشدحق بر آن رنج گنجها پاشد
هوش مصنوعی: هرچند که در زحمت و سختی بدن ممکن است خیر و نفعی وجود داشته باشد، اما حق بر آن زحمت، پاداشها و نعمتهای فراوانی خواهد بخشید.
رنج تن صحت دل و جان استاینچنین درد عین درمان است
هوش مصنوعی: رنج و درد جسمی در واقع میتواند به بهبودی روح و روان کمک کند، به طوری که این درد خود یک نوع درمان محسوب میشود.
رورکی چند رنج را بگزینترک دنیا کن و بخور غم دین
هوش مصنوعی: چند رنج و سختی را تحمل کن، دنیا را رها کن و به اندیشه مسائل دینی بپرداز.
تا رهی عاقبت ز حبس عمیاز خودی بگذری رسی بخدا
هوش مصنوعی: وقتی از اسارت نفس و خودخواهی رهایی یافتی، به مقصدی خواهی رسید که به خدا نزدیک میشوی.
خود تو خانه ایست در بستهبر تو آن عاریه است و بربسته
هوش مصنوعی: تو مانند یک خانهای هستی که در آن بسته است و فقط چیزهایی که به عاریه گرفتهای، در آن حضور دارند.
رو بر او دل منه اگر جانیورنه آخر بزیر او مانی
هوش مصنوعی: اگر به او روی نیاوری و دل به او نسپاری، در نهایت این تویی که به زیر آن خواهی ماند.
چونکه خواهد خراب گشت آخراز چه ای روز و شب ورا عامر
هوش مصنوعی: وقتی که سرانجام روز و شب خراب خواهد شد، پس چرا او را به کار واداریم؟
استنش مینهی که تا پایدخود نپاید ولی فرود آید
هوش مصنوعی: اگر دانستههایت را از دست بدهی، ممکن است نتوانی به راحتی به اوج خود برگردی، اما در عوض میتوانی به تدریج پایین بیایی و مسیر تازهای را آغاز کنی.
بکباب و شراب آبادانمیکنی تا نگردد او ویران
هوش مصنوعی: با برگزاری جشن و مهمانی و خوشگذرانی، میخواهی این مکان را شاداب نگهداری و از ویرانی و تخریب آن جلوگیری کنی.
چون برای فناش ساخت خداکی پذیرد وی از علاج بقا
هوش مصنوعی: خداوند جهان را به گونهای آفریده که موجودات آن سرنوشت زوال و فنا را خواهند داشت، پس چگونه ممکن است کسی به دنبال راهی برای جاودانگی باشد؟
صد هزاران چو تو چنین کردندتن خود را بنازپروردند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد مانند تو، با احترام به خودشان و پرورش دادن وجودشان، این گونه رفتار کردهاند.
چرب و شیرین و نعمت بسیارداده تن را که تا شود پادار
هوش مصنوعی: بدن را با نعمتها و لذتهای زیاد فراهم کردهاند تا همیشه برقرار و پابرجا بماند.
سودشان خود نکرد و کرد زیانخانه شان شد خراب ناگاهان
هوش مصنوعی: سود آنها به خودی خود حاصل نشد و فقط باعث شد که آسیب ببینند، ناگهان خانهشان ویران شد.
همه در زیر خانه پست شدندزانکه از جام جسم مس ت بدند
هوش مصنوعی: همه به خاطر نوشیدن می زندگی و لذتهای دنیوی به زیر خانه و مقام پست رسیدهاند.
بیهده رنج بروی از چه بریترک تن گوی تا بعرش پری
هوش مصنوعی: دلیل زحمت بیهودهای که میکشی چیست؟ بهتر است از تن خود رها شوی و به عرش (سمت خدا) پرواز کنی.
ترک تن هر که کرد زنده بماندبی فرس در جهان جانها راند
هوش مصنوعی: هر کسی که از قید و بندهای جسمی خود رها شود، در این دنیا به صورت بینهایت و خالصی از جان باقی میماند.
ترک او دان که عین یافتن استگمره است آن کسی که بند تن است
هوش مصنوعی: ترک کردن او به معنای حقیقت را یافتن است، و فردی که به جسم و ظاهر خود وابسته است، در واقع گمراه است.
در زمین هر که دانه ای انداختصد عوض یافت چون یکی را باخت
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی تلاشی کند و کاری انجام دهد، در عوض به پاداش و نتیجهای مثبت دست مییابد؛ اما اگر شخصی از تلاش و کار کردن غافل شود، نتایج منفیتری را تجربه خواهد کرد.
دانۀ عمر بهر حق در بازتا که بر تو خدا کند در باز
هوش مصنوعی: عمر شما فرصتی است که باید برای حق استفاده شود، تا زمانی که خداوند درهای رحمت را به روی شما باز کند.
عمر معدود تو شود بیعدعیش محدود بر دهد بیحد
هوش مصنوعی: عمر محدود تو به پایان میرسد، اما لذتهای زندگی بیپایان هستند.
عمر فانی رود شود باقیگرددت در بهشت حق ساقی
هوش مصنوعی: عمر کوتاه انسان میگذرد و اگر از آن به خوبی استفاده کنی، میتوانی به زندگی جاودانه در بهشت خداوند برسیدی و از نعمتهای او بهرهمند شوی.
هر که در ترک برگ خود بیندترک را او بعشق بگزیند
هوش مصنوعی: هر کس که در چهره یا ظاهر خود نقص و عیب ببیند، به عشق و محبت روی میآورد.