بخش ۱۱۶ - در بیان آنکه اجرام موجودات از آسمان و زمین و تمامت نقوش و صور، حجاب و پردهٔ عالم غیب و جهان معنیاند. لیکن این پرده بر بیگانگان است نه اولیاء. همچون جوی نیل که در کام سبطیان آب بود و در دهان قبطیان خون. دست آدمی در حق دوست، نوازش و مرهم است و در حق دشمن گرز و زخم است. اکنون اجزای عالم همه آلت حقاند چنانکه هفت اعضاء آلت روحاند؛ پس با کسانی که حق را خوش است ایشان نیز خوشاند و با کسانی که حق خوش نیست ایشان نیز ناخوشاند.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف رابطه بین خداوند و مخلوقاتش میپردازد. همه موجودات در جهان با توجه به رفتار و نیت خود با خداوند تعامل دارند. کسانی که در تلاش برای جلب رضایت خدا هستند، مورد حمایت و عشق الهی قرار میگیرند و احساس امنیت و آرامش میکنند. در مقابل، کسانی که با خداوند میانهای ندارند، ممکن است دچار خشم و عذاب شوند.
نکتهای که در این شعر به آن اشاره شده، این است که نعمتها و عذابها به تناسب رفتار فرد با خداوند توزیع میشود. همچنین، بیان میشود که هر موجودی در عالم، حتی زمین و آسمان، بندگان خدا هستند و در خدمات الهی هستند. در نهایت، تذکر داده میشود که ترس از خداوند به معنای امنیت و سکونت در رحمت اوست، و کسانی که به خداوند اعتماد دارند، از گزند دیگران در امانند.
همه اجرام کون گشته حجاببر اعادی حق نه بر احباب
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم به عنوان پردهای بر روی حقایق وجود دارند، نه بر روی دوستان و محبوبان الهی.
نقش غیباند این نقوش و صورپیش آن کس که اوست اهل نظر
هوش مصنوعی: این تصاویر و شکلها تنها در چشم کسی که عمیقاً مینگرد، به معنی واقعی و پنهان خود تجربه میشوند.
پیش آنها که رد و کوردلندمانده اندر جهان آب و گلند
هوش مصنوعی: افرادی که نادان و بستهنظر هستند، در زندگی به چیزهای دنیوی و مادی دچار مانع و محدودیت هستند.
غیب را این صور نکرد پدیددیدهشان یک نشان ز غیب ندید
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است با چشم خود نشانهای از عالم غیب را ببیند.
نیل نی آب بود بر سبطی؟خون همیشد ز خشم بر قبطی
هوش مصنوعی: آیا نیل آب بود بر قومی؟ خون بر اثر خشم بر قومی دیگر میریخت.
همچو شخصی که خوش بود با یارترش گردد ز دیدن اغیار
هوش مصنوعی: همانطور که فردی که با دوست خود خوشحال است، به واسطه دیدن دیگران ممکن است ناراحت و عبوس شود.
نی که سرهنگ از بر سلطانچون به کاری رود به نزد کسان
هوش مصنوعی: نی که فرمانده یا سرهنگ نزد سلطان میرود، وقتی به انجام کاری مشغول میشود، به نزد افراد مهم و دیگران میرود.
گر بود شاه ازان کسان خشنوداندر آید به پیششان به سجود
هوش مصنوعی: اگر شاه از بین آن افراد خشنود باشد، به احترام آنها به خاک میافتد.
صد تواضع کند بر ایشاناز سر مهر و لطف چون خویشان
هوش مصنوعی: او با مهربانی و محبت، به احترام و افتادگی با آنها رفتار میکند، مانند اینکه با نزدیکان خود برخورد میکند.
ور بود شاه از آن گُرُه خشمگینشود او نیز پر ز بغض و ز کین
هوش مصنوعی: اگر پادشاه از آن گروه خشمگین شود، او هم پر از کینه و غضب خواهد شد.
تشنۀ خونشان چو گرگ شودپیش ایشان به تیغ و گرز رود
هوش مصنوعی: اگر آنها احساس تشنگی به خون داشته باشند، مانند گرگی خواهند شد که به سویشان میرود و با سلاحی مانند تیغ و گرز به آنها حمله میکند.
همه اجزای آسمان و زمیناز کم و بیش و از عزیز و مهین
هوش مصنوعی: تمام عناصر آسمان و زمین، هم آنهایی که ارزشمند و برترند و هم آنهایی که کمارزشتر هستند، در کنار یکدیگر وجود دارند.
پیش حق اند همچو سرهنگانهمه از جان و دل به حق نگران
هوش مصنوعی: در برابر خداوند، مانند فرماندهان، همگی با جان و دل نگران و پراسترس هستند.
تا بهر کس چگونه است خدابا که دارد جفا و با که وفا !
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خداوند با هر کس به شکلی رفتار میکند؛ برخی را مورد لطف و محبت قرار میدهد و برخی را ممکن است مورد بیمهری و جفا قرار دهد.
همگان همچنان شوند به ویبر یکی نوبهار و بر یک دی
هوش مصنوعی: همه مردم مانند او در یک بهار و در یک روز سرد، یکسان میشوند.
بر یکی زهر و بر یکی پازهربر یکی لطف و بر یکی همه قهر
هوش مصنوعی: برای برخی زهر و برای برخی دیگر پادزهر است؛ برای یک نفر نعمت و برای دیگری خشم و قهر.
بر یکی نار و بر یکی همه نوربر یکی دیو و بر یکی همه حور
هوش مصنوعی: برای برخی، آتش و سختی وجود دارد و برای برخی دیگر، نور و آرامش. برای عدهای دیو و رنج، و برای عدهای دیگر، حور و لذت.
همچو شخصی است گوییا آن حیآفرینش چو سایهاش در پی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسان، مانند موجودی است که همیشه تحت تأثیر و سایه خالق خود قرار دارد. به عبارتی، آفرینش و وجود او ناشی از وجود خالق است و او همیشه در پی آن چیزی است که خالقش برایش طراحی کرده است.
سایه از خود کجا شود جنبان؟جنبش سایه را ز شخص بدان
هوش مصنوعی: سایه بدون وجود شخصی که آن را ایجاد کند، نمیتواند تحرک داشته باشد. حرکت سایه به حرکت آن فرد وابسته است.
با تو بیگانه زان بود عالمکه نیی از خواص چون آدم
هوش مصنوعی: عالم به خاطر نبود تو به گونهای از تو بیگانه است که آدمی بدون ویژگیهای خاصش، از دیگران جداست.
از تو بیگانه گشته است خدازان سبب معرضاند ارض و سما
هوش مصنوعی: خدا از تو دور شده و به همین خاطر، زمین و آسمان در معرض آسیب و چالش قرار گرفتهاند.
از که و دشت و نهر میترسیخائنی زان ز قهر میترسی
هوش مصنوعی: تو از چه چیزی و از کدام مکان و نهر میترسی؟ آیا از کسی میهراسی که به خاطر خیانتش از عذاب و غضب او میترسی؟
نی که در غار مار پیش رسولگشت زائر که تا شود مقبول
هوش مصنوعی: نی که در غار مار به دیدار پیامبر رفت، امیدوار است که مورد قبول واقع شود.
نی سلیمان ز مورچه بشنیدچون به نزدیک لانهشان برسید
هوش مصنوعی: نی سلیمان وقتی به لانهی مورچهها نزدیک شد، صدای آنها را شنید.
که به موران حذر همیفرموداز سم اسب شاه و خیل جنود
هوش مصنوعی: او به مورچهها هشدار میداد که از سم پاهای اسب پادشاه و لشکر او دوری کنند.
بانگ حنانه نیز معروف استکه بنالید از فراق و بخست
هوش مصنوعی: صدای حنانه نیز شناخته شده است که از دوری و جدایی زاری میکند و ناله میزند.
پیش از این قصۀ ستون گفتمتا چسان گشت او و چون گفتم
هوش مصنوعی: قبل از این، داستان ستون را بیان کردم که چطور به این وضعیت رسید و چگونه به آن اشاره کردم.
سنگ ریزه نه در کف بوجهلشد نبی را مقر چو مردم اهل
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده است که سنگ ریزهها در دست کسی که تجربه و دانش زیادی ندارد، نمیتوانند به عنوان نشانهای از ارزش یا مقام در نظر گرفته شوند. نبی، به عنوان فردی بزرگ و اهل علم، در مقام و منزلت خود قرار دارد و نمیتوان او را با امور سطحی و بیارزش مقایسه کرد. در واقع، این شعر به اهمیت شناخت و جایگاه افراد با تجربه و اهل علم میپردازد و به ناپسند بودن بزرگنمایی چیزهای بیارزش در برابر آنها اشاره میکند.
بانگ هر سنگ از کفش بشنیدخوش و بیگانه و مرید و مرید
هوش مصنوعی: صدای هر سنگی که به کفش بخورد، خوشایند است و هر کسی، چه stranger و چه مرید، آن را میشنود.
هم همان شب مه دو هفته شکافتچون از احمد اشارتی دریافت
هوش مصنوعی: در آن شب، ماهی که دو هفته از کامل شدنش گذشته بود، شکاف برداشت، چون احمد اشارهای کرد.
نی عصا مار شد به دست کلیمنی ز اصحاب گشت کلب علیم
هوش مصنوعی: نی به دست کلیم به مانند عصای جادویی شد و در پی آن، از دوستان او کسی به کلب علیم تبدیل نشد.
نی زمین همچو لقمه قارون راز امر موسی بخورد آن دون را
هوش مصنوعی: زمین به خاطر دستور موسی، لقمهای از ثروت قارون را بلعید و آن فرد پست را فروبرد.
گشت آتش خلیل را گلشنبر همه تیغ بد بر او جوشن
هوش مصنوعی: آتش ابراهیم گلستانی شد و در برابر تیرهای بدی برای او زرهی فراهم آمد.
مثل این معجزات در قرآنذکر کرده است گونه گون یزدان
هوش مصنوعی: خداوند در قرآن معجزات مختلفی را ذکر کرده است.
ذرههای زمین و هفت سماهمه هستند بندگان خدا
هوش مصنوعی: ذرات خاک و هفت آسمان همه مخلوق و بندگان خداوند هستند.
دائماً در رضای حق کوشندبر عدو همچو شیر بخروشند
هوش مصنوعی: همیشه تلاش میکنند که در راستای رضایت خداوند حرکت کنند و در برابر دشمنان مانند شیر با قدرت و شجاعت به مقابله بپردازند.
بر ولی نرم چون عذاب شوندبر عدو چون سقر عذاب شوند
هوش مصنوعی: اگر به دوست و ولیّ خود برخورد کنی، باید نرم و مهربان باشی؛ اما اگر با دشمن رو به رو شدی، باید با شدت و قساوت رفتار کنی.
رو رضای خدا بدست آورتا شوندت ز جان و دل چاکر
هوش مصنوعی: برای جلب رضایت خدا تلاش کن تا دل و جان تو آماده خدمتگزاری شود.
همه گردند با تو یار و ندیمنبود از پلنگ و شیرت بیم
هوش مصنوعی: همه با تو دوست و همراه میشوند و از پلنگ و شیر نمیترسند.
هر که ترسد ز حق از او ترسندآفرینش همه ز پست و بلند
هوش مصنوعی: هر کس از حق و عدالت بترسد، آفرینش از او و کارهایش خواهند ترسید؛ این شامل همگان میشود، چه در جایگاههای رفیع و چه در موقعیتهای پایین.
چون کسی را خدا شود یارشکی گزندی رسد ز اغیارش
هوش مصنوعی: وقتی خداوند حامی و یاور کسی باشد، هیچ آسیبی از جانب دیگران به او نمیرسد.
شیر مرکب شود ز خوف او راسر نهد چون ببیند آن رو را
هوش مصنوعی: وقتی شیر از ترس کسی بترسد و آن فرد را ببیند، سرش را پایین میآورد.
چون عنایت بود به وی همراهنی خطایی رساندش نه تباه
هوش مصنوعی: زمانی که لطف و عنایتی بر او باشد، نه اشتباهی به او میرسد و نه چیزی او را به نابودی میکشاند.
هر که گردد گزیدۀ اللّهشود او را مطیع بنده و شاه
هوش مصنوعی: هر کسی که انتخاب خداوند قرار گیرد، نفرین و اطاعت از او به هر دو صورت - به عنوان بنده و به عنوان فرمانروا - خواهد بود.
خایفان را امان بود ز خداایمنان راست خوف و رنج و بلا
هوش مصنوعی: ترسزدگان از خدا در اماناند، ولی افرادی که ایمن هستند، همیشه در خوف و سختی و مشکلات به سر میبرند.